امروز : جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت : ۷:۱۰ PM
اختصاصی عبارت
گفتگوی عبارت با فرزاد گوهردهی مدیرکل بهزیستی مازندران؛

از تلخ و شیرین کرونا تا خاطرات خانه‌باغ پدربزرگ در نوروز

فرزاد گوهردهی+عبارت
    -     کد خبر: 59704
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۱/۱۵|۱۲:۴۰
در مازندران سال‌هاست نام "بهزیستی" با نام محرومان و آسیب‌دیدگان جامعه گره خورده و این سازمان توانسته در سال‌های عمرش امید بسیاری از ناامیدان این استان باشد. از ایجاد اشتغال و تامین مسکن تا انواع حمایت‌های مادی و معنوی دیگر، یادگاری های بهزیستی مازندران برای مردم این سرزمین است که سبب خواهد شد تا همیشه نام نیک از این سازمان در ذهن مازندرانی‌ها نقش ببندد.

گفتگوی عبارت: «بهزیستی»، در نگاه نخست شاید تکرار واژه ایست که بارها شنیده شده و یا اینکه در ردیف کلماتی از صفحات رنگی یا خاکستری یک روزنامه یا رسانه دیده و خوانده ایم، شاید هم گاهی با دیدن یک فرد دارای معلولیت این نام به ذهن خطور کند، اما باید گفت "بهزیستی" نام سازمانیست که رسالتش بهتر زیستن افراد جامعه است.

"بهزیستی" در این بیش از 4 دهه‌ای که از اعلام وجودش گذشته است، حامی آن توانخواهی شد که بهره خود از زندگی را در حبس خودخواسته خانگی می دید، پناه آن کودکی شد که روزهای شیرین کودکی و اوقات فراغتش با کار کردن عجین بود، پشتیبان آن زنی شد  که یک تنه بار زندگی خود و کودکان یتیمش را بر دوش می کشید، همدم روزهای تنهایی سالمندان در آخرین ایستگاه زندگی، پناه دهنده نوزاد معصومی  که بی خبر از علت در خیابان  رها شده بود، ناجی بیماری که در اعتیاد گرفتار و مامنی برای زنان و دخترانی شد که آموختند نباید خشونتها را تحمل کنند.

در مازندران نیز سال‌هاست نام "بهزیستی" با نام محرومان و آسیب‌دیدگان جامعه گره خورده و این سازمان توانسته در سال‌های عمرش امید بسیاری از ناامیدان این استان باشد. از ایجاد اشتغال و تامین مسکن تا انواع حمایت‌های مادی و معنوی دیگر، یادگاری های بهزیستی مازندران برای مردم این سرزمین است که سبب خواهد شد تا همیشه نام نیک از این سازمان در ذهن مازندرانی‌ها نقش ببندد.

پس از گذر از یک سال دشوار برای بهزیستی استان آن‌هم در روزهایی که کرونا همچنان در مازندران جولان می‌دهد، با «دکتر فرزاد گوهردهی مدیرکل سازمان بهزیستی استان مازندران» به گفتگو پرداختیم تا علاوه بر بررسی فعالیت‌های سازمان بهزیستی در یک سال اخیر، به بهانه نوروز با بخش‌هایی از زندگی وی آشنا شویم که تا به حال در جایی منتشر نشده است.

در ادامه گفتگوی عبارت با مدیرکل بهزیستی استان مازندران را مشاهده می‌کنید؛

-اکنون و پس از گذشت یک سال از ورود کرونا به مازندران، به روزهای ابتدایی حضور این ویروس در استان برگردیم. نخستین مواجه شما با کرونا در بهزیستی چگونه بود؟

در اواسط بهمن‌ماه و پیش از شناسایی رسمی نخستین فرد مبتلا به کرونا در کشور، سازمان بهزیستی تمهیداتی را اندیشیده بود که تا حد امکان جامعه هدف سازمان را از این بیماری مسون نگه دارد. به همین خاطر پس از آغاز پاندمی نسبت به امکانات آن روزها، تا حد زیادی آمادگی برای مقابله با این ویروس در بهزیستی وجود داشت. ستاد استانی مقابله با کرونا نیز در اواسط بهمن تشکیل شده بود و پس از آن جلساتش به طور منظم برگزار گردید که موجب هماهنگی و همکاری بسیار خوبی در میان مسئولان استانی شد و مازندران را برای مقابله با آن روزها سخت آماده کرد.

-سالمندان از همان ابتدا از جمله افراد پرخطر در مواجهه با کرونا محسوب می‌شدند و نگه‌داری از آنان در آغاز پاندمی کار بسیار دشواری به نظر می‌رسید. از شرایط خانه‌های سالمندان مازندران در آن روزها بگویید.

در سطح استان حدود 7 هزار و 700 تخت مراقبتی شبانه‌روزی برای سالمندان وجود دارد. با این حال پس از گذشت یک سال از حضور کرونا در مازندران با لطف و عنایت پروردگار و تلاش و از خودگذشتگی همکاران ما در سازمان بهزیستی و همچنین خانه‌های مراقبتی، تعداد انگشت شماری از این مراکز آلوده به ویروس کرونا شدند و درصد بسیار زیادی از آنان تا امروز حتی یک مورد مثبت کرونا را گزارش نکرده‌اند. یکی از دلایل دیگر این اتفاق پیشبینی بسیاری از مسائل و انجام اقدامات پیشگیرانه مربوط به مراکز مراقبتی توسط سازمان بهزیستی است به طوری که به عنوان مثال اگر یک مرکز صد نفره در یک شهر دچار مشکلی می‌شد بلافاصله مکان و تخت‌های جایگزین برای آن در نظر گرفته شده بود.

-وضعیت کشورمان را در مقابله با کرونا نسبت به سایر نقاط جهان و منطقه چگونه ارزیابی می‌کنید.

باید گفت که اگر با دید کلی نگاه کنیم اوضاع نسبتا مساعد است و آمارها نیز همین را نشان می‌دهند. اگر به وضعیت دیگر کشورهای پیشرفته و صنعتی جهان نگاهی داشته باشید درخواهید یافت که بسیاری از آنان مانند انگلیس، آمریکا و حتی ایتالیا مرگ و میر گسترده‌ای را تجربه کردند و علاوه بر آن با بحران‌های اجتماعی کوچ‌وبزرگی مواجه شدند. اما در ایران با همدلی مردم و ازخودگذشتگی کادر درمان، این بیماری تلخ تا حد زیادی کنترل شد و اگرچه گاهی با پیک‌های کرونایی روبرو شدیم اما درکل اوضاع نسبت به سایر کشورها قابل قبول و مطلوب است. جا دارد اینجا از عزیزان همکار بهزیستی در خانه‌های مراقبتی نیز که از روز نخست شیوع کرونا در استان پابه‌پای کادر درمان با ازخودگذشتگی به ارائه خدمت پرداختند باردیگر قدردانی کنم.


 

-اکنون که به پایان سال 99 رسیده‌ایم از موانع و مشکلاتی که در این سال برای بهزیستی مازندران وجود داشت برایمان بگویید.

یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که بهزیستی استان دراین سال با آن مواجه شد، بحث تامین منابع مالی بود. اما باید همیشه به این نکته اشاره کرد که ما مردم بسیار خوبی داریم. استفاده از ظرفیت خیران و مشارکت‌های مردمی در سال 99 تکیه‌گاهی مهم برای بهزیستی استان بود که توانستیم با آن گوشه‌ای از مشکلات جامعه هدفمان را برطرف نماییم. در سطح ملی نیز سازمان شرکای اجتماعی خوبی مانند بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و از این دست دستگاه‌ها را به عنوان حامی به کار گرفت و توانست از ظرفیت‌های آنان برای برطرف کردن مشکلات و حمایت از اقشار آسیب‌دیده جامعه استفاده نماید. با همین کمک‌ها بود که توانستیم در طول این سال سخت چند مرتبه کمک‌های مالی هرچند اندک به مستمری بگیران سازمان داشته باشیم.

از دیگر مشکلات سال 99 می‌توان به معضلات اشتغال در جامعه هدف بهزیستی با توجه به حضور مستمر کرونا در استان اشاره کرد. بسیاری از افراد جامعه هدف بهزیستی از لحاظ کسب‌وکار جزو اقشار آسیب‌پذیر جامعه شناخته می‌شوند و پاندمی ویروس در جهان بیشترین آسیب را نیز به همین کسب‌وکارهای خرد و کوچک وارد کرده است. این مسئله نگرانی‌هایی را برای مجموعه به وجود آورد که در نهایت با تلاش و مساعدت همکاران توانستیم قسمتی از آن را به روش‌های مختلف جبران نماییم. اما نمی‌توان این مسئله را کتمان کرد که آثار آسیب‌های کرونا به کسب‌وکار جامعه هدف بهزیستی همچنان باقی است و باید چاره‌ای برایش اندیشید.

البته باید به این مسئله هم اشاره کرد که سال 99 با تمام دشواری‌ها، فرصت‌هایی را نیز برای ما به وجود آورد که از جمله آن باید به الکترونیکی و غیرحضوری شدن بسیاری از خدمات در بدنه دولت و سازمان بهزیستی اشاره کرد. در کنار آن استفاده از سایر ظرفیت‌های جامعه در حوزه روانشناختی و توجه ویژه به این بخش نیز از دیگر آثار مثبت کرونا در جامعه بود.

-اگر بخواهید نامی برای سال 99 انتخاب کنید، آن نام چه خواهد بود؟

از نظر من سال 99 را می‌توان سال «همدلی، وحدت و همراهی ملت» نامید زیرا در اتفاقاتی که کرونا برای ما رقم زد شاهد یک همدلی عجیب در میان تک تک افراد جامعه بودیم که نظیر آن به سختی یافت می‌شود.

 

در ادامه به بهانه نوروز فضای گفتگو با مدیرکل بهزیستی مازندران را صمیمانه‌تر کردیم و گوهردهی به چند پرسش دیگر با حال و هوای سال جدید و خاطرات گذشته پاسخ‌های جالبی داد که بخش‌هایی از آن را در ادامه مشاهده می‌کنید؛

-متولد چه سالی هستید؟

من در سال 1348 در شهر ساری به دنیا آمدم.

-چند فرزند دارید؟

2 فرزند. یک پسر که دانشجوی سال دوم رشته پزشکی است و یک دختر که درحال حاضر دانش‌آموز است.

-چرا خانواده گوهردهی در ساری به ثروت و اموالش مشهور شده؟

-(باخنده) البته ما آنقدرها هم ملک و املاک نداریم اما اگر چیزی هست به سبب سبقه پیشه کشاورزی در خاندان پدری است. من یک کشاورز و کشاورز زاده هستم و خاندان ما به علت همین شغل از چندصد سال پیش زمین‌هایی را در گوهرده که روستایی خوش آب‌وهوا در چهاردانگه ساری است، برای کشاورزی در اختیار داشتند.


 

-چه شد که پزشک شدید و شغل خانوادگی کشاورزی را ادامه ندادید؟

پدر من فرهنگی بود و کشاورزی شغل دوم او محسوب می‌شد. مادرم نیز کارمند دانشگاه بود و در بخش درمان فعالیت می‌کرد، خودم هم از کودکی علاقه شدیدی به بخش درمان داشتم و مانند بسیاری از مردم در کودکی دوست داشتم که پزشک شوم. همین باعث شد تا تمام تلاش خودم را انجام دهم تا این اتفاق صورت بگیرد.

-تحصیلات‌تان را از ابتدایی تا دانشگاه در کجا سپری کردید؟

قسمتی از دبستان را در مدرسه شهید توفیقی گذراندم و بخش دیگری از آن را در دبستان شریعت. راهنمایی را نیز در مدرسه‌ای سپری کردم که بعدها به نام شهید مالک نامگذاری شد. دوره متوسطه را هم در دبیرستان جامع ساری یا همان 15 خرداد گذراندم. پس آز آن نیز بلافاصله وارد دانشگاه شدم و در دانشکده پزشکی کاشان تحصیلات دوره عمومی پزشکی را به پایان رساندم و دوره تخصصی را نیز در دانشگاه علوم پزشکی ایران تحصیل کردم.

-خاطره‌ای از نوروز در آن دوران دارید که تا همیشه در یادتان باقی بماند؟

یکی از چیزهایی که از نوروز آن زمان‌ها در خاطرم مانده خانه‌باغ پدربزرگ است. آن‌روزها نوروز مثل حالا گرم نبود و در بسیاری از مواقع در زمان عید هنوز در حیاط خانه‌ها برف نشسته بود. تصویر باغ پوشیده از برف پدربزرگ که در گوشه و کنار آن گل‌ها و شکوفه‌ها آرام آرام رشد کرده بودند و خودنمایی می‌کردند، یکی از آن تصاویری از عید نوروز است که تا همیشه در ذهن من باقی خواهد ماند. علاوه بر این دیدوبازدیدها در آن دوران یک لذت خاصی داشت و عیدی‌هایی که در آن دوران دریافت می‌کردیم و حالا دیگر خبری از آن نیست.

-شما اصلاح‌طلب هستید؟

در واقع باید گفت که من آدم سیاسی نیستم و تنها مانند همه سلیقه‌های سیاسی دارم. چه اصلاح‌طلب و چه اصول‌گرا آن‌چه که موجب خرسندی می‌شود در کنار رفاه اجتماعی، نزدیک‌شدن کشور به هدف‌هایی است که برای خود ترسیم کرده. تصور من بر این‌است که با اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه امکان رسیدن به اهدافی که کشور آن را دنبال می‌کند بیشتر وجود داشته باشد.

-به عنوان یک ساروی که در صحنه‌های سیاسی این شهر تاکنون نقش‌های مختلفی داشته‌اید، آینده ساری را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

یکی از کارهایی که من به صورت مستمر در 15 سال گذشته انجام می‌دهم تدریس در دانشگاه است. چیزی که آن‌جا از دانشجویان می‌خواهم این است که اندک زمان بیشتری برای مطالعات جانبی خود در نظر بگیرند. علت هم این است که وقتی مطالعه بیشتر شود، بلوغ فکری بیشتر می‌شود و وقتی این بلوغ رشد کند آن‌ها درخواهند یافت که باید مطالبه‌گر چه مسائلی باشند. به نظرم در ساری نیز اوضاع به همین ترتیب است. نسل جدید باید به سمت ارتقا سطح دانش برود تا انتخاب‌هایش دقیق‌تر شود. ساری آینده درخشانی پیش رو خواهد داشت و انشاالله با شرکت پرشور و آگاهانه مردم در این دوره از انتخابات شورا اوضاع سروسامان خواهد یافت. از مردم درخواست می‌کنم تا پس از این دیگر اسیر جوسازی‌های رسانه‌ای، هیاهوها و سروصداهای انتخاباتی برخی افراد نشوند و با درایت و آگاهی برای ساختن ساری آباد آرای خود را در صندوق‌ها بیاندازند. این شهر سرمایه‌های عظیم و درخشانی دارد که امیدواریم با وفاق و همودلی همه آن‌ها آینده درخشانی برای ساری رقم زده شود.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال