امروز : یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸ ساعت : ۱:۰۵ PM
اختصاصی عبارت
گزارش عبارت از احتکار کاغذ برای تبلیغات انتخاباتی؛

نامزدهای مجلس رقیب رسانه های مازندران/ نه به تبلیغات کاغذی

انتخابات + عبارت
    -     کد خبر: 41520
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۸/۶/۱۳|۱۵:۳۱
دلیل اصلی این کاهش تیراژ و فریب افکار عمومی کمبود و گرانی کاغذ عنوان می شود که البته به تنهایی می تواند دلیل قانع کننده ای باشد. اما وقتی اهالی رسانه اعصابشان به هم می ریزد که می فهمند این کمبود و گرانی نه به خاطر تحریم ها، مشکلات ارزی یا فشارهای خارجی بلکه به علت سوء مدیریت و بی تدبیری داخلی اتفاق می افتد.

عبارت - گروه اقتصاد : یادش بخیر روزگاری که جلوی دکه روزنامه فروشی ها به اندازه صف نانوایی، بلکه بیشتر، شلوغ بود و هیاهوی مردمانی که واژگان جراید را مثل کلماتی مقدس به حافظه سپرده بودند شهر تشنه را سیراب می کرد.

امروز اما نشانی از تیراژ بالای روزنامه ها به چشم نمی خورد و کیفیت آنها نیز حتی به پای بی کیفیت ترین مکتوبات دهه هفتاد نمی رسد. امروز همه سرها در شبکه های اجتماعی سرگردان است و ذهن ها از این صفحه عامه پسند به آن یکی در سیلان  و مکتوبات ـ ازهرنوعش که که فکر کنید ـ در محاق کامل هستند.

برای این سقوط خجالت آور البته دلایل فراوانی می توان برشمرد اما یکی از مهمترینها که از قضا ارتباطی به اهالی روزنامه نگاری هم ندارد، مسئله «کاغذ» است.

کاغذ؛ که روزگاری به اندازه کافی  در دسترس بود و اصلا قیمت نداشت حالا به اندازه پلوتنیوم نایاب شده و قیمتش نیز سربه فلک کشیده و کم مانده لقب «طلای سفید» را به خود اختصاص دهد.

 

همینک در مازندران 17 روزنامه مجوز چاپ دارند و در کشور نیز تعداد روزنامه ها بیش از 500 مورد است، حال آنکه بر اساس آخرین آمار منتشر شده اتحادیه اروپا؛ کشور «فرانسه» که اصلی ترین جغرافیای روشنفکری قاره سبز به شمار می آید و سابقه روزنامه نگاری دیرینی دارد تنها به 48 تن مجوز انتشار روزنامه عمومی را داده است.

از این حرف ها که بگذریم، کاغذ امروز به معضل جدی مطبوعات کشور و استان بدل شده و کار را به جایی رسانده که تیراژ برخی از مطبوعات استان حتی به 50 نسخه هم نمی رسد و برخی خبرهای موثق از این حکایت دارد که  گروهی از اهالی جراید استان تنها به تعداد انگشتان دو دست و برای رفع تکلیف و گرفتن آگهی از برخی نهادها جریده خود را منتشر می کنند. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و با اینکه روزنامه هستند در هفته به زحمت 3 شماره، آنهم با تیراژ زیر 50 نسخه چاپ می کنند و تنها برای نهادهایی ارسال می کنند که خبر یا آگهی شان را منتشر کرده اند.

این بدین معناست که تیراژ بسیاری از روزنامه ها و هفته نامه های استان حتی از تیراژ روزنامه دیواری مدارس ابتدایی هم کمتر است.

 

دلیل اصلی این کاهش تیراژ و فریب افکار عمومی کمبود و گرانی کاغذ عنوان می شود که البته به تنهایی می تواند دلیل قانع کننده ای باشد. اما وقتی اهالی رسانه اعصابشان به هم می ریزد که می فهمند این کمبود و گرانی نه به خاطر تحریم ها، مشکلات ارزی یا فشارهای خارجی بلکه به علت سوء مدیریت و بی تدبیری داخلی اتفاق می افتد.

این عیبانیت برای مازندرانی ها بیشتر چون بزرگترین کارخانه تولید کاغذ خاورمیانه (که از قضا یکی از تولید کنندگان اصلی کاغذ روزنامه هم هست) درست بیخ گوش آنها در ساری واقع شده اما وضعیت اسفبار کارخانه صنایع چوب و کاغذ مازندران باعث شده که نه تنها این مرکز بزرگ تولیدی نتواند دست روزنامه ها را بگیرد بلکه خودش نیازمند دستگیری دیگران شده و حداقل سه ماه یکبار دچار بحران مدیریتی و مالی می شود.

هم اکنون بخش زیادی از کاغذ وارداتی به کشور احتکار می شود و دستگاههای نظارتی عملا کاری جز نمایش های مناسبتی تحت عنوان پایش بازارهای فروش نمی کنند.

به تازگی نصرالله پژمانفر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی اعلام کرده که  وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت ارشاد در ارتباط با واردات کاغذ و حجم کاغذ وارداتی گزارش هایی را به مجلس ارائه کردند که این حجم نه تنها جوابگوی نیاز امسال ماست بلکه نیاز سال آینده را هم پاسخ خواهد داد.

وی با اشاره به کمبود کاغذ در کشور عنوان کرد: کمبود کاغذ در حدی بود که بخشی از روزنامه ها چاپ نشدند و حتی روزنامه های شهرستان ها نیز تعطیل و یا مجبور به چاپ در کاغذهای غیرروزنامه ای و یا کاهش شدید تیراژ شدند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: تعاریف و گزارشات نشان می دهد که حجم قابل توجهی از کاغذ، به کشور وارد و حجم قابل توجهی هم در داخل کشور تولید شده و احتکار صورت گرفته است.

پژمانفر با اشاره به اینکه هدف احتکار فرصت طلبی و استفاده و بهره برداری است گفت: بخشی از این فرصت احتکاری در مهر ماه و با افزایش قیمت قابل توجه کاغذهای مورد نیاز در تولید نوشت افزار صورت می گیرد و بخشی هم در نیاز هر دوره از انتخابات مجلس به کاغذ است که در آن مقطع، افرادی با عجله وارد این گود می شوند و مجبورند در قیمت های بی حساب و کتاب، کاغذ را تهیه کنند.
وی در پایان پرسیده است که سوال اینجاست کاغذهایی که با ارز 4200 تومانی وارد شده الان کجاست و به دست چه کسانی رسیده است؟

 

اظهارات اخیر پژمانفر درد اهالی رسانه و به طور کلی اهالی قلم را صد چندان می کند زیرا می بینند این گرانی و کمبود قرار است جای خالی کاغذ در میدانی را پرکند که قرار است منتخبینش بعنوان نمایندگان و مدافعان همین قشر به مجلس بروند.

اصلا هم بعید نیست همانطور که دو نماینده معترض به صنعت خودرو خودشان احتکار کننده خودرو از در آمدند، در آینده بشنویم که نمایندگان حامی رسانه ها که در حرف همیشه آنها را رکن چهارم دموکراسی و چشم و گوش و بینی حاکمیت می خوانند، در عمل مشغل احتکار کاغذ برای ایام انتخابات هستند.

وقتی ناظران قانون خودشان به اصلی ترین قانون شکنان بدل می شوند دیگر چه انتظاری می توان از قاچاقچیان و محتکران داشت که جز سود شخصی به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند.

 

از این رو حداقل کاری که نامزدهای انتخابات مجلس در این دوره در استان می توانند انجام دهند این است که اولا به سراغ رسانه های پدرومادر دار بروند و همچنین از حقوق اهالی رسانه به عنوان یکی از وعده های انتخاباتی خود دفاع کنند و از همه مهمتر به جای فرش کردن کوچه و خیابان با تبلیغات کاغذی ، تمرکز خود را بر معرفی در رسانه های مکتوب و مجازی کنند.

زیرا دوره تبلیغات سنتی مدت هاست به پایان رسیده و این ضرورت به ویژه امروز که استان مازندران با مشکل جدی کمبود کاغذ روبروست بیش از گذشته احساس می شود. شاید هم بد نباشد اینبار همه در قامت حافظان محیط زیست و دوستداران فرهنگ با نامزدهایی که در تبلیغات کاغذی افراط می کنند یک نه بزرگ بگوییم.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال