امروز : پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ساعت : ۴:۲۸ PM
گفتگوی عبارت
مروری بر تاریخچه دو دهه اخیر مطبوعات مازندران در گفتگوی عبارت با روح الله شجاعی؛

از بهار مطبوعات در دوم خرداد تا خزان امید در دولت اعتدال

روح الله شجاعی+عبارت
    -     کد خبر: 54760
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۹/۶/۲۰|۱۰:۴۸
با افزایش تعداد نشریات در استان، آدم‌های شُل‌تری توانستند مجوز روزنامه یا هفته‌نامه دریافت کنند. کسانی که رسانه‌ای نبودند و هدفشان از ایجاد آن مقاصد سیاسی یا مالی بود. محتوا جای دیگری تولید می‌شد و در ابتدا تمام کار این نشریات گرفتن آگهی و کسب درآمد بود.

گفتگوی عبارت: اغلب رسانه‌ای‌های مازندران او را می‌شناسند و یا دست‌کم نامش به گوش‌شان آشناست. حدود 2 دهه است در مطبوعات مازندران صفحه آرایی می‌کند و بالا و پایین رسانه‌های محلی را در این 20 سال از نزدیک مشاهده نموده است. چند وقتی هم هست که فعالیتش در اینستاگرام سبب آشنایی بیشتر مخاطبان با او و افکارش شده، هرچند که این آشنایی بی سروصدا نیز نبود.

عبارت گفتگویی داشت با روح‌الله شجاعی کیاسری یکی از رسانه‌ای های فعال در سال‌های اخیر مازندران و از وی حال امروز مطبوعات و رسانه در استان را جویا شد. شجاعی برای پاسخ به این پرسش گذری بر روند طی شده توسط رسانه‌ها در دو دهه گذشته داشت. اهم گفته های وی را در می‌خوانید:

*در اواسط دهه 70 و در دوران اصلاحات نیاز فرهنگی و رسانه‌ای یکی از اولویت‌های جامعه بود و کسانی که اهل مطالعه هم نبودند هفته‌ای یکی دو روزنامه یا هفته‌نامه خریداری می‌کردند. همان سال‌ها بود که روزنامه همشهری با در اختیارگرفتن یک تیم حرفه‌ای برای نخستین بار روزنامه‌ها را به صورت تمام رنگی و با نوآوری‌های خاصی منتشر کرد و سبب انقلابی در عرصه روزنامه‌نگاری و چاپ در کشور شد. در اواخر دهه هفتاد تعداد رسانه‌های مکتوب مثل امروز نبود و با توجه به امکانات محدود اطلاع‌رسانی و حتی فنی و لجستیکی تنها یک روزنامه در استان به چاپ می‌رسید به نام «بشیر». اما علیرغم این محدودیت‌ها رسانه‌های استان پویاتر و فعال‌تر از امروز بودند.یکی از دلایلش شاید وجود تحریریه‌هایی بود که به نوعی کارگاه تولید خبرنگار محسوب می‌شد و امروزه با از میان برداشته شدن آن دیگر خبری از ظهور نسل‌های جدید روزنامه‌نگاری در مازندران نیست. آن روزها در همین روزنامه بشیر اگر 4 یا 5 کامنت و نظر از طرف مردم نوشته می‌شد تمام مدیران و مسئولان به تکاپو می‌افتادند تا بتوانند در جهت حل موضوع کاری انجام دهند، مثل امروز نبود که تندترین مطالب هم کوچکترین تاثیری بر مدیران استان نداشته باشد.درکل فضا، فضای جالبی بود.

*سپس با توجه به وضع مناسب کشور از لحاظ اقتصادی در دوره اول احمدی‌نژاد هرچه جلوتر رفتیم امکانات چاپ در مازندران گسترش یافت و همه انتظار داشتند در کنار آن کیفیت کار مطبوعات نیز بالا برود. اما اتفاقی که افتاد این بودکه با ظهور سایت‌ها و خبرگزاری‌ها به یک مرتبه تولید محتوا در رسانه‌های مکتوب دستخوش تغییرات نامبارکی شد. تحریریه‌ها کوچکتر شدند یا از بین رفتند و روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها راه تنبلی را در پیش گرفتند.

*در اواسط دهه80 اما شاهد اتفاق خوبی در رسانه‌های مکتوب بودیم. در آن سال‌ها روزنامه جام‌جم برای نخستین بار دفاتر استانی خود را به راه انداخت و با سرمایه‌گذاری فراوان چاپخانه‌های بزرگ و مجهزی را در نقاط مختلف کشور تاسیس کرد. آن زمان آقای کردان معاون صداوسیما بود و از همین طریق توانست یکی از این دفاتر و چاپخانه‌های به‌روز را در ساری جانمایی کند. در آن دوره امکاناتی وارد استان شد که تا پیش از این تنها در تهران یافت می‌شد و این مسئله امید پیشرفت را در دل اهالی رسانه مازندران زنده کرد. اما در دوره دوم احمدی‌نژاد این امکانات سرمایه‌های عظیم نه در جهت کیفیت که در راستای افزایش کمیت رسانه‌ها در استان به کار گرفته شد. عدم سختگیری‌های لازم برای اعطای مجوز هفته‌نامه‌ها و روزنامه‌ها از همان زمان آغاز شد و در دوره روحانی به اوج خود رسید. همین مسئله باعث شد که دیگر تولید محتوا به شکل صحیح در استان رنگ باخت و تمام روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها از مطالب سایت‌ها و رسانه‌های دیگر برای پر کردن صفحات استفاده می‌کردند. حتی برخی دست به تیتر خبر هم نمی‌زدند و بدون توجه فقط به فکر سیاه کردن صفحات بودند. یکی از انتقادات بنده به آقای زارع که از دوستان من است و در حال حاضر مدیرکل ارشاد استان هستند و در آن زمان مسئول حوزه چاپ و نشر در استان بودند این است که بسیاری از روزنامه‌ها و نشریات در دوره او مجوز فعالیت گرفتند. البته دلیل این کار همواره ایجاد انگیزه و رقابت در بین رسانه‌های استان اعلام شد اما چیزی که در واقعیت شاهد آن بودیم نوعی تنبلی و شلختگی در نشریات مازندران بود.

*با افزایش تعداد نشریات در استان، آدم‌های شُل‌تری توانستند مجوز روزنامه یا هفته‌نامه دریافت کنند. کسانی که رسانه‌ای نبودند و هدفشان از ایجاد آن مقاصد سیاسی یا مالی بود. محتوا جای دیگری تولید می‌شد و در ابتدا تمام کار این نشریات گرفتن آگهی و کسب درآمد بود. تازه چندسالی است که رسانه‌های مازندران توجه‌شان را معطوف به استفاده‌های سیاسی هم کردند. تا پیش از این روزنامه و هفته‌نامه در مازندران بیشتر شبیه به یک تجارت بود.

*خبرگزاری‌ها و سایت‌ها نیز روند مشابهی داشتند. در اوایل دهه هشتاد ایرنا و ایسنا دو قطب خبرگزاری کشور بودند اما فارس با یک برنامه و سرمایه‌گذاری توانست با ایجاد دفاتر استانی و حتی شهرستانی انقلابی در خبرگزاری‌های کشور بوجود بیاورد. آن‌ها مشکل نشریات را نداشتند و تمام اخبار را با بالاترین سرعت به گوش مخاطب می‌رساندند. در کنار این‌ها کم‌کم سروکله سایت‌های خبری در استان پیدا شد. شاید آغاز کار این سایت‌ها آغاز دلالی رسانه‌ها در ادارات بود. این سایت‌های استانی نیز تولید محتوای چندانی نداشتند و باتغییری اندک همان مطالب خبرگزاری‌ها را پوشش می‌دادند اما فعالیت و مدیریت اصلی آنان در کامنت‌ها رقم می‌خورد. جایی که آنان با سرعت انتشار و محدودیت کمتر نسبت به خبرگزاری‌ها با فشار بر مدیران می‌توانستند امتیازاتی را برای خود جذب کنند بی‌آنکه دردسری را در این راه متحل شوند. همین اتفاقی که امروزه به شکل نوین‌تری در شبکه‌های اجتماعی شاهد آن هستیم.

*در اوایل دهه90 رسانه‌های موبایل محور نیز به جمع رسانه‌ها اضافه شد. با پیشرفت اینترنت و نفوذ آن به خانه‌های مردم اما دیگر هر فردی در هر لحظه‌ای می‌توانست از دنیای پیرامون خود آگاه شود و همین مسئله سبب شد تا رسانه‌ها از حالت انحصاری خارج و مرجعیت خود را از دست بدهند. درحال حاضر هرکسی با یک موبایل می‌تواند یک رسانه شخصی باشد. این را در نظر داشته باشید که مردم در هرزمانی تشنه آگاهی هستند اما شکل ابزار و مطالعه در زمان حال تغییر کرد. سطحی‌نگری که در حال حاضر گریبان‌گیر مردم و رسانه‌های ما شده از همین مسئله نشات می‌گیرد.

*در این شرایط رسانه‌های مکتوب روزبه‌روز سرخورده‌تر شدند و با کاهش مخاطب شاهد کاهش توجه مسئولان مربوطه به خودشان نیز بودند. عده‌ای که فرمول امتیازگیری را بلد بودند روزبه‌روز پیشرفت کردند و آنان که به فکر تولید محتوا در راستای نیاز امروز جامعه بودند سرخورده و تنهاتر.این در حالی است که اگر دنبال حال خوب رسانه در مازندران هستیم باید در ابتدا رسانه‌های مکتوب خوبی داشته باشیم.

*متاسفانه حال رسانه‌ها در مازندران خوب نیست و متاسفانه رسانه‌های بد فرزاندان بدی هم برای مطبوعات مازندران به یادگار می‌گذارند که می‌تواند آینده ناخوشایندی را برای این حوزه در استان رقم بزند.

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
پربازدیدترین