امروز : پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت : ۵:۰۰ AM
یادداشت سردبیر
در توضیح برخی انتقادها به لویی جرگه ساری؛

تو هرچه خواستی آن را بنام! اما بعد، به جای حاشیه برمتن التفاتی کن!

اتحاد و همدلی
    -     کد خبر: 22954
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۱۹|۰۰:۳۷
سرویس : جامعه >> شهری
در قابل نقد بودن بودن این انتقادها همین کافی است که دعوا را بر سر واژه «لویی جرگه» متمرکز کرده اند و به جای اینکه به کیفیت چشم نگاهی بیاندازند موهای ابرو را شمرده‌اند.

عبارت ـ عالین نجاتی: پیش از برگزاری نشست مشترک معتمدین و ریش سفیدان ساری با آیت الله طبرسی، روشن بود که اقتدارگرایانی که این روزها همه وقتشان صرف تولید محتوای شعاری در فضای مجازی می‌شود ، دست روی دست نخواهند گذاشت و سعی خواهند کرد از هر راهی که شده به تخریب این جریان بپردازند.

ابتدا بر نام آن ایراد گرفتند، بعد حاضران در آن را زیر سوال بردند و غایبان را تهییج کردند و سپس محتوایش را زیر سوال بردند و دست آخر آن را نشستی برای تطهیر دیکتاتورها و مدیران قلابی دانستند، بدون اینکه توجه کنند این نشست در چه مکانی برگزار شده و صاحبخانه با چه لهحن و ادبیاتی در آن جلسه سخنرانی کرده است!

پاسخ دادن به این اظهارات نیازمند وقت اضافی، اعصاب آهنین و تلف کردن واژه‌هاست، اما نیاز است برای تنویر افکار عمومی و جلوگیری از گل آلود شدن آب به برخی از ایرادهای مطرح شده در این حوزه پاسخ گفت.

من به عنوان کسی که در آن نشست در جایگاه یک خبرنگار حضور داشتم، پیشتر هم در یادداشتی با عنوان «لویی جرگه ساری؛ فرصتها و چالش ها» به بررسی برخی از آسیب‌های این نشست پرداختم و متذکر شدم که بی‌شک برخی تازه به دوران رسیده‌ها سعی در به انحراف کشاندن این جلسه مبارک خواهند کرد.

در قابل نقد بودن بودن این انتقادها همین کافی است که دعوا را بر سر واژه «لویی جرگه» متمرکز کرده اند و به جای اینکه به کیفیت چشم نگاهی بیاندازند موهای ابرو را شمرده‌اند. تاسفبارتر اینکه برخی از حاضران آن جلسه نیز که از قضا اصلاح طلب هستند در دام به‌شدت پیش‌پاافتاده اقتدراگرایان افتادند و به جای اینکه اعلام کنند دعوای ما بر سر واژه‌ها نیست از ترکیب «لویی جرگه» چنان برائت جستند که گویا از نسبت «فاشیست» دوری می‌کنند.

حال آنکه اصلا مهم نیست چه کسی و چرا این ترکیب را به کار برده چون نه قصدی سیاسی از آن داشته و نه قرار بوده حاضران در جمع را اهل افغانستان بنامند. برای من عجیب است که درک چنین چیز ساده‌ای تا این اندازه سخت است؟

اگر مشکل اینجاست، از این به بعد به جای «لویی‌جرگه» هرچه خواستید بگذارید و فکر نکنم کسی مخالفتی داشته باشد.

  دیروز نیز اصلاح طلبان ساری در بیانیه ای این ترکیب را مورد انتقاد قرار داده و آن را افغانی عنوان کرده و تلقی اش را به جامعه مدرن شهری ما اشتباه دانسته اند. جالب است که از مدنیت و مدرنیته سخن به میان آمده اما اینکه در پدیده جهانی شدن کلمات به سرعت در جهان منتشر می‌شوند، نادیده گرفته شده است.

اول اینکه آنچنان که ذکرش رفت دعوا بر سر نام‌ها نیست و اگر کسی به آن جمع «لویی جرگه» گفته، عده ای نیز آن را نشست معتمدین و برخی هنجامن و گروهی نیز دیدار دوستانه و صمیمی نامیده‌اند که همه آنها می تواند درست باشد، تا اینکه این جمع شاکله اصلی و نسبی خود را پیدا کند و آنوقت نامی همه‌گیر و مورد توفق عموم بر آن نهاده شود.

اما دلیل استفاده از واژه لویی جرگه در واقع نشانه ای بینامتنی و درزمانی است. «لویی جرگه» به نشست اضطراری بزرگان افغان به واسطه دلواپسی برای حل مشکلات فوری گفته می شود و از این نظر کاملا با اتفاق رخ داده در ساری هماهنگ است و تنها کافی است به جای واژه افغانستان ، ساری را جایگزین کنید. دیدار ساروی های قدیمی نگران از آینده شهر با نماینده ولی فقیه به اضطراری که خود تشخیص دادند و برای حل مشکلی فوری بوده است.

اینکه شورای اصلاح طلبان ساری این ترکیب را محل سوال! دانسته اند، ناشی از تعجیل آنها برای صدور یک بیانیه است که گویا از دلخوری عدم حضور همه چهره های اصلاح طلب در نشست آب می خورد. وگرنه هیچ کسی نگفته ترکیب« لویی جرگه» وحی منزل است، بلکه این یک دیدگاه است و شورای اصلاح طلبان ساری مختار و مجازند این جمع را با هر نامی که خواستند خطاب کنند.

این مسئله را به این خاطر مطرح کردم که از شورای اصلاح طلبان بعید است خود را درگیر مسائل فقه اللغوی کنند و از اصل ماجرا غافل شوند، چه اینکه این دست رفتارها مخصوصِ اردوگاه اقتدارگرایان است که سعی می کنند از شیر مرغ تا جان آدمیزادی را که با مزاجشان سازگار نیست زیر سوال ببرند، بنابراین توقع از دوستان اصلاح طلب این است که از دیدگاه روشنگرانه و گفتمانی خود به مسائل بنگرند نه اینکه خود را در دامی گرفتار کنند که رقیب پهن کرده است.

نقدی، آنهم با این شدت و اصرار مبنی بر اینکه نمی توان از این ترکیب استفاده کرد اولا جزمی‌گرایانه و ثانیا به همان اندازه عجیب و غیرقابل قبول است که بگوئیم استفاده از واژه هایی نظیر اپوزسیون، دموکراسی، پارلمان یا نظایر آن به دلیل ریشه غربی و دلیل زمانی ، محل سوال است. بی شک می توان نام‌های بهتری برای این گردهمایی تاریخی پیدا کرد، ولی در وهله نخست، اینکه این جمع چه نامیده می شوند اصلا محل بحث و مجادله نیست.

 

نکته بعدی اینکه اساسا دیکته ننوشته بی غلط است. شکی نیست که در جلسه نخست همه ظرفیت ساری، حاضر نبودند اما این جمع؛ تازه و بدیع بود و حداقل از هر صنف و جایگاهی شخصیتی در آن حضور داشت و در واقع میانگینی از دیدگاه های متفاوت بود. دیدگاه‌هایی که به قول آیت الله طبرسی پیشتر در پستو بود و این نخستین بار است که به سراغ نماینده ولی فقیه می‌آید.

آیا باید بر تعداد این جمع افزوده شود؟ بله

آیا نشست اول بدون اشتباه و خطا بود؟ خیر

آیا ماهیت برگزاری این جلسه و محدود کردن آن به آشتی دونفر هدف نهایی است؟ خیر

من خود نقدهای بسیاری به کیفیت این نشست داشتم اما برای اینکه بسم‌الله اول را به فاتحه آخر بدل نکنم و اصل همدلی ساروی‌ها را زیر سوال نبرم و اجازه دهم این نهال کوچک، هرچند با ایراد، پابگیرد و آرام آرام با رفع نواقصش درختی تنومند شود، به جای طرح نقدها، باب گفتگو را باز کردم.

 اما اگر قرار باشد نشستی که برای همدلی ساروی ها ایجاد شده توسط خود ساروی ها زیر سوال برود آنوقت ساری در همان مسیری خواهد افتاد که آیت الله طبرسی از آن دلخور و متاثر است.

ما در همه دوران‌ها چوب عدم اتحاد را خوردیم و اینبار باید آن روی سکه را به مردم شهر نشان دهیم و در کوس همدلی بدمیم. آنچنان که همه حاضران در نشست بیان کردند این سرآغاز ماجراست نه پایان آن. همه حاضران از اقشار مختلف ساری دعوت کردند که در جلسه بعدی به این جمع اضافه شده و به مرور زمان جمعی بزرگ را تشکیل دهند که رضایت سلایق و گروه های مختلف را به میزان بیشتری جلب کند. اگر آنها به این وعده عمل نکنند، من نخستین منتقدشان خواهم بود، زیرا قرار نیست از یک اتفاق تا ابد حمایت کرد، آنچنان که دلیلی ندارد با یک اتفاق از آغاز به مخالفت برخاست.

حالا یک گروه می تواند به جای اضافه شدن به این جمع بر طبل ناامیدی و نفاق بکوبد و بگوید چون من در جلسه اول نبودم و چون اسم آن را گذاشته اند «لویی‌ جرگه»، پس اصل کار اشتباه است.

اگرچه مخالفان بی انصاف در آغاز مطالبشان می گویند با اصل جلسه مخالفتی ندارند، اما آنچنان آن را به سلابه می‌کشند که اصل ذبح می‌شود و آنچه می ماند حواشی و فرعیاتی است که چون لاشه‌ای بدبو، فضا را متعفن می‌کند.

در بند دوم بیانیه اصلاح طلبان به قرار گرفتن ساری در برابر برخی از شهرها انتقاد شده است، حال آنکه نباید فراموش کرد این غیرساروی‌ها بودند که اول ماشه را کشیدند و هنوز هم دستشان را از روی رگبار برنمی دارند.

اگر یک ساروی از صبح تا شب درباره مسائلِ شهری آمل و نوشهر و سورک و بهشهر نظر بدهد، فحش بدهد، اتهام بزند و به گمان خودش نظریه‌پردازی کند و آنوقت ساکنان آن شهر معترض شوند به معنای تلاش برای توسعه آن شهرها بر اساس تخریب دیگر شهرها نیست، بلکه آنها مشغول دفاع از حریمی جغرافیایی هستند که تاریخ، عادات، سلایق و سبک زندگی خاص خود را دارد.

 از طرفی دیگر ریشه دوقطبی سازی و برابرایستایی بین شهرها، در ساری بسیار عمیق تر از چیزی است که بتوان در یک جلسه آن را تغییر داد. بنابراین آنچنان که در یادداشت «لویی جرگه ساری؛ فرصتها و چالش ها» اشاره کردم همین موضوع، یعنی قرار دادن ساری در برابر دیگر شهرها برای پیشرفت، پاشنه آشیل این لویی جرگه است و باید هرکاری کرد که چنین اتفاقی نیافتد، اما این جز به مرور زمان، تمرین همدلی، کمک همه جناح ها و گروه‌ها و تلاش برای فرهنگسازی میسر نخواهد شد.

بنده شخصا بیانه اصلاح طلبان ساری را نشانه لطف، توجه و منش درست آنها می دانم و مطمئنم این بیانیه در راستای خیرخواهی و کمک به این مجموعه و همچنین جلوگیری از به انحراف کشیده شدن آن است. اما تقاضا دارم در کنار صدور چنین بیانیه هایی اعلام کنند که چگونه می توان از ظرفیت آنها برای اضافه شدن به این جمع سود برد و اساسا پیشنهاد آنها برای ادامه این جلسه مبارک چیست.

همچنین ضروری است به دوستان اصلاح طلب یادآوری کنم که به شدت مراقب تحریکات و تحرکات منتقدان پوشالی باشند و اجازه ندهند شان و جایگاه شورای اصلاح طلبان ساری مورد مصادره گروه‌هایی قرار گیرد که با اصل وجودی اصلاح طلبان مخالفند و اگر امروز با احترام با برخی از آنها سخن می‌گویند نشانه تغییر موضع نیست، بلکه ادامه همان حیله‌هایی است که پیشتر نیز برای ایجاد انشقاق در اردوگاه اصلاحات از آن سود جسته اند.

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

عزیز عباس پور
یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۱
درود عالیجناب شما دیده اید که نامه با عنوان آیت الله طبرسی نماینده محترم ولی فقیه بود شم چرا پاسخ گفتید ؟
کرمان سار.ی
یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۸
آفرین به شما سارس نیاز به همدلی دارد ساری نیاز به یک بزرگ تر و یک ستون داشت که حالا آقای طبرسی این جایگاه را دارند و خدا را شکر مورد اعتماد مردم ساری هم هستند. به نظرم همینکه شما بر غیرسارروی بودن و هویت واقعی منتقدان دست می گذارید عالی است و چشم مردم ساری را بیدار می کند. برای من عجیب است که آقای زارعی با اینکه غیرساروی بوداینهمه رای آورد. این نشان می دهد که مردم ساری هنوز هم درست از گذشته و خاندان کسانی که بهشان رای می دهند اگاه نیستند. آقای یوسف نژاد هم غیرساروی است.اگرپه نماینده ماست و احترامش واجب ولی یوسف نژاد حداقل در ساری زندگی می کند ولی برخی ها حتی اسم خیابان های اصلی ساری را هم بلد نیستند اما برای ما سخنرانی می کنند.
حسن
یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۳
مثل دامادی که تو تلویزیون طبرستان در مصحبه با اقای روحی گفت من بچه نماینده بودم خوب و در رفاه زندگی کردم شهر مورد علاقه و لحجه دوس داشتنی ام تهرونیه