امروز : یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶ ساعت : ۸:۱۵ PM
اختصاصی عبارت
گفتگو با بریانی اقدم؛ دبیر مستعفی انجمن ایران اسلامی دانشگاه مازندران:

«میرنیا»بر سرم فریاد زد و تلفن را قطع کرد/«الله کرم» بدون تماس مناظره را لغو کرد/میرنیا گفت:خاتمی را دعوت کن مجوزش با من/رئیس دانشگاه مدام زیر قولش زد

سهند بریانی اقدم
    -     کد خبر: 22511
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۴|۰۱:۰۹
سرویس :
میرنیا حتی دکتر نجفی را برای صرف یک چایی هم به ساختمان مرکزی دعوت نکردند و به استقبالش هم نیامدند.

عبارت ـ گروه جامعه:  سهند بریانی اقدم ۲۲ ساله است. آنقدر جوان است که می شود انرژی های پاک را از عمق لحنش بیرون کشید. بیش از اندازه صادق و بسیار اهل ادب است و همین دو شاخصه باعث شد که گفتگو با وی طولانی تر از گفتگوهای خبری صرف شود. بریانی اقدم که حالا باید او را دبیر مستعفی انجمن ایران اسلامی دانشگاه مازندران خواند، این روزها یکی از پرماجراترین شخصیت های دانشگاهی مازندران است. او و همفکرانش در انجمن ایران اسلامی در آذرماه دکتر علی نجفی؛ نماینده اصلاح طلب بابل را به دانشگاه آوردند و قرار بود سی ام آذرماه هم با مدیریت آنها مناظره ای بین الله کرم و اکبر اعلمی برگزار شود که با کناره گیری ناگهانی و یکطرفه الله کرم منتفی شد و زمینه را برای ایجاد حواشی بسیار فراهم آورد.

اگرچه این اتفاق مایه تاسف دانشجویان و هواداران دکتر روحانی شد و به ناامیدی آنها از فضای دانشگاه مازندران، آنهم در دولت امید، افزود، اما نشان داد که مدیریت محافظه کارانه میرنیا بر دانشگاه مازندران در واقع تداعی کننده دوران حکومت اصولگرایان بر قوه مجریه است و هیچ نسبتی با ایده ها و اظهارات رئیس جمهور در ۱۶ آذر امسال ندارد. روایت بریانی اقدم از برخورد دکتر میرینا؛ رئیس دانشگاه مازندران با وقایع سیاسی نشان می دهد که گویا مازندران در همه زمینه ها شاهد بدترین انتخاب ها بوده است و این ضعف مدیریت تنها به استانداری مازندران محدود نمی شود.

برگزاری بی رونق روز دانشجو در دانشگاه مازندران به علاوه عدم موافقت با برگزاری سخنرانی دکتر اعلمی و همچنین ضعف و کوتاه آمدن های پیاپی در برابر فشارهای بیرونی، شخصیتی از دانشگاه مازندران ساخته است که با هویت واقعی اش فاصله بسیاری دارد.

 امید می رود این گفتگو مورد توجه دکتر فرهادی؛ وزیر علوم و چهره های دانشگاهی مازندران قرار گیرد و دستمایه اعتراض و انتقاد به رویه تثیبت شده در دانشگاه مازندران را فراهم آورد. به نظر می رسد برخورد حذفی اقتداگرایان با دکتر اصغری آقمشهدی سرپرست دانشگاه مازندران باعث شده است که میرنا برای حفظ میز ریاست در زمین منتقدان سیاست های دولت تدبیر و امید بازی کند. اتفاقی که آنقدر در تاریخ تکرار شده که دیگر عجیب به نظر نمی رسد.

در ادامه گفتگوی مشروح ما با بریانی اقدم را در باب اتفاقات اخیر از نظر می گذانید. عبارت فرصت پاسخگویی را برای اشخاصی که از آنها در این گفتگو نام برده شده است محترم و محفوظ می شمارد.

 


طبق اخباری که خود شما هم پیشتر در گفتگو با ما اعلام کردید دکتر اعلمی از تاریخ ۰۹/۲۶ در مازندران بودن با اینکه مراسم شما طبق وعده در سی ام آذرماه برگزار می شد، علت حضور زود هنگام اعلمی چه بود ؟ چون در بیانیه رئیس دانشگاه هم به همین مسئله به نوعی اعتراض شده بود
با توجه به اینکه دکتر اعلمی جانباز دوران جنگ هستند و مشکل کمر دارند نشستن زیاد مایه آزار ایشان بود، برای همین تصمیم بر این شد که آقای دکتر با هواپیما به ساری بیایند و ما بیاوریمشان بابلسر ، پرواز تهران به ساری فقط روزهای فرد ساعت ۱۹.۲۰ عصر بود ، برای همین ما به دانشگاه گفتیم که برای یکشنبه بلیط تهیه کنند ، روزدوشنبه مورخ ۰۹/۲۲ کارپرداز دانشگاه به من زنگ زد و گفت پرواز یک شنبه لغو شده و فقط جمعه شب مانده، برای همین من به دکتر اعلمی زنگ زدم و ایشان خواهش کردم که جمعه تشریف بیاورند ، ایشان لطف کردند و بعد از هماهنگی ها گفتند مشکلی ندارد و جمعه می ایند ، بعد کارپرداز دانشگاه برای جمعه بلیط تهران به ساری را برای ما گرفتند و سه شنبه این بلیط را ما از معاونت فرهنگی گرفتیم . اینکه تاکید میکنم از معاونت فرهنگی گرفتیم به خاطر تماس اهانت آمیز ایشان در روز جمعه است که اگر بحثش شد در ادامه می گویم.

 


پس دانشگاه برای روز جمعه بلیط گرفت و همه چیز هماهنگ بود ، برای اسکان چطور. در این مورد خودتان اقدام کردید؟
ببینید طی نامه ای که من دو هفته قبل از حضور دکتر اعلمی به معاونت فرهنگی زدم ، خواستم که با توجه به کمک مالی وزارت علوم در مهرماه به هر تشکل (مبلغ یک میلیون و پانصد هزارتومان برای هر تشکل به حساب دانشگاه ریخته شده) ، هتل میزبان را برای دکتر رزرو کنند  ، چرا که ما فکر می کردیم اگر دکتر از روز یکشنبه هم که بیایند بابلسر صددرصد افراد و گروه های زیادی خواهان دیدار با ایشان هستند ، بنابراین بایدجای مناسبی باشد که هم از لحاظ امنیتی مناسب باشد و هم مزاحمتی برای کسی ایجاد نکند. ولی دانشگاه گفت که این کار را نمیکند اما اسکان خیلی مناسبی رو در اختیار آقای دکتر می گذارد. بنابراین روز چهارشنبه یعنی دو روز قبل از حضور آقای دکتر ، آقای «آرامش خواه» دبیر واحد تشکیلات با کارپرداز دانشگاه به مجمع آفتاب رفتند تا محل اسکان را ببینند. سپس به من خبر دادند که جای مرتب و تمیزی است و مشکلی ندارد، همانجا به ما گفتند وقتی دکتر رسیدند بابلسر کلید روااز نگهبانی بگیرید و دکتر اسکان پیدا کنند که ما قبول کردیم.

 


ولی شما در بیانیه گفتید دانشگاه اسکان را لغو کرده ، اما در  اطلاعیه دانشگاه خلاف این آمده و گفته شده است که پذیرایی و اسکان همه با دانشگاه بوده؟
نه ببینید! آن بیانیه هیئت نظارت که منتشر شد کاملا زشت و بی احترامی تمام بود و صبر انجمن را لبریز کرد ، چون هرچیزی به نفع خودشان بود را گفتند و من حاضرم تمامی این حرف ها را با سند و مدرک رد کنم.
پنج شنبه شب ، دکتر دیانی معاونت فرهنگی به من پیامی دادند و پرسیدند دکتر اعلمی کی وارد مازندران می شوند، من به شدت تعجب کردم که مگر می شود دانشگاه خودش بلیط گرفته یاشد ، اسکان هماهنگ کرده باشد ، بعد خبر نداشته باشد که مهمانش کی به مازندران می رسد، من جواب دادم  و گفتم فردا شب ، ایشان هم در کمال ناباوری  به من پیام دادند حضور آقثای اعلمی نا متعارف است و دکتر میرنیا با اسکان ایشان مخالفت کرده اند.
من سریعا با دکتر دیانی تماس گرفتم  که از من خواستند به رییس دانشگاه زنگ بزنم و قضیه رو جویا شوم.  مثل اینکه خود دکتر دیانی هم از این قضیه بهت زده شده بودند. روز جمعه ساعت ۱۲ ظهر به سختی آقای میرنیا را پیدا کردم و بعد از معرفی خودم، دکتر میرنیا گفتند: «من از دوشنبه اسکان میدم این آقا نباید بیان»

بنده در جواب گفتم: آخه آقای دکتر! که با گفتن همین جمله کوتاه ایشان سر من با صدایی بلند فریاد زدند وگفتند: «گوش کن ببین چی میگم پسر ، دوشنبه میاد سه شنبه هم میره» و بعد تلفن را روی من قطع کردند. من به شدت متعجب و ناراحت شدم و بارها گفتم به هیچ وجه ایشان را بابت این برخورد دور از ادب نمی بخشم. تا قبل از این اتفاق ایشان را یک فرد تحصیلکرده و قانونمند می دیدم ، ایشان در همه ی دیدارها به من می گفتند: به چشم یک پدر به من  نگاه کنید چون من حامی شما هستم و از این حرفا، ولی در این عمری که خدا به من داده پدرم یک بار هم بر سرم فریاد نکشیده و یا تلفن رو روی من قطع نکرده است. این  طرز حرف زدن و این نوع بی احترامی در شان یک رییس دانشگاه نیست و مسلما کسی که بدین شکل برخورد میکن، اینده سیستم را خراب می کند. واقعا به غرور و شخصیتم برخورد، که برای چه چیزی وقت و جوانیمان را گذاشتیم و با تمام فشارها داریم در تشکل دانشجویی کار می کنیم و هیچ وقت از چارچوب دانشگاه خارج نشدیم.  یکی از دلایل استعفای بنده در اعتراض به همین رفتار ناشایست ایشان بود.

 


خب پس یعنی دانشگاه دروغ می گویدکه اسکان داده است؟ نمی شود که در یک بیانیه رسمی چنین حرف غیر واقعی و نادرستی بیان کرد.
نه ، بعد از پایان تماس بنده و آقای میرنیا ، من متوجه شدم که بسیج یک بیانیه خیلی تندی را منتشر کرده که واقعا تعجب آور بود و جو را به سمت تشنج می برد. این بیانیه ما را نگران مسائل امنیتی دکتر اعلمی هم کرد، راحت بگویم ، با این کار دانشگاه ، عملا ما به گدایی افتاده بودیم و به هرکسی رو  زدیم که فقط یک جای مناسبی برای اسکان دکتر اعلمی پیدا کنیم ، آقای قلی تبار و تاری و خیلی از دوستان دیگه در آن لحظه به ما دلگرمی میدادند و یکی از همین بزرگان لطف کردند و گفتند دکتر را به منزل ایشان ببریم. رابطه من با بزرگانی چون آقای قلی تبار و حاج آقا تاری به انتخابات مجلس بر می گردد، نه زمان دبیری من. زمانی که بنده در ستاد یکی از کاندیدا های مجلس مشغول فعالیت بودم با این بزرگان آشنا شدم. چراکه از معدود کسانی هستند که می گویند مشکل رو  باید خودتان در دانشگاه حل کنید و هیچ وقت نخواستند دستی در دانشگاه داشته باشند. این را از ای بابت گفتم که برخی این آقایان را به دخالت متهم کرده اند که خلاف محض است.
خلاصه اینکه شب اول فرماندار محترم لطف کردند و گفتند به دکتر رو اسکان می دهند و دکتر اعلمی در ویلای بانک کشاورزی مهمان فرماندار بودند.  به همین دلیل آقای میرنیا به خاطر فشارهایی که روی دانشگاه بود ، حاضر شد بالاخره به دکتر اعلمی روز یک شنبه اسکان بدهد.

 


بگذار کمی از فضای دکتر اعلمی فاصله بگیریم و دوربین به سمت رقیب بچرخانیم. قضیه عدم حضور آقای الله کرم چه بود؟
روز یک شنبه، یعنی دو روز قبل از مناظره دکتر اعلمی و آقای الله کرم ما متوجه شدیم جلسه هیئت نظارت به صورت اضطراری تشکیل شده است. خودمان را به ساختمان مرکزی رساندیم و گفتند آقای الله کرم نمی اید و برنامه کنسل است. ما در کمال تعجب پرسیدیم شما از کجا می گویید  که وی نمی آید. در همین لحظه آقای «رحیمیان نماینده رهبری در دانشگاه» گفتند:«توی اینستاگرام خودش زده که نمی آید». لازم است همینجا ذکر کنم که این کار هیئت نظارت مغایر با قانون بود و ما نسبت به این موضوع به شدت شاکی شدیم، چرا که هیئت نظارت موظف بود ما را دعوت کند و بعنوان مجری برنامه صحت عدم حضور آقای الله کرم رو جویا شود، من همانجا به آقای رحیمیان گفتم:« الان من یک پیج به اسم شما می سازم و میگویم شما استعفا داده اید، پس این مسئله هم تایید باید شود». ایشان هیچ جوابی ندادند و ساکت ماندند.

 


یعنی آقای الله کرم به شما که از ایسان دعوت کرده و مجری مناظره بودید اطلاع ندادند که در جلسه حاضر نمی شوند؟
خیر به هیچ وجه. ایشان هیچ تماسی با ما نداشتند و هیچ خبری هم به ما ندادند ، این درحالی بود که ما به تمام شرط های عجیب ایشان برای حضور در برنامه احترام گذاشته بودیم و جدول برنامه را به خاطر شرط هایی که گذاشتند به کلی عوض کردیم اما ایشان برخلاف شعارهای همیشگی شان و در اوج بی اخلاقی حتی زحمت این را به خودشان ندادند که با ما تماس بگیرند و بگویند در جلسه شرکت نمی کنند.

 


بعد از این لغو یکطرفه شما از دانشگاه خواستید که اجازه سخنرانی به دکتر اعلمی داده شود، یا نشستی برای پرسش و پاسخ ترتیب دهند، چرا با این درخواست ساده، آنهم در حالیکه مهمان قبلا به تائید دانشگاه رسیده و طبق وعده به بابلسر آمده بود مخالفت شد؟
این سوالی است که برای ما هم بی جواب مانده است. همان روز یک شنبه آقای رحیمیان ایستادند و گفتند ایشان ( آقای اعلمی) هتاک به رهبری و انقلابند.ببینید! دکتر اعلمی فردی هستند که برای این نظام جانباز شدند، هشت سال به دور از هر حزب و منفعتِ حزبی و فقط برای جلوگیری از فساد در مجلس بودند، ایشان رکورددار تعداد سوال از وزرای دولت اصلاحات در مجلس هستن. اتفاقا کسی هستند که بسیاری از اصلاح طلبان را قبول ندارندو به بسیاری از تندروی ها معترضند. خودشان همیشه به ما می گفتند طرف پر از فساد است اما میگوید اصلاح طلبم، با تمام این قضایا مخالف بودند و واقعا حق طلب هستند. من به حاج آقارحیمیان گفتم شما که به ایشان به راحتی بی احترامی می کنید افتخار بدهید و چند دقیقه تشریف بیاورید محل اسکان ایشان و ببینید ضد انقلابند یا نه؟ که فرمودند من آقای اعلمی را اصلا قبول ندارم.
راستش رو بگویم من احترام زیادی برای آقای رحیمیان قائل هستم ،خرداد ماه زمانی که شورای مرکزی ما شروع به کار کرد، اولین دیدار خودمان رو با ایشان گذاشتیم، نزدیک به ۶ بار شخصا آقای آرامش خواه به دفتر ایشون رفتند و خواستیم حاج آقا را ببینیم، مسئول دفتر هم هردفعه با ایشان شماره گرفتند و گفتند با حاج آقا مطرح میکنند و زنگ میزنند ، ما هنوزم منتظر تماس ایشان هستیم. آخرین بار هم من سه هفته پیش به دفترشان رفتم، بازهم شماره گرفتند اما هنوز هم زنگ نزدند.

 


یعنی آقای رحیمیان با سخنرانی دکتر اعلمی مخالفت کردند؟ پس چرا اول که قرار بود به دانشگاه دعوت شوند مخالفتی نشد و به مجوز دادند.
بعد از بحثی که با آقای رحیمیان داشتیم من سریعا به هیئت نظارت درخواست دادم که به خاطر احترامی که آقای اعلمی به ما گذاشتند و و چند روز است اینجا هستند و از خانوادشون جدا شدند تا در مراسم ما شرکت کنند ، سخنرانی  داشته باشند. خودم هم چون قبلا با آمدن ایشان موافقت شده بود اصلا فکر نمی کردم مخالفت شود و  احتمال خیلی بالایی میدادم که قبول کنند.

 


چرا با توجه به اظهارات آقای رحیمیان احتمال بالایی می دادید؟
چون ما برای مراسم روز دانشجو برنامه داشتیم آقای دکتر محمدرضاخاتمی را به دانشگاه دعوت کنیم. برای پیگیری همین درخواست آبانماه به دفتر دکتر میرنیا رفتم و شرایط را توضیح دادم، بعد از گذشت یک ساعت ایشان گفتند:«ما کارهاشو بکنید من مجوزش رو میگیرم ، اگرم هیئت نظارت مخالفت کرد من با ضمانت خودم مجوز رو می گیرم.»

ما هم به پشتوانه حرف ریاست تمام تمرکزمان را گذاشتیم روی دعوت از آقای خاتمی و با خودشان هم هماهنگ کردیم و دکتر خاتمی هم دعوت ما را پذیرفتند، بعد درخواست به هیئت نظارت رفت اما در کمال ناباوری رد شد. آقای میرنیا هم هیچ توضیحی ئرابهر این قضیه به ما ندادند و فقط به خاطر قولی که به ما داده بودند و عملی ش نکردند،گفتند:«بهتون قول میدم مراسم بعدی پشتتون باشم و اجرایی بشه»

حالا شما خودتان در این معادله دقیق شوید وقتی آقای میرنیا این حرف را میزنند و مناظره دکتر اعلمی و الله کرم هم پذیرفته می شود،چرا سخنرانی آقای اعلمی نباید مجوز یگیرد، آنهم در حالیکه در محل حاضر هستند. این دیگر بالاترین حد بی احترامی به لطفی آقای اعلمی بود. ابن دومین باری بود که آقای میرنیا زیر حرفش زد ، و درخواست بازهم رد شد.

 

 

تجمعی نسبت به عدم صدور مجوز توسط دانشگاه برای سخنرانی دکتر اعلمی شکل گرفت و در آنجا گفتید که بیانیه هیئت نظارت برای فرار مسئولیت از محکومیت است. این چه معنایی دارد؟
بله! آخر این بیانیه عجیب و خنده دار بود، مسئولین دانشگاهبه خاطر مجوزی که برای دکتر علی نجفی دادند بر سر دانشجویان و ما منت گذاشتند، هیئت نظارت اولا باید به سخنرانی دکتر نجفی مجوز میداد چون همراه دولت و شخصیتی شناخته شده است و هیچ مشکلی هم ندارد، دوما دانشگاه برای این برنامه بالاترین حد تبعیض را نشان داد ، تمامی برنامه های دانشگاه در سایت دانشگاه اطلاع رسانی میشود و عکس ها در سایت همراه با خلاصه ای از برنامه منتشر میشود. برای برنامه دکتر نجفی شما یک عکس ، یک گزارش از این برنامه در سایت مشاهده نمی کنید ، این چه معنایی دارد؟  انگار نه انگار برنامه ای اجرا شده ، حتا یک عکس هم سایت نیست، دکتر میرنیا از نظر اخلاقی و حرفه اس و به عنوان نماینده دانشگاه موظف بودند به استقبال دکتر نجفی بیایند، ایشان سمت حقوقی دارند و نماینده مجلس هستند. دانشگاه ایشان را برای صرف یک چایی هم به ساختمان مرکزی دعوت نکردند که هیچ ، حتا به استقبال دکتر نجفی هم نیامدند.

 


انجمن اسلامی بیانیه ای صادر کرده که آقای اعلمی حاصر نشدند با آنها ملاقات کنه ، علت این مخافت چه بود ؟
این قضیه کذب محض است ، دوستان ما عادت کردند داستان را  هرجور که به نفع خودشان است و آن ها را  قدرتمند نشان میدهد رسانه ای کنند.
یکشنبه شب دبیر انجمن اسلامی آقای اسدی به من پیام دادند که میخواهند دکتر اعلمی را ملاقات کنند و دکتر لطف کنند و فردا بیایند دفتر انجمن! خب این قضیه اصلا با منطق جور در نمی آمد که ایشان برای دیدار با این دوستان بیایند دانشگاه.  همانطور که در ابتدا خدمتتان گفتم آقای دکتر از ناحیه کمر مشکل دارند و به من گفته بودند به خاطر اینکه حجم دیدارهایشان در روزهای گذشته خیلی زیاد بوده دیداری برابشان نگذاریم. من به آقای اسدی زنگ زدم و گفتم آقای دکتر مشتاقند شما را ببینند و اگر میتوانید همین امشب بعد از دیدارشان با اصلاح طلبان بابلسر تشریف بیاورید محل اسکان دکتر!  بعد به من پیام دادند که امشب سخت است و اگر امکانش هست فردا باش. خلاصه اینکه دکتر راضی شدند و گفتند اتفاقا خیلی خوب است با بچه هایی که شاید با عقاید من مخالفند بشینیم و صحبت کنیم. دوباره آقای اسدی زنگ زدند و گفتن ما آنجا نمی آئیم، بیرون دانشگاه یک جایی را گرفتیم دکتر را بیاورید آنجا، خب ما اصلا نمیتوانستیم این کار را بکنیم ، چون همه ی دیدار ها در محل اسکان ایشان بود و هیچ وقت ما ایشان را بیرون نبردیم تا ملاقات داشته باشند.دبیر انجمن اسلامی بهانه کردند که اگر ما بیاییم با عقایدمان سازگار نیست و آنوقت میگویند اینها رفتند دیدار اصلاح طلبان و این حرفها و دیدار منتفی شد و وقتی بیانیه دادند دکتر نخواسته آنها را ببیند برای ما خیلی جالب بود.

 

علت استعفایت به خاطر فشار ها بود؟
نه به هیچ وجه!  استعفای من همانطور که در نامه به دانشجویان گفتم به چند دلیل بود:

من از جمعه شب تا چهارشنبه با دکتر اعلمی همنشین بودم ، خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم،واقعا یادگرفتم که از منافع شخصی و حزبی باید گذر کرد و به دنبال حق بود ، وظیفه تشکل های دانشجویی نقد کردن قدرت است ، چه اصلاح طلب چه اصولگرا ، ما باید آیینه جامعمان باشیم.  باید به دنبال حقیقت واقعی باشیم که به دور از ظلم است به دور از ریا و دروغ. خطرناک ترین افراد در جامعه ما کسانی هستند که نقاب انقلابی و تدین زدند، اما منفعت شخصی با ارزش ترین علت فعالیتش است  که باعث میشود چهره ی تشکل های دانشجویی و حق طلبیشان خدشه دار شود.
من از دکتر اعلمی مسائل بسیاری آموختم و به خاطر تشکر از ایشان برای حضورشان در جنگ و به احترام جانبازی شان و پوزش از دکتر اعلمی به علت بی احترامی هایی که دانشگاه به ایشان کرد و به خاطر بی احترامی دکتر میرنیا به بنده استعفا دادم. اینجا هم صریحا از آقای میرنیا میخواهم که به صورت رسمی از لطف دکتر اعلمی و احترامی که ایشان به دانشجوها گذاشتند تشکر کنند و از ایشان به خاطر معطل کردنشان معذرت خواهی کنند . به نظرم اگر این کار را بکنند حفظ آبرو کردند و این کار شخصیت ایشان را نزد دانشجویان ارتقا می دهد.

 

استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام  عبارت  مجاز می باشد.

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال