امروز : دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷ ساعت : ۱۰:۳۷ AM
عالین نجاتی
نامه ای به نشانی احمدحسین زادگان؛ استاندار جدید مازندران

ترکیب را عوض کن، سرمربی!

احمد حسین زادگان+عبارت
    -     کد خبر: 35255
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۷/۹/۱۶|۲۰:۰۵
سرویس : سیاست >> دولت
اجرای این شعارها نیاز به «انتخاب درست نیروی انسانی» دارد. جنگجوی ترسویی که دل در گرو بازگشتن به خانه دارد نمی تواند جلودار لشگری باشد که باید به جنگ انواع مشکلات برود.

عبارت ـ عالین نجاتی: وقتی پس از 2 سال تمرین بالاخره دسته ویلن نوازان ارکسترفیلارمونیک برلین موفق شدند مووان دوم سمفونی شماره9 بتهوون را طبق نظر «اتوکلمپرر» اجرا کنند. این استاد بی بدیل رهبری پس از این موفقیت، چوبش را چنان بر تخته کوبید که به قول «برنشتاین» گویا خدایان ازجا برخاسته باشند.

انتخابِ لحظه ی درست برای هرکس با کس دیگر فرق دارد. به نظر هرکدام از ما «خوب»، «بد»، «عالی»، «وخیم» و نظایر آنها چیزی است که ممکن است فرسنگ ها با معنی عامیانه و جاافتاده این واژگان فاصله داشته باشد.

مثلا رییس جمهور معتقد است اوضاع «وخیم» نیست و همزمان منتقدانش تاکید میکنند که اوضاع هرگز تا این اندازه «وخیم» نبوده. اینجاست که متوجه می شویم واژگان تا چه اندازه در معرض سوءتفاهم هستند و آنچه ما فکر می کردیم میفهمیم، در یک لحظه از تمام معانی اش تهی میشود.

طبق این الگو؛ حالا مثلا اگر بپرسیم انتخاب «مجیدحسین زادگان» بعنوان استاندار مازندران «انتخاب خوبی» بوده است یا نه، اول باید بگوئیم تعریفمان از خوب چیست؟ اگر برای تعریف به سراغ دهخدا یا همقطارانش برویم جز دور تسلسل راهی پیش رویمان نیست. آنجا نوشته اند خوب یعنی : نیک، یعنی ضدِّ بد، یعنی پسندیده!

حالا باید یکی پیدا شود که بگوید بد و نیک و پسندیده یعنی چه!

دلیل این سردرگمی رایج این است که عموما سعی می کنیم افراد را از دریچه علایق خودمان محک بزنیم، نه بر اساس توانایی هایش. همواره امر مطلوب را به امر موجود ترجیح می دهیم و دوست داریم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، سودشان به سود ما نزدیک باشد و راهی را بروند که به عقیده ما درست است.

عموما موقعیت زمانی و مکانی را دست کم می گیریم و گاهی نیز با انتخاب واژه «تکلیف» خیال خودمان را برای حمایت یا ضدِیت با کسی یا نظری راحت می کنیم.

این ایراد آنقدر مرسوم است که به قول «میل برونز» ستون نویس هالیوودریپورتر دیگر به یکی از قواعد روزنامه نگاری بدل شده است. اینکه نویسنده با ابراز بی طرفی، طرف خودش را بگیرد.

من نیز بارها این روش را آزموده ام، گاهی آگاهانه و در اغلب اوقات بی اختیار. گویی نوعی «درافتاده گی» میان روزنامه نگاری و سیالیّت تاویل وجود دارد. روزنامه نگار در واقع بی قانون ترین قاضی جهان است. این قرابت به شکل سایه ای روزنامه نگار را تعقیب می کند و برای رهایی از دستش تنها چاره خاموش کردن چراغ است.

اگرچه در آغاز گُنگی و ظلمات حاکم است اما کافی است چشم به تاریکی خو بگیرد، آنوقت است که آنسوی دیگر اشیاء ظاهر می شوند و اُبژه ها به مثابه خودشان پدیدار میگردند.

پس من اگر چراغ ها را خاموش کنم و قضاوتم درباره حسین زادگان را ـ تا می توانم ـ کنار بگذارم شاید بتوانم دوکلمه حرف حساب با او بزنم.

باید ساروی بودنش، اصلاح طلب بودنش، صبور بودنش و بسیاری از صفاتش را که شخصا می پسندم از متن بیرون بگذارم، که البته کار سختی است، اما چشمم دارد به تاریکی عادت می کند. حداقل جای کلیدها را به خاطر سپرده ام و از سوز سردی که میاید جهت در را هم پیدا کردم.

پس می توانم آرام بنشینم و در تاریکی نامه ای برای استاندار جدید بنویسم. اینجا کلمات کرم های شب تابند، خودشان صفحه را روشن می کنند، مثل ژن هایی هستند که چراغشان بعد از هم آغوشی روشن می شود. مثل سنگریزه هایی که بلندترین کوه ها را می سازند.

 

حسین زادگان درحالی نماینده عالی دولت در استان شده است که میزان محبوبیت رییس جمهور در مازندران به کمترین میزان خود رسیده است. این را می توان به راحتی و با یک نظرسنجی مستقلِ تصادفی با جامعه آماری کافی به دست آورد، بخصوص اینکه تنها دو روز مانده به معارفه استاندارجدید مازندران، حسن روحانی در زادگاهش از قطعی شدن انتقال آب خزر به سمنان خبر داد.

حسین زادگان اما می تواند این وضعیت را تغییر دهد. او می تواند نیمه روشن ماه باشد و بر اصلی ترین شعارهای رییس جمهور تمرکز کند. شعاری که او در روز معارفه اش اعلام کرد دقیقا همان نیازهای مازندران است، اما به قول سقراط؛ «انتخاب شعارِدرست»، یعنی انتخاب کار سخت. این شعارها اگر عملی نشوند به ضد خودشان بدل می شوند. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم صبر مردم کمتر شده است.

اجرای این شعارها نیاز به «انتخاب درست نیروی انسانی» دارد. جنگجوی ترسویی که دل در گرو بازگشتن به خانه دارد نمی تواند جلودار لشگری باشد که باید به جنگ انواع مشکلات برود.

پس انتخاب افراد درست، شعاردرست را پشتیبانی می کند و نتیجه ی درست به همراه خواهد داشت. نخ تسبیح این جریان نیز «نظارت» درست است.

نخستین قدم باید فهرست کردن مدیران ناکارآمد و انتخاب روشی صحیح، کارآمد و سریع برای تعیین تلکیف آنها باشد. مهره های مناسب وقتی در زمان مناسب در جای مناسب باشند، نتیجه بد نخواهند شد. وقتی از تغییر حرف می زنیم مقصودمان جابجایی نیست. اینکه یک فرماندار یا نیروی ستادی ضعیف از جایی به جای دیگر برود، نه تنها فایده ای ندارد بلکه مثل پخش کردن یک ویروس است که کل سیستم را فشل می کند.

تغییر مثبت نظر مردم به کلیت دولت را تغییر خواهد داد. اینکه باید در حوزه های مختلف چه اقداماتی انجام شود و چه پتانسیل هایی وجود دارد، موضوع بحث من نیست. وقتی قصد تقریر این سیاهه را داشتم فکر کردم بجای حرف زدن درباره همه چیز یا چند چیز، بهتر است از یک چیز حرف بزنم.

درباره چیزی که هم ضرورت منطقی اش احساس شود و هم ضرورت عمومی اش. چیزی که هم در توان حسین زادگان باشد و هم زمینه اش وجود داشته باشد. یزی که خواستی قدیمی باشد اما همچنان تازه به نظر برسد.

در حوزه پتانسیل ها و ظرفیت های موجود، علی رغم کمبودهای فراوان، وضعیت بسیار عالی است. اگرچه زمین خواری، تغییر کاربری، آلودگی زیست محیطی، عدم فرهنگسازی، گسترش غیرعلمی شهرها، مهاجرت گسترده، خشکسالی غیرمنتظره، جاده های نامطلوب، ترافیک در شهرهای بزرگ، واگرایی سیاسی، چالش در شوراهای شهر، کمبود سرمایه گذاری و بسیاری از مشکلات دیگر، تهدیدی جدی برای ظرفیت های طبیعی و اکتسابی استان هستند، اما

هنوز جنگل های هیرکانی،ساحل خزر، تاریخ تبرستان، شاهراه مشهدالرضا، آثارفرهنگی و آرامش معتدل دماوند میلیون ها گردشگر را به مازندران می آورد که اگر برنامه ای برای آنها درکار باشد...

هنوز هم بسیاری از صنایع بزرگ کشور در مازندران مستقر هستند و هزاران نیروی انسانی را به کار گرفته اند که اگر برنامه ای برای آنها درکار باشد...

مازندران در تولید چنده ده محصول کشاورزی، دامی و شیلاتی رتبه اول کشور را دارد و روز به روز ظرفیت های تازه ای در این حوزه مکشوف می شود که اگر برنامه ای برای آنها در کار باشد...

این استان دارای بیشترین کاربر اینترنت و یکی از سه استان برتر کشور در حوزه فناوری است که اگر برنامه ای برای آنها درکار باشد...

ما با افتخار صاحب بیشترین تعداد مراکز آموزش عالی و یکی از 5 استان اول کشور در زمینه زنان فارغ التحصیل در کشوریم که اگر برنامه ای برای آنها درکار باشد...

 

حال پرسش این است که چه کسی باید برای افزایش درآمد مازندرانی ها از گردشگری، برای به کار گرفتن فارغ التحصیلان بومی در صنایع و حل مشکل صنعت با بانک ها یا برای ایجاد زنجیره صنایع تبدیلی و برند سازی در حوزه کشاورزی و دامداری، برای افزایش چشمگیر درآمد و اشتغالزایی در حوزه فناوری اطلاعات یا برای استفاده از ظرفیت فراوان زنان مازندرانی برنامه ریزی کند؟

حلقه مفقوده همین جاست. آن مسئولان ناکارآمدی که تغییرشان در ید قدرت استاندار است باید فورا مورد بازبینی قرار گیرند و آن مدیران ناکارآمدی که برای تغییرشان پای یک وزیر در میان است باید مورد رصد و نظارت جدی باشند تا اگر روزمره گی شان ادامه دادند اسنادی برای چانه زنی با وزیر در دست استانداری باشد.

استانداری باید به  وظیفه اصلی اش که همانا «نیروی ارشد هماهنگ کننده و ناظر» است باز گردد و از مکانی برای جلسات خارج از شمارش و بی نتیجه به اتاق عملیات بدل گردد. این که چه کسی باید بروند یا بمانند و اینکه چه کسی بد است یا خوب را به خود استاندار وامی گذارم. این بدان معنا نیست که نسبت به این مسئله جاهلم، بلکه می خواهم بر همان اصلی که در مقدمه بدان اشاره کردم وفادار بمانم و قضاوت و علاقه خود را درگیر نکنم. ۱۰۰ روز فرصت مناسبی است برای شناخت وضعیت موجود و عملا اگر بعد از تعطیلات نوروز ۹۸ تصمیماتی اساسی گرفته نشود آنوقت می توان با گزارشی تحلیلی و آماری به میدان آمد و دلیل ادامه روزمره گی را جویا شد. آنوقت دیگر نقد کردن، حرف شخصی زدن نیست.

فی الحال هم ظرفیت ها موجود است، هم راهکارهای علمی. هم نیروی انسانی فعال و تحصیلکرده و شناخته شده داریم ، هم برای سرمایه گذاران بخش خصوصی جذاب هستیم، پس اکنون نیازمند مدیرانی کاربلد، فعال، متخصص و متعهدیم.

چیدن ترکیب درست؛ دشوارترین ماموریت سرمربی جدید تیم مدیریتی مازندران است، مخصوصا اینکه به یاد بیاوریم هسته سخت این ترکیب ۵ سال است دست نخورده و تنها مهره هایش جابجا شده اند و در مواردی که نیرویی تازه به ترکیب اضافه شده مصداق این شعر از آب درآمده است که می گوید: «دیدی سرمون چی اومد، بد رفت و بدتر اومد»

 

عکس:امیرعلی رزاقی ـ مهر

استفاده از این مطلب با ذکر نام عبارت مجاز است.

 

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

خلیلی
شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷ - ۲۳:۲۲
بسیار زیبا و به جا
شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۳
عاشق قلم شمام آقای نجاتی... آدم فکر میکنه داره یه داستان جذاب میخونه.