امروز : چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ ساعت : ۱۲:۴۳ AM
آخرین اخبار:
امان از سانسور... کنایه سنگین شجاع خلیل زاده به اعلام زمان اوج کرونا توسط مسئولین / رونمایی قهرمان کشتی جهان از فرزندانش / تصاویری از جلسه ی کرونایی هیات رئیسه مجلس که یوسف نژاد منتشر کرد / عکس زیرخاکی حنیف عمران زاده از دوران حضورش در تیم ملی امید بازدید نماینده ولی فقیه در مازندران از آرامگاه بهشت رضا (ع) ساری افزایش ۵۱ درصدی تناژ و ۴۶ درصدی بارنامه حمل کالا در سه بندر مازندران / لزوم توجه بیشتر به اقتصاد دریا محور کانون های مساجد استان مازندران در خط مقدم مقابله با کرونا / از توزیع ماسک تا حمایت از نیازمندان شناسایی ۱۱۹ بیمار مشکوک به کرونا طی ۲۴ ساعت گذشته در مازندران / ۷۲۷ بیمار مشکوک به کرونا در استان بستری هستند شناسایی ۲۰۸۹ بیمار جدید کرونایی در کشور / تعداد جان باختگان به ۳۸۷۲ نفر رسید مازندران بزرگ و ۱۷ نماینده‌اش/ از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و درگذشت امام تا ادغام ریاست‌جمهوری و نخست وزیری مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد اخاذی با تهدید به انتشار فیلمی در فضای مجازی در بهشهر / ۳ کشته و زخمی در واژگونی وحشتناک موتورسیکلت در نکا / سارق سابقه دار بابل در چنگال قانون / ماجرای تیراندازی در چمستان نور چه بود؟
یادداشت عبارت

چهارشنبه‌سوری‌هایِ پشتِ راه‌آهن

چهارشنبه سوری+عبارت
    -     کد خبر: 49739
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۸/۱۲/۲۷|۱۲:۵۴
سرویس : عامه پسند
چهارشنبه‌سوری‌هایِ پشتِ راه‌آهن مثلِ عیدهایش خاطره‌انگیز بود. از چند روز قبل همه در فکرِ چهارشنبه‌ی آخرِ سال بودند و آن روزها چهارشنبه‌سوری واقعاً جشن بود، نه مثلِ این سال‌ها جنگ!!

عبارت - یادداشت: پشتِ راه‌آهن در قائم‌شهر فقط یک منطقه نبود. پشتِ راه‌آهن یک فرهنگ بود، نوعی از زندگی. شیوه‌ای خاص از شاد بودن و شیطنت و عاشقی کردن.
پشتِ راه‌آهن همیشه بوی آب‌گوشت می‌داد و سیب‌زمینی و کچلیک و بادمجون سرخ کرده.
پشتِ راه‌آهن بویِ عرقِ تنِ کارگر می‌داد و بویِ سلام‌های یهویی و ناغافل.
پشتِ راه‌آهن بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین زمینِ خاکیِ فوتبال و گل‌کوچیکِ دنیا بود. تا چشم کار می‌کرد دروازه‌های گل‌کوچیک و تا چشم کار می‌کرد دو تا سنگ به فاصله‌ای از هم به عنوان دروازه و گاه با گچ خط‌کشی و توپِ سه لایه و... دویدن و جیغ و زیرپیراهن‌هایِ خیس از عرق و کتونی‌هایِ پاره و گاه پابرهنه و شادیِ زدنِ گل و فریادهایِ از جرزنی بلند و دعوا و دهانی خون‌آلود.
پشتِ راه‌آهن بوی بلوغ و غرور می‌داد و بویِ عشق‌هایِ یواشکی و نامه‌هایِ یواشکی. بویِ ناکامی، بوی گریه‌های نیمه‌شب. راه‌آهن پر بود از جوان‌هایی که رویِ ریل نشستند و با چشم خود دیدند عشق‌شان سوارِ ماشینِ عروس دست در دست مردی دیگر رفت که رفت.
چهارشنبه‌سوری‌هایِ پشتِ راه‌آهن مثلِ عیدهایش خاطره‌انگیز بود. از چند روز قبل همه در فکرِ چهارشنبه‌ی آخرِ سال بودند و آن روزها چهارشنبه‌سوری واقعاً جشن بود، نه مثلِ این سال‌ها جنگ!!
چهارشنبه‌های آخرِ سالِ حالا تبدیل شده است به صحنه‌ی رسمیِ جنگ و کم‌تر اثری از خانواده‌ها هست و بیشتر شبیه یک دعوایِ گلادیاتوری‌ست با صدای انفجارهای مهیب و مردم آزار.
آن سال‌ها خانواده‌ها همه کنار هم و کنار بوته‌های آتش جمع می‌شدند و چند خانم همسایه آش بار می‌گذاشتند. خانم‌های مسن چادر به کمر کاسه‌ها را پر از آش می‌کردند و جوان‌های تازه‌بالغ جلویِ دخترهایِ همسایه و فامیل خودنمایی می‌کردند و همه‌ی شور و شیطنت‌شان صرفاً همین خودنمایی‌ها بود.
فنوجوان‌ها و کودکان، آتش‌هایی که نقطه به نقطه روشن بود و همه‌یِ مسیرِ پشتِ راه آهن را روشن کرده بود را خیره و با شوق و ترسی مبهم تماشا می‌کردند و در چشم‌شان مدام تصویری از آتش بود.
و من خود به یاد دارم که می‌رفتم رویِ ریل تا از ارتفاع منطقه‌ی وسیع‌تری را ببینم و با شوقی شگفت می‌دیدم از دوسو تا چشم کار می‌کند آتش روشن است؛ تا آن دورها.
آن سال‌ها مادرها و مادربزرگ‌ها و خاله‌ها و عمه‌ها و دایی‌ها همه کنار هم بودند و آن چهارشنبه‌سوری جشنی خانوادگی و مدیریت شده و بی آسیب و بی‌خطر بود و کجا این‌گونه بود که جوانی و کودکی صورت و دست و پایش را در اثرِ انفجار از دست بدهد.
ساعتی که می‌گذشت قاشق‌زنی شروع می شد؛ و قاشق‌زنی این بود که عدّه‌ای پسرِ جوان چادر بر سر می‌گذاشتند و چهره پوشیده و صدا تغییر داده با قاشق بر قابلمه یا کاسه یا دیگی می‌زدند و به درِ خانه‌‌ی همسایه‌ها می‌رفتند و هر کسی در کاسه و دیگ‌شان چیزی می‌گذاشت؛ خوراکی و میوه و گاه پولی.
برخی پسرها هم از فرصت استفاده کرده و روی پوشیده و چادر‌به‌سر با حیا و شرم و شوق به درِ خانه‌ی معشوق می‌رفتند و کیست که صدایِ عاشق را از پشتِ هزار چادر و نقاب هم تشخیص ندهد.
پشتِ راه‌آهن فقط یک منطقه در قائمشهر نبود، پشتِ راه آهن سبکی از زندگی بود. یک خانواده‌ی بزرگ. یک خانواده که گاه با هم می‌خندیدند، گاه گریه می‌کردند و هوایِ هم را داشتند و از حالِ هم با خبر بودند. با هم جشن می‌گرفتند، با هم دسته‌یِ عزاداری راه می‌انداختند. در عروسی‌ها و سوگواری‌هایِ هم مشارکت می‌کردند. زود دعوا می‌افتادند، زود آشتی می‌کردند و زود به زود دل‌شان برایِ هم تنگ می‌شد.

-کمال رستمعلی

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
آخرین اخبار

امان از سانسور...

کنایه سنگین شجاع خلیل زاده به اعلام زمان اوج کرونا توسط مسئولین / رونمایی قهرمان کشتی جهان از فرزندانش / تصاویری از جلسه ی کرونایی هیات رئیسه مجلس که یوسف نژاد منتشر کرد / عکس زیرخاکی حنیف عمران زاده از دوران حضورش در تیم ملی امید

بازدید نماینده ولی فقیه در مازندران از آرامگاه بهشت رضا (ع) ساری

افزایش ۵۱ درصدی تناژ و ۴۶ درصدی بارنامه حمل کالا در سه بندر مازندران / لزوم توجه بیشتر به اقتصاد دریا محور

کانون های مساجد استان مازندران در خط مقدم مقابله با کرونا / از توزیع ماسک تا حمایت از نیازمندان

شناسایی ۱۱۹ بیمار مشکوک به کرونا طی ۲۴ ساعت گذشته در مازندران / ۷۲۷ بیمار مشکوک به کرونا در استان بستری هستند

شناسایی ۲۰۸۹ بیمار جدید کرونایی در کشور / تعداد جان باختگان به ۳۸۷۲ نفر رسید

مازندران بزرگ و ۱۷ نماینده‌اش/ از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و درگذشت امام تا ادغام ریاست‌جمهوری و نخست وزیری

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

اخاذی با تهدید به انتشار فیلمی در فضای مجازی در بهشهر / ۳ کشته و زخمی در واژگونی وحشتناک موتورسیکلت در نکا / سارق سابقه دار بابل در چنگال قانون / ماجرای تیراندازی در چمستان نور چه بود؟

آرشیو
پربازدیدترین

وزیر آموزش و پرورش: در صورت ادامه تعطیلات، دانش آموزان مجازی آموزش می بینند

مردم در اولین مجلس گام دوم انقلاب به ائتلاف اصولگرایان اعتماد کردند/ این پیروزی شیرین و بزرگ را به رهبر معظم انقلاب اسلامی و همه منتخبین مردم تبریک می گوییم

وقتی دن کورلئونه باید برود جلو، بوق بزند! / دچار ویروس کرختی شده‌ایم

از اظهار ندامت خبرنگار به خاطر رای دادن به روحانی تا حمله شدید بنزینی به حسن نژاد

جیب خالی و پز عالی / چرا دیوار کوتاه CIS برای ما بلند است

لطفا به قانون و شعور مردم مازندران توهین نکنید! / مردم فریب این پروپاگاندا را نمیخورند / شک نکنید همین طرح باعث شکست شما خواهد شد

مدارک جنجالی و دردسر ساز مسئولین کشوری / از خاتمی و هاشمی تا رحیم مشایی و روحانی + عکس و جزئیات

دو نامزد قطعی اصلاح طلبان در استان کیستند / از رایزنی شیخ در شرق تا ترس از تکرار نفاق در نوشهر

قم با ۴۰ دقیقه در صدر است ، مازندرانی ها ۲۲ دقیقه در روز مطالعه می کنند / مردم اهل مطالعه اند ما بلد نیستیم نسخه بپیچیم / با اعلام این اعداد به مردم ظلم می کنیم / عرق شرم بر پیشانی مردم یا مسئولان؟

رئیس سازمان جنگل‌ها بازداشت شده است؟

آرشیو