امروز : چهارشنبه ۵ آیان ۱۴۰۰ ساعت : ۳:۵۱ AM
یادداشت سردبیر

به خرداد بی‌حادثه عادت کنید

انتخابات+عبارت
    -     کد خبر: 61249
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۳/۱|۱۰:۳۲
سرویس : سیاست >> دولت
اگرچه مخالفان دولت، رجالی مانند لاریجانی، جهانگیری، همتی و بسیاری دیگر را به‌درستی ادامه‌ی وضع موجود می‌دانند اما گویا فراموش می‌کنند خودشان نیز چهل سال است در عرصه‌های مختلف مدیریتی حضور دارند و قرار نیست رئیس‌جمهور منتخب آنها در صورت پیروزی از سیارات دیگری وزرا، استانداران و مدیران میانی‌اش را انتخاب کند.

عبارت - عالین نجاتی: آواز اردیبهشت از سر خرداد هم خواهد گذشت، اما بهار؛ لابُدِ ایران نیست.
چشم‌های فراوانی به فردای انتخابات رياست‌جمهوری دوخته شده تا مردی از راه برسد و عصای معجزه را بر فرق مشکلات کشور بکوبد. هوادران جناح راست، آیت‌الله رئیسی را ابرمرد میدان می‌دانند و دوستداران جناح چپ به لطفِ معکوس دولت روحانی و البته به روال معهود پایان‌بندی دولت‌های ثانی، دست‌شان از همیشه خالی‌تر است.
اکثریت تحلیلگران بر این عقیده‌اند که امسال شاهد پیش‌بینی‌پذیرترین انتخابات ریاست‌جمهوری خواهیم بود. آنها از همینک پیروزی شیخ حقوقدان را قطعی می‌دانند و معتقدند تنها مانع بر سر راه پیروزی سید اصولگرایان، خطای خود آنهاست.
به‌جز دوره‌ی اول ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی که تقریبا همه از انتخاب جانشین فرمانده کل قوا در جنگ، بعنوان رئیس قوه‌ی مجریه مطمئن بودند و برای رقبایش شانسی نمی‌دیدند، در هیچ دوره‌ی دیگری شاهد نوعی قطعیت در دور اول نبوده‌ایم.
عموما قطعیت‌ها به انتخابات دوره‌ی دوم رئیس‌جمهور مستقر مربوط می‌شود، زیرا گمان عمومی بر این است که ریاست‌جمهوری در ایران دو دوره‌ای است.
علاوه بر اینکه همه‌ی رؤسای جمهور ایران بعد از هاشمی رفسنجانی، در دوره‌ی نخست ریاست، عملکرد به‌مراتب بهتری از دوره‌ی دوم داشته‌اند. مهمترین دلیل این تنزل را باید در بی‌نیازی رئیس‌جمهور به رأی مردم در دوره‌ی دوم جستجو کرد که برخلاف ممالک اروپایی به‌جای اینکه موجب افزایش انگیزه و تلاش برای کسب کرسی نیک در تاریخ شود شود به نوعی روزمرگی عافیت‌طلبی درمی‌غلتد.

اگرچه انتخابات بهترین زمینه برای ظهور شگفتی‌های سیاسی است، اما من نیز با نظر اکثر کارشناسان درباره‌ی احتمال بسیار بالای انتخاب آیت‌الله رئیسی بعنوان رئیس‌جمهور سیزدهم هم‌عقیده‌ام.
اما آنچه برای من گنگ و مبهم است، نتیجه‌ی انتخاب ایشان است. این خطر وجود دارد که رفتار تبلیغاتی دولت روحانی با برجام، توسط هواداران رئیسی تکرار شود و توقعی از وی در اذهان عمومی شکل بگیرد که با زمینه‌ و زمانه‌ی او سازگار نیافتد.

من فکر نمی‌کنم انتخاب آقای رئیسی یا هرکس دیگری موجب تحولی چشمگیر در زیست ایرانیان در عرصه‌های مختلف شود. شرایط فعلی کشور بیش از آنکه به افراد مربوط باشد، برون‌دادِ ساختاری است که با تمسک به تفسیری خاص از رابطه‌ی سیاست و دیانت قوام یافته است.
انتقاد هشت ساله‌ی اصولگرایان از سیاست خارجی دولت تدبیروامید، موجب تدوین سیاستی جدید نشده، بلکه صورت مسأله را با خوانشی داخلی از سیاست خارجی پاک کرده است. به بیانی دیگر نسخه‌ی بدیل آنها برای سیاست خارجی، تقویت سیاست داخلی یا مدل جلیلی است. موضوعی آشکار و ساده که فریبندگی ایدئولوژیک‌اش، چشم طرفداران این نظریه را بر حذف پیش‌فرض‌ها می‌بندد.
اقتصاد، سیاست یا فرهنگِ درون‌زا هرگز نمی‌تواند جایگزینی برای روابط خارجی باشد. ارتباط موثر و ارگانیک با جهان هیچ منافاتی با بهره‌مندی از امکانات ملی ندارد و نیازی نیست برای تقویت اقتصاد مقاومتی، تجارت بین‌المللی را نادیده بگیریم.

در حوزه‌ی اقتصاد نیز فقدان گفتمان و راهبرد در تمامی نامزدها آشکار است و بعید می‌دانم دولت بعدی برنامه‌ای جدی برای سه حوزه اساسی بانک‌، مالیات و نقدینگی داشته باشد. هیچ رئیس‌جمهوری تابحال ریسک تغییرات بنیادین و ضروری در سیستم بانکی را نپذیرفته و بعید می‌دانم با توجه به شرایط شکننده اقتصاد کشور، رئیس دولت سیزدهم نیز این فعل واجب را ترک نکند.
مالیات؛ ستون فقرات اقتصادهای توسعه‌یافته است، اما برای ایران، حکم دیسک کمر را دارد که دو طرف قضیه همواره از درد جانکاه آن می‌نالند. اقتصاددانان دانشگاه آکسفورد بر این عقیده‌اند که آسیب‌های اقتصادی کرونا تا یک دهه بعد از پایان این پاندمی به‌شکلی واضح و آزاردهنده باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی سیاست غلط مالیاتی می‌تواند منجر به فروپاشی بازار و اعتراضات گسترده، به‌خصوص در کشوری مانند ایران شود.
بنابراین بعید است دولت سیزدهم در این زمینه هم دست به اقدامی انقلابی بزند، آنهم درحالیکه ادامه‌ی روند موجود در حوزه‌ی مالیات عملا به ورشکستگی اقتصادی کشور منجر خواهد شد. من نمی‌دانم طرح دولت بعدی برای رهایی از فشار این منگنه‌ی اقتصادی چیست؟

نقدینگی درد مزمن اقتصاد ایران است که هیچ کس نتوانسته نسخه‌ای عملی برای مداوای این مرض بپیچد و پای اجرای تمام‌وکمال آن بایستد.
استقراض های چشم‌بسته از بانک مرکزی، چاپ پول، یارانه‌دهی شلخته و سردرگم، ضعف شدید بخش خصوصی در قیاس با نمونه‌های جهانی، تحریم‌های پیوسته، عدم پایبندی دولت‌ها به سیاست‌های کلان و برنامه‌های توسعه و بسیاری از دلایل ریز و درشت دیگر موجب شده نقدینگی به بزرگترین معضل اقتصاد ایران بدل شود و مثل زالو ارزش پول ملی را از طریق ساماندهی تورم بمکد.

اگرچه مخالفان دولت، رجالی مانند لاریجانی، جهانگیری، همتی و بسیاری دیگر را به‌درستی ادامه‌ی وضع موجود می‌دانند اما گویا فراموش می‌کنند خودشان نیز چهل سال است در عرصه‌های مختلف مدیریتی حضور دارند و قرار نیست رئیس‌جمهور منتخب آنها در صورت پیروزی از سیارات دیگری وزرا، استانداران و مدیران میانی‌اش را انتخاب کند.
اصولگرایی هم به‌نوعی ادامه وضعیت اسبق هستند که حداقل دو رئیس‌جمهور داشته است؛ هاشمی رفسنجانی و احمدی‌نژاد. مهم نیست اصولگرایان رادیکال درباره‌ی هاشمی دهه‌ی ۹۰ چه می‌گویند، مهم این است که هاشمی دهه شصت و هفتاد کاملا اصولگرا بود و دولت تکنوکرات‌اش از دل گفتمانی اصولگرایانه زاده شد.
احمدی‌نژاد نیز اگرچه خود را وام‌دار و وابسته به‌هیچ جناحی نمی‌داند اما فراموشکار‌ترین‌ها نیز حمایت تمام‌قد، همه‌ی ارکان حاکمیت از دولت وی را به‌یاد دارند.

تمامی نامزدهای ریاست جمهوری، به‌جز تعدادی اندک از جوانان، پیش‌تر مدیریت را تجربه کرده و امتحان خود را پس داده‌اند. فرق آنها با اصلاح‌طلبان و اعتدالیون، بیش از آنکه کیفی باشد، کمی و ایدئولوژیک است.

من بعید می‌دانم فایده‌ی یکدست شدن حاکمیت بیشتر از تکثر باشد، اما این یکدستی پیشتر و در دوره‌ی اول ریاست جمهوری احمدی‌نژاد تجربه شده و نتیجه آن نوعی بی‌پروایی خام در تمامی عرصه‌ها بود که اساساً اعتقادی به نقش زمان در توسعه نداشت. این یکدستی در حاکمیت در دوران نفت 100 دلاری و نبود تحریم‌های همه‌جانبه نتوانست به توسعه پایدار ایران منجر شود، بنابراین بعید است در زمانه‌ی فعلی که مشکلات از سر و کول کشور بالا می‌رود، راهی به توسعه‌ی پایدار بگشاید.

بحران انرژی، معضلات زیست‌محیطی، آسیب‌های اجتماعی، کج‌فهمی معرفت‌شناختی، چالش جمعیت تحصیل‌کرده بیکار، دمل چرکین حاشیه‌نشینی، کابوس مهاجرت معکوس و کاهش فرزندآوری مشکلاتی جدید است که به دردهای مزمن ایران نظیر تورم، تبعیض، دونرخی بودن همه‌چیز و شرایط حساس کنونی، اضافه شده است، بی‌آنکه راه‌حلی جدی و پایدار برای آنها اندیشیده شود.

تابحال هیچیک از نامزدهای رياست‌جمهوری طرحی جامع و اولویت‌بندی شده برای کاهش این مشکلات ارائه نکرده‌اند و شک ندارم که ارائه نخواهند کرد. اظهارات آنها در نطق پس از ثبت‌نام، معرف رویکرد نامزدهای رياست‌جمهوری بود. اگر کسی حرف و تصمیم تازه‌ای در آنها دیده ، بگوید تا حداقل من از این جهل ‌خارج شوم.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

اعلا
سه شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۶:۲۴
باز رفتی از رو دست قوچانی نسخه دوم ساختی ای خاک بر فرق ت