امروز : یکشنبه ۲۷ آیان ۱۳۹۷ ساعت : ۶:۱۲ AM
اختصاصی
نگاهی انتقادی به ۴ دهه ترافیک در جاده چالوس؛

ما مورچه نیستیم آقای رییس، آدمیم!/ سوال میلیون دلاری عمرانی ایران

ترافیک جاده چالوس+عبارت
    -     کد خبر: 34544
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۷/۸/۱۷|۱۲:۱۳
آیا در این ۴ دهه هیچ راه دیگری به جز یکطرفه کردن جاده به ذهن اینهمه مدیر تحصیل کرده نرسیده است.هفتادودو ملت بعنوان پیمانکار پا به جاده چالوس گذاشتند اما این جاده هنوز ۵۰ کیلومتر هم پیشرفت نداشته است.

عبارت ـ گروه اقتصاد: بازهم تعطیلات پی در پی و تصویر آشنای پدر خانواده که از در وارد می شود و مثل تمام موارد مشابه، خانواده را از قصد سفر به شمال آگاه می کند. بچه ها هوراکشان به سراغ بستن چمدان ها می روند و زن و شوهر هم اسباب یک سفر خوش چند روزه درکنار دریای مازندران را آماده می کنند.

کات/

در جاده هنوز چند ده کیلومتری از کرج دور نشده اند که به کاروان به نظر بی پایان خودروهایی می رسند که همه آنها مثل این خانواده با رویای کباب کردن جوجه در خنکای دریا و سیب زمینی هیزمی در دل جنگل بار سفر بسته اند و حالا تا گلو توی ترافیک گیر کرده اند.

این رنج تا 20سال پیش نهایتا 1ساعت طول می کشید اما سال به سال هم به تعداد خودروها اضافه شده است و هم به تعداد ویلاها، اما آنچیزی که دست نخورده باقی مانده وضعیت جاده چالوس است.

از سه شنبه شب تا به حال هزاران ویدیو در شبکه های اجتماعی پُست شده که نشان می دهد ملت بعضا حدود 24ساعت است که یکجا مانده اند و حتی یک وجب هم جلو نرفته اند.

 

با اینحال در تمام این مدت نه صدای اعتراض نمایندگان البرز و چالوس شنیده شده، نه خبری از نیروهای امدادی رسیده، نه دولت فکری برای آذوقه مردم کرده و نه اصلا تمهیدی اندیشیده شده که اگر به هر دلیلی مردم ناچار به اتراق در مکان های طبیعی شدند ، برایشان چادر و پتو و اغذیه آماده باشد! به این گرفتاری ها باید باران پاییزی را هم اضافه کرد که خودش خطر بالقوه سیلاب مخصوصا در مسیرهای کنار رودخانه است.

تنها هنر مسئولان مثل همیشه بستن راه است و بلاتکلیف گذاشتن ملت. هیچ کس مطلقا پاسخگو نیست. نه پلیس مسئولیت می پذیرد ، نه سازمان راهداری، نه فرمانداران، نه دولت، نه نمایندگان و نه هیچ کس!

 از طرفی با افزایش قیمت ارز و جلوگیری از دریافت ارز مسافرتی مردم به گردشگری داخلی تشویق می شوند اما در عوض به جای اینکه در این مهم تسهیل صورت بگیرد مدت زمان سفر از تهران به چالوس با مدت زمان سفر از تهران به بوینس آیرس برابری می کند و اگر حس فرار از سختی و اضطراب پایتخت نباشد به احتمال فراوان هیچ آدم عاقلی رنج چنین سفر ملال آور و دیوانه کننده ای را به جان نمی خرد.

گردشگری  داخلی هم مثل همه شعارهای این کشور است که فقط برای پخش شدن از بخش های خبری آماده میشود اما همه می دانیم که اگر گردشگری و تاریخ ایران اصلا دست نخورده و بی صاحب مانده بود وضعش به مراتب بهتر از الان بود!

نه اقامتگاه مناسبی در راه ساخته شده، نه خبری از شهربازی و مکان های تفریحی است، نه زباله ها جمع آوری می شوند و نه کسی برایش مهم است که رودخانه های مازندران به محل خونریزی کارخانه های سنگ شکن بدل شده و دیگر رمقی برای آبهای جاری این دیار همواره سبز باقی نمانده است.

وقتی هیچ خدماتی به مردم داده نمیشود و بازهم بعد از 40سال مجبورند در ترافیک جاده چالوس بمانند و تازه وقتی به شهر رسیدند وارد فاز دوم یعنی «ترافیک شهری» شوند، چگونه می توان از آنها که زیر فشار اقتصادی در حال له شدن هستند درخواست کرد که«امیدوار» باشند. آخر ما دلمان را به چه خوش کنیم؟!

 

آیا در این 4 دهه هیچ راه دیگری به جز یکطرفه کردن جاده به ذهن اینهمه مدیر تحصیل کرده نرسیده است؟ به تخته بزنیم، این مدیران اکثرا از آکسفورد و ییل و کمبریج و هاروارد دکترا دارند اما از روانسازی ترافیک یک مسیر تاریخی عاجزند.

هفتادودو ملت بعنوان پیمانکار پا به جاده چالوس گذاشتند اما این جاده هنوز 50 کیلومتر هم پیشرفت نداشته است.

وقتی مسئولان مازندرانی مدام از اینکه این استان خدمات ملی می دهد اما بودجه استانی می گیرد می نالند، مسئولان مثل همیشه یک گوششان در است و دیگری دروازه، چون آنها برای استراحت در ویلاهای آنچنانی با چشم انداز بکر از راه هوایی استفاده می کنند و از آن بالا همه چیز خیلی کوچک است و چه بسا ترافیک چند ده کیلومتری؛ بامزه هم به نظر برسد و دستمایه مزاح و تفریح فرزندان آقای مسئول در کنار پنجره هواپیما شود.

 

این مردم شریف و صبور و دوست داشتنی که همیشه در اخبار آنها را شیر می کنیم وقتی به میدان واقعی زندگی می رسند شیر بی دندان می شوند، از بسکه از همه جهات برآنها فشار وارد می شود و تازه وقتی میخواهند در یک تعطیلات نفسی تازه کنند و بارسنگین این فشارها را زمین بگذارند، فشار و ضربه نهای بر فرق سرشان وارد می شود و بازهم انتظار داریم این مردم؛ قانون مدار و وقت شناس و توسعه مدار باشند.

بلاتکلیفی جاده چالوس مشتی نمونه خروار وضعیت مدیریت در این 4 دهه است. هرسال بدتر از پارسال و هر دهه ناامیدتر از دهه قبل.

به نظر می رسد این که «جاده چالوس بالاخره کی تمام می شود؟» سوال میلیون دلاری لاتاری عمرانی شمال ایران است. تابه حال که هرکسی از این جاده سهم خودش را برده و به اسم پیمانکار چندمتری را آسفالت کرده و خداحافظ!

 

حالا باید دید در ادامه نیز این شریان حیاتی تهران به دریا همچنان محل ثروتمند شدن پیمانکارها، وعده های سرخرمن مسئولان و گورستان اعصاب ملت خواهد ماند یا بالاخره یک مسلمانی پیدا می شود و کلک کار را می کند و به جای سخنرانی رُبان افتتاح جاده را قیچی میکند؟!

 

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

طاها
پنج شنبه ۱۷ آیان ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۸
واقعا ترافیک آدم را روانی می‌کند. ما دو ماشین بودیم، باجناقم برگشت ولی ما 18 ساعت از جا جم نخوردیم. ساعت پنج راه افتادیم و امروز ساعت 11 تازه رسیدم نشتارود. اگر جاده کناره شمال رو درست کنند حداقل بخشی از ترافیک روی هراز و فیروزکوه می‌افتد