امروز : یکشنبه ۲۷ آیان ۱۳۹۷ ساعت : ۱۰:۱۵ AM
یادداشت عبارت
درباره مردی که تمام قد ایستاده است؛

حسرت جای خالی محسنی بندپی در کابینه/ نماز شکر بخوانیم یا افسوس بخوریم؟

محسنی بندپی+عبارت
    -     کد خبر: 34387
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۷/۸/۸|۱۶:۰۸
ایران امروز بیش از هرزمان دیگری نیازمند مدیرانی مستقل، کاربلد و عملگرا است. صفاتی که در افرادی چون محسنی بندپی متبلور شده و برای دیدن این صحنه واضح و روشن فقط کافی است کمی دقیقتر نگاه کنیم آقای رییس جمهور!

عبارت ـ عالین نجاتی: وقتی تنها چند دقیقه از سخنرانی «محمدشریعتمداری» در دفاع از خود برای جلب رای اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی گذشت، افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» امروز اینجا نیست. زیرا آقای شریعتمداری انواع وزارتخانه ها را در طول عمر طولانی و پربار خدمتشان تجربه کرده اند، اما آرزومند بودم اینبار فرصت را به نیرویی تازه می دادند که موفقیتش در بهزیستی بی نظیر بود و برخلاف بسیاری از شعارگرایان جز عمل راهی نمی شناخت.

 

افسوس که محسنی وزیر نشد

وقتی رفتارهای پوپولیستی سیاستمدار ثروتمند خوزستانی را در جلسه رای اعتماد، درکنار دوندگی های شبانه روزی «سیاستمدار نوشهری » در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری گذاشتم افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» امروز اینجا نیست.

آن هنگام که شریعتمداری همان حرف های کلی و هیاتی را به خورد ملت و نمایندگان داد و سعی کرد نشان دهد نازش را کشیده اند تا وزارت را قبول کند افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» که نه اهل ناز کردن است و نه اهل نازکشیدن امروز اینجا نیست.

وقتی سکوت شریعتمداری درباره عملکردش در «وزارتخانه صمت» را در لباس پنهانکاری آمارفقر در دفاعیه اش شنیدم افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» که الفبای پنهانکاری را هم بلد نیست، امروز اینجا نیست.

آنگاه که شریعتمداری گفت:«این وزارتخانه در مسائل مربوط به رفاه اجتماعی مسئولیت مهمی دارد» به یاد آوردم که بار عمده این مسئولیت در این 5 سال به دوش محسنی بندپی و بهزیستی بود و ناگهان دوباره آن سوال همیشگی به ذهنم خطور کرد که اگر هدف اصلی «رفاه اجتماعی» است، چرا امروز آقای شریعتمداری به جای محسنی سخن می گوید و باز افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» امروز اینجا نیست.

 

آنجا که وعده های محقق نشده «شریعتمداری» در وزارت صمت را در کنار وعده های تحقق یافته «محسنی بندپی» در بهزیستی قرار دادم  افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» امروز اینجا نیست.

وقتی شریعتمداری «تعاون اقتصادی» را امر مغفول در این وزارتخانه دانست، در حالیکه نمی دانست ترکیب درست: «اقتصاد تعاونی» است و سالهاست که تقدم «اقتصاد مبتنی بر رشد» بر «تعاون» ثابت شده و الگوی کشورهای توسعه یافته نیز بر این تقدم گرایی استوار است، فهمیدم او تنها آمده تا برگه ای را از رو بخواند و از قبل نان اعتمادش را در تنور لابی های مجلس برشته کرده اند. اینجا بود که بازهم  افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» امروز اینجا نیست.

آن زمان که او «عدالت اجتماعی» را در شیپور کرد و آن را لازمه حل مشکلات دانست، اما به روی خودش هم نیاورد که عدالت اجتماعی با فاصله طبقاتی در تعارض است، افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» با سابقه مالی کاملا سفید، یک زندگی بدون حرف و حدیث اقتصادی و بدون تمایل به گرین کارت خارجه امروز اینجا نیست.

آنجا که وزیر پیشنهادی از تمایل «تعاونی ها» به «بنگاهداری» انتقاد کرد، بلافاصله یاد افزایش نقدینگی کور در دوران وزارتش در صمت افتادم و به یادآوردم که چطور با تعاونی های معترض رفتار شد، افسوس خوردم که چرا «انوشیروان محسنی بندپی» امروز اینجا نیست.

وقتی او بهانه عدم حضورش در جلسه استیضاح مجلس و بی تفاوتی به منتخبین مردم را به سفرش برای بازدید از مناطق سیل زده مازندران گره زد، در حالیکه نه رییس هلال احمر بود و نه رییس سازمان مدیریت بحران کشور، افسوس خوردم چرا «محسنی بندپی» که هرگز برای فرار از موقعیت های بغرنج به بهانه های اینچنینی متوسل نمی شد، امروز اینجا نیست.

آن هنگام که آقای شریعتمداری در چشم نمایندگان زل زد و گفت: «وقتی می‌شنوم در وزارتخانه‌ای پُست مدیرعاملی خرید و فروش می‌شود، تنم می‌لرزد و این را نمی‌پذیرم» تنم لرزید و افسوس خوردم که چرا «محسنی بندپی» امروز اینجا نیست، زیرا هرچه به شیوه ماندگاری مدیران کل زیرمجموعه وزارت صمت نگاه کردم به نتیجه ای خلاف نظر آقای «شریعتمداری» رسیدم.

وقتی وزیر پیشنهادی کار از «منشور ارائه خدمات جدید» در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی  سخن گفت به یاد ده ها منشوری افتادم که او از دوران انتخابات ریاست جمهوری تا زمان وزارت وعده اش را داده بود اما نهایتا از دلش اتفاقات منشوری بیرون آمد، افسوس خوردم که چرا «محسنی بندپی» امروز اینجا نیست.

 

خدا راشکر که محسنی وزیر نشد

اما وقتی همان نماینده هایی که صبح در گفتگو با من احتمال رای آوری شریعتمداری را صفر میدانستند شب با فونت درشت به او رای مثبت دادند، خدا را شکر کردم که محسنی بندپی امروز اینجا نیست.

وقتی میزان موفقیت و محبوبیت و نفوذ بسیار اندک وزرای دولت دوازدهم را در میان مردم دیدم خدا را شکر کردم که محسنی بندپی امروز اینجا نیست، زیرا وزرات او یعنی تخریب برند «محسنی بندپی»

وقتی متوجه شدم قرار نیست تغییری جدی در سیاست های صندوق تامین اجتماعی ایجاد شود و هنوز هم لابی های قدرت و ثروت نفوذ بالایی در نهادهای اقتصادی زیرمجموعه این وزارتخانه دارند، خدا را شکر کردم که «محسنی بندپی» امروز اینجا نیست.

در شرایط فعلی کشور با عنایت به بلاتکلیفی شعارهای دولت و گنگ تر شدن مفهوم اعتدال نسبت به 5 سال قبل، هرکسی مسئولیت وزرات را قبول کند با کارنامه خودش قمار کرده است. در دولتی که وزیری تمایل به ماندن ندارد اما رییس جمهور و رییس دفترش بجای خداحافظی با آن وزیر او را از وزارتخانه ای به وزارتخانه دیگر منتقل می کنند، نمی توان از استقلال وزارتخانه ها سخن گفت. نامه استعفای آخوندی و سخنرانی دفاع شریعتمداری نشان داد که تیم اقتصادی دولت از انسجام کافی برخوردار نیست و این نظر وقتی تقویت می شود که به جمله به ظاهر طنزآمیز اما در واقع تراژیک آقای جهانگیری رجوع کنیم که گفت: من حتی قدرت تغییر منشی خود را هم ندارم».

 

به هرحال وقتی سود و زیان وزارت آقای «محسنی بندپی» در وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی را در کفه ترازو گذاشتم، دو رکعت نماز شکر خواندم که این سیاستمدار نجیب نوشهری وزیر نشد.

شاید این پست در کوتاه مدت دهان را شیرین کند اما با وجود جوّ موجود در دولت در بلندمدت به تضعیف محبوبیت آن وزیر می انجامد و این آنچیزی نبود که دوستداران محسنی بندپی برای او می خواستند.

 

من برای انتخاب های روسای جمهور احترام قائلم، فرقی نمی کند آن رییس جمهور سیدمحمدخاتمی باشد یا احمدی نژاد و روحانی، اما این احترام راه نقد را نمی بندد. شرایط دولت دوازدهم به هیچ عنوان برای 24 میلیونی که به شیخ حقوقدان آری گفتند خوشایند نیست.از صمیم قلب امیدوارم شرایط برای دولت بهتر شود و آقای شریعتمداری در وزارتخانه مطبوعش عملکرد خوبی داشته باشد، زیرا نتیجه این موفقیت بهبود شرایط مردم خواهد بود.

 

اما این گلایه به جای خود باقی است که دولت روحانی برخلاف آنچه از او انتظار می رفت اصل را بر شایسته سالاری نگذاشته است و شک نکنید حتی اگر همه تحریم ها هم برداشته شود و ایران به متحد اول آمریکا و جهان بدل شود؛ اما ساختارهای معیوب داخلی اصلاح نگردد و شایستگان بر مسند امور ننشینند هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد.

تغییر جایگاه یک فرد از یک وزارتخانه به وزارتخانه دیگر به معنای تغییر نیست. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به نیروهای تازه نفس احتیاج دارد که بند نافشان به لابی وصل نباشد.

ایران امروز بیش از هرزمان دیگری نیازمند مدیرانی مستقل، کاربلد و عملگرا است. صفاتی که در افرادی چون محسنی بندپی متبلور شده و برای دیدن این صحنه واضح و روشن فقط کافی است کمی دقیقتر نگاه کنیم آقای رییس جمهور!

اما اگر قرار است وضع به منوال ۵ سال پیش باشد باید از آقای روحانی تشکر کرد که با عدم معرفی دکتر انوشیروان محسنی بندپی بعنوان وزیر کار سایه خطری بزرگ را از سر وی دور کرد.

 

استفاده از این مطلب با ذکر نام عبارت مجاز است.

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

چهارشنبه ۹ آیان ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۰
اون وقتی که برای محسنی رپرتاژ اومدی که اونو به تخت بنشایم کلی خندم گرفت .. که طرف میز خدمت رو میگه تخت ! یعنی سلطنت! اصلاح طلبا مخصوصا براندازها جون به جونشون کنن هیچ وقت دلشون با نظام و خدمت به نظام صاف نیست چون خمیره شون ضدنظامه! حالا اینا به کنار رای دادن به روحانی و حمایت و تبلیغ ازش ! اینهمه دروغ و توهین و تهمت سرهم کردین تا روحانی رای بیاره . ماشالا دست به تخریبتون که بالاست هرچی دروغه رو سرهم میکنین به خورد ملت میدین حالا ناراحتین که چرا روحانی پا گذاشته جای رفسنجانی! هرقدمی که برای رای اوری روحانی برداشتین باید حساب پس بدین چون خدا حواسش خیلی جمعه ! نون خیلی ها رو آجر کردین .. خیلی خونواده ها رو از هم پاشوندین..خیلی رو فقیر کردین ..خیلی ها رو ضد دین کردین .. با همین تبیلغ و حمایت از روحانی.. حالا ننه من غریبم بازی درمیارین مثل جهانگیری که من عرضه منشی عوض کردم ندارم !! خیلی مضحکه! شمایی که ضربه گیر روحانی بودین چی شد؟ از اول دولت روحانی تا سه سال دیگه تو این هشت سال روز به روزش ثانیه به ثانیه اش شریک جرم این دولت هستین و تو دفتر عمرتون هم ثبت شده که چطور مردمو از دین و زندگی انداختین.. بهتره یه اعتراف نامه بنویسین و از مردم بابت حمایت و تبلیغ روحانی عذرخواهی کنین ..حداقل کاری که میشه کرد.وگرنه نفرین این مردم به باعث و بانی اومدن روحانی گیراست ..
سه شنبه ۸ آیان ۱۳۹۷ - ۲۰:۲۸
دولت روحانی نتیجه ترساندن مردم از آقای رییس بود. مردمی که همیشه از ترس کسی به کس دیگه ای رای بدهند سرنوشتی بهتر از این ندارند.
محمود از نوشهر
سه شنبه ۸ آیان ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۲
ای کاش کسی از سفرهای پشت سرهم آقای محسنی در دوران رقابت های انتخاباتی و تخریب رقیب فیلمبرداری می کرد و به رییس جمهور نشان می داد تا ایشان متوجه می شدند این 24 میلیون رای حاصل این جنبش ها و تلاش های میدانی بوده نه حاصل سخنرانی افرادی که فقط طحمت پیاده روی از ردیف اول به پشت تریبون سخنرانی را کشیدند.
سه شنبه ۸ آیان ۱۳۹۷ - ۱۶:۲۵
یعنی کارنامه محسنی اینقدر قابل دفاعه که عالین نجاتی اینجوری درموردش بنویسه؟؟؟
بی نام
سه شنبه ۸ آیان ۱۳۹۷ - ۱۶:۲۳
بعنوان مددجوی بهزیستی ناراحت میشدم اگر اگر دکتر محسنی از ریاست بهزیستی کنار می‌رفتند. خوش به حال ما که ایشان مثل پدری مهربان بالای سر جامعه بهزیستی موندگار شدند.