امروز : پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۱۰:۳۵ PM
اختصاصی عبارت
به بهانه دعوای نمایندگان اصفهان و چهارمحال برسر خط مرزی؛

مروری بر آب رفتن مازندران با دور تند / کم مانده روس‌ها شمال استان را ببرند

تبرستان+عبارت
    -     کد خبر: 43079
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۸/۷/۱۸|۱۳:۴۹
سرویس : جامعه >> شهری
از دیرباز تا کنون وسعت و مساحت مازندران همواره مورد بحث قرار داشته و در گذر این سال ها نیز رفته رفته از مساحتش کاسته و استان های جدید از قبل آن به وجود آمدند. از سمنان و تهران و کاشان در گذشته گرفته تا گلستان در همین سالهای معاصر.

عبارت - گروه جامعه : ساکنان قدیم غرب  دریای خزر یا دریای مازندران کادوسیان بودند. در منطقه میانی و شرقی دریای خزر اقوام آنریاک-  مردویی و تپورها ساکن بوده که بعدها ایرانیان آن را تپورستان و با آمدن اعراب این منطقه را تبرستان نامیدند. نمی‌توان گفت این اقوام کی و از کجا آمده‌اند اما به نظر استرابون، تپورها در حد فاصل آماردها و هیرکانیه زندگی می‌کردند. (یعنی میان آمل و گنبد امروزی) اما دیاکونف نوشته: «تپورها در هیرکانیه ساکن بودند و تحت نفوذ هیرکانیان.» مرز شرقی آن‌ها استرآباد و مرز غربی آن‌ها از چالوس بود. پس مازندران بخشی از تپورستان است که مرکز آن شهر تاریخی ساری بوده و هست.

از دیرباز تا کنون وسعت و مساحت مازندران همواره مورد بحث قرار داشته و در گذر این سال ها نیز رفته رفته از مساحتش کاسته و استان های جدید از قبل آن به وجود آمدند. از سمنان و تهران و کاشان در گذشته گرفته تا گلستان در همین سالهای معاصر. این اواخر هم که بحث استقلال و جدا شدن مناطق غربی استان یا الحاق آن به گیلان به گوش می رسد. آیا برای کسی مهم است که این استان با تاریخی سرشار از قهرمانان و دلاوران هر چند سال کوچک و کوچکتر می شود؟

آذرماه سال 1376 بود که لایحه تشکیل و تاسیس استان گلستان در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و آرزوی دیرینه ساکنان گرگان و دشت پس از چند دهه برآورده شد و سرزمین تاریخی گرگان پس از 6 دهه، هویت مستقل خود را پیدا کرد.

جداسازی گلستان از مازندران حاشیه ها و مناقشه های گوناگونی را به همراه داشت که یکی از آنها تعیین خط مرزی بین 2 استان و مالکیت آشوراده و میانکاله بود.

همچنان نیز بعد از گذشت بیش از 20 سال گلستانی ها مالکیت میانکاله را حق خود می دانند و چه بسا اگر دوره ی 10 ساله ی خشکسالی نبود و بحث مدیریت یکپارچه ی تالاب برای جلوگیری از خشک شدن به وجود نمی آمد اکنون در نقشه ها نیز تمام این منطقه به گلستان الحاق می شد. 

هرچند با وجود این ‌که مدیریت یکپارچه پناهگاه حیات وحش و تالاب میانکاله با اداره‌کل حفاظت محیط زیست مازندران بود، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، بودجه طرح نجات تالاب میانکاله و خلیج گرگان در سال 96 را بالغ بر پنج میلیارد تومان به آب منطقه‌ای استان گلستان اختصاص داد!

این بحث ها برسر منطقه آشوراده نیز وجود داشت که در نهایت با مصوبه دولت این منطقه به استان جدیدالتاسیس گلستان پیوست در صورتی که هیچ نشانه تاریخی از حکومت تمدن استراباد در این مناطق یافت نمی شد و اگر هم اثراتی از ترکمنان بود مربوط به آن هایی می شد که در گذشته برای ماهی گیری به این مناطق رفت و آمد داشتند.

با تاسیس گلستان و این اتفاقات در 22 سال پیش تقریبا نیمی از بدنه اصلی استان مازندران از پیکره او جدا و ساری مرکز استان، در شرق واقع شد. هرچند که اگر از طرفداران جدایی بپرسید دور بودن از مرکز و عدم توجه و رسیدگی به این مناطق را دلیل موجهشان برای این کار می دانند و این چقدر شبیه به دلایل مردم تحریک شده ی غرب استان مازندران در این سال های اخیر است.

چند سال بعد فیروزکوه نیز از مازندران جدا شد و به تهران پیوست! خداحافظی تلخ برای مازنی ها و سلامی شیرین برای پایتخت. اما هنوز هم فیروزکوه نشانه های بسیاری از اصالت مازندرانی را در خود دارد. از رسم و رسومات گرفته تا زبان مازندرانی که همچنان زبان مورد استفاده ی مردم این خطه است. اما اکنون فیروزکوه یکی از شهر های استان تهران محسوب می شود!

طرح جداسازی رینه از لاریجان و بردن آن به زیر چتر تهران از دیگر تلاش هایی بود که برای جدایی بخش هایی از مازندران، صورت گرفته بود.

اما این پایان ماجرا نبود همین چند سال پیش بود که امامزاده هاشم آمل نیز در جلوی چشمان حیرت زده مردم و مسئولان، از مازندران جدا و به شهرستان دماوند الحاق گردید!

این زخم های کاری بر تن نیمه جان مازندران هنوز التیام نیافته بود که غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی نماینده مردم رشت اعلام کرد که مردم تنکابن و رامسر از بی توجهی ها و دور بودن از مرکز استان خسته شده اند و من از الحاق این دو شهر به گیلان حمایت می کنم!! عجب!

وی همچنین مسئله ی استان واحد شدن غرب مازندران و شرق گیلان را غیرکارشناسانه عنوان کرد! کاری با این مسئله که نماینده ی استان و شهرستان دیگر در حوزه انتخابیه خود انقدر همه چی بر وفق مراد مردمش است که به معضلات دیگر شهر های دیگر استان های کشور می پردازد نداریم اما نمایندگان استان مازندران در طول این ادوار برای جلوگیری از این قبیل اعمال که اغلب با همین اظهار نظر های کوچک شروع شده و به کنده شدن تکه ای از بدن مازندران انجامیده چه کار هایی انجام داده اند؟ استانداری مازندران در طول این دوران چه مسئله ای مهمتر از تمامیت ارضی استان داشته که بخشیدن زمین های بسان جواهر برایش اهمیت چندانی نداشته؟ عنقریب است ساری که روزگاری مرکز استان بوده و با جدایی گلستان به قسمتی از شرق استان تبدیل شده نیز دیگر جایی در این حلقه ی تنگ نداشته باشد!

منطقه بکر گردشگری باداب سورت ساری که از مناطق کمیاب در جهان محسوب می شود از آخرین مقاصد استان های همجوار مازندران برای فتح می باشد. بروشور باداب سورت دامغان در شبکه های مجازی بصورت گسترده ای منتشر شد که گویا طراحان آن می خواهند باداب سورت را جزء جاذبه های طبیعی شهرستان دامغان در استان سمنان به حساب بیاورند!

از مازندران بزرگ گذشته در حال حاضر خط باریکی زیر دریای کاسپین محصور بین گیلان و گلستان و تهران باقی مانده که همین مقدار نیز از چشم طمع سواستفاده گران دور نمانده است.

آیا در همه ی نقاط ایران تا در منطقه ای ضعف پدید می آید نسخه ی جدایی برای آن می پیچند یا این نسخه فقط شفا بخش درد مازندرانی هاست؟ همین امروز بود که خبر درگیری نماینده اصفهان و چهارمحال و بختیاری بر سر اختلافات مرزی حدفاصل سد زاینده‌ رود از مجلس مخابره شد و اصفهانی ها قصد داشتند بخشی که سال 70 از استان اصفهان به چهارمحال و بختیاری الحاق شده بود را به استانشان برگردانند. این مجادلات بر سر فقط چند روستا است نه وسعتی که به یک استان جداگانه یا شهرستانی بزرگ تبدیل شود.

امید است پیش از آنکه دلمان برای مازندران بزرگ تنگ شود و دنبال تکه تکه هایش در صفحات کتب تاریخی بگردیم اگر مشکلی در بین مردم وجود دارد خودمان حلش کنیم و به جایی حواله شان ندهیم و یا اگر این شیطنت ها هدف دار و از سوی اشخاصی خاص مطرح می شود پاسخی درخور و کوبنده برایشان داشته باشیم و دیگر مجالی برای گفتن از حالت انفعال مسئولین استانی و نمایندگانمان در این زمینه نباشد.

 

بازنشر این مطلب با ذکر نام عبارت مجاز است.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
پربازدیدترین