امروز : پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۱۲:۳۲ PM
یادداشت سردبیر / عالین نجاتی
افزایش مرگ با قرص برنج در مازندران تیتر رسانه‌های بین‌المللی شد؛

دم کشیدن مرگ بر اجاق ناامیدی / آبان؛ ستمگرترین ماه‌هاست[۱]

قرص برنج+عبارت
    -     کد خبر: 47213
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۸/۱۰/۹|۰۸:۲۴
برکت سفره شمالی ها، حالا دیگر تنها تداعی کننده خاطرات خوش نیست و چه بسا یکی از همین جانباختگان، فرزند یا برادر شالیکاری قدیمی باشد و حتی خودش تا زانو برای زمین‌گیر کردن خوشه‌های سبز در آب و گل فرو رفته باشد.

یادداشت سردبیر - عالین نجاتی : پزشکی قانونی مازندران در آخرین آمار خود از افزایش ۳۹ درصدی مرگ بر اثر مصرف قرص برنج در این استان خبر داده و بر اساس همین گزارش بیشترین آمار در آبانماه ثبت شده است.

خبری که توجه بی‌بی‌سی و یورونیوز فارسی را هم به خود جلب کرد و تیتر آنها در شبکه‌های اجتماعی شد، اما هیچ واکنشی در مازندران درپی نداشت.

این پارادوکس تلخی است که‌؛ تولید کننده اصلی برنج کشور در زمره مرگبارترین استان‌ها در خودکشی با قرص برنج است.
برکت سفره شمالی ها، حالا دیگر تنها تداعی کننده خاطرات خوش نیست و چه بسا یکی از همین جانباختگان، فرزند یا برادر شالیکاری قدیمی باشد و حتی خودش تا زانو برای زمین‌گیر کردن خوشه‌های سبز در آب و گل فرو رفته باشد.

اگرچه پزشکی قانونی از متوسط سنی جانباختگان سخنی نگفته اما بر اساس اطلاعات همین گزارش تازه، ۴۷ تن از ۷۹ جانباخته متاهل بودند که آماری تکان دهنده و معنادار است.
همچنین عبارت از منابع خود دریافته که متوسط سنی نیز نسبت به سیر یک دهه‌ای کاهش یافته که این مسئله زنگ خطری مضاعف است.

اینکه باید دسترسی به قرص برنج محدود شود، تدابیر و نظارت های بیشتری به کار گرفته شود، مجازات تشدید گردد و از این حرفها، اگرچه مهم و ضروری است اما مسئله اصلی بسیار پیشینی تر و درونی تر از این حرفهاست.این میل به خودکشی مخصوصا در بین جوانان و متأهلان است که باید مورد توجه قرار گیرد، وگرنه بعید است در صورت در دسترس نبودن قرص برنج، همه این افراد از خودکشی پشیمان شوند.

وسیله خودکشی در این مقال در درجه اهمیت چندم است و سرلیست نگرانی باید بر هدف خودکشی یعنی افزایش تمایل به ترک این جهان در جامعه‌ای مذهبی با پیشینه‌ی قدرتمند اعتقادی متمرکز شود.

در جهان و زمانه ای که جمله آدمیان در تلاشند تا به هر طریقی شده، حتی چند روز و چند ساعت بیشتر زنده بمانند، باید خیلی جان به لب رسیده باشی که برخلاف جریان آب شنا کنی و به جای تلاش برای زیستن، در تکاپوی مرگ باشی.
آژیر خطر خودکشی مدتها پیش در مازندران به صدا درآمده اما گویا برنامه های پیشگیری چندان موفق عمل نکرده‌اند، چرا که این آسیب ریشه در بستری بزرگتر و کلی تر دارد که نمی‌توان با مُسکن های موقتی، توقع درمان قطعی آن را داشت. ریشه هایی که جدی گرفته نشده‌اند و همچنان از آنها درخت مرگ و نیستی می‌روید.

اینکه شخصی متاهل تصمیم می‌گیرد دست و دل از خانواده بشوید و راه خوابی ابدی را با عقوبتی الهی در پیش گیرد نيازمند طرح مطالعاتی و پادمانی گسترده است.
وقتی از دل دانشگاه مازندران بعنوان بزرگترین پایلوت علوم انسانی شمال کشور هیچ نسخه و طرحی بیرون نمی‌آید، وقتی جامعه شناسی استان از سندیکا و انجمنی اثرگذار بی بهره است، وقتی معضلات اقتصادی یک‌شبه چندین برابر می‌شود و دولت و نهادهای حمایتی هیچ نقشه راهی ارائه نمی‌کنند و اصلا وقتی مسئله جدی گرفته نمی‌شود و تیمی متخصص برای پدافند خودکشی در مازندران تشکیل نمی‌شود نباید انتظار کاهش آمار خودکشی را داشت.

این حق روزنامه نگاران است که بدانند آموزش و پرورش مازندران در یک دهه اخیر برای کاهش خودکشی چه کرده، چقدر منابع مالی و نیروی انسانی به کار گرفته است.
اینکه که نقش معاونت سیاسی، اجتماعی و اداره‌کل اجتماعی استانداری، فرمانداری ها، نهادهای متنوع فرهنگی، اداره‌کل بهزیستی،دانشگاه علوم پزشکی، دانشگاه مازندران، جامعه روانپزشکی، اداره کل ورزش و جوانان به عنوان متولی اصلی قوام بخشیدن به سازمان‌های مردم نهاد حوزه جوانان و بسیاری از نهادها و سازمان‌های دیگر در این بحران روبه رشد چیست، همچنان سوالی بی‌پاسخ مانده است.

آخرین بار که طرحی جامع، پویشی فراگیر، اعتباری معنادار، نشست خبری ویژه یا اصلا گزارشی مستند در این باره شکل گرفته را به یاد نداریم.
گویا همچنان این تصور که اعلام آمار یا بحث درباره خودکشی به ناامنی ذهنی جامعه دامن می‌زند قوی‌تر از تفکری است که بحث فراگیر درباره خودکشی را راه‌حل توقف و کاهش آن می‌داند.

اکثریت روانشناس از فروید تا یونگ و لکان ماشه خودکشی را ناامیدی می‌دانند. خودکشی در اوج ناامیدی رخ می‌دهد، هرچند دلایل مختلفی داشته باشد. بنابرین رواج ناامیدی به افزایش آسیب‌های اجتماعی از جمله خودکشی می‌انجامد که تنها به یک نفر آسیب نمی‌زند، بلکه در برخی از موارد یک خانواده بزرگ را زمین‌گیر می‌کند و تا سالها بر روح جمعی آنها اثر می‌گذارد.

اما مشکل دقیقا همین جاست که سیاستگذاران و مجریان این ناامیدی را قبول ندارند و سیاه‌نمایی می‌دانند. عقل و منطق هم می‌گوید تا مشکل را نپذیرید، حل نخواهد شد.

....
[۱]. اشاره به آغاز شعر سرزمین هرز اثر تی.اس.الیوت که می‌گوید: آوریل ستمگرترین ماه‌هاست

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
پربازدیدترین