امروز : پنج شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ ساعت : ۴:۱۵ AM
گزارش تحلیلی عبارت
چرا برنامه های مبارزه با اعتیاد زنان در مازندران به نتیجه دلخواه نرسید؛

با پریدن از روی برخی پله ها زودتر نمی رسیم، بیشتر سقوط می کنیم!

اعتیاد زنان در مازندران
    -     کد خبر: 23128
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۲۳|۰۰:۴۱
اگر درست نگاه کنیم خواهیم دید که همه دلایل به سهم خود در رشد اعتیاد در بین زنان استان موثر بوده اند، ولی به عقیده ما بزرگترین دلیل این است که «هنوز موضوع را واقعا جدی نگرفته ایم». پژوهشکده اعتیاد در این سال بهترین اقدام بود، پس بیائید امیدوار باشیم تصمیمات درستی شبیه به این بیشتر گرفته شود.

عبارت ـ گروه اجتماعی: افتتاح نخستین پژوهشکده اعتیاد کشور در ساری خبر خوشی برای مازندرانی ها بود اما همزمان نشان داد خط قرمز اعتیاد در این استان آنقدر پررنگ شده که علی رغم مشکلات فراوان بودجه در دولت، ضرورت راه اندازی چنین پژوهشکده ای احساس شده است.

این ضرورت را در خلال اظهارات قاسم جان بابایی؛ رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان در پنجمین جشنواره تحقیقاتی طبری  به خوبی می توان دید.

وی با بیان اینکه آمار مبتلایان به اعتیاد در استان بین سنین ۱۵ الی ۳۰ سال بسیار بالاست، گفت: «افتتاح پژوهشکده اعتیاد به منظور فراهم آوردن اطلاعات صحیح و متقن درباره مواد مخدر صورت گرفت.»

قید «بسیار بالا» یعنی مرز خطر یا همان خطر قرمز.  در این گروه آنچه مایه نگرانی کارشناسان را فراهم آورده، افزایش اعتیاد در بین زنان و دختران است.

 سالهاست که رسانه ها از افزایش کمّی و کیفی اعتیاد در بین زنان مازندرانی خبر می دهند و هرازگاهی گزارش هایی در همین رابطه منتشر می شود. «عبارت» تا به حال دو گزارش با همین موضوع تهیه کرده و سعی نموده از زوایای مختلف به این آسیب خطرناک اجتماعی بپردازد.

اما این مسئله ازجمله مواردی است که طرح بیش از اندازه آن، مخصوصا با رویکرد منتقدانه، می تواند اثر عکس هم داشته باشد و قبح مسئله را از بین ببرد، به همین خاطر همواره با احتیاط و رعایت چارچوب های اصولی به سراغ چنین موضوعاتی رفته ایم.

اما اظهارات "جان بابایی"  نشان می دهد که اقدامات صورت گرفته در این زمینه کافی نبوده و از قضا نقص بزرگ در همان جایی است که «پژوهشکده اعتیاد» برای رفع آن تاسیس شده است. تاسیس این مرکز را باید نشانه تیزهوشی و درایت دولت در استان دانست چرا که قدم اول «ریشه یابی دلایل توسعه اعتیاد» است، نه مبارزه مستقیم با معتادان یا پنهان کردن آمارها. متاسفانه ما همواره از این پلّه اول نردبام پریده ایم و سعی داشتیم با اقداماتی سلبی و از طریق نهادهای قهریه مسئله را کنترل کنیم.

در حالیکه "آیت الله صادق آملی لاریجانی" نیز بارها تاکید کرده است که دستگاه قضایی به تنهایی نمی تواند معضلات اجتماعی نظیر اعتیاد یا طلاق را ( که هردو مورد مبتلابه استان مازندران هم هست) رفع کند و نیاز است که همه دستگاه ها، مخصوصا دستگاه های فرهنگی و علمی به میدان بیایند. بازهم شاهد عدم همکاری مناسب یا حداقل نتیجه بخش از سوی نهادهای ذی ربط بوده ایم.

 

 

اما وضعیت در مازندران چگونه است؟ تا یک دهه قبل آمار اعتیاد زنان در مازندران نسبت به مردان نگران کننده نبود. اما تا سال ها آمار کاملی  از این معضل منتشر نشد و عموما پشت درهای بسته از چنین مواردی سخن به میان می آمد.

اما در یک دهه اخیر شاهد افزایش اعتیاد در بین زنان در مازندران بوده ایم و امروز کار به جایی رسیده که میزان آن در بین مهمترین گروه سنی زنان به حد بسیار بالایی رسیده است. به دلیل عدم انتشار آمار نمی توان قیاسی درست و منطقی داشت اما مروری بر گذشته تا حدی وضعیت را مشخص می کند.

در یکسال گذشته مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری مازندران بارها کاهش سن اعتیاد دختران را از چالش‌های فراروی خانواده و جامعه بیان کرده و در این مورد هشدار داده است. این کُد در واقع مکمل اظهارات جان بابایی است و نشان می دهد که بزرگترین مشکل، کاهش سن اعتیاد است که قاعدتا شامل زنان نیز می شود.

 

در آبانماه سال گذشته  کارشناسان و مدیران کل دستگاههای مختلف اجتماعی استان مازندران در نشستی در ساری وضعیت اعتیاد زنان و راههای پیشگیری از شیوع آن را بررسی کردند. برخی از مهمترین موارد مطرح شده در آن جلسه که روشن می سازد چرا تلاش های صورت گرفته به نتیجه دلخواه نرسیده اند! به قرار زیر است:

♦ جمشیدی؛ مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری مازندران: بررسی وضعیت اعتیاد در زنان نشان می دهد که اعتیاد آنها به انواع مواد مخدر در حال افزایش است. / 60 درصد دانشجویان استان مازندران را زنان تشکیل می دهند و خطر افزایش اعتیاد بین دانشجویان دختر نیز نگران کننده است

♦ رمضانعلی گلچوبی معاون امور توسعه پیشگیری بهزیستی مازندران: باید کانون های خطر اعتیاد زنان به ویژه در آرایشگاه های زنانه، باشگاه های ورزشی و محیط های دانشجویی را به درستی تحت کنترل قرار دهیم./ هفت درصد از معتادین مراجعه کننده به بهزیستی استان مازندران  بانوان هستند.

♦ صدرالدین کاظمی؛ معاون اداره کل زندان های مازندران: 42درصد زندانیان استان مازندران را معتادان تشکیل می دهندو در خوشبینانه ترین وضعیت ،اعتیاد زنان در استان مازندران نگران کننده است ./ سه اقامتگاه ترک اعتیاد برای بانوان در بابل ، تنکابن و ساری تاسیس شده و کمتر از 100نفر دراین مراکز در حال ترک هستند و حدود 200نفر کارتون خواب زنان شناسایی شدند .

♦ علیرضایونسی؛ معاون سیاسی استانداری مازندران: رسانه ها اطلاعات حوزه مواد مخدر را از منابع معتبر دریافت کنند و شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان آماده همکاری با رسانه ها است.

♦ منصور علیرضایی  ؛معاون شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان مازندران در این نشست بدون اعلام آماری از معتادان زن در استان گفت: بر اساس آخرین آمار اعتیاد در کشور در حوزه زنان ، 9 درصد مصرف کنندگان مواد مخدر را زنان تشکیل می دهند که 62درصد آنان متاهل و دارای فرزند، 35درصد مجرد و سه درصد مطلقه هستند. / 50 درصد زنان معتاد کشور 15تا 19 سال دارند که فرار از خانه این افراد از آسیب های اجتماعی ناشی از اعتیاد است. /  سه درصد معتادان زنان بی سواد، 15درصد تحصیلات ابتدایی ، 15درصد راهنمایی ،41درصد دبیرستانی، 17درصد لیسانس و 9 درصد فوق لیسانس هستند.

 

از این جلسه بیش از یکسال گذشته و باید دید چه مقدار از وعده ها و طرح های ارائه شده عملی شده است. در سال گذشته همه حاضران وضعیت اعتیاد زنان در مازندران را نگران کننده اعلام کرده اند و با اینکه در همین جلسه معاون سیاسی استانداری از آمادگی شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان برای همکاری با رسانه ها خبر داده اما معاون شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان مازندران در این نشست از اعلام آماری از معتادان زن در استان خودداری می کند و خلاف حرف آقای یونسی در خود جلسه ثابت می گردد.

علی رغم ابراز نگرانی همه حاضران با گذشت بیش از یکسال کار به جایی رسیده که رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران آمار زنان مبتلا به اعتیاد در استان بین سنین ۱۵ الی ۳۰ سال را بسیار بالا عنوان می کند.

البته این به معنای بیکاری و یا کم کاری شورای مبارزه با موادمخدر استان یا دیگر نهادهای دولتی و قضایی نیست. در یکسال گذشته بیش از هرزمان دیگری شاهد فعالیت و مشارکت همه نهادهای دست اندرکار در امر اعتیاد بوده ایم و در همینجا باید این تلاش ها را به فال نیک گرفته و به همه خسته نباشید گفت، اما آنچنان که ذکرش رفت اصلی ترین دلیلی که تلاش های صورت گرفته به نتیجه دلخواه نیانجامیده پریدن از همان پلّه نخست یا چشم پوشی از ریشه یابی علمی و تلخیص و ارائه آمارهای درست و بموقع است.

همه هم نظریم که هر آماری را نباید منتشر کرد و به شکلی دقیق تر هر آماری را در هرزمانی نمی توان منتشر کرد. پس چطور می توان بدون ارائه آمار و نشان دادن میزان وخامت اوضاع به مردم از آسیب های اجتماعی کاست؟

این سیاهچاله ای اخلاقی است که نسخه هایی برای رهایی از آن وجود دارد. یکی از بهترین راه ها برگزاری جلسات منظم میان رسانه ها و شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر مازندران است، به علاوه دعوت از رسانه ها برای حضور در برخی از جلسات غیرعلنی. البته به این شرط که آمارهای طرح شده در این جلسات رسانه ای نشوند و تنها برای اطلاع روزنامه نگاران به منظور تحلیل بهتر و دقیق تر باشد.

راه دیگر این است که آمارها در مجامع علمی مطرح گردد و در بولتن های تخصصی و دانشگاهی منتشر شود اما اجازه انتشار آن به رسانه های عمومی داده نشود. این راه شاید در کشورهای پیشرفته که حق کپی رایت و قوانین انتشار مطالب بسیار جاافتاده و سختگیرانه است عملی باشد، اما در ایران که هرکسی، هرچیزی را به راحتی در فضای مجازی منتشر کرده و خودش نیز چیزی به آن می افزاید، ایده چندان خوبی نیست.

راه سوم این است که آمارها نه با عدد که با استفاده از قیود به اطلاع مردم برسد. درست مثل همان شیوه ای که تا به حال از آن استفاده شده، یعنی حرف های کلی بدون جزئیات. تجربه نشان داده که این راه نه تنها نجات بخش نیست، بلکه به پیچیده گی ها، تفاسیر مختلف و بعضا متضاد و سوء استفاده ها دامن می زند. بنابراین اولین کار این است که شورای مبارزه با موادمخدر استان و دیگر نهادهای دولتی مازندران این روش را کنار بگذارند.

پیشنهاد ما انتخاب روش نخست است. شک نداشته باشید در جهان امروز هیچ راهی بهتر از رسانه برای فرهنگسازی وجود ندارد. باید به جای ابراز نگرانی های پیاپی و بی نتیجه از نوآوری در تبلیغات و متدهای روز دنیا استفاده کرد.

ضروری است که آموزش و پرورش و دانشگاه ها به شکلی جدی و دغدغه مند به این مسئله نگاه کنند نه اینکه تنها در حد چند همایش یا کارگاه سروته اش را هم بیاورند.

یکسال پیش مدیرکل امور بانوان خانواده وضعیت اعتیاد دختران دانشجو را نگران کننده توصیف کرده و معاون بهزیستی مازندران نیز از ضرورت کنترل درست محیط های دانشجویی سخن به میان آورد، اما در این یکسال چه کار مفیدی در این محیط ها صورت گرفته است؟ روسای دانشگاه ها و معاونان فرهنگی شان تا چه اندازه از میزان خطر آگاه شده اند؟ چند تشکل دانشجویی برای کنترل این آسیب در مراکز علمی استان تشکیل شده است؟

معاون بهزیستی یکسال قبل باشگاه های ورزشی و آرایشگاه های زنانه را کانون توسعه اعتیاد زنان معرفی کرد و در این مدت نیز اقدامات خوبی در این زمینه انجام شد اما در کنار برخوردهای سلبی مثل پلمپ موارد  تخلف، تا چه اندازه زنان را از چنین خطراتی آگاه کرده ایم و چه اهرم بازدارنده ای ایجاد شده است؟

همه می دانیم که پاسخ سوالات فوق چیست. همه می دانیم که یک جای کار می لنگد اما اینکه چرا حلش نمی کنیم معلوم نیست. آیا تنبلیم، آیا علم و نیروی انسانی کافی نداریم؟ آیا هماهنگی بین نهادی مان ضعیف است؟ آیا، آیا، آیا و ده ها و صدها  آیای دیگر.

اگر درست نگاه کنیم خواهیم دید که همه دلایل به سهم خود در رشد اعتیاد در بین زنان استان موثر بوده اند، ولی به عقیده ما بزرگترین دلیل این است که «هنوز موضوع را واقعا جدی نگرفته ایم». پژوهشکده اعتیاد در این سال بهترین اقدام بود، پس بیائید امیدوار باشیم تصمیمات درستی شبیه به این بیشتر گرفته شود.

 

استفاده از این مطلب تنها باذکر نام عبارت مجاز می باشد.

 

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال