امروز : یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت : ۸:۰۵ PM
عالین نجاتی
در استقبال از اهمیت استاندارمازندران به مسئولیت اجتماعی؛

به جای سوراخ کردن جای خود در کشتی، بادبان برافرازیم

مسئولیت اجتماعی+عبارت
    -     کد خبر: 35604
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۰/۳|۰۰:۲۸
من نیز بر این عقیده ام که «مسئولیت اجتماعی» به مثابه تکلیف شهروندان برای پاسداشت آزادی، انصاف، عشق، همدلی، برکت و اخلاق، ضروری ترین نیاز امروز مازندران است.

عبارت ـ عالین نجاتی: از «هومر»۱ تا «ترانسترومر»۲ ، از «افلاطون»۳ تا «جان رالز»۴ و از «سعدی» تا «شاملو»، [جامعه] همواره یکی از اصلی ترین دغدغه های فکری بشر بوده است.

ریشه این دغدغه به ابهامی دیالکتیکی و تبارشناختی به نام «انسان» باز میگردد. کمّیت معرفت ما درباره «جامعه» تا به امروز پا به پای معرفت ما از «انسان» پیش آمده است. هرچند به قول مارتین هایدگر باگذشت قرن ها هنوز چیز چندان بیشتری درباره «انسان» نسبت به روزهای آغازین تاریخ اندیشه نمی دانیم، اما اطلاعاتمان نسبت به «جامعه» بیشتر شده و این به معنای کیفی تر شدن معرفت جامعه شناختی انسان معاصر است.

تا پیش از دوران مدرن این افراد بودند که در لوای صفاتی چون شاه، روحانی، دوک، ملکه، خان، علیحضرت و... تصمیم می گرفتند، اعمال می نمودند و تنبیه و تقدیر می کردند. اما امروز این جوامعند که سرنوشت خویش را رقم می زنند. رجوع به صندوق رای، تهیه منشورحقوق بشر، بلوغ پارلمان ها و افزایش نقش سازمان های مردم نهاد از جمله موفقیت هایی است که موید قدرتمند شدن «جامعه» به عنوان عنصری پویا در علوم انسانی است.

 

وقتی از جامعه سخن می گودییم لاجرم باید از سازندگان این مفهوم که همانا شهروندان هستند حرف بزنیم. افرادی که درکنار هم زندگی می کنند و منافع مشترکشان بسیار بیشتر از تضادهایشان است. این سنگینی کفه ترازو به سود «منافع مشترک» است که جامعه را سرپا نگه می دارد و درست هنگامی که این توازن بهم بخورد فروپاشی آن جامعه آغاز می شود.

هرچه در یک جامعه کفه «منافع مشترک» سنگین تر باشد، توسعه و موفقیت آن بیشتر خواهد شد و هر یک از افراد آن جامعه به فراخور میزان نقشی که ایفا کرده اند از فواید توسعه بهره مند می گردند.

 

این همنشینی و ایجاد کلونی منظم و قانونمند اگرچه دستمایه ارتقاء جایگاه بشر بعنوان موجودی متعقل و رویاپرداز شد و نوآوری های فراوانی را به تاریخ انسان هدیه کرد اما «آزادی» و «اخلاق» بعنوان اصلی ترین چالشهای ایجاد جوامع از آغاز تا به امروز همچنان به قوت خود باقی هستند.

دو مفهومی که بعد از ایجاد «جامعه» معنادار شدند و بیش از هر زمان دیگری مورد مجادله و سوتفاهم واقع شدند. در اکثر جوامع دسته بندی های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بر اساس همین دو مفهوم و تفاوت برداشت از آنها شکل گرفتند.

در همین ایران معاصر مرزبندی اصلی اصولگرایان و اصلاح طلبان بر سر حدود آزادی و اخلاقیات است. این سوءتفاهم گاهی تا آن اندازه عمیق و جدی است که هریک از این گروه ها تاویل خاص خود را از اخلاق اسلامی دارند، درحالیکه اسلام یکی از مصرّح ترین و واضح ترین احکام اخلاقی را در میان ادیان تاریخی داراست.

 

این مقدمه نسبتا طولانی در واقع تونلی است نظری به بحثی که پیشتر فرصت طرح آن در عرصه عمومی سیاست استان را نداشتم، یا بهتر است بگویم گوشی شنوا برای آن نمی یافتم.  موضوعی که کمتر سیاستمداری در مازندران بدان حساس بوده و بحثش از پستوها و اتاقهای به ظاهر فکر اما در واقع پُز و عنعنات بیرون نیامده بود.

«مسئولیت اجتماعی» ترکیبی به شدت مهم و تاریخ ساز است. تمامی انقلاب های معاصر، تشکل های صنفی، احزاب و انتخابات، امور خیریه و حقوق شهروندی؛ محصول «مسئولیت اجتماعی» است. حتی کسانی نظیر مارشال برمن نهادهایی چون پلیس، ارتش و قوه قضائیه را نیز از مصادیق «مسئولیت اجتماعی» می داند و معتقد است این احساس نیاز تک تک افراد به نوعی «نظام جمعی» در قرون وسطا بود که زمینه ساز رنسانس شد.

"مسئولیت اجتماعی" البته تنها محدود به شهروندان یک کشور نیست. رفتار ژاپنی ها بعد از تماشای فوتبال در ورزشگاه آزادی، سفر پزشک بدون مرز قائمشهری به دشوارزیست ترین مناطق جهان و رفتارهایی از این دست نیز از مصادیق مسئولیت اجتماعی است.

این مایه خرسندی است که احمدحسین زادگان؛ استاندار جدید مازندران بر این مسئله مهم دست گذاشته و این ضرورت تاریخی را دریافته است.

استاندار مازندران در شب یلدا و درجمع کودکان بی سرپرست اصلی ترین مسئولیت امروز مردم مازندران را «مسئولیت اجتماعی» دانست. این حرف از زبان کسی که بیش از هر چیز به سیاست و ورزش شهره است هم مایه تعجب و هم دستمایه خوشحالی است.

اینکه حسین زادگان مسئولیت اجتماعی را  (حداقل در زمانه حال) مقدم بر مسئولیت های سیاسی و فرهنگی و فردی و اقتصادی دانسته نشان می دهد که از منظر وی جامعه مقدم بر همه این موارد است.

شاید بسیارانی از هر دو طیف سیاسی توقع داشنند استاندار مازندران با ریشه روشن اصلاح طلبی در همان شیپوری بدمد که دومی خردادی ها آن را برای ارکستر تحولات سیاسی ایرانی نوین کوک کردند.

در دهه هفتاد مسئولیت سیاسی بر همه مسئولیت ها و تکالیف دیگر ارجحیت داشت، آنچنان که در دهه 60 مسئولیت اقتصادی و در اواخر دهه 50 مسئولیت دینی و الهی بر دیگر وظایف جامعه ایرانی ارجحیت داشتند.

 

از طرفی دیگر استاندار مازندران با ترجیح دادن حضور درمیان کودکان بی سرپرست و آسیب پذیر بجای حضور معهود در جمع خانواده میخواست نشان دهد خودش پیشتاز توصیه اش مبنی بر اهمیت «مسئولیت اجتماعی» است.

اما نکته ای ظریف در این سخن و رفتار نهفته است که حتما باید مورد توجه قرار گیرد. شاید به عقیده بسیاری این رفتار حسین زادگان مصداق همان پوپولیسم احمدی نژاد باشد زیرا رییس جمهور اسبق، استاد حضور در اینگونه جمع ها بود و بسیاری از هوادارانش به واسطه همین رفتارها نسبت به وی سمپاتی پیدا کردند. شاید هم به همین خاطر بود که حسین زادگان در سخنرانی کوتاهش در این جمع تاکید کرد که حضور امروز وی  «کار توده ای» نیست.

اما برای اثبات این مدعا باید صبر کرد و دیگر رفتارها و عکس العمل های استاندار مازندران را رصد نمود و توجه داشت که نتیجه این رفتارها در عرصه مدیریتی استان چه خواهد بود. اما همینکه حسین زادگان از ترکیب «مسئولیت اجتماعی» به جای «حق مردم» استفاده کرد نشان می دهد او برخلاف احمدی نژاد حق جمعی و فردی را از هم جدا نمی داند. تفکیکی که معجزه هزاره سوم با دامن زدن به آن شکافی عظیم در جامعه ایجاد کرد که همچنان بسیارانی در آن سقوط می کنند و محو می شوند.

مسئولیت اجتماعی؛ تنها تکلیفی است که تمامی مسئولیت های دیگر ( نظیر مسئولیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...)  را مثل میوه های یک درخت درکنار هم و در درون خود دارد. اگر جامعه را بعنوان حقیقتی ضروری و منعطف بپذیریم به واسطه آن قانون، عرف و آزادی را نیز خواهیم پذیرفت(هرچند درباره تعاریفشان چانه خواهیم زد) زیرا جامعه؛ همانگونه که از نامش پیداست هرگز مسئله ای منفرد و یک سویه نبوده و تکثر یکی از خاصیت های غیرقابل انکار آن است.

 

من نیز بر این عقیده ام که «مسئولیت اجتماعی» به مثابه تکلیف شهروندان برای پاسداشت آزادی، انصاف، عشق، همدلی، برکت و اخلاق، ضروری ترین نیاز امروز مازندران است.

استانی که از غرب و شرقش زمزمه جدایی شنیده می شود و علی رغم برخورداری از تمامی زیرساخت ها و پیش شرط های مورد نیاز، هنوز از داشتن یک منطقه آزادتجاری محروم است / استانی که در زمره مهاجرفرست مناطق کشور قرار دارد در حالیکه سه دهه پیش در جمع مهاجرپذیرترین ها بود / جغرافیایی تاریخی که برخلاف سنت دیرینه همدلی در آن شاهد جنگ تن به تن شهرها بر سر مسخره ترین مسائل ممکن است / استانی که به گفته نخبگان و مدیرانش محل زیرگیری است نه دستگیری / باریکه سبزآبیِ زیبایی که معماری سفالی و آجری اش زیر کج سلیقگی کامپوزیتی و بی حساب و کتاب بسازبفروشها له شده / پهنه ای که بجای درو کردن سرمایه از نعماتش به محل دفن زباله ها و پسماند بدل شده امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف و تقویت مفهوم «مسئولیت اجتماعی» است.

اینکه رابطه مسئولیت اجتماعی و مسئولیت فردی و نسبت آنها با اخلاقیات و آزادی چیست نیازمند دفتری دیگر و بحثی مجزا است، اما فی الحال باید درک کرد که تبلیغ، تفسیر و توضیح «مسئولیت اجتماعی» یکی از مهمترین وظایف رسانه های استان و از قضا جزو مسئولیت اجتماعی آنهاست.

ما به اندازه کافی به تفاوت میان مازندران و استان های موفقی نظیر اصفهان و آذربایجان و فارس و... اشاره کرده ایم اما حالا دیگر وقت قیاس و افسرده گی نیست. امروز فرصت کاووش در تاریخ تبرستان و پیوند مفاهیم مانوس مردمی با نیازهای فعلی استان است.

دانشگاهیان با پژوهش و منطق علمی، روحانیون با استعانت از احکام دینی، رسانه ها با بهره گیری از زبان پرنفوذ رسانه ای و حاکمان با شیوه مدیریت خود باید به مردم نشان دهند که نه در حرف بلکه در عمل خواستار توسعه اجتماعی هستند و در شرایط فعلی آن را بر دیگر مسئولیت های جمعی خود مقدم می شمارند.

پیشنهاد استاندار مازندران با عنایت به ترکیب مدیریتی استان حکم تیغی دولبه را دارد. اگر مدیران و موثران حاکمیتی در مازندران این ترکیب را به نمایش حضور در صف نانوایی یا راه رفتن در گل و لای روستاها تعبیر کنند نه تنها فایده ای به حال توسعه مازندران نخواهد داشت بلکه ما را به عقب خواهد راند.

این مسئله بسیار مهمی است که فهم درستی از ترکیب مسئولیت اجتماعی داشته باشیم و درک کنیم که ایفای مسئولیت اجتماعی نیازمند باور به مسئولیت فردی است. اگر هر مازندرانی خود را نه یکی از اعضای جامعه، بلکه خود جامعه بداند آنوقت است که هرچه برای خود می پسندد را برای جامعه ای که در آن می زید نیز خواهد پسندید.

 

این حرف که مردم استان پذیرای تغییرات مثبت نیستند یا نمی توانند کار تیمی کنند حاصل همان تصور و تفکری است که جُز نق زدن و ناامیدی چیزی در چنته ندارد و سعی می کند با تضعیف فرهنگ تعاون راه را برای سواستفاده از شرایط حاصل از بی نظمی برای منافع خود باز کند.

 

وقتی اهمیت مسئولیت اجتماعی برای افواه روشن شود آنوقت خود مردم کسانی را که با رفتارهای جعلی به ثروت و مکنت رسیده اند کنار می زنند و آنوقت است که نمی توان جایگاه اجتماعی را پول یا کت و شلوار هاکوپیان خرید. آنوقت است که آدم ها بر اساس شکل ظاهری شان قضاوت نمی شوند بلکه میزان اثرگذاری اجتماعی آنهاست که جایگاهشان را در میان مردم تثبیت می کند.

 

مازندران امروز نیازی به ناجی و تک سوار نیزه به دست ندارد. مازندران امروز به همه مازندرانی ها به عنوان یدی واحد نیازمند است. ترجیح نفع فردی کوتاه مدت به نفع جمعی بلندمدت شاید کوتاه ترین تعریفی باشد که بتوان از «مسئولیت اجتماعی» داشت.

این بحث نباید تنها در حد حرف یا چند سخنرانی باقی بماند، اگر نخبگان مازندرانی وقت شناس باشند امروز بیش از هر زمان دیگری وقت آن است که به جای سوراخ کردن جای نشستن خود در کشتی، به قدر وسع برای بالابردن بادبان ها به سمت باد موافق آستین ها را بالا بزنیم.

امروز وقت آن است که به جای «من» بگوئیم «ما»

................

۱.تراژدی سرای شهیر یونانی

۲.شاعر سوئدی برنده جایزه نوبل

۳.فیلسوف آرمانشهر یونان باستان

۴.متفکر معاصر نئولیبرال در ایالات متحده

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

فوق ایدیهم
دوشنبه ۳ دی ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۰
تو رو جون مامان زرتشتیت یک بارم شده از خودت مطلبی بنگار نه از «هومر»۱ تا «ترانسترومر»۲ ، از «افلاطون»۳ تا «جان رالز»۴ و از «سعدی» تا «شاملو»، عکس قلیون کشیدن شهردار تو خونتون رسید عالی بودش مرسی عزیزم