امروز : شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت : ۱۰:۳۸ AM
یادداشت روز
به بهانه سالگرد صدور حکم اعدام خسروگسرخی؛

مرگ شیرینِ «خسرو»

خسرو گلسرخی - سایت عبارت
    -     کد خبر: 22937
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۱۸|۱۱:۰۴
این شیوه از مرگ نمونه ای از تلاش آدمی برای ماندگاری است. نمونه ای است از روحیات چپ که این روزها در برابر آمریکا در هاوانا زانو زده و در چشمان «آن سان ـ سوچی» در برمه کشتار روهینجاها را نادیده می گیرد.

 

جهان به دو چیز زنده است/ اولی شاعر/ دومی شاعر/ شما هر دو را کشته اید/ اول خسرو گلسرخی را/ دوم خسرو گلسرخی را

رضا براهنی ـ ظل الله

 

عبارت ـ عالین نجاتی: گلسرخی شاعر بی مایه ای نبود اما عمرش را در شعر سیاسی تلف کرد. او با آن سبیل ها، شانه های به دقت چیده شده ، کُتی که سفت در آغوشش گرفته بود تا پیش از آن دادگاه مشهور و ابلهانه پهلوی که یک گوشه گیر ناآشنا را به چهره ای تاریخی بدل کرد، بیشتر در میان شاعران انقلابی شهره بود اما بعد از پخش زنده دادگاهش به نماد «اسلام سوسیالیستی» بدل شد. ترکیبی که مثل بسیاری از ترکیب های هیجانی سیاسی و فرهنگی دوچیز تقریبا غیرممکن را به هم وصل می کرد.

گلسرخی امام حسین(ع) را نجات دهنده خلق می خواند، اما نه آن خلقی که در شعر «محتشم کاشانی» شور به جانش می افتد، بلکه خلقی که لنین و کاسترو و مائو از آن سخن می گفتند. این اجتماعات مردمی در طول تاریخ مخصوصا بعد از قرن هجدهم قرابت بسیاری با تحرکات دینی و سیاسی پیدا کردندو به همین واسطه نام های فراوانی را به خود دیدند. از جمهور و امت گرفته تا ملت و خلق. اما بدترین نوعش همین خلق نامیدن ملت بوده است که نتیجه اش را امروز در کره شمالی و چین می بینیم.

گلسرخی هم از همشهری اش «میرزا» درس آموخته بود و هم از«خزر». او چهره ای پارتیزانی داشت اما مثل موج های خزر بی تاب بود.  گلسرخی را به جرم مشارکت در گروگانگیری  رضا پهلوی در دادگاه نظامی به اعدام محكوم و در میدان چیت گر تیر باران کردند ، حال آنکه وی در آن زمان اصلا در زندان به سر می برد و توانایی انجام یا هدایت چنین عملیاتی را نداشت. به همین خاطر است که بسیاری از مورخان پهلوی سرسختی و لجاجت گلسرخی را عامل مرگ وی می دانند.

این شیوه از مرگ نمونه ای از تلاش آدمی برای ماندگاری است. نمونه ای است از روحیات چپ که این روزها در برابر آمریکا در هاوانا زانو زده و در چشمان «آن سان ـ سوچی» در برمه کشتار روهینجاها را نادیده می گیرد.

رفتارهایی از این دست هنوز هم بین شاعران و سیاست ورزان جوان معمول و محبوب است. ما ایرانی ها عادت داریم برای اینکه دیده شویم خودمان را به خطر بیاندازیم یا برعکس آنقدر چاپلوسی کنیم که حالمان از خودمان بهم بخورد.

فضای سیاسی امروز ایران هم بسیار شبیه دادگاه نظامی خسرو گلسرخی است. عده ای اصرار دارند گلوله سینه شان را بشکافد و عده ای هم از این سینه سپر کردن به دنبال دالانی برای اخذ اقامت در آن طرف آب هستند. در طرف مقابل هم هیچ طرحی برای اهلی کردن چپ ها نیست. برخورد از نوع سوم است و شدید و ادامه آن به زیان هر دو طرف است.

عجیب آنکه مثل بسیاری دیگر از وقایع تاریخی ما قرار نیست درس آموز باشیم و تجربه بیاندوزیم، بلکه آنها را فقط به عنوان حوادثی هیجان انگیز مرور می کنیم و هرگز فکرش را هم نمی کنیم روزی برای خودمان اتفاق بیافتد.

سردرگمی جوانهای کتابخوان بین فوکو و علی شریعتی از یک سو و رحیم پور ازغدی و محسن مخملباف از سوی دیگر نشان می دهد که هیجاناتِ کاذب است که ما را هدایت می کند نه تحلیل منطقی اوضاع.

مرگ خسرو گلسرخی برای آنارشیست هایی که از دنده چپ برخاسته اند  شیرین است اما اگر بی طرفانه به آن نگاه کنیم، چیزی بیشتر از قربانی شدن تراژیک یک استعداد  هنری در  باتلاق فریبنده سیاست نیست.

 

 

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

همشهری
چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۷
مبشه لطف کنید در مورد چیزهایی که هیجی ازش نمی دونید ننویسید و دیگران را به اشتباه نندازید! منابع شما برای حرف زدن در مورد گلسرخی چیه؟ پس لطفا تحلیل های آبکی شترگاوپلنگی تون را برای موضوعات نان و آبدار روز ارائه کنید!
پرهیزکار
شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۲۲:۵۲
واکنش شما به وقایع تاریخی و کیفیت یادداشت هایتان را بسیار می پسندم. مایه افتخار من است که شما یک مازندران هستید
داداش
شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۵
آفرین... چپ همیشه در توهم بود..تا آخرش هم در توهم هست... آرمان قشنگ اما عملگرایی عیچ..دقیقا هیچ
شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۱
شما سردرگمی بین ازغدی،نه ازغندی!!! و مخملباف وطن فروش. کم نیستند واقعیت های جامعه که چپی ها و اصلاح طلبها و هزار فرقه دیگر که برای مطرح شدن دست به خودکشی میزنند،حالا خودزنی پیشکش! مثل همان ۸۸ که سبزکه و اصلاحات میخواستند شهیدسازی کنند و‌نتوانستند.بالاخره مردم که دور از جانشان خر نیستند میفهمند. درضمن کمی به چاپلوسی خودتان هم اشاره بفرمایید
نیریان
شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۳
مختصر و مفید... عالی بوووود