امروز : دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت : ۴:۴۰ AM
پرونده ویژه سالمرگ نیما یوشیج
نظر محمدرضا شاه و ‌آیت الله خامنه ای درباره «نیما یوشیج»

از چالش میان دو سوادکوهی تا تمجید رهبری از صفای نیما

نیما یوشیج -سایت عبارت
    -     کد خبر: 22781
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۱۲|۲۳:۴۵
سرویس : پرونده ویژه
در این مطلب نظر «محمدرضا شاه پهلوی» و «آیت الله خامنه ای» در باره نیما را انتخاب کرده ایم. دو رهبر در دو دوره متفاوت تاریخی و با دو دیدگاه کاملا متضاد.

عبارت ـ پرونده ویژه نیما سالمرگ نیما یوشیج: نیما موضوع بسیاری از شخصیت ها بوده است. از سیاتمداران گرفته تا هنرمندان. شخصیتی همچون «نیما یوشیج» به واسطه اهمیتش در تاریخ ایران، آنهم در برهه ای بسیار حساس محل نظرات مختلف و گوناگون است. از میان آن نظارات فراوان در این مطلب نظر «محمدرضا شاه پهلوی» و «آیت الله خامنه ای» در باره نیما را انتخاب کرده ایم. دو رهبر در دو دوره متفاوت تاریخی و با دو دیدگاه کاملا متضاد. 

نظر شاه درباره نیما از گفتگوی «سیروس نیرو» تلخیص شده و نظر مقام معظم رهبری درباره نیما نیز برگرفته از کتاب«پرسش ها و پاسخ ها» است که متن کامل پاسخ‌های حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به پرسش‌های دانشجویان در ۹ دیدار (طی سال‌های ۱۳۸۲-۱۳۷۷) ‌است که برای نخستین بار در بیست و هفتمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتشر و توزیع شد.

 

 

شاه از شهریور ۲۰ با نیما مشکل داشت/ چالش میان دو سوادکوهی

سیروس نیرو با اشاره به توقیف کتابی که سال‌های گذشته درباره نیما یوشیج نوشته، گفت: در این کتاب نشان داده‌ام که شاه از‌‌ همان شهریور سال ۱۳۲۰ با نیما مشکل داشت.
 

وی افزود: از زمانی که کتاب نیما را نوشتم دیگر کتاب‌هایم منتشر نشد. زمانی که کتاب نیما چاپ شد، بلافاصله کتاب را توقیف کردند. از آن سال به بعد هم با اینکه کتابی منتشر نکرده‌ام اما همیشه کار کرده‌ام و الآن هم چند کتاب آماده انتشار دارم.

 

او درباره کتاب نیما اظهار کرد: کتاب از شهریور سال ۱۳۲۰ شروع می‌شود. من و اسماعیل شاهرودی شاگردان او بودیم و بسیاری از مسائلی را که مطرح کرده در جزوه‌هایی نگه‌داری کرده‌ایم که من ‌آن‌ها را در این کتاب آورده بودم.

 

نیرو اظهار کرد: به طور کلی از‌‌ همان شهریور ۲۰ حکومت شاه با نیما مشکل داشت. عده‌ دیگری هم شعر او را مثل طنز می‌خواندند، این افراد اساتید دانشگاه و به اصطلاح ماسون بودند که شاه آن‌ها را بیرون کرد و به جای آن‌ها ماسون‌های آمریکایی وارد کرد که می‌خواستند نیما را به قصد کشت بزنند.

 

او افزود: کتاب من درباره این گرفتاری‌های نیماست که وقتی در سال ۳۸ مرد به همه چیز او گند زدند! من‌‌ همان موقع هم در این زمینه مقاله‌ نوشتم و منتشر کردم.

 

این شاعر در ادامه گفت: در‌‌ همان زمان نیما چه از طرف حکومت و چه از طرف جامعه ادبی طرد شده بود و این را تنها من و اسماعیلی شاهرودی که شاگرد او بودیم می‌دانستیم و حتی از سوی ساواک بازداشت شدیم. ساواک با شاهرودی کاری کرد که او دیوانه شد. من هم جزوه‌ای که برای خودم برداشته بودم به روستایی بردم و در یک برج کهنه مخفی کردم. در همین جزوه من به نام نیما هم اشاره کردم چون برخی آن را نام کوهی دانسته‌اند در صورتی که نام نیما برگرفته از کسی یا چیزی نیست جز برعکس کردن نام امین.

 

  

رهبری: هیچ کس صفای نیما را نداشت

 

در شعر نو، دو، سه نفر بودند که شعر‌هایشان را خیلی می‌پسندیدم. یکی از آن‌ها «اخوان» بود. ما با «اخوان» آشنا بودیم و شعرش، شعر بسیار برجسته‌ای بود. یکی دو نفر دیگر هم هستند که دوست ندارم از آن‌ها اسم بیاورم. کسانی بودند که آن وقت در زمان جوانی ما، جزو اساتید و برجسته‌های شعر نو بودند و به اعتقاد من این‌ها از خود «نیما یوشیج» بهتر شعر نو می‌گفتند. اگر چه او شروع‌کننده این راه بود؛ اما به نظر من این‌ها از او بهتر و پخته‌تر و برجسته‌تر شعر می‌گفتند. البته صفای «نیما یوشیج» را هیچکدامشان نداشتند؛ نه اخوان داشت، و نه آن یکی، دو نفر دیگری که من از ایشان اسم نیاوردم.

 

نیما یوشیج - برخلاف آن چیزی که می‌گفتند - مردی متدین بود. مرحوم «امیری» با «نیما یوشیج» از نزدیک دوست بود. او برای من نقل می‌کرد و می‌گفت «نیما یوشیج» آدم متدینی است. او به شعر سنتی هم علاقه‌مند بود؛ منتها این سبک را هم می‌پسندید. البته می‌دانید که ایشان این سبک را هم از اروپایی‌ها گرفته بود. اصلاً سبک شعر نو ما، سبک ابتکاری به معنای حقیقی نیست؛ سبک شعر اروپایی است، با خیلی از خصوصیاتی که آن شعر‌ها دارد. حتی سبک جمله‌بندی انگلیسی، در شعر نو فارسی ما گرته‌برداری شده است.

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال