امروز : یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۰ ساعت : ۷:۵۰ PM
یادداشت سردبیر
مکثی بر چرایی ولنگاری بهداشتی دولت در نوروز و آغاز موج چهارم کرونا؛

آیا رئیس‌جمهور به ایمنی جمعی معتقد است؟

روحانی+عبارت
    -     کد خبر: 59864
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۱/۱۹|۱۳:۴۳
سرویس : سیاست >> دولت
رفتار اخیر دولت، برخی گمان‌ها پیرامون اعتقاد رئیس‌جمهور به «ایمنی‌جمعی» را بیش از گذشته تقویت می‌کند. فرمولِ "ابتلای دسته‌جمعی" بر پایه‌ی این حقیقت بنیادین استوار است که برای همزیستی مسالمت‌آمیز با همه‌گیری کرونا، چاره‌ای جز ایجاد نوعی ایمنی‌جمعی نیست، زیرا قدرت بالای سرایت و جهش‌های مکرر کرونا، از قدرت قرنطینه می‌کاهد و نهایتا آن را بی اثر می‌کند.

عبارت l عالین نجاتی: چراغ زرد هشدار کرونا، حالا قرمز شده و خون از کت‌وکول این گربه‌ی زخمی می‌چکد. نخستین روزهای سال ۱۴۰۰، با آرامشِ نسبیِ اسب سرکش کووید۱۹ همراه بود، و امید می‌رفت فرصتی برای بازتوانی کادر درمانی فراهم آید.
اما معجونی از اشتباهات و سهل‌انگاری‌ها، این فرصت را از مدافعان خط مقدم مبارزه با کرونا گرفت. نوروز؛ تعطیلی تقویمی کشور است و فشار مضاعفی را به اقتصاد وارد نمی‌آورد. بنابراین تعطیلات نوروزی بهترین فرصت برای اعمالِ قرنطینه‌ی عمومی و تثبیت شرایط پایدارِ همه‌گیری تا آغاز واکسیانسیون سراسری بود.
فرصت‌سوزی دولت در تعطیلات نوروزی، همانند از دست دادن فرصت مسلم گلزنی، در حساس‌ترین دقایق یک مسابقه‌ی بسیار مهم بود. از یک طرف وزیر بهداشت به زاری و التماس افتاد تا ملت را از سفر منصرف کند و از سوی دیگر محدودیتی جدی برای مسافرت در میان نبود، و تمهیدات نیم‌بندِ ابلاغی هم درست اجرا نشد.
ملتِ خسته از قرنطینه، برخلاف نوروز ۹۹، دل به دریای سفر زدند تا با عزمی ملی به پشتوانه‌ی چراغ‌سبز دولت، همچون زنبور عسل کروناافشانی کنند و کار را به جایی برسانند که متخصصان از احتمال مرگ ۵۰۰نفر در روز بر اثر ابتلا به کرونا خبر دهند.

در این ولنگاریِ بهداشتی، صدای واحدی از دولت به‌گوش نمی‌رسید. وزیر گردشگری از اعمال برخی مشوق‌ها سخن می‌گفت و در اتاق بغلی وزیر بهداشت خون گریه می‌کرد. استانداران تقریبا از اعلام نظر در این حوزه منع شده و استان‌های گردشگرپذیر برای ورود مسافران، آماده‌باش بودند.

بعنوان مثال استان مازندران با سیاست‌های مراقبتی و تجربه به‌دست آمده، موفق به ایجاد تأخیر و کنترل موج سوم کرونا شد و وضعیت قرمز پاییز ۹۹ را، به وضعیت زرد در آغاز سال جدید خورشیدی تغییر داد. اما هجوم مسافران نوروزی و بلاتکلیفی استانداری و فرمانداری‌ها در چگونگی مواجهه با آنها، موجب بازگشت وضعیت قرمز به این استان شد.

رفتار اخیر دولت، برخی گمان‌ها پیرامون اعتقاد رئیس‌جمهور به «ایمنی‌جمعی» را بیش از گذشته تقویت می‌کند. فرمولِ "ابتلای دسته‌جمعی" بر پایه‌ی این حقیقت بنیادین استوار است که برای همزیستی مسالمت‌آمیز با همه‌گیری کرونا، چاره‌ای جز ایجاد نوعی ایمنی‌جمعی نیست، زیرا قدرت بالای سرایت و جهش‌های مکرر کرونا، از قدرت قرنطینه می‌کاهد و نهایتا آن را بی اثر می‌کند.
دانشمندانی که به این رویه‌ی اعتقاد دارند، عموما سیاستمداران را با این منطق که؛ «آمار مرگ‌ومیر در فرمولِ ایمنی‌جمعی، فرق چندانی با آمار مرگ‌ومیر با روش قرنطینه ندارد»، قانع می‌کنند. آنها می‌گویند: مرگ زیاد در زمان کم، روش ایمنی‌جمعی را هیولایی می‌نماید، درحالی‌که، در فرمول قرنطینه همین تعداد به مرور زمان از دست می‌روند.

اگر این گمانه‌زنی را باطل بدانیم، حداقل باید دلایلی منطقی برای رفتار غیرمنطقی دولت که به فاجعه‌ی سرخ بهاری منجر شد، پیدا کنیم. چشم‌بسته پیداست که نمی‌توان راه‌ها را باز گذاشت و از مردمی که تشنه‌ی بازگشت به زندگی عادی هستند، انتظار داشت به سفر نروند. مثل این است که بیماری را از نوشیدن آب پرهیز دهید، اما هر شب یک لیوان آب بالای سرش بگذارید.

برخی، فشاراقتصادی را اصلی‌ترین دلیلِ دولت برای اتخاذ سیاستِ «درهای باز نوروزی» عنوان می‌کنند و معتقدند نوروز، بهترین فرصت برای افزایش درآمدِ ایران خسته از تحریم، در حوزه‌ی خدمات است که اصلی‌ترین منبع مالیاتی دولت به‌شمار می‌آید. این ادعا وقتی موجّه است که درآمدهای حاصل از بخش خدمات، مخصوصا حوزه‌ی گردشگری، بسیار بیشتر از هزینه‌های حاصل از وضعیت قرمز شیوعِ کرونا باشد.
آیا درآمد به‌دست آمده در این ۱۴ روز، به افزایش تعداد مبتلایان و مردگان، تأثیر منفی بر روحیه‌ی جامعه، شکستن کمر کادر درمانی، بی‌اعتبار شدن دولت به‌دلیل تناقض‌گویی، تحمیل هزینه‌ی هنگفت بر نظام سلامت و شکست در کنترل همه‌گیری می‌ارزید؟
به‌نظر می‌رسد اگر کمی انصاف داشته باشیم و هزینه و فایده را درنظر بگیریم، پاسخ "منفی" خواهد بود.

علاقه‌ی وافر حسن روحانی به برجام موجب شد که رئیس‌جمهور در نوروز بیش‌از آنکه نگرانِ همه‌گیری کرونا باشد، نگران تصمیمات بایدن و وزارت‌خارجه آمریکا شود. به‌نظر می‌رسد برنامه‌ی جامع اقدام مشترک، دیگر بدل به مسئله‌ای ناموسی برای رئیس‌جمهور شده که همواره با اوست.
اگر روحانی همچون نوروز ۹۹ تمام‌قد بر کرونا تمرکز می‌کرد، ایران موفق به عبوری آرام از موج چهارم می‌شد. موجی که برخلاف موج اول، بر اثر جهش‌های صورت گرفته، قدرتمندتر و سریعتر شده است و نگرانی و نظارتِ به‌مراتب بیشتری را نسبت به موجهای قبلی می‌طلبد.
حالا بیماران حاصل از سهل‌انگاری دولت به معترضان در صف مرغ اضافه شده‌اند. رئیس‌جمهور البته از توبه‌ی آمریکا حرف می‌زند اما هیچکس نمی‌گوید‌، پس کی زمان توبه‌ی کسانی می‌رسد که در طول این چند دهه ایران را به جایی رسانده‌اند که مهمترین مسائل‌اش با پیش‌پاافتاده‌ترین مسائل جوامع پیشرفته برابر شده است.

من دلیل اصلی شکست دولت در مدیریت نوروزی کرونا را نبود تمرکز کافی، حواس‌پرتی به برجام، دست‌کم گرفتن موج جدید و از همه مهمتر عدم‌هماهنگی آشکار در بدنه‌ی اجرایی دولت می‌دانم.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال