امروز : سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸ ساعت : ۱:۲۷ AM
عالین نجاتی
نگاهی خلاصه شده به آنچه در دولت روحانی بر مازندران گذشت+ آمار

از مورد عجیب «ربیع فلاح» تا فعال شدن لابی ها در رستوران های لاکچری پایتخت/ وضعیت پارادوکسیکال استاندار بعدی!

استانداری مازندران
    -     کد خبر: 34545
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۷/۸/۱۸|۱۶:۲۵
سرویس :
از روزی که اسلامی پایش را به مجلس گذاشت تابه حال بیش از صدها پُرس غذا در ده ها رستوران پایتخت برای لابی گران مازندرانی سرو شده و همان کسانی که منتقد اشرافی گری و ولخرجی برخی مدیران شهری هستند خودشان برای کسب امتیازها شام و ناهارهای آنچنانی در هتل های آنچنانی سفارش می دهند و هیچ کس نمی داند اینهمه سرمایه و ثروت را از کجا آورده اند؟

عبارت ـ عالین نجاتی: مازندران در دولت روحانی بدل به موضوع عجیب و پیچیده ای شده است. در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم این استان بیشترین رای را درکشور به «حسن روحانی» داد، اما او نه تنها مازندرانی ها را برای پست های کلیدی انتخاب نکرد، بلکه استانداری به «ساری» فرستاد که 4سال اول ریاست جمهوری او را هدر داد و نه توانست از فرصت برجام و ثبات اقتصادی فایده چندانی ببرد و نه موفق شد گفتمان سیاسی و فرهنگی دولت را فراگیر کند! عمده فرصت چهارسال اول روحانی در «مازندران» به دعوای سیاسیون، فشار به مدیران، ابهامات فراوان اقتصادی، اعمال نفوذ آقازاده ها و تولد گروه تازه ای از نوکیسه گان سیاسی و اقتصادی صرف شد.

 

مورد عجیب ربیع فلاح جلودار

در حدفاصل سالهای 1392 تا 1396 نرخ متوسط «بیکاری» در این استان تقریبا ثابت ماند و تغییر چندانی نکرد. «تورم» حدود 1درصد بیشتر شد. «تعطیلی واحدهای صنعتی» متوقف نشد، «بانک ها» به جریان تولید نپیوستند، «زنان» به خواسته هایشان نرسیدند و از همه عجیب تر درحوزه سیاسی شاهد ماجراهایی به یادماندنی نظیر تعویض چندباره فرماندار یک شهر، استقبال فرماندار دولت از احمدی نژاد، حضور معاون سیاسی و امنیتی وقت در کمپین انتخاباتی رقیب، نفوذ مخالفان دولت در پست های کلیدی و ... بودیم.

 

دوباره ایران

دور دوم امیدها برای «تغییر» بیشتر شد، استدلال این بود که دلیل نارضایتی داخلی از روحانی دشواری های برجام و ضرورت تمرکز و توجه رییس جمهور به این مسئله مهم بین المللی بوده و حالا که «برجام» با تمام فرازونشیب ها تصویب شده، روحانی سرش را به سمت داخل کشور خواهد چرخاند. این تصور وقتی تقویت شد که سخنرانی ها و شعارهای انتخاباتی روحانی نیز آن را تصدیق کرد.

از سویی دیگر با کمک و حمایت رسانه های اجتماعی، رقیب روحانی برای طرفدارانش و کسانی که هنوز تصمیم نگرفته بودند، یادآور تکرار دوره ریاست جمهوری «احمدی نژاد» بود و نهایتا «جهانگیری» همان نقشی را در انتخابات 96 بازی کرد که «عارف» در انتخابات سال 92.

نتیجه تمام این تلاش ها شکستن رکورد رای آوری در جمهوری اسلامی توسط «روحانی» بود.

طوفان دیماه

اما طوفانی که زبده ترین کارشناس سیاسی اتاق هواشناسی دولت هم فکرش را نمی کرد از راه رسید و تنها 6 ماه پس از استقرار دولت دوازدهم اعتراضات و تظاهرات گسترده ای سراسر کشور را فرا گرفت که به «موج نارضایتی دیماه» مشهور شد.

دولتی ها معتقد بودند این کارِ دولت موازی است و برای اثبات مدعایشان به نخستین جرقه در «مشهد» اشاره می کردند، اما اگرچه ردپای مخالفان روحانی نیز در تهییج عمومی دیده می شد ولی محاسبات دولت بازهم اشتباه بود و به همین خاطر اعتراضات مثل جوهر روی دستمالی سفید به سرعت پخش شد و سراسر کشور را فراگرفت.

از آن روز به بعد دولت دوازدهم و شخص روحانی در سراشیبی سقوط محبوبیت قرار گرفت. «سلبریتی های طرفدارش» از او اعلام برائت کردند، «کلید» طلایی دولت اولش در کاریکاتورها به کلید پلاستیکی بدل شد.، «نرخ ارز» که 5 سال به لطف سیاست های انقباضی و تصویب برجام تقریبا ثابت مانده بود در عرض کمتر از 8ماه هفت برابر شد. «تورم» تک رقمی که افتخار دولت اول روحانی به شمار می آمد دو رقمی شد، «رکود» زیرپوستی اقتصاد ایران که دستگیره کنترل تورم بود به لایه های بالایی آمد و خود را باتمام توان به معرض نمایش گذاشت و بالاخره خروج «دونالد ترامپ» و ایالات متحده از «برجام» ضربه آخر را به دولت دوازدهم وارد کرد تا «حسن روحانی»در اولین سالگرد دور دوم ریاست جمهوری اش به وضعیتی دچار شود که «محموداحمدی نژاد» در 2 سال پایانی گرفتارش شد.

 

بیچاره مازندران

در این تلاطم گسترده ملی و بین المللی «مازندران» راه خودش را می رفت و یکی از اصلی ترین قربانیان داخلی این بحران بود. «ربیع فلاح» بالاخره برکنار شد و از میان تمامی گزینه های شناخته شده ناگهان مهندسی اصفهانی از وزارت دفاع به ساختمان استانداری آمد. اما عمراستانداری «اسلامی» به یکسال هم نرسید و در اوج گرفتاری ها و در حساس ترین مرحله تصمیم گیری و تصمیم سازی در مازندران و در حالیکه تازه اسم شهرستان های استان را یادگرفته بود، به عنوان گزینه «وزارت راه و شهرسازی» به مجلس رفت و در نهایت رای آورد تا درکمتر از یکسال، مازندران دو استاندار و یک سرپرست را تجربه کند.

همزمان با این تغییرات آخرین اطلاعات «مرکزآمارایران» منتشر شد که نشان می داد: نرخ بیکاری، رکود و تورم در مازندران «افزایش» یافته و متوسط تعداد مهاجران از ۲/۴ به ۸/۱ رسیده است. در این مدت تمامی استان های بندری توافقاتی بین المللی با کشورهای همسایه داشته اند، «بندرشهیدرجایی» به پایلوت سرمایه گذاری تبدیل شد، «بندر چابهار» هاب توسعه بندری ایران نام گرفت، صادرات از «بندرآبادان» 104درصد افزایش پیدا کرد، «بندربوشهر» در حوزه گمرکات و اشتغالزایی رشدی چشمگیری داشت، «بندرانزلی» شاهراه اصلی جذب سرمایه از کشورهای CIS شد و خلاصه همه از نمد برجام برای خودشان کلاهی بافتند و مثل همیشه سر بی کلاه مال مازندران است که حتی نتوانست صاحب یک «منطقه آزادتجاری» شود.

در حوزه اجتماعی و فرهنگی «رشدمنفی» آسیب ها متوقف شده و هزینه نیازهای اصلی مانند مسکن، آموزش، بهداشت و رفاه بالا رفته است.

ما و دیگران

در این وانفسا و بلبشوی "اقتصادی ـ مدیریتی" گفتگو درباره حقوق زنان، اقلیت ها، تشکل های مردم نهاد، دانشجویان، نخبگان و ورزشکاران به فراموشی سپرده شد و همه بحث ها بر انتخاب استاندار بعدی متمرکز گردید.

این بدین معناست که در 12 ماه گذشته تقریبا 3 ماه را صرف گمانه زنی درباره استاندار بعدی کرده ایم، درحالیکه اصفهانی ها 4 نمایشگاه بزرگ بین المللی برگزار کرده اند، سمنانی ها شاهد رشد بی سابقه صادرات محصولات غیرنفتی بوده اند، گیلانی ها موفق به تقویت منطقه آزاد انزلی و جذب سرمایه گذاری خارجی شدند، گلستانی ها در محصولات اصلی کشاورزی به طور متوسط 11درصد رشد صادرات داشته اند، خراسان شاهد رشد 8 درصدی درآمد داخلی از راه گردشگری بوده و از همه بدتر اینکه 9منطقه آزاد تجاری جدید به کشور اضافه شد که نامی از مازندران درمیانشان نبود.

 

در این مدت که «اسلامی» به تهران رفته و «حسین زادگان» پس از دهه ها جای خالی ساروی ها در اتاق استاندار را پر کرده است، همه چیز منوط به انتخاب استاندار بعدی شده تابدانجا که سرپرست استانداری به مدیران اخطار داده که تا انتخاب استاندار نباید شاهد رکود و سکون نهاد دولت باشیم.

سکون و رکود اما 4 سال است که در تاروپود مدیریت دولتی مازندران رسوخ کرده و لابی گری و سفارش و پارتی بازی و تولید نوکسیه گان جدید در دستور کار قرار گرفته است.

 

فعال شدن لابی ها در رستوران های لاکچری پایتخت

از روزی که اسلامی پایش را به مجلس گذاشت تابه حال بیش از صدها پُرس غذا در ده ها رستوران پایتخت برای لابی گران مازندرانی سرو شده  و همان کسانی که منتقد اشرافی گری و ولخرجی برخی مدیران شهری هستند خودشان برای کسب امتیازها شام و ناهارهای آنچنانی در هتل های آنچنانی سفارش می دهند و هیچ کس نمی داند اینهمه سرمایه و ثروت را از کجا آورده اند؟

متاسفانه بسیاری از این ثروتمندان عنوان اصلاح طلبی را هم یدک می کشند و وقتی به خودشان می رسی میگویند نان بازو می خورند اما سرمایه رقیب را حاصل خوردن خون مردم می دانند!

اگرچه متاسفانه خبرهای غیررسمی و اظهارات درگوشی نمایندگان به خبرنگاران نشان می دهد که احتمال انتخاب استاندار غیربومی بیشتر است، اما این سکوت رسمی خوب نیست.  گزینه ها یکی پس از دیگری ردیف می شوند و گنگی فضای مه آلود این هفته ها مدام بیشتر میشود. هنوز دقیقا معلوم نیست اصل دولت بر انتخاب استاندار بومی است یا غیربومی. نه دولت صریحا این مسئله را اعلام می کند و نه نمایندگان از تصمیم جمعی شان حرفی می زنند.

ساروی ها به اندازه کافی برای استاندار شدن حسین زادگان تلاش نمی کنند و از طرفی دیگر او دو مخالف قسم خورده در مجمع نمایندگان دارد که برای استاندار نشدنش از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. دست دست کردن دولت برای انتصاب حسین زادگان بعنوان استاندار هم این گمانه را تقویت کرده که او انتخاب دولت نیست وگرنه چه نیازی به اینهمه صبر کردن است وقتی هیچ گزینه بومی دیگری به اندازه او جدی نیست!؟

از طرفی دیگر گزینه های غیربومی به جز «صالحی» برای بسیاری از مردم ناآشنا هستند و هراس اینکه مدیری غیرمازندرانی به مازندران بیاید وقتی بیشتر می شود که بدانیم در این وضعیت بغرنج که یک روز هم باید غنیمت شمرده شود، حداقل یکسال زمان می برد تا استاندارغیربومی جدید نام مدیران کل و فرمانداران را به یادبسپارد.

اخبار فراوانی از گعده های سیاسی در رستوران ها و هتل های لاکچری تهران به گوش می رسد که قرار است از دلش استاندار بعدی دربیاید. عده ای از همین الان سبد در صف گذاشته اند و نان به نرخ روزخوران هم هنوز دودل هستند که آیا باید تمام قد از حسین زادگان حمایت کنند یا نه؟ بسیاری از آنها کارت بانکیِ شام های میلیونی را می کشند و با ابزارهای مختلفی نظیر رسانه ها سعی می کنند فشار را به سود نیروی مدنظر خود تغییر دهند و برای باقی ماندن در جمع هم به نعل می زنند؛ هم به میخ!

 

 

وضعیت پارادوکسیکال استاندار بعدی

آش آنقدر شور شده که اسلامی در دیدارش با «آیت الله طبرسی» نماینده ولی فقیه در مازندران بعد از وزیر شدن می گوید: "مازندران نیاز بهیچ برنامه جدیدی ندارد و همه برنامه ها ریخته شده"

این حرف یعنی استاندار بعدی باید فقط عروسک باشد، چون ما همه کارها را کرده ایم! حالا کدام عقل سلیمی باور می کند استاندار بعدی زیر بار چنین حرفی برود.

شاید هم معنی این حرف این باشد که اسلامی اصلی ترین نقش را در انتخاب استاندار بعدی دارد وگرنه چه دلیلی دارد با چنین اعتمادبه نفسی از بی نیازی استان به استانداری با طرح های جدید و رویکرد تازه سخن بگوید.

تحلیل دیگر از این اظهارات هم می تواند چراغ سبز به «حسین زادگان» باشد، اما آیا قرار است حسین زادگان ادامه سیاست های اسلامی باشد؟ اگر چنین اتفاقی رخ دهد «برند حاج مجید» به شدت آسیب خواهد دید و از او بعنوان کسی یاد میشود که اگرچه استاندار شد اما در واقع اختیاراتی بیش از یک سرپرست نداشت و تنها مجری سیاست های مدیری اصفهانی در مازندران بود.

بنابراین اسلامی با این اظهارنظر استاندار بعدی به ویژه«حسین زادگان» را در موقعیتی پارادوکسیکال قرار داده که اگر راه اسلامی را ادامه دهد مهره او شمرده می شود و اگر راه تازه ای در پیش گیرد گویا به مخالفت با وزیر راه دولت برخاسته است.

 

در پای میز شام های میلیونی، دردل گعده های سیاسی،  و در بطن میتینگ های اقتصادی به جای اینکه شاخص ها مطرح شود بازهم اسامی بیان می شود. هیچ کس نمی پرسد چرا دولت رسما گزینه هایش را اعلام نمی کند تا آنها برنامه هایشان را رسانه ای کنند؟

برای کسی مهم نیست که استاندار بعدی نظرش در باره محیط زیست، زنان، توسعه سیاسی، جامعه مدنی، اقتصاد بین الملل، شیوه مواجهه با نمایندگان و ... چیست؟ همه فقط می خواهند بدانند استاندار بعدی کیست و فایده اش از همه بیشتر به کدام گروه و دسته می رسد!

این است وضعیت ما.

 

استفاده از این مطلب با ذکر نام عبارت مجاز است.

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

کارمند
شنبه ۱۹ آیان ۱۳۹۷ - ۰۰:۲۲
فعلا که کلید دست رییس دفتر رییس جمهور است.
جمعه ۱۸ آیان ۱۳۹۷ - ۲۱:۳۷
اینم از آشی که اصلاح طلبا برای مردم مازندران پختن..روحانی خوب تو کاسه شون گذاشت ..حالا مونده مفتضح تر از اینها بشین
منا شریفی نیا
جمعه ۱۸ آیان ۱۳۹۷ - ۱۶:۳۵
همیشه قلم شما را تحسین کرده ام آقای نجاتی. واقعا اطلاعات قوی و بیانی شیوا و گزنده دارید. آفرین