امروز : پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۱:۲۴ PM
اختصاصی عبارت

خوانش کمال رستمعلی از اشعار امام خمینی

کمال رستمعلی+عبارت
    -     کد خبر: 49576
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۸/۱۲/۲۰|۲۲:۲۵
سرویس :
دل آرا در شعر امام راحل، بسته‌ی هوا و خواهش‌های امروز و فردا نیست، دل‌آرا در اشعار آن پیر فرزانه، محصور و محدود در تمناهای ناپایدار نمی‌ماند، دل‌آرای شعر امام دستت را می‌گیرد و با تو هم‌مسیر و هم‌سفر می‌شود

یادداشت عبارت -کمال رستمعلی: دل‌آرا را گفته‌اند چیزی یا کسی که موجبِ سرور و نشاط و شادمانی‌ست؛ محبوب، معشوق!

دل‌آرا اما همان است که می‌نماید؛ دلِ ساده و بی‌رونق را زینت و شکوه و گرما و رونق می‌دهد.

دل‌آرا کارش با دل است و کارش تعطیل کردن همه‌ی کارهای دل جز به محبوب مشغول بودن است؛

دل که آشفته‌ی روی تو نباشد دل نیست
آن که دیوانه‌ی خال تو نشد عاقل نیست

دل‌آرا تنها عزم نشاط دل ندارد، که دل را او به تلاطم و التهاب می‌خواهد و می‌طلبد؛ دلِ بی‌تاب، دلِ نا‌آرام و مدام در تب و تاب!

عاشق اما هر چه می‌بیند و می‌شنود و می‌فهمد، همه در ساحت دل‌آراست، جز او نمی‌بیند و هر چه می‌بیند همه اوست؛

هر کجا پا بنهی حسن وی آن جا پیداست
هر کجا سر بنهی سجده‌گه آن زیباست

دل آرا در شعر امام راحل، بسته‌ی هوا و خواهش‌های امروز و فردا نیست، دل‌آرا در اشعار آن پیر فرزانه، محصور و محدود در تمناهای ناپایدار نمی‌ماند، دل‌آرای شعر امام دستت را می‌گیرد و با تو هم‌مسیر و هم‌سفر می‌شود؛
گاه چهره پنهان می‌کند و رخ نمی‌نماید و دلبرانه روی می‌پوشد؛

پرده بردار ز رخ چهره‌گشا ناز بس است
عاشقِ سوخته را دیدنِ رویت هوس است

یا؛

پرده از روی بیانداز به جان تو قسم
غیر دیدار رخت ملتمسی نیست مرا

رخ نمایان نمی‌کند تا در مسیرِ شدن، معشوق را جانی زلال‌تر حاصل آید و پیرایه‌ها یک یک از خود جدا کند و مهیای وصل شود.
این‌گونه است که امام ترنم مومنانه در محل عبادت را نیز بهانه‌ای می‌داند برای دیدن روی دل‌آرا؛

جان در هوای دیدن رخسار ماه توست
در مسجد و کنیسه نشستن بهانه است

دل‌آرا گاه نیز در حجاب و بی‌حجابی توامان است، هست و نیست، روی می‌نماید و نمی‌نماید، گویا معشوق را زلال‌تر و مشتاق‌تر از پیش می‌بیند و در عین حال هنوز او را آماده‌ی وصال و دیدار نمی‌داند؛

ای خوب‌رخ که پرده‌نشینی و بی‌حجاب
ای صد‌هزار جلوه‌گر و باز در نقاب

ای آفتاب نیمه شب ای ماه نیم‌روز
ای نجم دوربین که نه ماهی نه آفتاب

در این هست و نیست، در این پیدای پنهان، اندک اندک تو را به حقیقت جمال خود آگاه تر می‌کند و به تو می‌گوید که هر جلوه‌ای از زیبایی و حسن در واقع روی اوست و هر تصویر شورانگیز در هستی، نشانی از روی دل‌آراست؛

بلبل از شوق لقایش پر زنان بر شاخ گل
گل ز هجر روی ماهش پای در گل آمده

سجاده‌نشین در عبادت‌گاه خویش به شوق دیدار نشسته است و دل‌آرای شعر امام، او را که خامی‌اش را در آتش فراق پخته ساخته و جان مشتاق را به بی‌تابی زلال کرده است، در بیرون از محل عبادت به وصل می‌رساند؛

با کاروان بگویید از راه کعبه برگرد
ما یار را به مستی بیرون خانه دیدیم

وصل چنان معشوق را به اوج می‌برد، که حالا او مدعیان را جملگی در حجاب می‌بیند، دل‌آرا روی نشان داده و معشوق چهره نمایان ساخته است، پس جهان و هر چه غیر یار است به حجاب فرو می‌شود؛

تا چند در حجابید ای صوفیان محجوب!
ما پرده‌ی خودی را در نیستی دریدیم!

ای پرده‌دار کعبه بردار پرده از پیش
کز روی کعبه‌ی دل ما پرده را کشیدیم

دل‌آرا در وصل، تو را از التهاب دنیا و اضطراب مافیها، رها می‌کند.
امن و آسایش در کنار دل‌آراست و حالا که رخ نشان داده است بیش از هر زمانی در راحت و عافیت هستی؛

تا دوست بود، تو را گزندی نبود
تا اوست، غبار چون و چندی نبود

بگذار هر آن چه هست و او را بگزین
نیکوتر از این دو حرف پندی نبود

دل‌آرا الف عشق را به تو می‌آموزد و گام به گام تا یای دل‌دادگی رهنمونت می‌شود، او با همه‌ی کرشمه‌ها و شوخ و شنگی خود، معلمی صبور و مهربان و پر حوصله است؛

ناخوانده الف، به یا نخواهی ره یافت
ناکرده سلوک موهبت یعنی چی؟

و سالکی چنین، دیگر در پی بهشت و حور و قصور و جلوه‌های جنت حتا نیست و همه‌ی جان او دل بی‌تاب او معطوف و متوجه دل‌آراست؛

مده از جنت و از حور و قصورم خبری
جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا

یا؛

با خلدیان بگو که شما و قصور خویش
آرام ما به سایه‌ی سرو روان ماست

و معشوق چنان پرشور و شعور می‌شود از دیدن روی دل‌آرا و چنان مستغرق در یار می‌شود که نه تنها همه چیز و همه کس را او می‌بیند بلکه روی دل‌آرا تجلی عبادت و و ذکر او می‌گردد؛

خم ابروی کجت قبله‌ی محراب من است
تاب گیسوی تو خود راز تب و تاب من است

اهل دل را به نیایش اگر آدابی هست
یاد دیدار رخ و موی تو آداب من است

|تمام اشعار از دیوان امام راحل‌(ره) است.|

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
پربازدیدترین