امروز : چهارشنبه ۵ آیان ۱۴۰۰ ساعت : ۳:۰۷ AM
پرونده ویژه عبارت
به مناسبت صدودوازدهمین سال تصویب اولین قانون مطبوعات در ایران / ۶

سرگذشت روزنامه نگاری در ايران تا پیش از انقلاب

کاریکاتور+عبارت
    -     کد خبر: 58815
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۹/۱۱/۱۹|۱۰:۲۴
تشکيل اداره اطلاعات نظميه براي کنترل و سانسور مطبوعات اتش سوزي دفتر روزنامه ها، ممنوعيت خواندن روزنامه در ادارات،سرنوشت نسيم شمال و سيد شريف الدين گيلاني تاسيس اداره راهنماي نامه نگاري در وزارت کشور، هجوم...

 پرونده ویژه - عالین نجاتی: محققان و مورخان و گاه روزنامه نگاران ۱۷۶ سال حيات مطبوعات ايران را بر اساس ديدگاه و سليقه خود دوره بندي کرده اند. گروهي کيفيت و عده اي کميت را مبناي دوره بندي قرار داده اند. اما نگاهي به اين گستره و سيع و بررسي مطبوعات ايران اين حقيقت را نشان مي دهد که اين دوره بندي ها عمدتا با آن چه بر مطبوعات گذشته است و مطبوعاتيان عرضه کرده اند سازگاري ندارد. مطبوعات در ايران 89 سال عمر خود را در دوره قاجار، 53 سال را در دوره پهلوي و 30 سال را در دوران جمهوري اسلامي گذرانده اند. اين تقسيم بندي بر اساس سه دوره اصلي: قاجار، پهلوي و جمهوري اسلامي تفکيک مي شود.

هشتاد و نه سال حيات مطبوعات ايران در عهد قاجار را مي توان به هشت دوره فرعي تقسيم کرد: 1- محمد شاه، 2- دوره ناصرالدين شاهف 3- دوره مظفرالدين شاه تا صدور فرمان مشروطيت 4- مشروطه اول 5- از به توپ بستن مجلس تا فتح تهران 6- مشروطه دوم تا 1336 ه ق 7- از 1336 ق( 1296ش) تا کودتاي سوم اسفند 1299 ش 8- از کودتا انقراض قاجار. دوره پهلوي را مي توان به 11 دوره فرعي تقسيم کرد: 1- از 1304 تا1312 - از 1312 تا 1317،3- از 1317 تا 1320،4 - از 1320 تا 1327- از 1327 تا 1329- از 1329 تا مرداد 1332- از مرداد 1332 تا مرداد 1334 - از مرداد 1334 تا 1342ف- از 1342 تا 1349 - از 1349 تا اعتصاب اول مطبوعات 1357ف - از اعتصاب اول مطبوعات تا 22 بهمن 1357. سي سال اخير را نيز مي توان به شش دوره فرعي تقسيم کرد: 1- از 22 بهمن 1357 تا مرداد 1358- از مرداد 1358 تا اغاز جنگ تحميلي- دوران جنگ تحميلي- از صدور قطعنامه 598 سازمان ملل تا 1371 - از 1371 تا شهريور 1376- از شهريور 1376 تا امروز.

دوره هايي که از آن ها ياد شده مربوط به حيات مطبوعات در ايرانند و دوره بندي مطبوعات فارسي در خارج از ايران به سبب آن که پيشينه اي ديرينه تر از مطبوعات ايران دارد متفاوت است. مي دانيم که روزنامه نگاري فارسي از هند شروع شد و روزنامه نگاري در ايران به دنبال سفر ميرزا صالح شيرازي به انگلستان پديد امد. ميرزا صالح براي تحيل روزنامه نگاري به انگلستان نرفته بود. او براي آموختن فن ترجمه به انگلستان فرستادند، اما وي از فرصت استفاده کرد و الفباي روزنامه نگاري را فرا گرفت. سفر ميرزا صالح سه سال و نه ماه و بيست روز به طول انجاميد. وي در حين تحصيل. پس از آن در وقت آزادو اوقات فراغت خود سود برد و دو کار انجام داد. يکي فنون چاپ، تهيه حروف و حاکي و نحوه ساختن مرکب چاپ را فرا گرفت و چاپخانه اي خريد و با خود به ايران آورد و دوم به سبب فهم اجتماعي و شناخت از اوضاع دردناک آن روز ايران و اعتقادش به بنيادهاي مدنيت جديد به ضرورت انتشار مطبوعات در ايران پي برد و پس از بازگشت نشريه اي بينام که مشهور به کاغذ اخبار شد بنياد نهاد.
وي پس از سه سال نشريه داري به عنوان مسئول وصول مطالبات دولتي به کار گرفته شد و پس از آن اثري از وي به جاي نماند. به طوري که معلوم نيست پس از آن چه کرده، در کجا اقامت داشته و در چه تاريخي به ديار ابدي رفته است. روزنامه بي نام ميرزا صالح – مشهور به کاغذ اخبار- از سال 1253 ق تا 1256 ق در دوران حکمراني محمد شاه انتشار يافت و پس از آن تا آغاز دوره ناصري نشريه اي در ايران منتشر نشد. در دوره ناصري نخست روزنامه(اشعه روشنايي) در اروميه طبع شد و پس از آن روزنامه نگاري فارسي به اهتمام ميرزا تقي خان اميرکبير پا گرفت و به دنبال وي ديگران نيز اين راه را ادامه دادند. در طول قريب به پنجاه سال روزنامه نگاري در دوره ناصري چندين روزنامه نگار در داخل و خارج از کشور به فعاليت هاي مطبوعاتي اشتغال داشتند. مطبوعات داخلي در عهد ناصري دولتي بودند و تا دوره مظفري که گشايشي در فضاي مطبوعاتي بوجود آمد و براي نخستين بار به بخش خصوصي مجوز انتشار نشريه ادواري داده شد. کسي نتوانست مجوز انتشار نشريه بگيرد. بعضي از دولتمردان ايران در عهد ناصرالدين شاه که عمدتا مناصبي مهم در دستگاه دولتي داشتند در سال 1287 ق علاقمند به انتشار نشريه شدند.

ناصرالدين شاه با پيش خدمت و مترجم مخصوص خود در اين باره مشورت کرد. نتيجه شور اين دو برقرار اداره روزنامجات دولت عليه دارالطباعه ممالک محروسه و دارالترجمه دولتي را در پي داشت. با وجود اين اداره نه تنها علاقه مندان صاحب منصب موفق به کسب مجوز انتشار نشريه شدند بلکه تمام نشريه هاي دولتي نيز تعطيل شدند و اين گونه مقرر شد که براي(نظم انطباعات) فقط يک روزنامه به مديريت رييس اداره روزنامجات و دارالطباعه منتشر شود. ديري نپاييد بنابر دلايلي(نظم مقرر) بر هم خورد و بر تعداد مطبوعات دولتي افزودند. درخواست هاي خارجيان مقيم ايران و اقليت هاي مذهبي براي انتشار نشريه هاي غير فارسي و... موجب شد که تشکيلات(دارالطباعه) گسترش پيدا کند تا جايي که در اوايل سال 1300 ق رسما نام(وزارت انطباعات) بر آن نهادند. ناصرالدين شاه مهري به وزير انطباعات سپرد و دستور داد که هر آن چه در ايران طبع مي شود بايد ممهور به اين مهر باشد. اين وزارت خانه در حدود ربع قرن در ايران حيات داشت، سيزده سال در عهد ناصري و دوازده سال در عهد مظفري. در اين بيست و پنج سال سه نفر عهده دار وزارت انطباعات شدند: محمد حسن خان صنيع الدوله(بعدها اعتماد السلطنه)، محمد باقرخان اعتماد السلطنه – دو بار قبل و بعد از وزارت محمد ندبم السلطان(نديم باشي) – و محمد نديم السلطان. سيزده سال نخست عمده فعاليت اين وزارت خانه تلاش در جهت گسترش مطبوعات دولتي و جلوگيري از ورود نشريه هاي فارسي زبان چاپ خارج از کشور بود.
با انتساب محمد باقر خان و آغاز دوران حکومت مظفرالدين شاه دوره ديگري از حيات اين وزارتخانه آغاز شد: مطبوعات دولتي تنوعي بيشتر پيدا کردند و به بعضي از افراد مجوز انتشار نشريه دادند. اين دوره تا انتساب محمد نديم السلطان در 1321 ق ادامه داشت. با انتساب او به وزارت انطباعات در حقيقت دوره سوم فعاليت اين وزارتخانه شروع شد. چندي از انتساب وي نگذشته بود که مظفرالدين شاه به همراه جمعي از سران آن روزگار به اروپا رفت. در ان مدت محمد نديم السلطان از فشار بر مطبوعات کاست و بعضي از آن چه در دل داشتند نوشتند. مراجعت مظفرالدين شاه و مشاهده اوضاع او را بر آن داشست تا نديم السلطان را عزل و مجددا محمد باقر خان اعتماد السلطنه را به وزارت انطباعات منصوب کند. چندي نگذست که مظفرالدين شاه به امضاي فرمان مشروطيت گردن نهاد و پس از آن مرگش فرا رسيد. هنوز يک ماه از حاکميت محمد علي شاه نگذشته بود که تشکيلات اداري دگرگون شد. در ابن دگرگوني وزارت انطباعات براي هميشه منحل شد و وظايف آن را به دو اداره تابعه وزارت علوم و معارف واگذار کردند. پس از صدور فرمان مشروطيت در ايران و رواج فعاليت هاي مطبوعاتي روزنامه نگاران درباره شيوه نظارت بر مطبوعات با وزير علوم جلسه اي تشکيل دادند که سرانجامي پيدا نکرد. به چوب بستن افصح المتکلمين مدير روزنامه خيرالکلام توقيف مساوات، حسب المتين، روح القدس، صور اسرافيل و فرياد، محاکمه محترمانه ميرزا جهانگيرخان شيرازي مدير روزنامه صور اسرافيل در اداره جرايد وزارت معارف، درخواست وزير عدليه از وزير انطباعات وزارت معارفف در مورد محدوديت مطبوعات، محاکمه سلطان العلما خراساني مدير روزنامه روح القدس در محکمه جنايي تهران و حمله به دفتر روزنامه ها در تهران ارمغان سال 1325 ق و احضار سيد محمدرضا در نشريه مساوات به عدليه، اعتراض روزنامه نگاران و مديران مطبوعات به توقيف قبل از محاکمه تصويب قانون مطبوعات و موضع گيري هاي برله و عليه آن. دستگيري، زندان و تبعيد روزنامه نگاران، تويف نشريات وشهادت شيخ احمد تربتي(سلطان العلما خراساني) مدير روح القدس و ميرزا جهانگيرخان شيرازي مدير صور اسرافيل از جمله رويدادهاي سال 1326 ق بود. به طور کلي آن چه پس از فرمان مشروطيت تا کودتاي سوم اسفند 1299 ش بر مطبوعات و روزنامه نگاران گذشت توقيف هاي مکرر مطبوعات به ويژه به امر درباريان و سفارتخانه هاي روس و انگليس، دستگيري، محاکمه، حبس، شلاق، ترور و اعدام بسياري از مطبوعاتيان بود. با کودتاي سوم اسفند 1299 روزنامه نگاران نخستين گروهي بودند که هدف هجوم واقع شدند و نشرياتشان طبق ماده 4 بيانيه کودتا تعطيل شد و خيلي عظيم از آنان دستگير شدند. از کودتا تا انقراض قاجار جمعي از روزنامه نگاران براي جلوگيري از استقرار ديکتاتوري مرارت ها کشيدند و رنج ها بردند جمعي محاکمه شدند عده اي کتک خوذدند و چندين تن جان بر سر قلم نهاند.
تشکيل اداره اطلاعات نظميه براي کنترل و سانسور مطبوعات اتش سوزي دفتر روزنامه ها، ممنوعيت خواندن روزنامه در ادارات، سرنوشن نشريه نسيم شمال و سيد شريف الدين حسيني گيلاني تاسيس اداره راهنماي نامه نگاري در وزارت کشور، هجوم مامورران شهرباني به دفاتر روزنامه ها و حبس روزنامه نگاران صدور دستور هيات وزيران به وزارت معارف در مورد بازرسي روزنامه ها و مجله ها، ترور عشقي و قتل فرخي، تعطيل نشريات بنابر پا فشاري سفارتخانه ها و کنسولگري هاي روس و انگليس و ... از جمله رويدادهاي مطبوعاتي در دوره پهلوي اول است. با خروج پهلوي اول از ايران حدود دو دهه ديکتاتوري چکمه پايان پذيرفت و فضايي براي اهل قلم پديد آمد. مستقل، چپ، راست و ... همه شروع به فعاليت کردند. از شهريور 1320 تا مرداد 1332 مطبوعات فراز و فرودهايي پي در پي داشتند و روزنامه نگاران مشقت هايي فراوان ديدند.

توقيف کليه نشريه ها و بازداشت عده اي از روزنامه نگاران در 17 آذر 1321، تصويب لايحه حبس روزنامه نگاران و توقيف نشريات در هيات دولت و ارائه آن به مجلس شوراي ملي، درخواست فرمانداري نظامي تهران از وزارت فرهنگ در مورد توقف اعطاي امتياز روزنامه، محاکمه و دستگيري دست اندرکاران مطبوعات و ضرب و شتم و قتل روزنامه نگاران و حمله به چاپخانه ها و غارت نشريه ها، صدور دستور وزير فرهنگ به اداره نگارش اين وزارتخانه مبني بر(منع دخالت کارمندان دولت به امور مطبوعاتي)، اعتصاب غذاي روزنامه نگاران و فشار پي در پي از ويژگي هاي اين دوران است که با ترور ناموفق محمدرضا شاه در سال 1327 اين فشارها تشديد شد. درگيري هاي مديران مطبوعات چپ گرا و راست گرا و تشگيل گروه هاي مطبوعاتي که نه تنها تقويت کننده نبودند بلکه تضعيف کننده جامعه مطبوعاتي از درون بودند، مشکلات را مضاعف کرد. مطبوعات اگر کاريکاتور استالين را چاپ مي کردند سفارتخانه روس براي توقيف نشريه بسيج مي شد و اگر از پير استعمار چيزي مي نوشتند سفارت انگليس مدعي بود و براي تعطيل نشريه پاي مي فشرد. نسيم آزادي هم که وزيدن گرفت غير مطبوعاتيان براي اجراي مقاصد خود به اين حرفه روي آوردند و داستان در مجموع به جايي رسيد که به کودتاي مرداد 1332 منجر شد.

پس از کودتا نشريات عمدتا توقيف شدند و فهرست نشريات مجاز از سوي شهرباني انتشار يافت گروهي از انتشاراتي ها به زندان افتادند و گروهي دربدر شدند. جمعي نيز خود را با وضع به وجود آمده وفق دادند. مطبوعات ايران در آن دوره مثل همه ادوار خود و مثل همه صنوف انواع و اقسام آدم ها را در خودداشت.
هم کساني که جان بر سر قلم باختند و هم کساني که از کودتا خوشحال شدند. در 25 سال از فاصله 1332 تا 1357 حاکميت با استفاده از دلارهاي نفتي و تطميع گروهي قليل سعي در جريان سازي در مطبوعات ايران داشت. در کنار مطبوعات حرفه اي و انتشار مجله هاي وزين و فرهنگي و به رغم حضور گروهي کثير افراد پاکدامن، نيک صفت، و سالم دستگاه با استفاده از عده اي قليل تلاش کردند تا ژورناليسم مبتذل را هم رواج دهد. انتشار چند مجله صخيف محصول آن دوران است و نبايد اين مجله را به حساب کل طبوعات آن دوره گذاشت. اين دوره، دوره رواج نشريات زيرزميني و پنهاني در ايران و مطبوعات فارسي زبان عليه حاکميت داخلي در خارج از کشور بود. با تشکيل ساواک اين محدوديت ها روزافزون شد و از هر فرصتي رژيم براي سرکوب مطبوعات و روزنامه نگاران استفاده مي کرد. توقيف يکباره 91 نشريه در سال 1342 و 64 نشريه در سال 1353 نمونه اي از برخوردهاي رژيم با مطبوعات بود. گردانندگان رژيم از سال 1353 بيش از بيش تصور کردند که تثبيت شده اند و مي خواستند براي هميشه خود را از شر مطبوعاتيان خلاص کنند. از مهان سال پس از توقيف 64 نشريه شروع به ممنوع القلم کردن نويسندگان مطبوعات کردند که اوج آن ممنوع القلم شدن 22 تن در سال 1355 بود. از جمله کارهاي ديگر دستگاه اين بود که به رفتگران شهرداري دستور دادند به بهانه سد معبر بساط روزنامه فروشان تهران را خرد کنند.

در سال 1356 که خفقان از حد برون شد يکصد تن از نويسندگان، خبرنگاران و مترجمان مطبوعات کشور در مورد فشار و سانسور حاکم بر مطبوعات اطلاعيه اي دادند. اين اطلاعيه تقريبا با فصلي نوين در تاريخ ايران مصادف شد و روزنامه نگاران به تدريج وارد مرحله اي ديگر از حيات حرفه اي خود شدند.
اين مرحله از فصل پاياني 1356 آغاز شد و تا اعتصاب مطبوعاتيان و پس از آن تا 22 بهمن 1357 ادامه يافت. در ابن دوره بيانيه ها و اطلاعيه هاي متعددي از سوي نويسندگان، خبرنگاران و خبرنگاران عکاس در پشتيباني از انقلاب صادر شد. طبقه آسيب پذير مطبوعات طعم تلخ فقر را چشيدند و با قرض امور خانوادگي خود را گذراندن ولي اجازه کار کردن در آن فضا را به خود ندادند و اعتصاب کردند. رژيم در همان موقع به مهره هاي کاشته شده خود در مطبوعات دستور داد چند نشريه منتشر کنند تا خلاء پر شود. افراد ديگري نيز از آن فضا استفاده کردند و مطبوعه هايي را انتشار داند اما مردم توجهي نشان ندادند و اين نشريات اقبال عامه نيافتند. رژيم موقعي که با مقاومت مطبوعاتيان موجه شد چند تن از روزنامه نگاران را حبس کرد امانتيجه بخش نبود. در همان سال به ماموران دستور دادند به صفوف خريداران روزنامه حمله کنند. يورش ماموران شهادت چهار نفر از خريداران روزنامه را در پي داشت. رژيم در آخين نفس هاي خود به هر کاري دست زد ولي موفق نشد جلوي موج مردمي را بگيرد. به ناچار از در مصالحه در آمد و نزديک به پيروزي انقلاب گردانندگان رژيم به خيال خود براي جبران گذشته به وزارت اطلاعات و جهانگردي دستور دادند فرمان ممنوعيت مميزي در مطبوعات را صادر کند. اين کار را هم کردند ولي ديگر اثير نداشت و انقلاب به پيروي رسيد. /انجمن روابط عمومی ایران

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال