امروز : پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۱:۲۹ PM
اختصاصی عبارت
به بهانه اخراج استاد رضا داوری اردکانی از دانشگاه ‌آزاد؛

جهان تشنه تفکر «داوری» است،اما شما اخراجش کردید/ تو خودت اخراج شده اهل معرفتی، فرهاد رهبر!/کنارگذاشتن صاحب تنها جایزه فلسفه ایران خجالت ‌آور است

رضا داوری اردکانی+عبارت
    -     کد خبر: 30739
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۱۲|۱۶:۱۳
کسی مثل داوری با آنهمه دانش و تجربه جای چه کسی را در دانشگاه آزاد گرفته بود که باید اخراج می شد. اصلا دانشگاه آزاد بدون امثال داوری این اندک اعتبارش را هم نخواهد داشت. دانشگاهی که صاحبان مدرکش بی رقیب درصدر فارغ التحصیلان بیکار مملکت قرار دارند

عبارت ـ عالین نجاتی: آقای فرهادرهبر زحمت کشیدند و به بهانه دو شغله بودن به صورت فله ای بهترین اساتید علوم انسانی مملکت را از دانشگاه آزاد اخراج نمودند. این اتفاق تلخ در حالی رخ داد که خود رییس دو شغله است و ولایتی هم بیش از ۱۵ مسئولیت خرد و کلان دارد. اما اینها فرق می کنند امثال آقای رهبر نخبگان نظام هستند و هر تصمیم بگیرند همه ما باید بگوئیم چشم استاد!

البته اخراج همه اساتید برای من دردآور بود اما کنار گذاشتن دکتر رضا داوری اردکانی چهره درخشان فلسفه معاصر ایران که معمار بخشی از راهبردهای کلان ایران در حوزه فلسفه بود واقعا باورنکردنی و شوکه کننده است. در اهمیت رضا داوری بزرگ همین بس که تنها جایزه خاص فلسفه در جمهوری اسلامی ایران به نام اوست و او در کنار شایگان، نصر، دینانی، فکوهی و بشیریه مهمترین متفکران ایرانی جهان معاصر هستند. در حالی که همه دانشگاه های بزرگ دنیا برای در اختیار گذاشتن معتبرترین کرسی ها به امثال داوری باهم رقابت دارند ما با دست خودمان این ریشه های اصیل و ستبر را با زور از زیر خاک بیرون می کشانیم تا با آتش جهالتمان بسوزانیمشان. درست مثل بلایی که بر سر بهرام بیضایی آوردیم و وی هم به ناچار جلای وطن کرد و البته امروز در ایالات متحده حلواحلوایش می کنند و تمام امکانات دربست در اختیار اوست.

کسی مثل داوری با آنهمه دانش و تجربه جای چه کسی را در دانشگاه آزاد گرفته بود که باید اخراج می شد. اصلا دانشگاه آزاد بدون امثال داوری این اندک اعتبارش را هم نخواهد داشت. دانشگاهی که صاحبان مدرکش بی رقیب درصدر فارغ التحصیلان بیکار مملکت قرار دارند و در بسیاری از واحدهایش حتی یک آزمایشگاه و کارگاه ساده هم که ندارد هیچ، بلکه دانشجویان مجبورند در ساختمان هایی درس بخوانند که دبیرستان های دهه ۶۰ در برابر آن کاخ است.

از قضا اخراج آقای داوری و دیگر اساتید مجرب باعث بی اعتمادی بیشتر مردم به مدیرانی شبیه فرهاد رهبر می شود، به عقیده ما فرهاد رهبر چه رییس دانشگاه باشد چه نباشد اصلا در اندازه ای نیست که بخواهد درباره داوری نظر بدهد چه برسد او را اخراج کند.

فرهاد رهبر! با اینکار محبوبیت استاد داوری را در قلوب مردان و زنان اهل تفکر بیشتر کردی و خودت را نزد اهل دانش منفور نمودی! ای کاش بهانه بهتری برای اخراجی وی پیدا می کردی نه اینکه به بهانه ای متوسل شوی که اگرچه پوسته ای قانونی دارد اما از درون پوسیده و بلامصرف است.

لج درآورتر این است که این آقای رهبر اساتید درجه یک تفکر این مملکت را اخراج می کند و بعد کسی مثل قالیبافرا به ریاست یکی از بخش های دانشگاه آزاد می گمارد. معلوم است ایده و سطح فکر کسی که قالیباف را جایگزین داوری اردکانی می کند در چه سطحی است!

فعلا نمی خواهم وارد مسئله دانشگاه آزاد و گرفتاری هایش شوم و همچنین در این فرصت به چرایی اخراج غیرمنصفانه دکتر داوری هم کاری ندارم. اما این اتفاق تلخ باعث شد یاد یکی از مقالاتی بیافتم که به بهانه جایزه دکتر داوری تقریر کردم و سعی نمودم در آن به بخشی از شخصیت والای این استاد برجسته و اهمیت جایزه داوری اردکانی بپردازم. خوشبختانه استاد این افتخار را به من داد و یادداشت مذکور را که پیشتر در کتاب هفته و ماهنامه فلسفه به چاپ رسیده بود در سایت شخصی خودشان منتشر نمودند

من این فرصت را داشتم که در موسسه فردید و در درسگفتارهای فلسفه غرب استاد داوری شرکت کنم و ریزش تفکر از چهره اش را ببینم. چهره وی به راستی نمونه بارز یک فیلسوف دوراندیش و بزرگ است. مردی که که به هزاران لشگر می ارزد و احترامش بیش از اندازه بر همگان واجب است، به خصوص اهل تفکر و توسعه که بعید است آقای رهبر جزو آن دسته باشد.

در ادامه توجه شما را به این یادداشت جلب می کنم:

 

 نام و نشان جوایز معتبر جهانی در حوزه هنر و علوم انسانی (از فلسفه و حقوق گرفته تا ادبیات و سینما) بلند و بالاست. در ایران هم کم نیستند جوایز دولتی، خصوصی، دانشگاهی یا رسانه‌ای. اما در حوزه فلسفه به‌طور خاص تا به حال جایزه‌ای نداشته‌ایم.گرچه جوایزی به نام برخی فلاسفه نظیر بوعلی و فارابی و علامه طباطبایی موجود است اما آنها مختص فلسفه نیستند.

جایزه «ابن سینا» حکیم و طبیب ایرانی تلاشی مشترک میان ایران و یونسکو است که به دلیل رعایت اخلاق در علم اهدا می‌شود. «جایزه ترویج علم در ایران» که توسط انجمنی به همین نام اهدا می‌شود نیز بر فلسفه تمرکز ندارد.در کتاب سال هم، فلسفه و حکمت یکی از بخش‌های مورد توجه است نه همه آن. «جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی» نیز همان‌گونه که از نامش پیداست بر وجهه خاصی از فلسفه، یعنی فلسفه به مثابه پایه‌های علوم انسانی اسلامی نظر دارد، نه آنچه به ماهو فلسفه می‌نامیم. «جایزه دکتر فتح‌الله مجتبایی» که به همت شهر کتاب به برترین‌ رساله‌های دکتری در رشته‌ ادیان و عرفان و زبان ادبیات فارسی تعلق می‌گیرد ارتباط چندانی به فلسفه به صورت خاص ندارد. «جایزه علامه طباطبایی» هم حوزه عمومی و گسترده‌ای تحت عنوان پژوهش را دربرمی‌گیرد.در این میان تنها جایزه فارابی است که توسط همین بنیاد با مداقه بیشتری بر فلسفه به برگزیدگان اهدا می‌شود که البته تعدادشان هم کم نیست.

آن‌چنان که گفتم هیچ‌یک از جوایزی که نام بردم مختص فلسفه نیستند اما جایزه‌ای که به تازگی توسط مرکز فرهنگی شهر کتاب و به منظور تقدیر از دانشجویان دکتری رشته‌ فلسفه و با مشاوره و هم‌فکری، اشراف و حمایت مادی و معنوی استاد دکتر رضا داوری‌ اردکانی مصوب شده و در اردیبهشت ماه سال آینده نخستین دوره‌اش برگزار می‌شود، جایزه‌ای استثنایی است؛ هم از آن جهت که مختص فلسفه است و جای خالی چنین جایزه‌ای را پُر می‌کند و هم از آن باب که به نام متفکری خونین‌جگر و سالکی مفتخر به رنج در طریق معرفت است.

جیوردانو برونو متفکر برجسته ایتالیایی که زنده‌زنده در آتش سوزانده شد اما ققنوس‌وار از خاکسترش برخاست، در جایی گفته است: «گیرم چنین باشد که هرگز به هدف آرزوشده نرسیم، گیرم روح از بسیاری رنج‌ها و کوشش‌هایش نابود شود، همین بس که چنین آتش خجسته‌ای در درونمان افروخته شده است». داوری اردکانی از همین دسته است که آتش عشق هرگز در دلش نمیرد.

اختصاص جایزه‌ای به نام داوری اردکانی اقدامی شایسته تقدیر و اعتناست. این استاد گرانمایه تفکر ایرانی که ردّ پایش از فلسفه و علم تا هنر و جامعه‌شناسی وسعت یافته، از یگانه‌ترین مردمان ایران امروز است. شرح حال داوری به راحتی قابل یافتن و خواندن است اما آنچه اهمیت این جایزه را چند برابر می‌کند آن است که دستمایه‌ای برای شناخت جدی‌تر و فراتر از زندگی‌نامه‌خوانی از استاد داوری خواهد شد.تفکر معاصر ایرانی بدون نام وی همچون جغرافیایی بی‌جهت است و نقش بی‌بدیل او در شکل‌گیری تفکر نخبگان ایرانی امری است غیرقابل انکار. پرسش‌هایی بنیادین نظیر چیستی فلسفه، مراد مرگ، مکالمات درونی هستی و زندگی و ماهیت تفکر برای نخستین بار به شکلی جدی و منحصربه‌فرد در دوران معاصر در آثار داوری اردکانی خود را نشان دادند. البته پیش و هم‌زمان با وی متفکرانی نظیر علامه طباطبایی، مرتضی مطهری، احمد فردید، ابراهیمی دینانی، شایگان، آشتیانی، نصر و دیگران به این مقولات پرداختند، با این حال هریک از نام‌های مذکور به شاخه‌ای خاص پرداختند و در آن صاحب مقام شدند، اما داوری در عرصه‌ها و گستره‌های مختلفی خواند و گفت و نوشت.

او را شاید بتوان جدی‌ترین متفکر معاصر ایرانی است که به چیستی فلسفه به معنای واقعی آن پرداخت و موضوع هستی را از پستوی دیالکتیک نخبگان به صحن علنی آورد. این جایزه منحصر به‌فرد می‌تواند و باید فرصتی باشد تا پایان‌نامه‌های فلسفه بیش از هر زمان دیگری کاربردی شوند و جامعه فکری ایران را از جمود فعلی برهانند. اینکه فلسفه در ایران همچون شعر در زمانه عسرت به سر می‌برد حقیقتی تلخ است. جدی گرفتن نام و منش داوری اردکانی با اقداماتی از این دست دریچه‌ای است رو به آنچه تفکر می‌خوانندش. سلامی است به مردی که آفتاب بر پیشانی‌اش می‌درخشد.

 

استفاده از این مطلب با ذکر نام عبارت مجاز می باشد.

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۵
زررررشک!!! ادم با این تیتر خندش میگیره!!! جهان تشنه تفکر داوری!!!! جهان تشنه تفکر اسلامی ست نه داوری که به علوم انسانی اسلامی اعتقاد نداره!!!
یدی
یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۸:۲۲
اون وقت هایی که در دانشگاه پاریس درس میخواندی با ایشان آشنایی پیدا کردی؟ درغگو . صدای درغ های تحصیل کرده فرانسه از اتاق یک مدیر بهم رسیده است . خجالت بخش فوق دیپلم چوب اونم در نوشهر نه پاریس
پربازدیدترین