امروز : چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۲:۳۵ AM
گفتگوی ویژه عبارت
آرزو ولی پور؛ مدیرکل کتابخانه های عمومی مازندران:

چرا باید در پستو بنشینم؟/موازی کاری آفت فرهنگ ماست/ هفده سالم بود که ازدواج کردم/ وقتی رئیس دانشگاه شدم،کامنت گذاشتند: شهدا شرمنده ایم!/پدرم اهل ریش بلند وتسبیح دومتری نبود!

آرزو ولی پور؛ مدیرکل کتابخانه های عمومی مازندران
    -     کد خبر: 19817
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۸/۱۵|۲۳:۳۰

عبارت ـ عالین نجاتی: مهربان! این بهترین و نزدیک ترین تعریفی است که می توان از آرزو ولی پور به دست داد. قرار گفتگو ساعت ۱۰ بود اما من به اشتباه فکر کردم قرار ساعت ۱۱ است و بنابراین مثل اکثر پروازهای ایران ایر با تاخیری قابل توجه به ساختمان کتابخانه های عمومی استان رسیدم. بعد از کمی انتظار همراه با خبرنگار و عکاسمان وارد اتاق شدیم. اتاقی ساده، بدون اضافات قاب گرفته شده و نمایش های بصری و گول زننده و البته بدون زیبایی شناسی دقیقی و انحصار بصری!

هنگام گفتگو اصلا احساس خستگی نکردم و به نظرم آمدم حرف های خانم ولی پور با توجه به جنسیت و سن شان قابل توجه است، هرچند حرف های کلیشه ای هم کم نبود، اما جسارتش را ستودم، مخصوصا آنجا که به سراغ پدر و همسرش رفت و با احترام و بدون ملاحظات معهود از آنها سخن گفت و البته هروقت از زن بودنش حرف می زد چشمانش مثل گوهری نایاب می درخشید.

او نه تنها زن بودن را محدودیت نمی دانست، بلکه عملا با نگاهی غیرفمینیستی سعی داشت تا بر توازن معرفتی انگشت بگذارد تا اینکه تلاش کند بر کوس برابری زن و مرد بدمد.

خلاصه اینکه بعد از اندکی خوش و بش رفتیم سراغ اصل مطلب و من با این سوال آغاز کردم که زن بودن در ترکیبی کاملا مردانه چه حسی دارد...

 

هیچ وقت سعی نکردم اخلاقم مردانه شود

آرزو ولی پور در آغاز گفتگو به تشریح کار بعنوان یک مدیرکل زن در جمعی مردانه پرداخت و گفت: زن بودن خیلی خوب است واصلا برای کسی که لطافت زنانه خود را شناخته باشد.خیلی حضور درجمع زنانه ومردانه برایش فرقی نمی کند. چون خودش راگم نمی کند کسی که خودش راشناخته باشد، سعی میکند همیشه زن بودن و لطافت خود راحفظ کند .

وی افزود: دریک شرایطی مامی توانیم بگوییم که خیلی سخت است که یک زن باشی ودر محیط مردانه باشی و بخواهی خودت راتبدیل کنی! یعنی دیگر زن نباشی! یعنی در جمع مدیران مرد باشی  اما مدیر زن باشی وبخواهی تبدیل نشوی به یک مدیر مرد.

مدیرکل کتابخانه های عمومی مازندران اظهار داشت: هیچوقت سعی نکردم اخلاقم مردانه شود. چرا باید این اتفاق بیفتد. یعنی من فکر میکنم این بزرگترین توهین به یک خانم است.مثلا یک خانمی خیلی خوب کارمیکند، میگویند:" اینجامثل یک مرد کار کرد."درست است که این حرف  درواقع یک نماد است ولی میخواهدیگوید که تو نتوانستی کار کنی. ببخشیدمگر حضرت زینب مرد بود؟ ولی مثل یک شیر ایستادو غریدوبه همه ی دنیا ثابت کرد می شود زن بود ولی هزاران کسی را که می گویند ما مرد هستیم وخانم ها نمیتوانند رابه زانو درآورد.  حتی اگر طرف مقابلت رئیس حکومت باشد مثل کاری که حضرت زینب درمقابل امویان کرد.

 

 

چرا باید در پستو بنشینم؟

ولی پور ادامه داد: اگر یک زن خیلی مرد بشود دیگر درخانه زن نیست واین با  رسالتش خیلی تضاد پیدا می کند. شاید این حرفم خیلی به ذائقه ی مدیران زن خوش نیاداما یک زن اول باید همسرباشد، اول باید مادر باشد، اول باید وجهه ی اجتماعی را به عنوان یک بانو در جامعه داشته باشد، بعدیک مدیر باشد.

نخستین مدیرکل زن غیرستادی مازندران بعد از انقلاب با بیان اینکه «ازاینکه یک مدیر زنم هیچ حس بدی ندارم» ادامه داد:  این را  قلبا عرض میکنم  که هیچ محدودیتی را برای خودم نمی بینم چون وقتی خودت، خودت را اینطورباور کنی و بگویی من با این نگاه با این حس لطیف با این مدل جریان رفتاری وارد کارشدم و خودت وقتی خودت را بپذیری همه ی مدیران هم تو را می پذیرند .

ولی پور تصریح کرد:جایی مدیریت یک مدیران زن آزار دهنده می شود که مدیران زن خودشان برای خودشان محدودیت ایجاد می کنند. می گویند من زن هستم الان نمیتوانم بروم آنجا!  چرا نمیتوانم؟من که ظاهرم حفظ است، من که حجابم برتراست! من که خیلی در نگاه های بیرونی به زیبایی چهره ام کمک نمیکنم، خیلی آرایش نمی کنم و استاندارد یک زن مسلمان را رعایت میکنم چرا در پستو بنشینم؟ مشکل جایی است که شما نمیخواهید به چالش دعوت شوید. وقتی که میخواهید ویا علی میگویی باید پی ی همه چیز را به تنت بمالی. تنها مشکلی که برای خانم ها وجود دارد این است که زمان استراحت شان کمی کم می شود.

 

بدون کمک همسرم نمی توانستم قدم از قدم بردارم

ولی پور در ادامه گریزی به آشنایی و ازدواجش با همسرش و نقش او در موفقیت هایش زد و گفت: من هفده سال داشتم که ازدواج کردم  و بیشتر از نصف سال‌های عمرم را ایشان در کنارم بودند.  واقعاباید بگویم بدون کمک ایشان من نمی توانستم قدم از قدم بردارم. آن چیزی که من در زندگی بعد از خدا دارم ازمادرم و از همسرم است. ایشان اصلا برای من فقط یک همسر نیست چون همسر یک کتاب قانونی دارد، یک تعریفی دارد! ایشان برای من واقعا یک دوست ویک پشتوانه محکم هستند. این خیلی خوب است که بتوانی با همسرت راحت حرف بزنی ومسائل ومشکلات را بگویی.

مدیرکلکتابخانه های عمومی مازندران  وضعیت فرهنگی استان و کشور را پیچیده و حساس توصیف کرد و گفت: مسائل فرهنگی یکی از مسائلی است که خیلی نمی شود و نباید سیاسی اش کرد. این بحث هیچ ارتباطی به این دولت،دولت قبل ودولت بعد ندارد. من فکر می‌کنم درطول این سال‌هایی که ما می توانستیم بهترین اتفاق فرهنگی را در کشور رقم بزنیم،اتفاق خاصی نیفتاد. من بعد ازاین که در اداره کل کتابخانه ها مستقرشدم اولین نامه ای که به استاندار نوشتم درخواستی بود که استاندار دستور بدهند یک کارگروهی تشکیل شود و یک سری از دستگاه‌های فرهنگی را هم قید کردم که اینها ماهانه باهم بنشینند.چون نگاهم این بود که موازی کاری در دستگاه‌های فرهنگی وحشتناک است واز آن طرف می گوییم:  ما می‌خواهیم "صرفه‌جویی در هزینه" کنیم . اما تا وقتی موازی کاری وجود داشته باشد هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

 

 

موازی کاری آفت بزرگ فرهنگ ماست

وی تصریح کرد از24 آبان "هفته کتاب" شروع می‌شود. اسم آن هفته کتاب است  ولی بانی آن به جای ما اداره کل فرهنگ و ارشاد است واین ازلحاظ ساختاری ایراد دارد. من می گویم که ما اداره کل کتابخانه‌های استان هستم وطرف حساب کتابیم ولی در هفته کتاب ورود نداریم چون ساختار برای ارشاد تعریف شده.  ازطرفی کتابخانه‌ها هم می گویند ما با کتاب کار می‌کنیم پس مگر می شود در هفته کتاب کاری نکنیم؟بنابراین  ورود می کند. چه اتفاقی می‌افتد؟  من برنامه‌های خودم را اجرا می‌کنم، ارشاد برنامه‌های خودش را اجرا می کند.  من یک شعار برای هفته کتاب در نظر می‌گیرم،  ارشاد یک شعار دیگر  و ازطرفی « کتاب » در  برنامه کاری "کانون پرورش فکری" هم هست و یک سری برنامه‌هایی را هم آنها در نظر می گیرند. حالا به این لیست «سازمان تبلیغات» و «دانشگاه» و «آموزش وپرورش » و.. را هم اضافه کنید.

ولی پور با طرح این مسئله که می شود همه‌ی این دستگاه‌هارا به صورت زنجیرواربهم متصل کرد، اظهار داشت: با اینکار تجمیع بودجه، تجمیع زمان و تجمیع ایده‌ها وبمباران اتفاق‌های خوب حاصل می شود.

 

می‌گویند چون فلانی بامن همراه نیست باید نادیده گرفته شود

مدیرکل کتابخانه های عمومی مازندران با انتقاد از سیاست زده گی در حوزه فرهنگ گفت: فرهنگ چیزی نیست که سیاست زده شود. فرهنگ تعریف مشخصی دارد. متاسفانه در بعضی از شرایط مدیران فرهنگی ما فقط سیاسی عمل می کنند می‌گویند چون که فلانی بامن همراه نیست پس باید نادیده گرفته شود. این کجایش نگاه فرهنگی است؟ ما تا زمانی که بین نیرو‌های صاحب سبک،بالیاقت وباکفایت به خاطراینکه سلیقه شان با سلیقه ما متناسب نیست دیوار بکشیم هیچ اتفاق مثبتی نمی‌افتد.

 

 

نمی شود با زور مردم را کتابخوان کرد

ولی پور در ادامه برخی از کاستی ها در حوزه کتاب در کشور و استان اشاره کرد و گفت: یکی از مهم‌ترین کارهایی که در گذشته باید انجام می شد ونشد ـ ومن باورم بر این است که همین باعث شد که خیلی ازمردم کتاب نمی‌خوانند ـ  این بود که ما یک نسخه را برای کل جامعه پیچیدیم . گفتیم برای کتابخوان کردن اهدای کتاب کنیم!  با هدیه دادن کتاب؛ کسی کتاب خوان نمی‌شود . گفتیم به زور عضو گیری کنیم  و اتوبوسی از اینور و آنور کتاب بیاوریم که آمار بالا برود. اما با این تصمیمات کسی کتابخوان نمی‌شود.

 

 

تبدیل کودکان کار به کودکان کتابفروش

وی افزود:  من نگاهم این است: کسی استاد که دانشگاه است کتابش را میخواند. کسی که دانشجو است کتابش را می‌خواند . این جزو وظایف شخصی و کاری اش میشود پس ما اول باید برویم ورجوع کنیم وپیدا کنیم کسایی را که اصلا کتاب را نمی شناشند. شاید خیلی‌ها دوست داشته باشند کتاب بخوانند ولی کتاب را نمی‌شناشند. زنان خانه‌دار روستایی‌مان چقدر کتاب میخوانند؟ می شود نسخه‌ی یک زن روستایی را برای یک دانشکاهی بپیچم؟ کودک کاری که در خیابان در گرما و سرما ضایعات می‌فروشد وگاهی پشت چراغ قرمز شیشه راتمیز می‌کند چرا نباید کتاب بخواند؟ من به نیروهایم در اولین جلسه گفتم که اولین کاری که باید بکنیم این است که ظرفیت استان را بشناسیم و نسخه‌ای که می پیچیم بر اساس مخاطبانمان باشد. می خواهیم آغاز طرح جدیدمان از "هفته کتاب" باشد و درطول سال ادامه پیدا کند.  چرا این بچه‌ها باید دستمال‌کاغذی بفروشند؟ چرا گُلپر وامثالهم بفروشند؟ ما در انبارمان پرازکتاب است، پس چرا یک چرخ زیبا به این بچه ها ندهیم وداخلش راپر از کتاب‌های ایستگاه مطالعه نکنیم تا کودک باکتاب داخل شهر برود؟

 

افزایش قیمت کتاب ربطی به کاهش مطالعه ندارد

نخستین مدیرکل زن غیرستادی مازندران بعد از انقلاب با بیان اینکه« قیمت کتاب را دلیل مطالعه نکردن نمی دانم» تصریح کرد:کسی که  اهل مطالعه است تحت هر شرایطی کتاب می‌خواند. قیمت بالا شاید سرعت مطالعه او را پایین بیاورد مثلا به جای 5 کتاب در ماه دو کتاب بخواند. مردم ما فطرتا مطالعه را دوست دارند در اکثر آشپزخانه‌ها کتاب آشپزی هست. بنده این را قبول ندارم که مردم ما با کتاب بیگانه‌اند. ما خوب برنامه‌ریزی نکردیم.

ولی پور در پاسخ به این پرسش عمومی که "آیا می شود همه کتاب ها را در کتابخانه های عمومی مازندران یافت یا نه" گفت:  یکی از وظایف اداره‌کل کتابخانه‌ها حمایت از مولفین و ناشران است. به این صورت که من ناشر کتاب خود را چاپ می‌کنم بعد به اداره‌کل درخواست می‌دهم اداره هم بر اساس بضاعت و میزان خود یک تعدادی کتاب از بنده می‌خرد. زمانی که بنده روی کار آمدم درخواست زیادی برای خرید کتاب از سوی ناشران داشتیم که کتاب برخی واقعا خوب و برخی کتاب‌ها فقط در حد اسم بودند و نمی‌شود به آن‌ها کتاب گفت چون کتاب یک حرمت خاصی دارد. برای خرید کتاب‌های خوب منابع باید خیلی خوب باشد، از ‌یک‌سال گذشته به این‌طرف هنور اداره کتابخانه‌های استان نتوانست هیچ کتابی را خریداری کند. پس این اتفاق نمی‌افتد که ما همه کتاب‌ها را خریداری و در کتابخانه داشته باشیم.  نه اینکه تصور مردم از اینکه همه‌ی کتاب‌ها در کتابخانه مرکزی استان وجود دارد اشتباه باشد بلکه قدرت خرید ما پایین است.

 

شهرداری ها سهم نیم درصد خود را پرداخت کنند!

نخستین مدیرکل زن غیرستادی مازندران بعد از انقلاب  افزود: این قدرت خرید در  صورت تامین اعتبار ، مثلا اعتبار قانونی نیم درصد شهرداری ها قابل افزایش است. شهرداری‌ها بدانند که اگر همکاری لازم را نداشته باشند و نیم درصدها را پرداخت نکنند مجلس شورای اسلامی قانونی گذاشته که  خودشان حساب آن‌ها را مسدود و مبلغ مورد نظر را به حساب کتابخانه‌ها واریز می‌کنند و حتی از پرداختی‌ها و بودجه‌های دیگرش کسر می‌کنند چون نتوانستند تعامل لازم را اجرا کنند. متاسفانه هنوز این تعامل بین ما وشهرداران ایجاد نشده است(هرچند برخی از شهرداری ها در این زمینه خوب عمل کردند)  اگر این پرداختی‌ها به‌خوبی صورت گیرد مشکلات فعلی ما در منابع واقعا حل می‌شود.ما در استان مازندران 109 کتابخانه داریم برای هر کتابخانه‌ای مگر چقدر کتاب می‌خواهیم بخریم؟ از یک ناشر اگر 2 کتاب هم بخریم می‌شود دویست و خورده‌ای که با توجه هزینه‌های هنگفت شهرداری ها مبلغی به‌حساب نمی‌آید.

 

این همه اتفاق در کشور می افتد بعد میگویند دولت کاری نکرده!

مدیرکل کتابخانه های عمومی مازندران اظهار داشت:  تا سیاستگذاری ما تغییر نکند اتفاقی نخواهد افتاد. تا خودِ مدیر اهل مطالعه نباشد نمی‌تواند اهمیت مطالعه را درک کند. در این رابطه با آقای استاندار هم صحبت کردیم. ایشان استقبال کردند و گفتند این موضوع را در شورای اداری مطرح می‌کند. چرا نباید در دفاتر تمام ادارات ایستگاه مطالعه داشته باشیم؟ شناسایی محله‌ها باید درست باشد ایستگاه مطالعه در بیمارستان به چه دردی می‌خورد؟ آیا کسی که بیماردار  است حوصله کتاب خواندن دارد؟

ولی پور عملکرد رسانه های استان در حوزه کتاب را پر فرازونشیب ارزیابی کرد . گفت: درهرحوزه ای اگر رسانه نباشد هیچ اتفاقی نمی افتد. درهرمجموعه ای روابط عمومی ها می توانند آن مجموعه را به عرش برسانند و به فرش بیاورند، چون نقش رسانه را دارند. این همه اتفاق در کشور می افتد بعد بعضی ها میگویند در فلان دولت هیچ اتفاقی نیفتاده است و رهبری به دولتمردان می گویند من که می دانم این همه کار اتفاق افتاده، چرا خبری اش نمی کنید؟ یعنی رسانه نقشش اینقدر مهم است که می تواند یک دولت رابا همه ی ساز و کارهایش زیر سوال ببرد ویک چیزی که اصلا وجود ندارد را هم علم کند وبگوید به اندازه دولت کار کرده است.خیلی از رسانه های ما خوب عمل کردند و خیلی ها هم فقط رپورتاژی عمل کردند. رسانه نباید کاری بکند که فقط به ذائقه مدیر خوش بیاید زیرا این کار خیانت به مردم است.باید طوری عمل کند که مردم به او اعتماد کنند.

 

از رانت خانواده شهید بودن استفاده نکردم

دقایقی پایانی این گفتگو پیرامون شهید علی ولی پور؛ پدر آرزو ولی پور گذشت و او با طرح این موضوع که « از رانت خانواده شهید بودن فقط لذت تنهایی ودل تنگی های آن را چشیدم» گفت:  وقتی دو سالم بود پدرم شهید شد و به جز یک خاطره ی کوتاه چیزی از او به یاد ندارم. خوشخالم دختر مردی هستم ـ این مرد راباید خیلی غلیظ بگویم ـ که بعداز گذشت سی وچند سال هر کسی به من می رسد و متوجه می شود که من بچه ی "علی ولی پور" هستم خاطره ای از پدرم برایم تعریف می کند که من واقعا افتخارمیکنم که فرزند چنین مردی هستم.

 

 

پدرم اهل نمازشب و ریش بلند وتسبیح دومتری نبود!

وی ادامه داد: پدرمن اهل نمازشب و ریش بلند وتسبیح دومتری نبود! اصلا اهل ریا نبود! پدرم لوطی بود. مادرم همیشه میگوید ایشان حُر بودند. من واقعا متاسفم  بدلیل یک نقص فرهنگی که مولفین ما شهدا را اینقدر ازمردم عادی دور می کنند و سعی می کنند آنها را تافته جدابافته معرفی کنند . بگذارید جوانان ما بدانند که شهید ولی پور بوکسور بود و هفت سال تلاش کرد تا به مادرم برسد و زندگی اش با او عاشقانه بود.

 

 

وقتی رئیس دانشگاه شدم کامنت گذاشتند: شهدا شرمنده ایم!

مدیرکل کتابخانه های عمومی مازندران افزود: او و مادرم  با هفت سال زندگی کردند و پدرم هفت ماه مفقودالاثر بود.  هفت عددعجیبی برای ما بود. جالب است بدانید کل وصیت نامه شان هم خطاب به مادرم است و درپایان نامه خیلی جالب نوشتند:"فدای تو علی" و بعد روی "تو" خط کشیدند ونوشتند:" اسلام" .یعنی اسلام را به مادرم ترجیح دادند. خوشبختانه با وجود مادرم اصلا خلاء پدر را احساس نکردم.  ولی دلتنگی هایش همیشه با من بود. زمانی که من رئیس دانشگا ه شدم یک بزرگواری کامنت گذاشت: « شهدا شرمنده ایم»!  خیلی دلم گرفت و رفتم سر مزار پدرم اشک ریختم وبعد فهمیدم آن شخص کسی بود که قبلا ادعای ریاست داشت! من پدرم را همیشه حاضر میبینم و واژه یتیم بودن را بیگانه میدانم وخوشحالم از اینکه تا همیشه پدرم در کنارم حاضر است.

 

شریعتی آرامم می کند

آرزو ولی پور در پایان به برخی از علاقمندی هایش در حوزه کتاب اشاره کرد و گفت: تخصصم در شعر است. بنابرین داستان را خیلی تخصصی نمی خوانم وساعت های تنهاییم را بیشتر باشعر پُرمیکنم.در حوزه فرهنگی هم آقای شریعتی کتاب هایش یک جوری است که به آدم آرامش می دهدو وقتی میخوانی حس میکنی خودت نویسنده اش هستی.

 

پیاده سازی و ویرایش گفتگو: محمود ساجدی

عکس: محمدرضا نجاتی

 

استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام سایت عبارت  مجاز می باشد.

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

محمدي
دوشنبه ۱۷ آیان ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۶
خانم دكتر ولي پور يكي از مديران توانمند در عرصه هاي مديريتي استان مازندران هستند و البته روشن فكر مذهبي و آزاد انديش ، موفق باشيد خانم مدير
یکشنبه ۱۶ آیان ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۱
درود بر شیر زنان ایران زمین
مهدیه
یکشنبه ۱۶ آیان ۱۳۹۵ - ۰۲:۱۶
آفرین به این شجاعت زنانه
پربازدیدترین