امروز : دوشنبه ۵ آیان ۱۳۹۹ ساعت : ۷:۴۸ AM
اختصاصی عبارت
به بهانه گرامیداشت چهلمین سال آغاز جنگ تحمیلی و هفته دفاع مقدس؛

حمـاسـه سـازان یـک سـرزمیـن

دفاع مقدس+عبارت
    -     کد خبر: 55020
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۹/۷/۲|۱۰:۳۸
لشکر ویژه ۲۵ کربلا در عملیات والفجرهشت خودش را کاملاً بالا کشید و توانست یک کار شگفت‌انگیز تاریخی انجام دهد. چون درست قلب جبهه را به آنها داده بودیم و محور اصلی نیروها که حدود شهر فاو بود را به آنها واگذار کرده بودیم.

عبارت - پرونده ویژه: لشکر25 کربلا ازجمله یگانهای بود که از بدو شکل گیری سازمان رزم سپاه ،تاسیس و شکل یافت. این یگان برای انجام اولین عملیات خود در  طریق القدس که از آن به عنوان آغاز عملیاتهای منظم از طرف سپاه یاد می شود تحت عنوان تیپ 25 کربلا شرکت نمود و از این پس تا عملیات محرم کیفیت وکارایی خوبی از خود نشان داده و همواره بعنوان یک یگان تهاجمی و درجه یک سپاه، مدنظر مسئولین جنگ قرارگرفت. پس از عملیات ثامن الائمه در سال 1360 ؛ در پی تصمیم فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛ ماموریت انجام عملیات طریق القدس به « سردار مرتضی قربانی » واگذار شد . در همین راستا ، تیپ 25 کربلا و چند تیپ دیگر تشکیل گردید. در اغاز راه اندازی تیپ 25 کربلا اکثریت ارکان این تیپ را رزمندگان اصفهانی تشکیل می دادند اگرچه نیروهایی از سایر مناطق کشور نیز در این تیپ حاظر بودند. در عملیات طریق القدس ، نیروهای چندانی از استان های مازندران ، گیلان و گلستان (منطقه 3) در این تیپ حضور نداشتند اما در عملیات فتح المبین در سال 1361 ، بخش گسترده ای از نیروهای تیپ 25 کربلا ، توسط استان های شمالی تامین شد . همچنین برخی از فرماندهان مازندرانی نیز در مقام فرماندهِ گردان در این عملیات ایفای نقش کردند که از جمله ی انها می توان به « سردار شهید یوسف سجودی » اشاره کرد. پس از عملیات فتح المبین ، این تیپ خود را برای انجام عملیات بیت المقدس در همان سال اماده کرد . در این عملیات هم بخش اعظم نیروهای این تیپ را رزمندگان شمالی تشکیل می دادند. شایان ذکر است استان های شمالی با استعداد تقریبی ده گردان پیاده در عملیات بیت المقدس شرکت کردند که بیشتر این نیروها به ترتیب اولویت در تیپ 37 نور ؛ بیت المقدس ؛ 25 کربلا ؛ حضور داشتند. « سردار شهید حبیب الله افتخاریان ( ابو عمار ) » در مرحله ی دوم عملیات بیت المقدس ، جانشین تیپ 37 نور بود. بعد از انجام این عملیات بر اساس تصمیم فرماندهان ؛ تامین نیروهای تیپ 25 کربلا ، رسما در اختیار منطقه 3 قرار گرفت . به طوری که در عملیات رمضان در سال 1361 بیشتر نیروها و ارکان این تیپ از رزمندگان سه استان شمالی بودند.

بعد از انجام عملیات بیت المقدس تا پایان عملیات محرم ، فرماندهی این تیپ بر عهده ی سردار قربانی بود که در همین زمان با دستور فرماندهان ، تیپ 25 کربلا به لشکر 25 کربلا ارتقاء یافت و فرماندهی این لشکر به عهده ی « سردار عبدالعلی عمرانی » واگذار شد . سردار عمرانی قبل از عملیات والفجر مقدماتی در سال 1361 در یک عملیات شناسایی در جنگل های امقر فکه ، بر اثر ترکش مین والمر به درجه ی جانبازی نائل شد. همزمان با این رخداد « سردار شهید صادق مزدستان » فرمانده تیپ مکانیزه لشکر نیز به شهادت رسید در پی این واقعه ، مسئولیت فرماندهی لشکر به « حاج علی ییلاقی » سپرده شد برادر ییلاقی هم پس از گذشت مدتی کوتاه از دوره ی فرماندهی اش بر اثر سانحه اتوموبیل مجروح شد و برای مدتی « سردار کمیل کهنسال » وظیفه ی هدایت و سرپرستی لشکر را عهده دار شد. دیری نگذشت که قبل از عملیات والفجر4 در سال 1362 « سردار محمد حسن کوسه چی » به عنوان فرمانده لشکر منصوب شد و مسئولیت ایشان تا پایان عملیات بدر ادامه یافت. پس از انجام این عملیات سکان فرماندهی لشکر بار دیگر قبل از عملیات قدس1 در خرداد ماه سال 1364 به « سردار مرتضی قربانی » محول شد و تا پایان جنگ تحمیلی نیز این رسالت خطیر بر دوش ایشان قرار داشت.

 

خاطرات محسن رضایی از لشکر ۲۵ کربلا

محسن رضایی از چهره های شاخص جمهوری اسلامی ایران و از فرماندهان سپاه در 8 سال دفاع مقدس خاطره جالبی از تشکیل این لشکر و عملکرد آن دارد که خواندنش خالی از لطف نیست.

وی  درباره ریشه‌های تشکیل لشکر ویژه 25 کربلا می‌گوید: لشکر ویژه 25 کربلا از استان مازندران شکل گرفت. استان مازندران که استان گلستان را هم شامل می‌شد در یک مقطعی به کمک دفاع مقدس آمد که فوق‌العاده به وجود آن نیاز داشتیم.

در عملیات‌های بدر و خیبر سال 62 به بعد، دفاع مقدس با یک عدم الفتح‌های پی در پی مواجهه شده بود که نیاز بود ما چند لشکر و چند تیپ جدید بسازیم. تصمیمات ما گرفته شد و چند تیپ پنج گردانه سبک و یک لشکر ویژه به وجود آوردیم. آن تیپ‌های پنج گردانه را از بعضی از استان‌ها انتخاب کردیم.

مدتی فکر می‌کردیم که لشکر ویژه سپاه را از کدام استان انتخاب کنیم و به دلیل اینکه من رزمندگان مازندرانی را در لشکرهای مختلف می‌دیدم و با بعضی از آنها از نزدیک آشنا بودم، برداشت من این شد که لشکر ویژه را باید از استان مازندران درست کنیم و البته خیلی هم اطمینان نداشتیم که در این کار موفق شویم، اما برداشت اولیه من بود که این استان، آمادگی بیشتری برای لشکر ویژه شدن از استان‌های دیگر دارد.
بر اساس همین برآورد اولیه، عده‌ای از دوستان را صدا زدیم. آقای طوسی، حاج بصیر و عزیزان دیگر را هم صدایشان زدیم و در جلسه‌ای که گذاشته بودیم، گفتیم: می‌خواهیم شما یک لشکر ویژه درست کنید.

خوشحال شدند و با ناباوری نگاه می‌کردند؛ چون قبلاً آمده بودند و گفته بودند: شما اجازه بدین ما یک تیپ مستقل درست کنیم یا یک لشکر مستقل داشته باشیم و خودمان، خودمان را اداره کنیم. وقتی من گفتم: ما قرار است یک لشکر ویژه به شما بدهیم، با ناباوری نگاه می‌کردند، ولی بسیار امیدوار و با نشاط از جلسه خارج شدند.

حکم فرماندهی لشکر ویژه را به برادرمان آقای "مرتضی قربانی" دادیم. حکم را توی همان کاغذهای جبهه‌ای می نوشتیم و خیلی سیستم اداری و بروکراتیک وجود نداشت. به آقا مرتضی گفتم: شما بروید و با بچه‌های مازندران، لشکر ویژه 25 کربلا را تشکیل بدهید. بعدها مشخص شد این تصمیم در حقیقت یک عنایت الهی بود که به ذهن دوستان ما آمده بود که چنین گزینشی را انجام دهیم. گزینه بسیار بود؛ شاید بتوان گفت یکی از بهترین و مناسب‌ترین تصمیم‌گیری‌های تاریخ جنگ بود.

لشکر ویژه 25 کربلا در عملیات والفجرهشت خودش را کاملاً بالا کشید و توانست یک کار شگفت‌انگیز تاریخی انجام دهد. چون درست قلب جبهه را به آنها داده بودیم و محور اصلی نیروها که حدود شهر فاو بود را به آنها واگذار کرده بودیم.

قبل از عملیات، وقتی برای سرکشی به گردان‌ها می‌رفتم، می‌دیدیم دریادلان و فرزندان عزیز امام در لشکر ویژه 25 کربلا چه جور خودشان را آماده نبرد می‌کنند. روحیه با نشاطی داشتند و بعضی از آنها لحظه شماری می‌کردند که عملیات شروع بشود، سر از پا نمی‌شناختند.

وقتی مانور گردان‌های لشکر 25 را چک می‌کردیم، می‌دیدیم خیلی آماده‌اند و بارها رفته بودند و آن معابری را که باید عبور می‌کردند و به خط دشمن می‌زدند، آنها را شناسایی کرده بودند. هر گردانی از این طرف ساحل یک غواص فرستاده بود و منطقه روبرو را که باید به خط می‌زدند را دیده بودند و تست کرده بودند. لشکر 25 کربلا خیلی آماده بود، چه از نظر روحی و چه از نظر عملیاتی.

با شروع عملیات وقتی بچه‌های لشکر 25 کربلا، خط را شکستند، اولین لشکری بودند که وارد شهر فاو شدند و پرچم امام رضا(ع) را که من از حاج آقای طبسی گرفته بودم، آن شب به دست همین بچه‌های لشکر 25 کربلا بر بالای مناره مسجد فاو به اهتزاز در آمد. در حقیقت اهتزاز پرچم امام رضا (ع)، اهتزاز پرچم لشکر 25 کربلا در جنگ بود.

رزمندگان و فرماندهان لشکر 25 کربلا، قابلیت‌های بالای خود را در عملیات والفجر هشت ثابت کردند. افرادی مثل شهید طوسی و حاج بصیر از بنیانگذاران این لشکر بودند. چون که آنها شمالی بودند برای همین ارتباط بهتری می‌توانستند با نیروها و فرماندهان رده‌های مختلف لشکر برقرار کنند.

درست است که آقا مرتضی قربانی نقش بسیار مؤثری در این لشکر داشت اما کسانی که توانستند این مجموعه را جمع و جور کنند و منسجم کنند، در واقع سازمان‌دهندگان آن شهید طوسی و حاج بصیر بودند.

شهید طوسی در سال 1337 روستای طوسکلا از توابع شهرستان نکا متولد شد. زندگی او سراسر مبارزه و جهاد در راه خدا بود و در نهایت قائم مقام لشکر25 کربلا شد و در عملیات کربلای8 که در فروردین 66 اتفاق افتاد، با شهادتش جاودانه شد. سرلشگر صفوی در مورد او می‌گوید: سردار طوسی بر اثر رشادت‌های بی‌مانند که از خود در لشکر به جا گذاشت می‌توان او را مالک اشتر لشکر۲۵ کربلا نامید.

حاج حسین بصیر نیز که محسن رضایی وی را یکی از دو ستون لشکر 25 کربلا می داند در شب شام غریبان سال ۱۳۲۲ در فریدونکنار به دنیا آمد. وی در دوران کودکی و نوجوانی با جمع کردن کودکان و نوجوانان، مجالس عزاداری برگزار می‌کرد و در همان کودکی از مرثیه سرایان خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) شد. همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز عراق به مرزهای ایران، لباس خاکی عشق را بر تن کرد و از روز هفتم جنگ کوله‌بار سفر را بست و تا آخرین لحظه شهادت این لباس را از تن درنیاورد.

هر مازندرانی با شنیدن داستان های شجاعت و دلاوری این سرداران احساس غرور می کند. از آرش گرفته تا طوسی و بصیر این دیار همواره پر بوده از مردانی که برای وطن جانشان را بر کف دست گرفته و سینه شان را جلوی دشمن سپر کرده اند.

در سال های دفاع مقدس 19 هزار و 593 نفر از مازندران برای جنگ اعزام شدند. لشکر 25 کربلای مازندران 22 هزار و 400 شهید تقدیم دفاع مقدس کرد،  مازندران با 10 هزار و 300، گلستان با 4 هزار و گیلان با 8 هزار شهید، شهدای لشکر 25 کربلای مازندران را تشکیل می‌دهند.

 

 لشکر ۲۵ کربلا در کلام رهبری

« قوی ؛ قدرتنمد ؛ خط شکن و خط نگهدار » این ها صفاتی در خور و شایسته در مورد لشکر ویژه 25 کربلاست که در کلام رهبر معظم انقلاب بدان اشاره شده است ؛ بی تردید تاریخ هشت سال دفاع مقدس ، شاهد و گواه این مدعاست.

تعداد عملیات هایی که لشکر 25 کربلا در آن حضور داشت به 22 عملیات می رسید. از ثامن الائمه و طریق القدس در سال 60 گرفته تا بیت المقدس در سال 67 ، همه و همه گواه رشادت مردم این دیار است.

 

یک خاطره جالب از رزمندگان دفاع مقدس

شهدا و جانبازان و رزمندگان مازندرانی هر کدام گنجینه ای از خاطرات و درس هایی هستند که با مرور و فرا گرفتن آن ها می توانیم حس و حال جاری در آن دوران و اتمسفر حاکم بر جنگ را بیش از پیش حس کنیم.

یک خاطره جالب از محمد موظف رستمی از رزمندگان آن دوران را مرور می کنیم. وی می گوید:

در فاو، کمک بی سیم چی قائم شهر ای با من بود به اسم محمود، پانزده سال بیشتر نداشت، شاید همین سن کمش باعث می شد گاهی بی احتیاطی کند و بیش از حد از مواضع خودی فاصله بگیرد.

خاکریز دشمن هم بسیار مستحکم بود و طوری ساخته شده بود که دید خیلی خوبی به منطقه ی ما داشت و کوچک ترین حرکت ما با آتش سنگین اداواتی که پشتش مستقر بودند، جواب داده می شد، این درحالی بود که ارتفاع سنگر ما نیم متر بود و ما مجبور بودیم نماز را حتی نشسته بخوانیم.

استفاده از امکانات سنگر خیلی برای مان مقدور نبود، شاید یکی از دلایل جنب و جوش های نامعقول محمود همین بود، البته من هم در آن وقت هجده سال بیشتر نداشتم.

یک روز محمود از سنگر خارج شده بود که صدای اصابت خمپاره 60 و بعد از آن فریاد «یا مهدی(عج)» به گوش مان رسید، سراسیمه از سنگر بیرون آمدیم ببینیم چه اتفاقی افتاده، دیدیم ترکش های خمپاره به محمود برخورد کرده و یک دستش را کامل برده و قسمت هایی از شکمش پاره شده، خیلی متأثر شدم، سرش داد زدم: «این جا چه کار می کنی؟ آخر کار دست خودت دادی.» دیدم دارد لبخند می زند، بعد با همان حالش بریده بریده گفت: «سیم های تلفن قورباغه ای  قطع شده بود، رفته بودم وصل شان کنم.»

محمود را با آمبولانس به عقب فرستادیم، هیچ وقت لبخندش را در آن حال وخیم فراموش نمی کنم.

این محمود 15 ساله و محمود های 15 ساله ی دیگر هرکدام باید الگویی برای ما و به خصوص جوانان باشد تا با شنیدن از آنان درک کنند انسان متعالی چگونه برای رسیدن به هدف از با ارزش ترین دارایی خود یعنی جانش می گذرد. تعالی و عروج به سن و سال مربوط نیست. می توانی 15 ساله باش و دلت آسمانی باشد یا به عکس 70 ساله باشی و هنوز اندر خم یک کوچه.

یک نکته جالب این که پیر ترین شهید دفاع مقدس نیز از لشکر 25 کربلا بود، پیرمردشهید حاج عبدالحسین کارگر در یکم اردیبهشت 1366 در ارتفاعات ماووت شهید شد. او متولد پنجم شهریورماه سال 1288 هجری شمسی، اهل روستای دارابکلا بوده که در سن 88 سالگی به شهادت رسید.

 

از پیر تا جوان همه و همه رفتند و جان دادند و با جانشان بازی کردند تا اکنون در آستانه هفته دفاع مقدس ما در ساحل امنیت بنشینیم و به کار هایی که برای وطنمان کرده ایم فکر کنیم. آنها همیشه قانع بودند. درست مثل زمانی که در جنگ به تکه نانی خشک راضی بودند حالا نیز به این که فراموششان نکنیم راضی هستند. در واقع این ماییم که اگر اعمال آنان را چراغ راهمان قرار ندهیم ضرر می کنیم. آنها که عند ربهم یرزقونند.

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
پربازدیدترین

مردی که قدش به زانوی شهر هم نمی‌رسید بر شانه‌های ساری نشاندیم

وزیر آموزش و پرورش: در صورت ادامه تعطیلات، دانش آموزان مجازی آموزش می بینند

مردم در اولین مجلس گام دوم انقلاب به ائتلاف اصولگرایان اعتماد کردند/ این پیروزی شیرین و بزرگ را به رهبر معظم انقلاب اسلامی و همه منتخبین مردم تبریک می گوییم

وقتی دن کورلئونه باید برود جلو، بوق بزند! / دچار ویروس کرختی شده‌ایم

از اظهار ندامت خبرنگار به خاطر رای دادن به روحانی تا حمله شدید بنزینی به حسن نژاد

جیب خالی و پز عالی / چرا دیوار کوتاه CIS برای ما بلند است

لطفا به قانون و شعور مردم مازندران توهین نکنید! / مردم فریب این پروپاگاندا را نمیخورند / شک نکنید همین طرح باعث شکست شما خواهد شد

مدارک جنجالی و دردسر ساز مسئولین کشوری / از خاتمی و هاشمی تا رحیم مشایی و روحانی + عکس و جزئیات

دو نامزد قطعی اصلاح طلبان در استان کیستند / از رایزنی شیخ در شرق تا ترس از تکرار نفاق در نوشهر

قم با ۴۰ دقیقه در صدر است ، مازندرانی ها ۲۲ دقیقه در روز مطالعه می کنند / مردم اهل مطالعه اند ما بلد نیستیم نسخه بپیچیم / با اعلام این اعداد به مردم ظلم می کنیم / عرق شرم بر پیشانی مردم یا مسئولان؟

آرشیو