امروز : چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۲:۱۳ AM
قابل توجه سخنگوی شورای شهر آمل؛

به جای توهین و تهمت و برخورد احساسی، سند ارائه کنید l قمه را غلاف کنیم و راه کتابخانه در پیش بگیریم

مجسمه آرش کمانگیر ساری
    -     کد خبر: 32429
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۷/۲/۲۲|۲۲:۳۰
سرویس : جامعه >> شهری
ساروی ها قدیمی‌ترین نسخه موجود ویس و رامین را که در آن ساری محل پرتاب تیر ذکر شده منتشر کرده‌اند و اگر آملی ها هم حرف دارند بهتر است بجای فحش دادن اسناد را منتشر کنند.

عبارت- عالین نجاتی: مصوبه شورای شهر ساری مبنی بر انتخاب روز پرتاب تیر توسط آرش کمانگیر بعنوان روزساری بلافاصله واکنش تند آملی ها را در پی داشت درحالیکه نسخ اصلی کتابخانه های ایران و جهان( ونکور و کلکته) این ادعای ساروی ها بر اساس #شاهنامه و دیوان ویس و رامین فخرالدین اسعدگرگانی را ثابت میکند

اما بحث رفع این سوءتفاهم است که اصلاً آرش نه ساروی است و نه آملی!
موضوع این است که این اسطوره ملی تیرش را از ساری پرتاب کرده که در آن دوران سرزمین بسیار وسیعتری نسبت به امروز داشت.
در اعتراض سخنگوی شورای شهر آمل آرش ؛ آملی خوانده شده و خود همین ساده انگاری و عدم شناخت ابتدایی از این مسئله نشان می‌دهد که ادعای آقای ابراهیم زاده بیشتر احساسی است تا منطقی.

⁦⁩ضمن اینکه اصلأ نیاز به دعوا و توهین و تهمت و ... که آقای ابراهیم زاده زحمتش را کشیده اند نیست، ساروی ها قدیمی‌ترین نسخه موجود ویس و رامین را که در آن ساری محل پرتاب تیر ذکر شده منتشر کرده‌اند و اگر آملی ها هم حرف دارند بهتر است بجای فحش دادن اسناد را منتشر کنند.

⁦در پایان بازهم متذکر شوم که آرش ساروی و آملی نیست بلکه تیرش را از ساری رها کرده. هرکسی این اسطوره را این‌گونه خطاب کند، چه ساروی و چه آملی، نشان می‌دهد حرفش سندیتی ندارد.

⁦قبلاً هم پیشنهاد کرده‌ام و بازهم تکرار می‌کنم که این سوبرداشت به راحتی و از طریق بررسی علمی و مراجعه به اسناد تاریخی قابل رفع شدن است. پس فعلا قمه ها را غلاف کنیم و لطفاً راه کتابخانه را در پیش بگیریم.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

جلیل کاویانپور
جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۱:۳۴
اندر در حکایت اسطوره آرش کمانگیر اندر در حکایت اسطوره آرش کمانگیر شمال نیوز : با توجه به مطرح شدن موضوع ثبت شهر ساری بعنوان شهر آرش کمانگیر بر اساس پیشنهاد یکی از جوانترین اعضای شورای شهر ساری و درخواست ثبت در تقویم رسمی کشور و در پی آن عکس العمل برخی از شهروندان و مسئولین شهر آمل به این تصمیم و اعلام اینکه اسطوره آرش مربوط به آن شهر است و متعاقباً گفت و شنیدها و نقد و تحلیل هایی فراوان در فضای مجازی ، بر آن شدم تا اندکی به این موضوع بپردازم و با ارائه اسناد و مستندات و کتابهای مربوطه ، این موضوع را تشریح نموده و موجب روشنی فکر و نگاه هموطنان و هم استانیهای عزیز مازندرانی بویژه اهالی ساری ، آمل و خصوصا صاحبنظران و اندیشه ورزان و نیز مدیران و تصمیم گیران فر هنگی و سیاسی شده تا از هر گونه اقدام شتاب زده و تصمیم عجولانه پرهیز نمایند. اسطوره آرش کمانگیر ، یک داستان حماسی با ویزگی اسطوره است که از مرز واقعیت فراتر رفته و پا در حریم خیالات می نهد. اما با توجه به مطرح شدن این اسطوره در کتب تاریخی همچون تاریخ الرسل و الملوک طبری و مجمل التواریخ و القصص و آثار الباقیه ابوریحان بیرونی و زین الاخبار ابن محمود گردیزی و نیز کتاب اشعار حماسی ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و ... و بیان واقعه تیراندازی او در تعیین مرز ایران و توران و پایان جنگ و سپس جان دادن او پس از پرتاپ تیر ، نظر به اهمیت موضوع در تاریخ ایران باستان و تثبیت یک شخصیت ملی و میهنی بعنوان نماد و اسطوره در شجاعت و ایثار ، چند نکته از نقلهایی در کتب مختلف شده را در ذیل بیان می نمائیم. امیداوریم که مفید فایده افتد. آرش کمانگیر یا آرش کمانکش یا آرش تیرانداز یا آرش شیواتیر به اوستایی اِرِخْشَه و به زبان پهلوی اِرَش شیپاک‌تیر نام یکی از اسطوره‌های کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطوره‌است. آرش، از سپاهیان منوچهر بود که پس از پایان جنگ ایران و توران به عنوان کماندار ایرانی برای بازشناختن مرز ایران و توران برگزیده شد و از بالای کوه «اییریو خشوتا» در زادگاه فریدون رفت و با تمام نیرو تیری را به سوی کوه «خوانونت» در خاور رها کرد و پس از پرتاپ تیر و تعیین مرز ایران و توران و ایجاد صلح ، جان خود را از دست داد. 1- قدیمی ترین متن موجود مربوط به کتاب آثار الباقیه ابوریحان بیرونی( 362- 440) می باشد که در مورد آرش کمانگیر چنین می گوید: پس از آنکه افراسیاب بر منوچهر چیره شد و در طبرستان گرداگرد او را گرفت،بر این پیمان شدند که مرز ایران و توران با پرتاب تیری نشانه شود. در این هنگام فرشته اسفندارمذ نمایان شد و فرمان داد تا تیروکمانی چنان که در اوستا بیان شده است،برگزینند. آنگاه آرش را که مرد پاک و حکیم و دینداری بود،برای انداختن تیر بیاورند.آرش برهنه شدوبدن خویش رابه کسان نمایاند وگفت:ای پادشاه‌وای مردم!به تنم بنگرید.مرا زخم‌وبیماری نیست؛ولی میدانم که پس ازانداختن تیر،پاره‌پاره شوم و فدای شما گردم. پس از آن،دست به چله کمان برد و به نیروی خداداد تیراز شست رها کردوخود جان داد.اهورمزدا به باد دستورداد تا تیر را نگاهداری کند.آن تیر از کوه رویان به دورترین مکان خاور،به فرغانه رسیدوبه ریشه درخت گردکانی(که در جهان بزرگتر از آن درختی نبود)نشست.آنجا را مرز ایران و توران شناختند.گویند ازآن جا که تیرپرتاب شدتا بدان جایی که فرونشست شست‌هزارفرسنگ درازا است.از آن پس جشن تیرگان به مناسبت این پیمان آشتی میان ایران و توران برپا شد. باید اشاره کنم در تاریخ طبری و بلعمی این افسانه با اندکی دگرگونی آمده است. 2- ابوسعید عبدالحی ضحاک بن محمود گردیزی (جردیزی) در زمره مهم ترین مورخان سده پنجم هجری قمری (389 – 453 ه . ق ) و معاصر با ابوالفضل بیهقی و ابوریحان بیرونی بوده است. وی دبیردیوان رسالت دربارغزنوی و زیر نظر بونصرمشکان و بوسهل زوزنی(رؤسای دیوان محمود غزنوی واسلافش) بوده و بنظرمی رسد به متون و اسناد تاریخی دیوان دسترسی داشته است.کتاب زین الاخبار گردیزی در شمار قدیمی ترین کتب تاریخ عمومی موجود به زبان فارسی پس از تاریخ بلعمی قرار دارد . همینطور قدیمی ترین اثر تاریخ مستقل فارسی به نثر است که دورهای پادشاهی شاهان ایرانی پیش از ورود اسلام و پس از آن را نقل می کند .امروزه از کتاب زین الاخبار تنها ۲ نسخه باقی مانده که هر دو در بریتانیا نگه داری می شود : ۱ (نسخه کیگزکالج کمبریج که در سال ۹۰۳ یا ۹۳۰ میلادی در هند نوشته شده است. ۲( نسخه کتابخانه بادلیان آکسفورد که در تاریخ ۱۱۹۶ میلادی در هند نوشته شده است. فارغ از گزارش های مستند وی درباره اتفاقات مقارن فرمانروایی غزونیان که می توان آنها را ازجمله منابع دست اول تاریخی به شمار آورد، وی در بخشی از کتاب زین الاخبار خود به بیان جشنهای ایرانیان و مناسبتهای مربوط به آنها می پردازد که طی صفحه 518 آن ،درباره جشن تیرگان گوید : پس آرش تیر بینداخت از کوه رویان و آن تیر اندرکوهی افتاد میان فرغانه و طخارستان ... 3- در کتاب وِهَرُود و اَرَنگ (جستارهایی در جغرافیایی اساطیری و تاریخی ایران شرقی) نوشته محقق آلمانی ژوزف مارکوارت چاپ موقوفات دکتر محمود افشار یزدی در صفحه 18 به نقل از آثارالباقیه ابوریحان بیرونی آرش تیری از فراز کوه رویان و به نقل از یشت 8 اوستا از کوه فدشوارگر به پرواز در می آورد تا مرز خراسان میان فرغانه و طبرستان.. 4- دکتر ذبیح الله صفا در کتاب حماسه سرایی در ایران در گفتار چهارم – صفحه 588 تا591 به بررسی و تحقیق و تدقیق درباره آرِشِ شواتیر می پردازد که در آنجا پس از بررسی، از روایات مورخین اسلامی نقل میکند که آرش تیر را از کوه رویان باقصی نقاط خراسان بین فرغانه و طبرستان برد . همچنین ایشان بیان می دارد که روایت ابوریحان از دیگران درست تر و شهرتی بیشتر دارد. در ادامه ایشان به بیان ذکر داستان آرش در ادبیات فارسی و در یک مصرع از یک بیت در منظومه ویس و رامین توسط فخرالدین اسعد گرگانی(403 الی 446 ه . ق ) می پردازد که در آنجا چنین آمده است : ( از آن خوانند آرش را کمانگیر که از رویان بمرو انداخت او تیر) و در ذیل این بیت اشاره می کند که در نسخه های دیگر بجای رویان ، ساری و گرگان نیز دیده شده است. در ادامه دکتر صفا محل پرتاپ تیر توسط آرش را به نقل از اوستا بیان میدارد که کوه خشوث که یکی از قله های پتشخوارگر که همان سلسله جبال البرز می باشد تیر اندازی شده است که میرخواند در روضه الصفا آن کوه را دماوند می داند.و ابوریحان بیرونی آن را رویان می داند و می گوید : رویان یکی از اعمال طبرستانست که شاهان آن را فرشوادگر می گفتند و فرشوادگر ظاهرا کلمه ای است که از نگارش غلط پشتخوارگر پیدا شده است. و رویان لاشک همان روییشنومند بوندهشن و رائیذیت زامیادیشت است و روییش نومند نیز لاشک یکی از اجزا یا نام دیگر پشتخوارگر. 5- دکتر محمد جعفر یاحقی در کتاب فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی در صفحات 36 الی 38 درخصوص آرش به نقل از مجمل التواریخ و القصص و اوستا و آثارالباقیه ابوریحان و نیز ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی به معرفی آرش و واقعه تیراندازی او و تعیین مرز ایران و توران می پردازد که در صفحه 37 بیان میدارد آرش از فراز کوه رویان به سوی دورترین نشانه ها تیری پرتاپ کرد. و در ذیل این متن از فخرالدین اسعد گرگانی بیتی را می آورد که می گوید : از آن خوانند آرش را کمانگیر که از آمل به مرو انداخت یک تیر ( ویس و رامین . چاپ کلکته – ص 280) 6 _ بهاءالدین محمدبن حسن بن اسفندیار کاتب در کتاب تاریخ طبرستان در صفحه ۶۱ گوید: منوچهر از طبرک به شهر خرامید و حصار را حصن ساخت و بعد شش ماه که آنجا نیز بودن تعذر گرفت، به شب بگریخت و به طریق لارجان بطبرستان رسید، افراسیاب جهان بسیط و عریض چون سوراخ سوزن تنگ کرد بر او. بدنبال او بطبرستان آمد، منوچهر به حد رویان با دیهی افتاد که مانهیر گویند(به نقل میرسید ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ طبرستان، رویان و مازندران ، مانهیر را سی سنگان گویند) و آنجا غاری عظیم است در روی کوه که کسی را به آخر آن نتواند رسید؛ جمله خزائن و ذخایر در آنجا نهاد... و افراسیاب به بقعه ای که خسروآباد گویند از دیه های آمل فرود آمد و بالای این دیه درختی بود که شاتی مازبن گفتند. خیمه افراسیاب زیر آن درخت زده بودند. دوازده سال آنجا بماند. چون افراسیاب عاجز شد از یافتن منوچهر، مصالحه برفت بر آنکه بر یک پرتاپ تیر مُلک که منوچهر را مسلّم دارد و بر این عهد رفت. آرش از آنجا تیر به مرو انداخت و در بسیار کتب تازی و پارسی نظما و نثرا ذکر این تیر انداختن نبشتند.. اینها تنها چند نمونه از اسناد مربوط به این واقعه می باشد که جهت پرهیز از اطاله کلام از ذکر دیگر متون و منابع خودداری گردید. از آنجایی که آقایانی که موضوع استناد آرش را به شهرهای مورد علاقه خود ، یک کلمه از یک مصرع از یک بیت در اشعار فخرالدین اسعد گرگانی قرار داده اند باید گفت : این شاعر حماسه سرای گرگانی در سالهای 403 الی 446 می زیسته در حالیکه ابوریحان بیرونی صاحب آثارالباقیه 40 سال قبل از او و در سال362 ه . ق متولد شده و در سال440 از دنیا رفته است. همچنین ابن محمود گردیزی نیز متولد 389 ق یعنی 14 سال قبل از فخرالدین اسعد بوده و در سال443 ق وفات نموده است و او نیز متقدم بر این شاعر می باشد. ضمن اینکه درخصوص ادله اثبات مدعا در تاریخ ، نیک می دانیم که آنچه از اهمیت بالا و مستندی قوی برخوردار است ، کتب تاریخ و مورخین بنام و مورد وثوق است نه یک کلمه از یک مصرع در یک بیت از یک شعر که آنهم به تایید همه اساتید فن و مورخین و ادیبان ، دارای اختلاف و روایات متعدد از رویان ، گرگان ،آمل و ساری است. لذا نمیتواند مورد وثوق و استناد قرار گیرد چرا که هر کس میتواند ادعایی داشته و آن را مربوط به یک قول و نقل و به یک جای خاصی نماید. از اینها گذشته ، آیا یک اسطوره که کمتر شباهت به واقعیت دارد و از آن گذشته مورد اختلاف است ، باید مستمک اغراض سیاسی و قومی برخی سیاست زدگان شود ؟ کجایند اهل دانش و بینش ؟ اساتید تاریخ و آگاهان این سرزمین کجا هستند که یک موضوع اینچنینی باید موجب اختلاف و انشقاق بین مردم شهرهای مختلف گردد ؟ کاش صاحبنظران و متخصصین امر از گوشه کتابخانه هایشان بیرون آمده و به تبیین واقع مطلب بپردازند تا مردم یکدل و برادر ما دچار تفرقه و اختلاف و درگیری نشوند. همچون چند سال گذشته که برخی دوستان از ساری دو ماه از تاریخ و برخی از آمل یک ماه از تاریخ را بیان نکردند تا موضوعی چون اولین محل قیام علویان طبرستان را بنام یکی از شهرهای مزبور مطرح و برجسته نمایند. دوستان و برادران عزیز ، تاریخ ساختنی نیست. بحمدالله کتب فراوانی موجود و دم دست همگان قرار دارد. چرا حقیقت را پنهان میکنیم و نمیگوئیم اولین مردمی که از علویان دعوت کرده و دست دوستی دادند و قیام کردند و و اولین حکومت شیعی را درجهان تاسیس کردند مردمی از سرزمین رویان تاریخی (شامل نور-کجور- نوشهر-چالوس- کلاردشت فعلی) و از روستای صالحان کجور در 27 ماه مبارک رمضان سال 250 هجری قمری و در دوره امامت امام حسن عسگری (ع) بودند. و از رویان حرکت کرده و به سمت پایدشت (ناتل چمستان) آمده و نمایندگان حکومت خود را منصوب و در ماه شوال به سمت آمل رفته و سپس در ذی القعده همان سال به سمت ساری و تا گرگان پیش رفته و اولین حکومت یکپارچه مقتدر شیعی را در جهان در قریب به 1200 سال پیش بنا نهادند. آری . تاریخ حقیقتی است که پنهان شدنی نیست. آیا نمی شد این همه موضوعات تاریخی و دینی مردم شهرهای ما بعنوان مظهر یک شهر و استان مطرح و معرفی گردد ؟ دوستان عزیز و هموطنان گرامی بویژه اساتید گرانقدر تاریخ شناس ، لطفاً قبل از آنکه یک موضوع تاریخی مورد اختلاف به صحنه جامعه و بین عامه مردم مطرح و موجب اختلاف گردد ، بیائیم و به تبیین واقعیت ها بپردازیم و تعصب و خودخواهی و احساسات قوم گرایانه را کناری نهاده و صادقانه و بیطرفانه به بیان واقعیت های تاریخ و فرهنگ مان بپردازیم. آری دوستان عزیز . اینکه آرش در کدام کوه تیر انداخته و ایثار کرده و جان داده چندان مهم نیست. چه ساری ، چه آمل ، چه گرگان و چه رویان. مهم اینست که که او اسطوره و نماد یک قوم بنام ایرانی است و آن ایرانی که در بیش از 3 هزار سال قبل بیش از یک چهارم زمین تحت سیطره او بوده است. او نماد یک مردمانی است که قرنها و هزاران سال ، با ایثار و شجاعت زیستند تا وحدت میهن و مردمانش حفظ شود نه آنکه با اقدام جوانکی ناپخته ، مردمان چند شهر در یک استان به جان هم افتاده و دچار کینه و کدورت گردند. خوش بود از ملت اسلام عزيز دست بشويند زکين و ستيز زانک فزون است بد انديش ما دشمنان ملک و عدوي کيش ما چاره ما نيست به جز اتحاد اين ره رشد است فنعم الرشاد ديوان ملک الشعراي بهار ، ص 452 جلیل کاویان پور
Mehdi
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۷
ظاهرا شما دارید احساسی به این انتقاد واکنش نشون میدید و ایراد آقای ابراهیم زاده رو بر نمی تابید. اولا کل قضیه افسانه هست و در واقعیت نمیشه تصور کرد که از ساری یا دماوند تیری پرتاب کرد که تا حوالی رود جیحون برسه!!!!! ثانیا چون خیلی زود از کوره در میرید اجازه بدین مزاحی بنماییم: «این همه بالا و پایین کردی خودتو کشتی که بگی آرش مال ساری بود؟ یعنی شاهنامه هیچ،ُ یعنی دماوندهم توی ساری بود؟! خواهشا واسه تحریف کردن حقایق دماوند رو جابجا نکنید بالاغیرتن!!!‌ اصلا همه طبرستان مال شما!!! بابا پایتخت بهار نارنج!!!! یه کم خویشتن داری بد نیستا! بنده خدا بابلیها یه تابلو اول شهر زدن » به بابل شهر بهار نارنج خوش آمدید، بدجور به سارویها برخورد!!! راستی شیراز هم به شهر بهار نارنج معروفه. از شیرازیا دلخور نشین یه وقت؟! آمل(پایتخت سابق و مرکز تاریخی طبرستان) بقدری دارای پیشینه غنی تاریخی و فرهنگی هست که نیازی به دفاع کردن نداره. هرکی میخواد میتونه بره تحقیق کنه ، حقایق معلوم میشه. » آقای سایت عبارت، خواهشا این کامنتو تایید کن تا بهم اثبات بشه بیطرفی!
پربازدیدترین