امروز : یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹ ساعت : ۸:۵۵ AM
اختصاصی عبارت
هنرمندان مازندرانی از استاد اصغری می‌گویند؛

ارتفاع شکوه‌ناک فروتنی

استاد ایرج اصغری+عبارت
    -     کد خبر: 57748
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۹/۱۰/۱۷|۰۰:۰۳
جامعه‌ی ادبی مازندران روز گذشته بزرگمردی را در ۷۹ سالگی از دست داد که در زمان حیاتش برای حفظ فرهنگ و اندیشه این سرزمین، تلاش‌های فراوان کرد و تمام زیست گرانبهایش را در خدمت کتاب و فرهنگ گذاشت تا ورقی بر دفتر فرهنگ و هنر تبرستان بیافزاید.

عبارت - گروه فرهنگ و هنر: خبر درگذشت استاد ایرج اصغری، روزگار سخت کرونایی را برای همه‌ی هنردوستان مازندران، به ویژه اهالی فرهنگ و هنر ساری، تلخ‌تر کرد.
این روزها بیش از این که در شادی حرف بزنیم، غم، وردِ زبانمان شده است.

جامعه‌ی ادبی مازندران روز گذشته بزرگمردی را در 79 سالگی از دست داد که در زمان حیاتش برای حفظ فرهنگ و اندیشه این سرزمین، تلاش‌های فراوان کرد و تمام زیست گرانبهایش را در خدمت کتاب و فرهنگ گذاشت تا ورقی بر دفتر فرهنگ و هنر تبرستان بیافزاید.
بدون شک، هنر؛ حافظه قومی یک ملت است. همین دلیلی است بر اینکه هیچ ملتی نمی‌تواند بی‌نیاز از ادبیات باشد. همین جادوی ادبیات، اصغری را از نوجوانی شیفته‌ی خود کرد.
وی با رتبه بالا، وارد دانشگاه اصفهان در رشته زبان و ادبیات فارسی شد. همزمان به معلمی در دبیرستان‌های مشغول شد. دبیری که، بذر عشق به ادبیات را در دل شاگردان‌اش می‌کاشت و از کلاس درس‌اش چهره‌هایی چون منصور علی‌اصغری ، سیدرحیم موسوی ، سیدمحمد هاشمی ، دوستعلی دهقان و بسیاری دیگر از شاعران و نویسندگان ساروی، پا گرفته و راه او را در نقد ادبی و شعر پی گرفتند.

مجموعه شعر «باغ آفتاب» ( تهران: بهاباد، سال 1379) گزیده‌ی اشعار اوست که از سال 44 تا 79 را شامل می‌شود.
مهم‌ترین اثر ایرج اصغری که باید آن را دنباله‌ی کار و مکمل تاریخ ادبیات سیدمحمدطاهری شهاب دانست، کتاب «سبوی سخن» (نشر رسانش ، 1390) است که به شرح زندگی مستند 252 شاعر مازندرانی می‌پردازد و دایره المعارفی از آنها به‌دست می‌دهد تا پژوهشگران را یاری کند.
وی پس از زنده یاد غلامرضا کبیری عهده‌دار مسئولیت انجمن ادبی مازندران در مرکز مطالعات ایرانی شد و آثار و مقالات بسیاری در حوزه فرهنگ، زبان و ادب‌فارسی از خود به‌جای گذاشت.

علاوه بر «ایرج اصغری» و «غلامرضا کبیری»، «اسفندیار زرکوب» و «فخرالدین سورتیجی» نیز از جمله ادیبان و هنرمندان تاثیرگذار ساری بودند که در سال‌های اخیر در غم فراغ‌شان به سوگ نشستیم. هنرمندان برجسته‌ای که همچون معمارانی دلسوز خشتی بر بنای عظیم ادبیات تبرستان افزودند.

به بهانه‌ی خداحافظی با استاد ایرج اصغری، عبارت در گفتگویی با برخی از شاعران و هنرمندان مازندرانی، به ویژگی‌های شخصیتی و منش این شاعر گرانقدر پرداخته که در ادامه از نظر می‌گذرانید.

        

«منصور علی‌اصغری»؛ شاعر و منتقد ادبی

من در دهه 60 در مدرسه طالقانی شاگرد استاد اصغری بودم و از همان روزها علاقه من به ادبیات آغاز شد. این شاگردی در دهه 70 و در انجمن‌های ادبی که به تازگی راه افتاده بود ادامه یافت و سال‌های سال افتخار حضور در کنار ایشان برای من مهیا بود.
استاد ایرج اصغری مردی ادیب بود و تا پایان عمر نیز از علاقه به ادبیات فارسی دست نکشید. حتی در سخن گفتن هم استاد سعی بر این داشت تا از صحیح‌ترین الفاظ و کلمات در گفته‌هایش استفاده کند و همین سبب می‌شود تا سخنان او همیشه شیوا باشد.
غزل های کلاسیک استاد همواره دارای ادبیات فاخر و تصاویری زنده بود که به غنا و قدرت بیشتر آثار وی کمک شایانی می‌نمود. در یک کلام این‌که مثل استاد ایرج اصغری، کم هست و بعید می‌دانم حالا حالاها کسی مانند او شود.
                              
«فهیمه محمودی»؛ شاعر
او آدم مهربانی بود و مهمترین ویژگی که از وی در خاطر من باقی مانده، علاقه‌ای بود که استاد اصغری برای کمک به جوانان و حمایت از استعدادها داشت.
سبک استاد اصغری کلاسیک بود و از ایشان آن دورهمی‌های پرخاطره با استاد کبیری و آقای زند همواره در یادها باقی خواهد ماند. کاش همه به این نتیجه برسیم که تنها مهربانی می‌تواند کمی احوال این سیاره را بهتر کند و همه دل‌های‌مان را در این مدار مهربانی قرار دهیم تا دنیا روزی جایی زیباتر برای زندگی باشد.

«کیوان ملکی»؛ شاعر و دبیر انجمن قلم شمال

این استاد بزرگ از شاعران پیشکسوت استان مازندران بود که تاثیر بسزایی در شعر معاصر استان از خود به یادگار گذاشت. کتاب «سبوی سخن» پیرامون زندگی و آثار بسیاری از شاعران مازندرانی توسط ایشان به رشته تحریر درآمد که می‌توان از آن به عنوان موثرترین کتاب در عرصه شعر مازندران و به نوعی هویت بخشی به آن نام برد.
استاد اصغری علاوه بر شاعر بودن یک ادیب به تمام معنا بود که به ادبیات کلاسیک ایران اشراف کامل داشت. نقدها و نظرات او در میان جوامع هنری همواره مطرح بود و نام وی تاابد بر پهنه هنر مازندران خواهد درخشید.
با ابهتی که استاد اصغری داشت اگر ایشان سمت هر تجارتی می‌رفت به احتمال زیاد فردی ثروتمند می‌شد اما او به سمت ادبیات رفت زیرا تصور می‌کرد که اینگونه می‌توان جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کرد.

«احسان مهدیان»؛ شاعر و دبیر سابق انجمن شعر ساری

در زمان دبیرستان روزی انشایی برای استاد اصغری نوشتم اما ایشان قبول نمی‌کردند که این نوشته کار من باشد. من هم در آن سن از این اتهام ناراحت بودم زیرا بدون هیچ کمکی این متن را نوشته بودم و به مسئولان مدرسه هم در این‌باره گفتم.
هرطور که بود با پادرمیانی مدیر و ناظم، استاد اصغری پذیرفت که من خودم این متن را نوشته‌ام اما جمله جالب او به من این بود که "پسر، این انشا نیست، شعر است". من هم که تاحدودی به خودم اطمینان داشتم دیگر به این نتیجه رسیدم که اندک ذوق شاعرانه‌ای دارم و شاید از همان زمان علاقه جدی من به شعر آغاز شد.
ایشان زحمات بسیاری برای من کشیدند و حتی پیش از انقلاب کتاب‌های زیادی برای من و بسیاری از افراد علاقه‌مند دیگر تهیه می‌کردند تا بخوانیم و یاد بگیریم. من افتخار سال‌ها شاگردی ایشان را دارم و بسیاری از فنون شعر کلاسیک را نزد این استاد بزرگ آموختم.
دبیر سابق انجمن شعر مرکز استان در ادامه گفت: پس از آن سال‌ها از ایشان بی‌خبر بودم تا بالاخره در «دوشنبه‌های شعر» که در ساری برگزار می‌شد توانستم با ایشان ملاقات کنم. و بعدتر هم در انجمن فرهنگ ایرانی بود که دیدمشان و به خاطر علاقه به ایشان با آنکه دیگر در زمینه شعر کلاسیک فعالیت نمی‌کردم اما پیوسته در کلاس‌ها و نشست‌هایی که برپا می‌کردند شرکت داشتم.
خیلی‌ها در ساری و مازندران به استاد اصغری مدیون هستند. از جمله این افراد خود من هستم که شعر را نزد ایشان آغاز کردم و از این استاد گران‌قدر بهره‌های فراوانی بردم.
استاد ایرج اصغری در نهایت سختگیری همیشگی روی شعر یک تواضع و فروتنی بخصوص داشت و می‌توان گفت که او یک اتفاق برای شعر ساری و مازندران بود. همانطور که کبیری برای ترانه ما یک اتفاق بود.


در پایان شایسته است جمله‌ای از استاد ایرج اصغری را یادآوری کنیم، که نگاه او به زندگی و شعر را به بهترین شکل نشان می‌دهد.

مرحوم اصغری در مراسمی که در شهریور ماه سال ۹۶ به منظور بزرگداشت‌اش در ساری برگزار شد، سخنرانی اش را با این جمله آغاز کرد:
"امروز به عنوان معلم به این نتیجه رسیدم که بسیار ثروتمندم، خانواده ام ثروت من است. تا خودم را شناختم با شعرم و با شعر زنده ام، عشق را شدیدا در این طیف احساس می کنم پس خیلی ثروتمندم، ثروتی که هرچه بیشتر به کارگیری افزایش می یابد."

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
آخرین اخبار