امروز : جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت : ۷:۱۸ PM
یادداشت سردبیر
به بهانه‌ قبای ایتالیایی رئیس‌جمهور؛

فقر‌ یا انتخاب آزاد، مسئله این است!

قبای ایتالیایی روحانی + عبارت
    -     کد خبر: 59631
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۱/۱۳|۱۵:۱۴
سرویس : سیاست >> دولت
لفظ «مردمی» در ایران به کسی اطلاق می‌شود که مانند افواه رفتار کند، نه کسی که بالاتر و جدی‌تر از افواه بیاندیشد و تصمیم بگیرد. جالب‌تر اینکه مقصود از لفظِ مردم در این بوطیقا، فقط طبقات ضعیف و کمتربرخوردار جامعه هستند، نه طبقه‌ی متوسط و نسبتا برخوردار!

عبارت l عالین نجاتی: با گذشت چند هفته از سخنرانی بارانی حسن روحانی، هنوز ماجرای قبای ایتالیایی رئیس‌جمهور داغ است. موضع برخی از منتقدین کاملا ظاهری است و به اینکه چرا روحانی لباس ایرانی نمی‌پوشد انتقاد دارند. گروهی نیز نقد محتوایی دارند و اساساً به تفکرِ متمایل به غرب، اعتراض می‌کنند.
در واقع هردو انتقاد وارد است. زیرا رئیس‌جمهور نوعی الگوی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است، که می‌تواند برای رواج یا حصر یک ایده از خود مایه بگذارد. مخصوصا در شرایط تحریمی و فشار اقتصادی که عامه‌ی مردم توان خریدن جنس مرغوب خارجی را ندارند و ایران بیش‌از هر زمان دیگری نیازمند اعتماد به اقتصاد درون‌زا و بومی است. 
اما زنگ خطر چنین انتقاداتی آنجا به صدا درمی‌آید که با سوءتفاهمی شناختی، موجب تحدید انتخاب آزاد و به حاشیه رفتن مباحثی جدی‌تر شود تا افکارعمومی را سرگرم ظواهر کند.
بر اساس این الگو؛ مهم نیست که ایده‌ی حکمرانی شخصی مانند احمدی‌نژاد چیست، بلکه همین‌که لباس ایرانی و ارزان بپوشد، یا همراه و همرنگ مردم شود، برای سنجش موفقیت و کارآیی وی کفایت می‌کند.
لفظ «مردمی» در ایران به کسی اطلاق می‌شود که مانند افواه رفتار کند، نه کسی که بالاتر و جدی‌تر از افواه بیاندیشد و تصمیم بگیرد. جالب‌تر اینکه مقصود از لفظِ مردم در این بوطیقا، فقط طبقات ضعیف و کمتربرخوردار جامعه هستند، نه طبقه‌ی متوسط و نسبتا برخوردار! 
نتیجه این می‌شود که سیاستمدار یا کنشگرِ آگاه، اما شیک‌پوش، تقبیح می‌شود، اما کنشگر پوپولیست را گرامی می‌دارند.

آنوقت است که فقر ارزش می‌شود و دارایی ضدارزش. درحالیکه همه فراموش می‌کنند که در یک جامعه اصولی و برابر، نخستین ارزش؛ انتخاب آزاد است، نه تحمیل و اجبار میهن‌پرستانه. همه باید بتوانند با توجه به تلاش و استعداد خود، هرجا بخواهند زندگی کنند و هرچه می‌خواهند بخورند و بپوشند. انتخاب در چنین جوامعی نه بر پایه‌ی ایدئولوژی، بلکه بر اساس توانمندی و استفاده از فرصت‌هاست.

نه ایالات متحده لیبرال و نه چین کمونیستی، نمی‌توانند الگویی برای زندگی عادلانه باشند. شاید بهترین نمونه‌ی رواداری در حکمرانی را بتوان در کشورهای اسکاندیناوی یافت که همواره در جمع بهترین ممالک جهان از نظر کیفیت زندگی و شاخص شادمانی قرار دارند.

بی‌شک اولویت؛ استفاده از خدمات و محصولات ایرانی است، اما اگر رقابتی درمیان نباشد و فهمی نادرست از اقتصاد بومی و درون‌زا همه‌گیر شود، هیچ تولیدکننده‌ای در داخل کیفیت خود را افزایش نمی‌دهد، زیرا رقیبی وجود ندارد. نمونه‌ی روشن این تحلیل؛ شرکت‌های خودروسازی داخلی هستند. اینکه همه‌ی مردم ناچارند خودروی داخلی سوار شوند به معنای رضایت آنها از کیفیت‌شان نیست، بلکه اساساً انتخاب دیگری ندارند.
نکته اینجاست که انتقاد درست و به‌جای افکارعمومی از قبای غربی روحانی، نباید منجر به تحلیلی نادرست در کلیت فضای اقتصادی و اجتماعی ایران شود.
درستی انتقاد از پوشش روحانی به معنای صحت این ادعا نیست که می‌گوید: «ما هیچ نیازی به دنیا نداریم و اصلا برایمان مهم نیست، اروپا با ما روابط داشته باشد یا نه»

متاسفانه یکی از مهمترین دلایل مشکلات امروز ایران، مخصوصا در حوزه‌ی اقتصادی، تفاوت برداشت‌ها از مفهوم «منافع ملی» است. تا زمانی که همه‌ی گروه‌های سیاسی و بلوک‌های قدرت به تعریف واحدی از منافع ملی نرسند، ملت به معنای واقعی خود شکل نخواهد گرفت و هر روز به جای افزایش وحدت و همدلی، شاهد مرزبندی میان خودی و غیرخودی خواهیم بود.

اگر متفکرین و سیاستگذاران نتوانند تعریف درستی از زیست عاقلانه و عادلانه ارائه کنند، ظاهربینی بدل به اصلی در تحلیل و قضاوت عمومی خواهد شد. آنوقت هرکسی لباس ایرانی بپوشد، ریش و تسبیح داشته باشد، اما آلوده به فساد باشد، نسبت به کسی که لباس خارجی می‌پوشد، ريشش را سه‌تیغه می‌کند و کراوات می‌زند، اما دست و دلش پاک است ارجحیت دارد. 

ذکر این نکته ضروری است که نویسنده قصد دفاع از حسن روحانی را ندارد و آنجنان که ذکرش رفت انتقادها به قبای ایتالیایی را وارد می داند، نکته؛ باقی ماندن در سطح انتقاد و ندیدن حقیقت مستتر در این تبارشناسی  است.

روحانی بهتر است ملاحظه‌ی بیشتری درمورد زیست شخصی خود به‌خرج دهد، زیرا وقتی کسی رئیس می‌شود دیگر نمی‌توان میان زندگی شخصی و عمومی وی تفکیک قائل شد. آنچنان که در ابتدای سخن تأکید کردم؛ رئیس‌جمهور چه بخواهد و چه نخواهد یکی از اصلی‌ترین الگوهای رفتاری جامعه است. من اگر جای آقای روحانی بودم انتقادها از قبای ایتالیایی را به جان می خریدم و من‌بعد برای پوشش خود از پوشاک ایرانی استفاده می‌کردم. با اینکار هم عذرخواهی زیرپوستی کرده بودم و هم این پیام را مخابره می‌کردم که حساسیت‌های عمومی را درک می‌کنم. 

حرف آخر اینکه؛ افزایش اعتمادبه‌نفس عمومی برای استفاده از تولیدات داخلی، با افزایش کیفیت و فرهنگسازی ممکن خواهد شد، نه بستن درهای کشور و انحصارگرایی در لباسِ ساده‌زیستی

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال