امروز : چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۲:۳۳ AM
یادداشت عبارت
بررسی سرانه فرهنگی در مازندران؛

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

سینما+عبارت
    -     کد خبر: 52537
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۹/۴/۱۱|۰۸:۵۷
طبق آخرین آمار سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ ، این استان با ۶۱/۹۷ درصد جمعیت باسواد ، بالاترین نرخ سواد را در کشور دارد.

یادداشت عبارت - مهتاب مظفری: به هر جشنواره ای که سرک می کشی ، نامی از مردان و زنان بزرگ مازندرانی به چشم می خورد  که اگر در استان خود می ماندند ، به این خوبی دیده نمی شدند و در سکوی برتر نمی ایستادند.

 جشنواره های تئاتر ، فیلم ، موسیقی ، شعر و ادب فارسی ، داستان نویسی ، مستند سازی و میادین مختلف علمی و ورزشی .....

در میان این سکوها ، سکوی فرهنگ و هنر ، بیشترین سهم را از چهره های ماندگار مازندران به خود اختصاص داده است.

چهره هایی که پشتوانه فرهنگی و هنری خود را از چند نسل عقب تر گرفته اند و با اندکی ویرایش به نسلهای بعدی منتقل کرده اند.

بزرگانی چون محمدبن حریر طبری ، مفسر و فیلسوف برجسته مازندران ، آیت اله صالحی مازندرانی ، آیت اله علی جوادی آملی ، علی اسفندیاری یا نیما یوشیج ( پدر شعر نو فارسی) ، طالب آملی و امیر پازواری از شاعران برجسته بومی و محلی ، خوانندگان و نوازندگان موسیقی فولکلور مازندران چون استاد احمد محسن پور ، ابوالحسن خوشرو ، استاد اسحاقی و استاد حسین طیبی ،  کشتیگیرانی چون عبداله موحد ، امامعلی حبیبی و قهرمان وزنه برداری ، بهداد سلیمی و ....

از این همه نام بزرگ اما ، جز افتخارات ثبت شده ، مازندران طرفی نبسته است و همچنان در عرصه ی توسعه و تجهیز زیرساختهای فرهنگی ، هنری و ورزشی از سایر استانها عقب است.

 

باسوادترین مردم ایران محروم از فضای فرهنگی مناسب

مردم مازندران را باسوادترین مردم ایران معرفی کرده اند.

طبق آخرین آمار سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395 ، این استان با  61/97 درصد جمعیت باسواد ، بالاترین نرخ سواد را در کشور دارد. همچنین رتبه دوم تعداد نخبگان ملی کشور ، متعلق به مردم با فرهنگ مازندران است.

نخستین حکومت شیعی ایران نیز به نام علویان طبرستان ، در مازندران شکل گرفت. این حکومت برای اولین بار در سال 250 هجری قمر بنا به درخواست مردم محلی و با تلاش "حسن بن زید"، معروف به "داعی کبیر" در این استان تشکیل شد.

تاریخچه رونق مطبوعات در مازندران به سال‌های ۱۲۹۰ برمی گردد که تا امروز ادامه دارد. مازندران با بیش از 582 رسانه ( اعم از نشریات ، خبرگزاری ها و پایگاههای خبری)  دومین رتبه ی فعالیتهای رسانه ای کشور را به لحاظ کمی از آن خود کرده است.

   مازندران ، گلستان و سمنان پیش از آنکه سه پاره شوند ، مشترکن تمدنی  ۵ هزار ساله را یدک می کشیدند که به عنوان یکی از پایگاه‌های باستان‌شناسی در منطقه خاورمیانه شناخته می شوند.  

  نخستین سینمای صامت مازندران نیز در سال ۱۳۰۸ از سوی زرتشتیان با نام "اهورا مزدا" در بابل تأسیس شد.

 این استان با معرفی بزرگانی چون خسرو معصومی ، علی و محمد عمرانی ، محمد حسین مهدویان و .... در عرصه سینما و دکتر حسن دولت آبادی ، نادیا فرجی ، و رضا عموزاد و ... در حوزه تئاتر، سهم بزرگی در جانمایی هنر هفتم ایران دارد.

موسیقی مقامی از دیگر علائق مردم مازندران است که از دیرباز در این استان مرسوم بوده و مفاخر بسیاری در این رشته تربیت کرده است. امیری خوانی ، کتولی ، چاووشی ، نوروزخوانی  و تعزیه از جمله مهمترین مقامهای موسیقی مازندران هستند که طرفداران بی شمار دارد.

للوا ، دوتار ، کمانچه ، نقاره و سرنا از سازهای بومی و محلی مازندران به شمار می روند که سالها همنوای دستان هنرمند و نوازشگرخود بوده اند.....

مازندران در رشته هنرهای تجسمی ، خوشنویسی و نقاشی هم ید طولایی دارد. استاد مهدی فلاح ، استاد اسرافیل شیرچی ، استاد عین اله صادق زاده و منوچهر اسکندری از چهره های بنام خوشنویسی و استاد احمد نصرالهی ، رحیم مولاییان و جلال الدین مشمولی کوتنایی از جمله مفاخر و پیشکسوتان عرصه نقاشی و هنرهای تجسمی هستند.

 

سیاسیونی که گوشه چشمی به زادگاه خود نمی اندازند!

به حوزه سیاسیون هم اگر سری بزنیم ، از مردان مازندران کم نمی بینیم. استاندار فعلی تهران ، وزیر اقتصاد و براداران لاریجانی ، نمونه های بارزی از رجال سیاسی اهل مازندران هستند.

به غیر از دهه 70 که علی لاریجانی سکان دار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود ، وزیر شدن صالحی امیری هم به عنوان یک مدیر مازندرانی ، کمک چندانی به بهبود شرایط فرهنگ و هنر در استان ما نکرد و انتظارات هنرمندان را برآورده نساخت.....

سیاسیونی که از قضا بر پستهای مهم مدیریتی کشور نشسته اند ، اما گوشه چشمی به زادگاه خود نمی اندازند!

کمبود مجتمع های فرهنگی و هنری در مازندران از سالها پیش هنرمندان این استان را رنج داده و برگزاری جشنواره های فرهنگی و هنری را با چالش جدی مواجه کرده است.

این وضعیت در شهرهای غربی مازندران بیشتر دیده می شود.

رامسر ، چالوس و تنکابن كه همه ساله پذيرای مسافران و گردشگران بسیاری هستند ، از داشتن حتی یک مجتمع فرهنگی و هنری استاندارد محروم اند!
وجود هنرمندان برجسته مازندرانی ، ظرفيت بسیار خوبی برای انجام فعاليت های فرهنگی و هنری به شمار می رود.

اما این فرصت استثنایی به دلیل فراهم نبودن زیرساختهای لازم همواره از دست رفته است. شاید به همین دلیل است که شاهد رشد قارچ گونه مراکز خرید ، پاساژها و هایپر مارکتها در شهرهای توریستی مازندران هستیم.

 

هر  640 نفر یک صندلی!

مازندران در حوزه سینما هم وضعیت مطلوبی ندارد و برخی از شهرها اصلن سالن سینما ندارند.

استان مازندران 22 شهرستان و 56 منطقه شهری دارد که سالانه پذيرای حدود 50 ميليون مسافر و گردشگر است.

در حال حاضر 18 مجتمع فرهنگی هنری ، 34 سالن نمایش ، 12 سالن سينمای فعال و 5 سینمای سیار در مازندران وجود دارد که در مجموع 4970 صندلی را تشکیل می دهد.

مساحت مجتمع های فرهنگی و هنری موجود نیز بالغ بر 50 هزار متر مربع است که با تکمیل فضاهای در حال احداث،  18 هزار متر مربع دیگر به آن اضافه می شود. 

با احتساب جمعیت 3 میلیون و 200 هزار نفری مازندران ، سرانه فرهنگی استان بسیار ناچیز و به ازای هر نفر 2 سانتیمتر محاسبه شده است.

و به هر 640 نفر یک صندلی می رسد!

البته برای محاسبه دقیق سرانه فرهنگی استان ، باید کتابخانه های عمومی  ، موزه ها و فضاهای نمایشگاهی را هم در نظرگرفت.

طبق استاندارد های جهانی ، باید به ازای هر 10 هزار نفر جمعیت ، حداقل یک سینما یا سالن نمایش وجود داشته باشد.

یعنی 320 سینما و سالن نمایش در مازندران!

 استانداردی که حتی در پایتخت و کلان شهرهای کشور نیز دیده نمی شود.

علاوه بر اینها 5 انجمن هنری در رشته های سینما ،  نمایش ، موسیقی ، شعر و ادب فارسی  و هنرهای تجسمی در استان فعالیت می کنند که فقط در حوزه شعر و ادب 30 انجمن به صورت متمرکز در نمایندگی ها کار می کنند.

 حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

 

سینمای امروز با اقبال عمومی مواجه نیست / تغییر چهره سالنهای سینما به پردیس های سینمایی

البته این واقعیت را هم نمی توان نادیده گرفت که سینماهای امروز از اقبال عمومی گسترده ای برخوردار نیستند و راه اندازی سالن های سینمایی توجیه اقتصادی ندارد. با پیشرفت تکنولوژی و غلبه فضای مجازی بر فضای حقیقی ، مردم دیگر رغبت چندانی به خریدن بلیط و نشستن روی صندلیهای سالن سینما یا تئاتر نشان نمی دهند. بیشتر سالنهای سینما به سینمای دیجیتال تغییر چهره داده اند که توسط بخش خصوصی در دل پاساژها و مجتمع های تجاری گنجانده شده است.

مثل سینمای "اکسین آمل" که در مجتمع اکسین راه اندازی شده یا پردیس سینمایی نور که در قالب سه سالن 40 و 60 و 100 نفره ، با قابلیت نمایش همزمان سه فیلم در حال راه اندازی است.

 

دولت قدرت به روزرسانی مجتمع های فرهنگی را ندارد

از طرفی دیگر بسیاری از سالنهای همایش و فضاهای نمایشی و فرهنگی در اختیار دستگاههای دولتی هستند که متاسفانه با هنرمندان همکاری نمی کنند.

به همین دلیل هنرمندان برای اجرای برنامه های خود به سالنهای بی کیفیت روی می آورند.

به این موارد باید فرسودگی مجتمع های فرهنگی و هنری مازندران و بسیاری از سالنهای نمایش استان را نیز افزود که قدمتی 10 ساله یا بیشتر دارند و از تکنولوژی روز دنیا برخوردار نیستند.

نگهداری و مراقبت از این سالنها مستلزم صرف هزینه و به کارگیری نیروی انسانی است.

که با توجه به محدودیت اعتبارات دولتی و پایین بودن بودجه های فرهنگی ، نگهداری و مراقبت از این مراکز در اولویت قرار می گیرد تا بازسازی و به روز رسانی آنها.....

در بخش موسیقی نیز مازندران اوضاع بهتری ندارد.

استانی که مفاخر بزرگی در عرصه موسیقی کلاسیک و فولکلور به جامعه هنری معرفی کرده است ، حتی یک سالن استاندارد برای برگزاری کنسرت ها ندارد و آنهایی هم که هستند از ظرفیت و امکانات بسیار محدودی برخوردارند.

 

صدای سازهای محلی شنیده نمی شود / روستاییان ، مشتری پرو پا قرص موسیقی فولکلور

بدیهی است که نوازندگان موسیقی پاپ به دلیل مجهز بودن به سیستم آکوستیک ، پلی بک و سیستمهای صوتی قوی ، نیاز کمتری به سالنهای مجهز دارند. اما در موسیقی فولکلور ، شنیده شدن صدای سازهای بومی و محلی ، نیازمند وجود امکانات بیشتر و تجهیزات مدرن تر است. علاقه مندان به موسیقی فولکلور غالبن از جامعه روستایی هستند و پول و وقت زیادی برای لذت بردن از موسیقی مورد علاقه شان ندارند. این عوامل در کنار هم آمار فروش بلیط را پایین می آورد و برگزار کنندگان کنسرتهای بومی و محلی با مشکلات درآمدی و تامین هزینه ها مواجه می شوند.

 در حال حاضر بیش از 140 گروه موسیقی در مازندران شناسایی و ساماندهی شده اند که با آمدن کرونا همه بیکار شدند و  متعاقب آن  آموزشگاههای موسیقی تعطیل وهمه کنسرتها لغو شد.

گروههای موسیقی که به همان سالن های کوچک و غیر استاندارد قانع بودند ، حالا هیچ امکانی برای برگزاری کنسرتها ندارند.

با وجود پیگیری های اداره کل ارشاد و معاونت هنری این اداره ، هنوز پروتکلهای بهداشتی به آموزشگاهها اعلام نشده و مدرسان رشته های مختلف موسیقی که از همین راه ارتزاق می کنند ، با مشکلات جدی معیشتی روبرو هستند.

به حوزه تئاتر مازندران هم اگر سری بزنیم ، درد دل فعالین این عرصه کمتر از دیگر هنرمندان نیست.

آنچه که مسلم است ، تئاتر یک هنر جمعی است و تئاتر مازندران همواره به عنوان یکی از بهترینهای این رشته هنری در سطوح مختلف ملی و بین المللی دیده شده است. همه ساله حداقل دو گروه از تئاتر مازندران به جشنواره فجر راه پیدا می کنند و در رقابتها شرکت می کنند. 

سال گذشته یک گروه نمایشی از بابل به جشنواره تئاتر هندوستان راه پیدا کرد که به دلیل مشکلات ارزی قادر به حضور در این جشنواره نشدند!

شاید بخشی از این پیشرفت ، مدیون ورود جوانان به عرصه تئاتر ،  و ورود گروههای خلاق به این عرصه باشد که تحول بزرگی در تئاتر استان در یک دهه اخیر به وجود آورده است. تحولی که شوق مردم برای دیدن نمایشهای زنده را افزایش می دهد.  

اما نبود سالنهای نمایشی استاندارد ، بلک باکس ،  نورپردازی مناسب و سایر امکانات سخت افزاری ، گروههای تئاتری را در بخش تمرین و اجرای نمایش با مشکل مواجه می کند.   

این در حالیست که فقط شهر ساری 30 گروه تئاتر فعال دارد.

این موضوع بارها توسط هنرمندان استان پیگیری شده تا استانداری و نمایندگان مجلس ، دستورالعملهای لازم را به اداراتی که سالن همایش دارند ، ابلاغ کنند. اما تاکنون تغییر جدی در این زمینه دیده نشده است.

 

بیلبوردهای شهری خالی از هر گونه تبلیغ هنری

تئاتر مازندران در حوزه تبلیغات و معرفی محصولات هنری خود هم دچار مشکل است. بیلبوردهای تبلیغاتی که در اختیار مدیریت شهری و سایر دستگاههای اجرایی است گاهی خالی می ماند ، اما در اختیار گروههای تئاتری قرار نمی گیرد. حتی به شرط گرفتن بلیط رایگان!

گروههای تئاتری در تامین هزینه های گریم و طراحی دکور و صحنه آرایی ، دچار مشکل هستند و گروههای نمایشی مجبورند ، در همه حوزه ها ، به منابع درآمدی خود متکی باشند که بسیار محدود است. با آمدن کرونا و تعطیلی سالنهای نمایشی ، بسیاری از فعالین این عرصه دچار مشکل معیشتی شدند و انتظار می رود که دولت ، بسته های حمایتی ویژه ای برای این گروه ها در نظر بگیرد.

 

متاسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سال گذشته ۵ میلیارد تومان اعتبار برای انجمن هنرهای نمایشی کشور در نظر گرفت که تمامان به گروههای تئاتری پایتخت اختصاص یافت و هزینه های برگزاری جشنواره های مرکز و شورای نظارت را تامین نمود.

به گفته مدیر انجمنهای نمایشی استان ، از این میزان حتی یک ریال هم به حساب انجمنهای نمایشی مازندران ریخته نشد و مطالبات این انجمن از سال ۹۶ تا کنون بر زمین مانده است.

 

برچیده شدن نمایشگاههای سالانه

کمبود فضاهای فرهنگی مناسب حتی برگزاری نمایشگاههای سالانه را نیز با مشکل موجه کرده است.

مازندران در حوزه هنرهای تجسمی ، نقاشی و خوشنویسی حرف زیادی برای گفتن دارد.

اما هنرمندان این عرصه مکان مناسبی برای آموزش ، خلق آثار و به نمایش گذاشتن محصولات خود ندارند. مشکل دیگر برچیده شدن نمایشگاههای سالانه خوشنویسی و هنرهای تجسمی است که به دلیل کمبود اعتبارات دولتی چند سالیست برگزار نمی شود.

در حال حاضر تمام جشنواره ها و نمایشگاههای هنری ، توسط هنرمندان و گروههای مردمی برگزار می شود و دولت هیچ کمکی به آنها نمی کند.

 

ایران فقط تهران نیست! / استفاده ابزاری از هنرمندان

متاسفانه در مازندران از فضاهای فرهنگی و هنری بیشتر برای تبلیغات سیاسی استفاده می شود و مدیران فرهنگی و نمایندگان مجلس ، به جای توجه به کمبودها و ارتقاء سطح کیفی هنر مازندران ، از آن استفاده ابزاری کرده اند.

بیشتر امکانات و زیرساختهای فرهنگی و هنری در تهران و کلان شهرها متمرکز شده و هنرمندان شهرستانی برای دیده شدن و پیشرفت در کار ناگزیر از مهاجرت به تهران هستند.

اما آنچه که روشن است ، ایران فقط تهران نیست!

و شهروندان مازندرانی شهروند شماره 2 محسوب نمی شوند.....

 

مهتاب مظفری سوادکوهی

تیر 99

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
پربازدیدترین