امروز : یکشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۰ ساعت : ۴:۴۹ AM
یادداشت عبارت
به بهانه‌ی چهل و یکمین سالروز قطع رابطه ایران و آمریکا؛

گره‌ایی چهل ساله و دعوای دندان و دست

آمریکا+مجسمه آزادی+عبارت
    -     کد خبر: 59867
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۱/۲۰|۱۶:۴۷
سرویس : سیاست >> دولت
هیچکس در دهه‌ی هفتاد فکرش را هم نمی‌کرد روزی وزرای خارجه دو کشور در برابر دوربین‌های خبری، شانه‌به‌شانه‌ی هم پیاده‌روی کنند و روزی برسد که پرچم دو کشور در پیمانی بین‌المللی کنار یکدیگر قرار گیرد. اما اجماع جهانی اوباما و رأی مردم به حسن روحانی، به نرمش قهرمانانه در ایران ختم شد و بسیاری از تابوها را در رابطه شکست.

عبارت l مارال نژاد آذر: ۴۱ سال پیش در چنین روزی رابطه‌ی ایران و آمریکا با امضای جیمی کارتر برای همیشه قطع شد. در این ۴دهه تنش میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده، همواره در جریان بوده. از حمایت تمام‌قد آمریکا از صدام در جنگ ۸ساله و سرنگونی هواپیمای مسافربری تا نبرد نفتکش‌ها در خلیج فارس و ترور سپهبد سلیمانی، داستان ایران و آمریکا خونین روایت شده است .
اگرچه مسئولان نظام جمهوری اسلامی به استقلال سیاسی از آمریکا اشاره می‌کنند، اما اقتصاد ایران همچنان متأثر از تصمیمات ایالات متحده است. سال‌هاست خبری از مستشاران آمریکایی نیست، ولی رؤسای جمهور این کشور با یک امضا می‌توانند اقتصاد و سیاست کشور را دستخوش تکانه‌هایی جدی کنند که آثار آن به روشنی در سفره‌ی ایرانیان مشاهده شود.
جمهوری اسلامی ۴۰ سال فرصت داشت تا بر اساس ایدئولوژی خود، ایران را به استقلال کامل از ایالات متحده و تصمیماتش برساند، خود را بعنوان قدرتی منعطف و تاریخی در منطقه تثبیت نماید و قدرت اجماع جهانی علیه خود را از ایالات متحده بگیرد.
اما برخلاف شعارهای مطرح شده، در عمل موفقیت چندانی به‌دست نیامده و ایالات متحده موجب شده ایرانیان همیشه در «وضعیت حساس کنونی» به سر ببرند.
تا پیش از دوم خرداد ۷۶، یکپارچگی نظری و عملی محکمی درباره شیوه‌ی مواجهه با آمریکا در تمامی ارکان نظام دیده می‌شد. روسای هر سه قوه، آمریکا را یکی از دشمنان اصلی و غیرقابل مذاکره ایران می‌دانستند که چاره‌ای جز مقاومت در برابرش وجود ندارد. اما بعد از تولد اصلاحات، تابوی مذاکره و گفتگو با آمریکا شکسته شد و بارها، به‌بهانه‌ی مختلف از حمله آمریکا به افغانستان و عراق تا زلزله‌ی بم و برجام، دوطرف به‌هم نزدیک شدند.
هیچکس در دهه‌ی هفتاد فکرش را هم نمی‌کرد روزی وزرای خارجه دو کشور در برابر دوربین‌های خبری، شانه‌به‌شانه‌ی هم پیاده‌روی کنند و روزی برسد که پرچم دو کشور در پیمانی بین‌المللی کنار یکدیگر قرار گیرد. اما اجماع جهانی اوباما و رأی مردم به حسن روحانی، به نرمش قهرمانانه در ایران ختم شد و بسیاری از تابوها را در رابطه شکست.

در ایران سه نظر اصلی درباره‌ی رابطه‌ی ایران و آمریکا وجود دارد.
گروهی آمریکا را دشمنی ازلی و ابدی می‌دانند که هرگز نمی‌توان به‌آن اعتماد کرد، بنابراین هرگونه رابطه یا معاهده‌ای با این کشور، نتیجه‌ای جز شکست برای ایران نخواهد داشت. در این معادله آمریکا همیشه دروغگو است و هرگز تن به عدالت نمی‌دهد. راه‌حل این گروه برای عبور از فشارهای تحریمی ایالات متحده؛ مقاومت و تکیه بر فرصت‌ها و استعدادهای درونی درکنار چرخشی دیپلماتیک از غرب به شرق است.
نهادهایی نظیر سپاه و بسیج، سیاستمدارانی همچون سعیدجلیلی، رسایی و زاکانی، سخنرانانی مانند رحیم‌پور ازغدی، رائفی‌پور، پناهیان و رسانه‌هایی نظیر کیهان، فارس، تسنیم و جوان به‌همراه اکثر ائمه جمعه ازجمله مدافعان این گفتمان هستند. آنها البته مثال‌های محکمی برای این ادعا دارند. مثال‌هایی که با ترور سردار سلیمانی توسط آمریکا، پشتوانه‌ی محکم‌تری یافت.

گروهی دیگر آمریکا را کشوری همچون دیگر ممالک جهان می‌دانند که می‌توان با حفظ استقلال و منافع ملی، با آنها ارتباط برقرار کرد. آنها بر این عقیده‌اند که مبارزه با آمریکا بدل به ایدئولوژی جمهوری اسلامی شده و همین مسئله راه را برای ارتباط واقع‌بینانه بین دو کشور بسته است. آنها می‌گویند جمهوری اسلامی در تنگنایی ایدئولوژیک گیر افتاده و فکر می‌کند رابطه با آمریکا ماهیت نظام را زیر سوال می‌برد. راه‌حل آنها؛ برقراری رابطه با حفظ منافع ملی و کاهش تنش به مرور زمان است. این تفکر، معتقد است رفع دشمنی با آمریکا به معنای دوستی با این کشور نیست.
مفسران این عقیده می‌گویند؛ ایران بخواهد یا نخواهد، دلار، هژمونی فرهنگی(هالیوود و شرکت‌های بزرگ فناوری) و قدرت اجماع جهانی آمریکا بر اقتصاد، فرهنگ و سیاست‌اش تاثیری مستقیم دارد و کشورمان هرگز بدون رفع تنش با آمریکا فرصت بهره‌مندی از فرصت‌های جهانی را نخواهد داشت. اکثر اصلاح‌طلبان و رسانه‌هایشان، دولت تدبیروامید و بسیاری از چهره‌های روشنفکری ایران ازجمله مدافعان این گفتمان هستند.

دسته‌ی سوم را کسانی تشکیل می‌دهند که معتقد به برقراری روابط دوستانه با ایالات متحده هستند و می‌گویند؛ یا باید دشمن آمریکا باشی، یا دوستش و راه سومی وجود ندارد. آنها وضعیت فعلی دوستان و دشمنان آمریکا را دلیلی بر ادعای خود می‌دانند و معتقدند ایران باید با تمام کشورهای جهان رابطه‌ی حسنه داشته باشد. عموما مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی یا برخی از چهره‌های جنجالی نظیر فائزه هاشمی رفسنجانی در زمره موافقان این روش هستند.
محور اصلی ادعای این گروه این است که باید گذشته را فراموش کرد و بر اساس اشتراکات به توافق رسید. چراکه اگر بنا بر تصمیم‌گیری بر اساس مظالم تاریخی باشد، انگلستان، روسیه و عراق خسارات به‌مراتب بیشتری از آمریکا به ایران وارد کرده‌اند.

جالب است که هر سه گروه معتقدند صدای مردم ایران هستند و اکثر ایرانیان همانند آنها فکر می‌کنند. اما در طول این ۴۰ سال هیچکس از مردم ایران سوال نکرده که نظر آنها درباره‌ی رابطه‌ی ایران و آمریکا چیست. تابحال هیچ رفراندومی در این زمینه برگزار نشده و صداوسیما نیز در این ۴ دهه هربار از مردم درباره رابطه این دو کشور سوال کرده، حتی یک موافق هم پیدا نشده و همه یکصدا مخالف آمریکا مصاحبه کرده و می‌خواستند مشتی محکم به دهن ایالات متحده بزنند.

فاصله‌ی میان این سه دیدگاه آنقدر زیاد است که به‌جای نزدیک شدن به یکدیگر، مدام از هم فاصله می‌گیرند. این تضاد گفتمانی تأثیر بارزی بر تمام ارکان کشور داشته و به‌نوعی بلاتکلیفی ساختاری منجر شده است. تاثیر این بلاتکلیفی هم‌اکنون به روشنی در اقتصاد و سیاست خارجه ایران دیده می‌شود. روحانی و دولتش هنوز به آمریکا خوش‌بین هستند، اما اصولگرایان به‌شدت نگاه روحانی را نقد می‌کنند. رئیس‌جمهور از توبه‌ی آمریکا سخن می‌گوید اما روسای قوای مقننه و قضایی توبه گرگ را مرگ می‌دانند. همین اختلاف نظر به دودلی بازار می‌انجامد، تورم را افزایش می‌دهد و نرخ مشارکت اقتصادی را کم می‌کند

بزرگترین آسیب این بلاتکلیفی این است که؛ نه کاملا بر اقتصاد درون‌زا تمرکز می‌شود، نه کاملا شرایط برای بهبود روابط فراهم می‌آید. هروقت طرفداران قطع رابطه با آمریکا قصد تقویت اقتصادمقاومتی را دارند، دولت به دلیل تفاوت دیدگاه، بستر را فراهم نمی‌کند و با صفت کاسبان تحریم به سراغ منتقدان می‌رود.
از آن طرف، وقتی دولت با آمریکا به صلحی موقتی و توافقی نسبی دست پیدا می‌کند، دلواپسان، آن را خیانت دانسته و هرکاری برای بهم خوردن تفاهم صورت گرفته می‌کنند. همین دعوای سیاسی به بلاتکلیفی اقتصادی می‌انجامد و به‌جای افزایش اتحاد میان مردم، به افتراق دامن می‌زند.

کشوری که قرار بود نمونه‌ی موفق استقلال از آمریکا باشد، امروز اصلی‌ترین مسئله‌ی تمام احزاب و گروه‌های سیاسی‌اش؛ آمریکاست! گره‌ای چهل ساله که نه با دندان باز می‌شود، نه با دست.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال