امروز : چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۴:۴۳ PM
اختصاصی عبارت
یادداشت شب

باران بیاید، عاقبت اهل آینه بخیر

هومن حکیمی
    -     کد خبر: 22510
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۳|۲۱:۲۳
همیشه چیزهایی هست که نمی‌دانی، که سر بزنگاه به تو سر می‌زنند، جلوی تمامیت‌خواهی تو را می‌گیرند و نشانت می‌دهند که کپی‌پیست کردن القاب چاره‌ی دردت نیست. همین.

عبارت ـ هومن حکیمی:«چیزهایی هست که نمی‌دانی»؛ چیزهایی که در هیچ کتاب و دانشگاه و مکتبی به کسی آموزش نمی‌دهند. حالا تو هرچقدر هم که تلاش کنی که پشت نامت، لقب و مدرک دانشگاهی «کپی‌پیست» کنی، نتیجه‌ای به همراه نخواهد داشت.  بخش مهمی از معرفت و انسانیت، فقط اکتسابی نیست، بیشتر فطری است. حالا نمی‌خواهم وارد بحث پیچیده‌ی فطری بودن و اکتسابی بودن و غیره بشوم، به یک دلیل مهم؛ چون مخاطب اصلی این یادداشت آنهایی هستند که از دانش و انسانیت و بصیرت و اخلاق و مردم و... تنها برچسب‌هایی را برداشته‌اند و به پیشانی‌شان چسبانده‌اند. اینکه ادعا کنیم که انسانیم، البته که کار سختی نیست اما در میدان عمل است که یکی می‌شود علی(ع) با ذوالفقارش و دیگری، حبابی که آب‌دهان بر صورت حریفش پرت می‌کند.
ما مردم عجیبی هستیم. بعضی از ما می‌توانیم در آنِ واحد مواضع متفاوتی داشته باشیم. می‌توانیم فریاد وااَسفا سر بدهیم و بگوییم؛ «جماعت، کجایید تا ببینید که همان کسانی که در این چند سال اخیر باعث ترقی مرکز استان مازندران شده‌اند، به خاطر زیاده‌روی کردن عده‌ای اندک از یک جمعیت چندهزار نفری، مبانی ارزشی و اخلاقی را به باد داده‌اند». می‌توانیم تمام نقاط مثبت و رضایت اکثریت مردم را نبینیم و به کاستی‌های اندک بدمیم. می‌توانیم خودمان را مدعی بصیرت و اخلاق و حامی ارزش‌ها و مذهب جلوه بدهیم اما در خلوت خود اتاق‌های فکری تشکیل بدهیم که حاضرند برای رسیدن به مقاصد و منافع شخصی و گروهی، به سخیف‌ترین شکل ممکن، مرزهای اخلاق و ارزش را لگدمال کنند.
ما مردم غریبی هستیم. بعضی از ما می‌توانیم از فضای مجازی سوءاستفاده کنیم. می‌توانیم اسممان را مدافعین مردم و اخلاق بنامیم اما در فضای مجازی با دروغ و تهمت آبروی دیگران را مورد هجوم قرار بدهیم.‌ به گزاره‌های تقلبی و کذب، سروشکلی حقیقی بچسبانیم تا عقده‌های حقارتمان را آبیاری کنیم. آنجا که منافعمان به خطر می‌افتد، حتی نماینده‌ی ولی فقیه را تخریب کنیم و امروز که باز هم منافعمان ایجاب می‌کند، سعی کنیم که همان نماینده‌ی محترم ولی فقیه را به نفع خود مصادره نماییم. می‌توانیم کوتاهی قدّ عقلمان را پشت دیوار از بین بردن آبروی دیگران، مخفی کنیم. می‌توانیم در صفحه‌ی شطرنج اقدام و عمل، نقش مهره‌های سوخته را ایفا کنیم و از بیرون صفحه، برای برهم زدن قاعده‌ی بازی، لگد پرتاب کنیم.
در مورد برخی از ما حتی گزاره‌ی «حالا که ما را به بازی نمی‌گیرند، پس...» نیز مصداقی ندارد چون خودمان، با دست خودمان کاری کرده‌ایم که حذف شده باشیم، بنابراین درباره‌ی ما، ادعای دیده‌بان شفاف بودن، تقلب و شایعه‌پراکنی در فضای مسموم مجازی و... جواب نمی‌دهد.
ما مردم عجیب و غریبی هستیم. بعضی‌هایمان می‌توانیم در کثافتی که ساخته‌ایم، در منجلابی که خودمان برای خودمان و به خاطر عملکرد اشتباهمان و نگاه دگماتیک‌مان به وجود آورده‌ایم، شبانه‌روز شناور باشیم و تنها وقتی از غار تنهاییمان بیرون بیاییم و ادای دکترها و روشنفکرها و نماینده‌ی ملت بودن را دربیاوریم که احساس کنیم می‌توانیم با خزعبلات دهان پرکن و تهمت و افترا، کمی - فقط کمی - از منجلابی که در آن غوطه‌وریم فاصله بگیریم اما... . همیشه چیزهایی هست که نمی‌دانی، که سر بزنگاه به تو سر می‌زنند، جلوی تمامیت‌خواهی تو  را می‌گیرند و نشانت می‌دهند که کپی‌پیست کردن القاب چاره‌ی دردت نیست. همین.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

بابا زاده -باقر
یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۷
ناصر معیل خوب نبود ابروی زحمات پیری و عبوری را برد
لیلا
یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۶
اندکی صبر.... کاش آدم ها شبیه خودشون بودن .. متن قابل تاملی بود و عالی ..★
سهراب
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۸
یه مشت زبون نفهم که فقط دنبال بالا کشیدن خودشون و له کردن بقین گند میزنن به مازندران. اینجا هیچ اتفاقی نمیفته تا اینا هستن