امروز : پنج شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷ ساعت : ۱۲:۲۶ AM
اختصاصی عبارت
به بهانه صدوسومین سالروز انحلال مجلس شورای ملی؛

نمایندگان مازندران در آغاز جنگ جهانی اول چه کسانی بودند؟/ از «امیرموید» تا «منتصرالسلطان»

صدوسومین سالروز انحلال مجلس شورای ملی+عبارت
    -     کد خبر: 34642
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۷/۸/۲۲|۱۹:۱۹
سرویس : سیاست >> مجلس
در این گزارش به بهانه سالروز این اتفاق تلخ که در یکی از تاریک ترین دوره های ایران معاصر رخ داد نگاهی انداخته ایم به نمایندگان مازندران در این دوره از مجلس شورای ملی.

عبارت ـ گروه تاریخ و سیاست: با شروع جنگ جهاني اول، دولت‏هاي استعمارگر روسيه و انگلستان مي‏كوشيدند ايران را در جنگ بر ضد آلمان وارد كنند. از اين رو ارتش خود را به سوي ايران حركت دادند. روس در شمال و انگليس در جنوب، نيروهاي خود را پياده كرد.

پس از حركت نيروهاي روسيه به طرف تهران، شماري از نمايندگان مجلس به نشانه اعتراض به تجاوز قواي بيگانه به كشور و ناديده گرفتن استقلال و تماميت ارضي ايران، به سمت قم حركت كردند و عملاً مجلس سوم به پايان رسيد. با اين حال، به مدت چهار سال، مجلس تعطيل و مطبوعات توقيف شد.

اين عده، بعداً كميته دفاع ملي را تأسيس كردند كه آنان نيز كاري از پيش نبردند. در اين ميان، احمد شاه نيز تصميم به تغيير پايتخت گرفت و طي تلگرافي به دولتين روس و انگليس اطلاع داد. خبر تصميم‏گيري احمدشاه براي خروج از تهران، سفراي روس وانگليس را به تكاپو واداشت تا شاه را از اين تصميم بازدارند. در نهايت احمدشاه را تهديد كردند كه اگر از تهران خارج شود، پدرش را به جاي وي به سلطنت خواهند نشاند. احمدشاه كه اوضاع را چنين ديد، به شرط انصراف روس‏ها از ورود به تهران، از رفتن به اصفهان خودداري كرد. در اين زمان حاكميت ايران نيز به علت بي‏لياقتي سران كشور، شديداً ضعيف شده بود. دوره سوم مجلس شورای ملی در بیست و سوم آّبانماه سال 1294 خورشیدی منحل شد.

به گزارش عبارت؛ در اين زمان حاكميت ايران نيز به نيز به علت بي ‏لياقتي سران كشور، شديداً ضعيف شده بود. دوره سوم مجلس شورای ملی در بیست و سوم آّانماه سال ۱۲۹۴ خورشیدی منحل شد. مجلس شورای ملی دوره سوم، ۱۱۳ نماینده داشت که عمر حضورشان در این مجلس به ۱۱ ماه هم نرسید

در این گزارش به بهانه سالروز این اتفاق تلخ که در یکی از تاریک ترین دوره های ایران معاصر رخ داد نگاهی انداخته ایم به نمایندگان مازندران در این دوره از مجلس شورای ملی. مازندارنی ها در این دوره ۷ نماینده در مجلس شورای ملی داشتند که از تنکابن تا گرگان و سمنان را شامل می شد.البته نیمی از این نمایندگان اصلا مازندرانی نبودند. بعنوان مثال منتصرالسلطان وامیراصلان‌خان نظام‌الدوله که از بارفروش به مجلس رفتند تهرانی و اصفهانی بودند.

مجلس شورای ملی دوره سوم، 113 نماینده داشت که عمر حضورشان در این مجلس به 11 ماه هم نرسید.

 مازندران آن روزها استان به مراتب بزرگتری بود و دردوره ای «ساری» مرکزیت یک استان بسیار بزرگ را در اختیار داشت که حتی کاشان را اداره می کرد.در مجلس ششم نیز ساری تا تنکابن دو تنها دو نماینده داشت که هر دوی آنها نیز از مرکز استان مازندران (ساری) انتخاب می شدند

نمایندگان مازندران بزرگ در این دوره که از شهرهای ساری، بارفروش، گرگان و سمنان راهی پایتخت شدند به قرار زیر هستند:

اسماعیل‌خان سوادکوهی مازندرانی (امیر مؤید) ـ امیر اصلان‌خان نظام‌السلطان ـ سید عباس شریف‌العلما ـ میرزا صادق‌خان منتصرالسلطان ـ دکتر حسینقلی‌خان ـ میرزا حسین‌خان دادگر (عدل‌الملک) ـ حاج شیخ محمدحسین استرآبادی

 

نمایندگان مازندران در مجلس سوم شورای ملی

 

نمایندگان مازندران بزرگ در این دوره که از شهرهای ساری، بارفروش، گرگان و سمنان راهی پایتخت شدند به قرار زیر هستند:

اسماعیل‌خان سوادکوهی مازندرانی (امیر مؤید) ـ امیر اصلان‌خان نظام‌السلطان ـ سید عباس شریف‌العلما ـ میرزا صادق‌خان منتصرالسلطان ـ میرزا حسین‌خان دادگر (عدل‌الملک) ـ حاج شیخ محمدحسین استرآبادی(نماینده گرگان و استرآباد)ـ دکتر حسینقلی‌خان(نماینده سمنان) 

 

✔️ امیرمؤید سوادکوهی / نماینده ساری تا تنکابن

متولد: ساری/ فوت: در راه بندرگر. اصلیت: سوادکوهی

(زاده:۱۲۲۳ خورشیدی) و پسرش هژبر از مخالفان حکومت مرکزی در طبرستان بودند. پدرش ابراهیم خان شعاع الملک نام داشت.او در دوران ناصرالدین شاه قاجار بسیاری اوقات در تهران جزو عملهٔ خلوت و شکار بود و ریاست ایل سوادکوه و سوارهای آنجا را بر عهده داشت اما در دورهٔ مظفرالدین شاه قاجار به مازندران مهاجرت کرد و اغلب در مازندران ساکن بود و در آن خطه از نفوذ زیادی برخوردار بود. او در جریان مشروطه از قدرت حاکم طرفداری می‌کرد و پس از استقرار مشروطه به گروه مشروطه خواهان پیوست. وی در دورهٔ سوم مجلس شورای ملی از سوی مردم ساری به نمایندگی انتخاب شد. امیر مؤید در واقعهٔ قرارداد ۱۹۱۹ به کرمانشاه تبعید شد. رضاخان پس از کودتای ۱۲۹۹ قوای بسیاری را برای سرکوب امیرمؤید به طبرستان اعزام کرد و در فاصله ماه‌های تیر و شهریور سال ۱۳۰۰ قوای فرستاده به رهبری امیرلشکر امیراحمدی سوادکوهی‌ها را درهم شکستند امیرمؤید مجبور شد همراه خاندانش و بسیاری از همراهانش در استرآباد و نزد رئیس ایل آتابای ترکمن پناه بگیرد. دولت آن زمان صلاح دید که با امیرمؤید کنار بیاید زیرا در آن زمان قیام‌های بسیاری از گوشه و کنار ایران بر خواسته بود. دولت آن زمان صلاح دید که با امیرمؤید کنار بیاید زیرا در آن زمان قیام‌های بسیاری از گوشه و کنار ایران بر خواسته بود. پس امیرمؤید به تهران رفت و پسرانش عضو دیویزیون قزاق شدند و به صورت مسلّح حفاظت جنگل و صحرا را به‌دست گرفتند.او در دور سوم مجلس شورای ملی از حوزه تنکابن- ساری به نمایندگی انتخاب شد.[۴]  در فروردین ۱۳۰۳ یاور احمد خان حکیمی، رئیس قوای استرآباد، هژبر و سهم‌الممالک را به بهانهٔ دادن مواجب افراد تحت فرمانش به گرگان فراخواند. به محض رسیدنشان قوای احمدخان حکیمی آن‌ها را خلع سلاح کردند و همان شب چندی از ژاندارم‌ها در راه بندرگز آنها را کَت‌بسته تیرباران کردند. فردای آن صبح مردم روستای کلاک جسد آنان را دفن نمودند. امیرمؤید نیز پس از آن از پا درآمد و در ۱۳۱۱ چشم از جهان فروبست.

 

✔️حسین دادگر / نماینده مازندران

متولدتهران ـ فوت: تهران. اصلیت: تهرانی

 ملقب به عدل‌الملک در سال ۱۲۶۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. ابتدا کار خود را در وزارت دادگستری آغاز کرد و بر اثر ارتباط صمیمانه با سیدضیاءالدین طباطبایی در کابینه وی به سمت معاون نخست وزیر برگزیده شد. چند سال بعد در کابینه محمدعلی فروغی به مقام وزیر کشور رسید.  در دوره‌های سوم تا ششم مجلس به نمایندگی مازندران انتخاب و در دوره نهم به وکالت تهران رسید. او ریاست مجلس در دوره‌های هفتم تا نهم را عهده دار بود. در دوره‌های اول تا سوم مجلس سنا نیز عدل‌الملک سناتور انتخابی مازندران گردید. عدل‌الملک در سال ۱۳۴۹ خورشیدی در تهران درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.

 

✔️میرزا صادق خان منتصرالسلطان / نماینده بارفروش 

متولد: اصفهان ـ فوت: تهران. اصلیت: اصفهانی

در سال ۱۲۴۷ خورشیدی در اصفهان زاده شد. پدرش مرتضی قلی‌خان منتصرالسلطان و از خاندان نام‌دار خواجه‌نوری بود. پس از آنکه صادق توانست تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به اتمام برساند به تهران آمد و به مدرسهٔ آمریکایی‌ها رفت. در آنجا به زبان انگلیسی مسلط شد. از همین طریق توانست به استخدام وزارت امور خارجه در آید و چندی بعد به عنوان کارگذار این وزارتخانه به اردبیل اعزام شد.  با آغاز جنبش مشروطیت وی نیز به هواداران آن پیوست و جزو مجاهدین شد. پس از استبداد صغیر به نمایندگی از مردم آذربایجان به مجلس شورای ملی (دوره دوم) رفت و عضو حزب دموکرات شد. با انحلال مجلس دوم به همراه جمعی از آزادیخواهان به مدت شش ماه به قم تبعید شد. در انتخابات دور سوم به نمایندگی از مردم بارفروش (بابل) به مجلس شورای ملی وارد شد. در دوره‌های ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم و یازدهم به نمایندگی از مردم دماوند و فیروزکوه به مجلس داخل شد.  وی در ۱۳۱۸ در تهران درگذشت.

 

✔️سید عباس شریف‌العلما خاوری /نماینده ساری تا تنکابن

متولد: ساری ـ فوت: ساری. اصلیت: هزارجریبی

زادهٔ ۱۲۵۷ خورشیدی در ساری - درگذشتهٔ ۱۳۱۸ در ساری نمایندهٔ مجلس شورای ملی در دوره‌های دوم و سوم از حوزهٔ انتخابیهٔ ساری.شریف‌العلما از روحانیان مورد احترام شهر ساری بود  و نوادگانش نیز از افراد ذی نفوذ و مشهور ساری شدند و به مناصب عالی استانی و ملی رسیدند و برخی نیز به عنوان سفیر و کاردار به خارجه رفتند.

 

✔️امیراصلان‌خان نظام‌الدوله / نماینده بارفروش

متولد:تهران ـ فوت: تهران. اصلیت: نوری

 پسر میرزا محمدخان موقرالدوله پسر میرزا آقاخان نورری بود. مادر او شرف‌الدوله یگانه دختر ابراهیم‌خان نظام‌الدوله بود و ثزوت فراوانی به میراث برد که میان دو پسرش یعنی امیراصلان‌خان و مویدهمایون تقسیم شد. امیراصلان‌خان ابتدا «نظام‌السلطان» لقب داشت و از اجزای خلوت و محارم مخصوص مظفرالدین‌شاه قاجار به‌شمار می‌آمد و از آنجایی که بارها به اروپا سفر کرده بود، افکار مترقی داشت و طرفدار برقراری حکومت مشروطه بود. به همین خاطر عین‌الدوله، نخست وزیر مستبد آن زمان، با او دشمنی می‌ورزید و نهایتاً دستور داد او و شکرالله‌خان صدری (ملقب به معتمدخاقان) را به فلک بستند و از دربار راندند. نظام‌السلطان چندی بیکار بود تا با توسل به افراد مختلف سرانجام مورد عفو مظفرالدین‌شاه قرار گرفت و به حکومت مازندران تعیین شد، که نوعی تبعید محترمانه بود.  از آن‌جا که نظام‌السلطان ثروت فراوان داشت، برخلاف سایر حکام به دنبال دزدی از مال رعایا و رشوه‌گیری نبود، به همین دلیل در مازندران خوب کار کرد و مورد توجه مردم قرار گرفت. با هزینه شخصی بعضی بناهای عام‌المنفعه احداث کرد و در مواقع مقتضی به بسیاری از رعایا که بر اثر سیل دارایی خود را از دست داده بودند، کمک مالی می‌کرد. در دوره سوم مجلس شورای ملی که در زمان سلطنت احمدشاه بود، از طرف مردم بابل به نمایندگی انتخاب شد و در تهران از احمدشاه لقب نظام‌الدوله گرفت و لقب قبلی خود را پسرش غلامعلی‌خان منتقل کرد.

 

در مجلس شورای ملی سوم چه گذشت؟

 

اما دلایل اصلی و مشروح انحلال مجلس سوم شورای ملی چه بود، نمایندگان این دوره چه دغدغه هایی داشتند و به طور کلی در عمر کوتاه این پارلمان بر آن چه گذشت؟ پاسخ خلاصه شده این پرسش ها را می توانید در ادامه بخوانید:

پس از آنکه ناصرالملک، نایب‌السلطنه با پذیرش اولتیماتوم روسیه، مجلس شورای ملی دوم را منحل اعلام کرد، نفوذ و مداخله روس‌ها و انگلیس‌ها در امور داخلی کشور بیش از پیش افزایش یافت. اعتراضات پیاپی مردم در اقصی نقاط کشور به شدت از سوی حکومت و با همدستی این دو کشور سرکوب شد و دوران فترت میان دو مجلس دوم و سوم نزدیک به سه سال به طول انجامید. البته در این مدت کمیسیون عدلیه مجلس دوم به ریاست سیدحسن مدرس تشکیل جلسه می‌داد و به اتفاق مشیرالدوله و امام جمعه خویی توانست برخی قوانین از جمله قانون تشکیلات عدلیه، محاکم صحیه و جناحی را تدوین و تصویب کند. در غیاب نظارت مجلس، دولت زیر بار استقراض با شرایط سنگین از دولت‌های روس و انگلیس رفت و امتیازهایی بویژه در مورد راه آهن کشور به این دولت‌ها سپرد تا اینکه بالاخره احمدشاه به سن بلوغ رسید، ناصرالملک از عرصه کنار رفت و با روی کارآمدن علاءالسلطنه، بنای شکل‌گیری مجلس سوم گذاشته شد. البته این انتخابات هم همچون دو دوره گذشته خالی از اشکال نبود، با این تفاوت که روزنامه‌ها در آن دوران از جو ناسالم انتخابات و بازار داغ خرید و فروش رای پرده برمی‌داشتند.

 

نهایتا با به درازا کشیده شدن انتخابات در سراسر کشور، مجلس سوم شورای ملی روز ۱۳ آذر ۱۲۹۳ با حضور ۶۸ نماینده افتتاح شد. در این دوره با حذف هرگونه شرطی برای انتخاب شدن در قانون انتخابات که به یک درجه‌ای شدن انتخابات مشهور شد، تغییراتی از لحاظ طبقات و مشاغل در ترکیب نمایندگان رخ داد. از جمله آنکه تعداد ملاکان و روحانیون در مجلس سوم افزایش یافت، اما از شمار بازرگانان و صاحبان مشاغل آزاد کاسته شد. همچنین تغییراتی نیز در سطح تحصیلات نمایندگان مجلس سوم به وجود آمد تا آنجا که به گواه اسناد تاریخی چهار درصد از نمایندگان دارای تحصیلات در سطح دکترا، ۱۳ درصد دارای تحصیلات در سطح لیسانس و ۱۳ درصد در حد اجتهاد بودند. از نکات جالب توجه این مجلس آنکه ملک‌الشعرای بهار از جمله نمایندگان این دوره و در مقطعی عضو هیات رئیسه آن بوده است.

 

با افتتاح مجلس سوم و روی کارآمدن دوباره حکومت مشروطه، فعالیت احزاب و مطبوعات رونق گرفت و با وجود تلاش بسیار ناصرالملک با همکاری روس‌ها برای محو کردن آثار حزب دموکرات در ایران، با سقوط وی و بروز جنگ جهانی اول و کاهش نفوذ روس‌ها، دموکرات‌ها در مجلس سوم حضور پررنگ‌تری یافتند. 

گروه‌های سیاسی و ترکیب نمایندگان آن‌ها در مجلس سوم از این قرار بود: ۳۱ نفر عضو حزب دموکرات، ۲۹ نفر عضو حزب اعتدال، ۱۴ نفر عضو هیات علمیه و ۲۰ نفر نماینده مستقل که آن‌ها هم با دموکرات‌ها ائتلاف کرده بودند.

البته این آمار به دلیل ورود تدریجی نمایندگان به مجلس در مقاطع مختلف دچار تغییر شد. ریاست حزب دموکرات با سلیمان میرزا بود و اهدافی چون رسیدگی به اقدامات دولت در سه سال فاصله میان مجالس دوم و سوم، مجازات خائنین و اجرای اصلاحات در زمینه‌های مالی، فرهنگی و سربازگیری را دنبال می‌کرد. 

فراکسیون حزب اعتدال هم که‌‌ همان حزب «اجتماعیون و اعتدالیون» دوره مجلس دوم بود، پس از انحلال آن مجلس به دو دسته آزادیخواه و روحانی تقسیم شد که البته هر دو طرفدار اصلاحات تدریجی بودند، اما رویکردشان نسبت به جنگ جهانی متفاوت بود.

 

سیدحسن مدرس، در راس فراکسیون دیگری از مجلس بنام هیات علمیه بود که ۱۴ عضو داشت و به نسبت دو حزب دموکرات و اعتدال در اقلیت به سر می‌برد. البته برخی نمایندگان روحانی که در گروه‌ها و فراکسیون‌های دیگر مجلس عضو بودند، در بعضی موارد موافق هیات علمیه بوده و در موافقت با آن رای می‌دادند. اهداف این فراکسیون نیز عبارت بود از: حمایت از فقرا، حفظ شریعت، هماهنگی قوانین با مقتضیات مملکت و مخالفت با قوانین بیگانه با اسلام، بویژه اصلاح قانون عدلیه و لایحه قانون جزا. در مجلس سوم برخی اختلافات عقیدتی میان هیات علمیه و دموکرات‌ها پیش آمد که ریشه‌ای بود و در اکثر موارد به نفع دموکرات‌ها تمام می‌شد، چون دموکرات‌ها به ویژه پس از ائتلاف با مستقل‌ها از وزن و کرسی بیشتری در پارلمان برخوردار بودند.

 

مجلس سوم شورای ملی جمعا ۷۹ جلسه تشکیل داد. موضوعاتی همچون به هم ریختن تمرکز قدرت، ضعف مالی دولت، بروز اغتشاشات، بسط دخالت دولت‌های انگلیس و روس، احزاب سیاسی و...که با مشروطه آغاز شده بود، در مجلس سوم گسترش یافت. البته تلاش روحانیون که عمدتا عضو فراکسیون هیات علمیه بودند، برای لازم‌الاجرا کردن ماده ۲ متمم قانون اساسی که لزوم وجود هیات پنج نفره‌ای از مجتهدین برای تطبیق قوانین مصوب جهت عدم مغایرت با اصول اسلام را مطرح کرده بود، ناکام ماند. یکی از ویژگی‌های مجلس سوم شورای ملی آن بود که از برگزاری جلسات عمومی برای بررسی مسائل سیاست خارجی اجتناب می‌کرد، اما نمایندگان این دوره در رابطه با امور مربوط به دولت و حتی بحران‌های کابینه بر برگزاری علنی جلسات اصرار داشتند.

 

هنگامی که در پی تداوم جنگ جهانی اول و  پیشروی قوای روس تا قزوین،تهران به شدت مورد تهدید قرار گرفت، جمعی از نمایندگان مجلس به دستور مستوفی‌الممالک تهران را ترک کرده و به قم مهاجرت کردند. نمایندگان مهاجر در قم کمیته دفاع ملی را تشکیل دادند، کمیته‌ای که از حضور چهره‌های مطرحی چون سلیمان میرزا، میرزا سلیمان‌خان، میرزا محمدعلی خان کلوب و.... بهره می‌برد. در پی حضور اکثریت نمایندگان مجلس در قم جلسه روز ۲۳ آبان ۱۲۹۴ از اکثریت افتاد و تعطیل شد. در پی این واقعه سومین مجلس شورای ملی ایران همچون دو مجلس پیش از خود با دخالت روس‌ها تعطیل شد و عمرش حتی به یک سال هم نرسید.

 

پس از تشکیل کمیته دفاع ملی توسط نمایندگان مهاجر مجلس منحله و همکاری آن‌ها با مسیو شونمان آلمانی، قوای روس به قم حمله کرد. اعضای کمیته دفاع ملی و روسای احزاب دیگر مانند محمد طباطبایی، مدرس و... نیز در این هنگام به سمت کاشان و اصفهان حرکت کرده و از آنجا به کرمانشاه رفتند که آن زمان در تصرف نیروهای عثمانی بود. این نمایندگان در آنجا دولت موقت ملی را تشکیل دادند. در این میان با بروز اختلاف‌نظر میان هیات دولت، نظام‌السلطنه و سلیمان میرزا و دموکرات‌ها، هر دو حزب اعتدال و دموکرات منحل شدند. از سوی دیگر با تغییر وضعیت جنگ به نفع متفقین، نیروهای روس با حمله به غرب ایران، نیروهای عثمانی را شکست دادند و به این ترتیب عمر دولت ملی پایان یافت.

 

 

منابع:

روزشمار تاریخ ایران؛ از مشروطه تا انقلاب اسلامی، باقر عاقلی، نشر نامک

تاریخچه پارلمان در ایران؛ مجلس سوم شورای ملی، اعتمادملی، شماره ۲۵۴، پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۵

تاریخ ایرانی

آشنایی با تاریخ مجالس قانونگذاری در ایران: دوره اول تا دوره شانزدهم (۱۳۲۸–۱۲۸۵). تهران: مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۴

 «فقیهان و مفسران استان مازندران». ویکی اطلس فرهنگی ایران

 

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال