امروز : جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت : ۷:۰۲ PM
یادداشت عبارت
ساختارهای شاخدار و مسئولان همیشه طلبکار؛

رجل سیاسی ایران و سندروم خاله جمیله / بیا منو بخور!

کاریکاتور+عبارت
    -     کد خبر: 59549
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۱/۱۰|۰۸:۵۰
بابت چهل سال ضعف مدیریت و سردرگمی، دریغ از استعفای ۴۰ نفر. دریغ از اینکه حداقل ۴۰ مقام مسئول عذرخواهی یا ابراز پشیمانی کنند.

عبارت l جواد رحیمیان: خدا رحمت کند جمیله خاتون؛ خاله‌ی خدابیامرز مادرم را، هر وقت اندکی به سیر تطورش انتقاد می‌کردی، با غیضی خاص دست به کمر می‌زد و می‌گفت: بیا منو بخور!
حالا رجل سیاسی ایران هم مصداق این مثال‌اند و دچار سندرومِ خاله جمیله. تا دو کلمه اعتراض می‌کنی، به‌جای شرم و عذرخواهی، تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازند و از مردم طلبکار می‌شوند.

اعتدالیون، احمدی‌نژاد و ترامپ را مقصر وضع موجود می‌دانند. اصلاح‌طلبان، شورای نگهبان و نظارت استصوابی را، اصولگرایان، روحانی و برجام را، صداوسیما، هاشمی و خاتمی را و حزب‌اللهی‌ها، موسوی و کروبی را.
این حرفها بدین معناست که در تمام ۳۰ سال گذشته، همه‌ی کسانی که مسئولیت‌های مهم ملی را عهده‌دار بوده‌اند یا خیانتکارند، یا بی‌عرضه و فریب‌خورده.

تکلیف بازرگان و بنی‌صدر که مشخص است. اگر کسی پیدا شود و فقط یک حُسن از این آقایان نقل کند به دشمنی با زمین و زمان متهم می‌شود. شهید رجایی هم که اساساً فرصت عملگرایی نیافت. موسوی و خاتمی هم که خیانتکار و فریب‌خورده و ساده‌لوح و وطن‌فروش و فتنه‌گر هستند. احمدی‌نژاد هم پوپولیست و انحرافی و تاریخ‌مصرف‌گذشته است. درمورد روحانی هم، صفت مذمومی باقی نمانده که به وی اتلاق کنند.
وضعیت روسای مجلس هم بهتر از این نیست. هاشمی‌رفسنجانی، دیکتاتور خوانده می‌شود، ناطق‌نوری؛ بی‌بصیرت، کروبی؛ فتنه‌گر و لاریجانی؛ خیانتکار.
غیر از اینها هم که، کسی از فضا یا دل اقیانوس اطلس وارد ایران نشده تا تقصیرها را به گردنش بیاندازیم.

در این میان؛ ملت درمانده‌ای قرار دارند که هر وقت مطالبه می‌کنند، از سوی یکی از طرفین به انتخاب غلط متهم می‌شوند. اصولگرایان می‌گویند می‌خواستید در سال ۹۶ به روحانی ۲۴ میلیون رای ندهید و فریب‌اش را نخورید. اصلاح‌طلبان هم می‌گفتند می‌خواستید در سال ۸۴ به احمدی‌نژاد رأی ندهید تا از پوپولیسم آسیب نبینید.
بیچاره ما ملت بی‌سواد و بدانتخاب، که مدام راه‌های طلایی و موفقیت‌آمیز را پیش رویمان می‌گذارند، لکن ما در نهایت بی‌چشم‌ورویی، تاریکی و فلاکت را انتخاب می‌کنیم.

ما چهل سال است در بند تحریم‌ها گرفتاریم بی‌آنکه چاره‌ای برای آن داشته باشیم. در متهم کردن یکدیگر به صفات مذموم مسابقه می‌دهیم. هر روز بر بحران‌های زیست‌محیطی‌مان افزوده می‌شود، اما به‌روی مبارک هم نمی‌آوریم. چهل سال است از اهمیت تولید حرف می‌زنیم اما کیست که نداند کمر تولیدکنندگان را به انواع روش‌ها شکسته‌ایم. شعار سال رهبری را حلواحلوا می‌کنیم، اما برای تحقق راستین آن قدم از قدم برنمی‌داریم. مردم را ولی‌نعمت می‌دانیم اما مثل برده‌ای صغیر با آنها برخورد می‌کنیم. از رشد و شکوفایی استعدادها دم می‌زنیم اما بزرگترین عضو باشگاه فرارمغزها در جهان هستیم.
با این‌همه گُلی که به سرمان زده‌ایم، می‌شود خاورمیانه را فرش کرد.

همه‌ی این مشکلات یک‌طرف و طلبکار بودن از ملت طرف دیگر. ۹۵ درصد آب ایران در حوزه کشاورزی مصرف می‌شود، اما ملت مدام در عذاب‌وجدان مصرف بی‌رویه به سر می‌برند. چشم‌بادامی‌ها با ماینرهای‌شان کیلووات کیلووات، انرژی ایران را درو می‌کنند، آنوقت دود خاموشی باید به چشم مردم برود. تمام کارخانه‌های آب‌بر ایران را در دل برهوت ساخته‌اند، آنوقت ملت باید با میلیاردها هزینه، اضطراب و سوتفاهم بر سر آب باهم دست به یقه شوند و به‌دلیل ندانم کاری برخی، به انتقال آب تن بدهند.

بابت چهل سال ضعف مدیریت و سردرگمی، دریغ از استعفای ۴۰ نفر. دریغ از اینکه حداقل ۴۰ مقام مسئول عذرخواهی یا ابراز پشیمانی کنند.
مشکل اینجاست که در عذرخواهی‌هایمان هم بر سر مردم منت می‌گذاریم. سید محمد خاتمی؛ رئیس‌جمهور دولت اصلاحات به تازگی در ویدیویی، به‌خاطر ناکامی‌های اخیر از مردم عذرخواهی کرد، اما همزمان خودش را هیچ‌کاره دانست. با این حساب معلوم نیست اصلا چرا یک آدم هیچ‌کاره باید عذرخواهی کند.
باز صد رحمت به خاتمی! احمدی‌نژاد، نه‌تنها بابت تصمیمات نادرست دوران ریاست‌جمهوری‌اش عذرخواهی نمی‌کند، بلکه طلبکار هم شده و انگار نه انگار در ۶سال اول ریاست‌جمهوری‌اش همه‌ی ارکان کشور دست‌به سینه او بودند و قیمت نفت هم از ١٠٠ دلار گذشته بود.


اما ادامه این جنگ زرگری بی‌فایده است. مردم دیگر فریب دوقطبی یا چندقطبی‌های کاذب را نمیخورند،بلکه از حاکمیت سوال دارند و حاکمیت یعنی همه‌ی این افراد، از چپ‌ترین اصلاح‌طلب گرفته تا راست‌ترین اصولگرا در ایجاد وضعیت فعلی مقصرند.
اگر قرار به ادامه بازی «بغلی بگیر» باشد، پس چه‌کسی باید مشکلات را حل کند؟ چه‌کسی باید اعتمادبه‌نفس را به مردم میهن بازگرداند، چه‌کسی باید زخم‌های سینه ملت را مرهمی باشد. چه کسی به یاری ما خواهد آمد، درحالی‌که همه خودشان را یاور و خادم ما می‌دانند اما در عمل جز در ایام انتخابات کوچکترین ارزشی برای نظر و فعالیت ما قائل نیستند.

باید این بازی را تمام کرد و یکبار برای همیشه طرحی نو درانداخت. قراداد ۲۵ ساله که سهل است، اگر قرارداد ۲۵۰ ساله هم با چین ببندیم ، مشکلی از ما حل نمی‌کند. زیرا ساختارها معیوب، فسادآفرین و غیرشفاف است. راه رهایی از گرفتاری‌های فراوان کشور اصلاح ساختارها است، به ویژه در حوزه اقتصادی و سیاست خارجی.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال