امروز : پنج شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۱ ساعت : ۳:۰۴ PM

روزگار فراموش شده زندگی چوپانی در مازندران

چوپانی+عبارت
    -     کد خبر: 61289
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۳/۲|۱۰:۰۷
هنرمند و پژوهشگر فرهنگ عامه مازندران تولید مستندی چهارفصل از زندگی دامداران کوچ‌رو در مازندران با محوریت یک جوان هنرمند از نسل جدید را آغاز کرده که در آن به روایت اجزای فرهنگ دامداری بومی پرداخته می‌شود.

عبارت: کمتر جوان امروزی در مازندران تصویری از زندگی چوپانی سنتی استان در ذهنش دارد، اما اگر از قدیمی‌ها بخواهید تا برای شما در این باره تصویرسازی کنند، وارد دنیای پر از رنگ‌ها و آواهای زیبا می‌شوید که شاید هوس کنید برای ساعاتی هم شده در چنین زندگی متفاوتی حضور یابید. نوعی زندگی که یک جوان هنرمند امروزی در مازندران تصمیم گرفته به موازات زندگی امروزی و تحصیل در دانشگاه و درخشش در محافل موسیقی نواحی تصمیم گرفته آن را نیز احیا و تجربه کند تا این میراث به جا مانده از گذشتگان حفظ شود.

زندگی چوپانی سنتی در مازندران بر بستر تضادآمیز هیجان و آرامش جریان می‌یابد. هیجان آن را می‌توان در ضرورت تلاش شبانه‌روزی از بامدادان تا شامگاهان، گرما و سرمای فصلی، کوچ به قشلاق و ییلاق، شناخت تک‌تک دام‌های گله با نام و نشان، رسیدگی بهنگام به گله در وقت بیماری و حوادث غیرمترقبه که این سال‌ها با تغییرات اقلیمی تشدید شده، دل کندن سالانه از بخشی از گله که با دست و صدا نوازش‌شان می‌کرد و ده‌ها باید دیگر ، جست‌وجو کرد.

آرامش چوپانی سنتی هم در زندگی میان طبیعت زیبا و بکری است که با وجب به وجب آن خو می‌گیری، عادت می‌کنی، می‌شناسی و ارتباط برقرار می‌کنی. این آرامش با آواها و نواهای چوپانی رنگ می‌گیرد، رنگی که چنان در ذهن می‌نشیند که گویی بخشی از آن بوده است.

بر سر گذاشتن کلاهی دست‌دوز از پوست بره‌های جوان و خوش مو، به تن کردن بالاپوشی از جنس پشم گوسفندان که عمدتا در فصول سرد سال کاربرد دارد، به دست گرفتن چوب‌دست‌های مخصوص چوپانی به عنوان تکیه‌گاه و ابزار هدایت رمه، به پشت بستن چنته یا کوله‌ای که در مناطق مختلف مازندران نام‌های ویژه خودش را دارد و خوردن غذای روزانه گرم شده روی آتش و نوشیدن چای زغالی و از همه مهم‌تر نواختن و نی چوپانی یا لَلِـه‌وا در اوقات فراغت، تصویری سنتی و بومی از یک چوپان سنتی مازندران ارائه می‌دهد.

تَکا؛ روایت عشق جوان هنرمند دهه هفتادی به فرهنگ بومی

چنین سبکی از زندگی چوپانی و تصویری که این روزها برای میانسالان و کهنسالان مازندرانی تبدیل به یک تصویر خاطره‌انگیز و کمتر در دسترس شده، دیگر بندرت در استان قابل مشاهده است، اما یک هنرمند و پژوهشگر فرهنگ عامه مازندرانی در تلاش است تا با تهیه مستندی، چوپانی سنتی مازندران را در قالب یک فیلم مستند ماندگار کند.

«تَکا» عنوان مستندی است که علی حسن‌نژاد پژوهشگر، شاعر و نویسنده مازندرانی از فروردین امسال تصویربرداری آن را آغاز کرده و قرار است در آن به بهانه توجه ویژه یک جوان هنرمند دهه هفتادی به اصالت شغل بومی آبا و اجدادی‌اش در کنار فعالیت‌های هنری و کسب تحصیلات دانشگاهی، جزئیاتی از آداب و رسوم و فرهنگ چوپانی بومی مازندران را به تصویر بکشد.

شخصیت محوری این مستند که تصویربرداری آن از ۱۹ فروردین آغاز شده «مهدی کارگر» هنرمندان جوان موسیقی مازندرانی است که در عرصه آواز، نوازندگی لَلـه‌وا و دوتار، سرایش شعرهای بومی و ساختن قطعات موسیقایی چوپانی فعالیت دارد و سال‌هاست که دامداری را با عشق و علاقه به سبک اجدادش با حفظ همه اصول فرهنگ چوپانی مازندران اجرا می‌کند.

جواد رزاقی و پیمان حمیدی(تصویربردار)، احسان فضلی اصانلو و عشقعلی ایرانمنش(عکاس)، جعفر هدایتی(تدوین) و فاطمه فغانی(مدیر تولید) عوامل تولید این مستند هستند. علی حسن‌نژاد نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان مستند «تَکا» در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا به پرسش‌هایی درباره این مستند بومی پاسخ داد:

تا کنون مستندهایی از فرهنگ زندگی دامداران بومی و کوچ‌رو در مازندران ساخته شده که برخی از آن‌ها نیز موفقیت‌هایی داشت. «تَکا» نیز در دسته همین مستندها قرار می گیرد ، یا وجه تمایزی نسبت به سایر آثار تولید شده دارد؟

ما مستندهای خوب و موفقی از هنرمندان مستندساز مازندران داشتیم که هر کدام سوژه‌ای جذاب و متفاوت داشتند. معتقدم هر چه از این بخش در حال فراموشی فرهنگ بومی مازندران اثر ساخته شود دست‌کم با مستندنگاری به ثبت تصویری آن‌ها برای آیندگان کمک می‌کند. اما هدف از ساخت مستند تَکا صرفا ثبت تصویری بخشی از زندگی دامداران کوچ‌رو نیست. در این مستند قرار است با محوریت یک جوان امروزی که دل در گرو فرهنگ بومی دارد اثر تولید شود. مستندی که در آن به واسطه ویژگی‌های شخصی و هنری سوژه، هم به فرهنگ و آداب و رسوم زندگی دامداران کوچ‌رو در مازندران پرداخته می‌شود و هم بخشی از فرهنگ موسیقایی چوپانی مازندران را با توجه به اِشراف سوژه اصلی مستند به موسیقی بومی و چوپانی مازندران ثبت کنیم و به تصویر بکشیم.

تَکا؛ روایت عشق جوان هنرمند دهه هفتادی به فرهنگ بومی

یعنی مستندی شخص‌محور است که بر دو حوزه موسیقی بومی و فرهنگ چوپانی نگاه ویژه دارد؟

بله. تَکا در زبان مازندرانی به معنای چوپان جوان است. مهدی کارگر جوانی اهل روستای واسکَس شهرستان قائمشهر است که علاقه بسیار زیادی به حفظ اصالت شغل اجدادی خود دارد. او با وجود همه مشقاتی که این سبک دامداری دارد هر سال گله گوسفندهای خود را از قشلاق که روستای واسکَس است به ییلاق اجدادی‌اش به نام دولتکده در منطقه دوگَل سوادکوه می‌برد.

از سوی دیگر او در عرصه موسیقی بومی طی سال‌های اخیر خوش درخشیده و چند مقام از جشنواره‌های موسیقی کشوری کسب کرده است. در چندین جشنواره نیز به عنوان یکی از اعضای گروه آیینی زندگی مازندران موفقیت‌هایی داشت. حدود ۱۰ سال است که در عرصه موسیقی فعالیت می‌کند و به همان اندازه که عاشق موسیقی مازندرانی است، به فرهنگ اصیل دامداری و چوپانی هم دلبستگی دارد.

کارگر از دو طرف پدری و مادری وارث شغل پدربزرگ‌های خود است. باباگل فغانی پدربزرگ مادری‌اش چوپان بود و در همین منطقه واسکس گوسفندداری می‌کرد. مهدی نگران حذف فرهنگ کوچ‌ دامداران و از دست دادن این اصالت است و چند سال پیش تصمیم گرفت تا « تِلار » (سازه چوبی دامداران در مراتع و جنگل‌ها) مخروبه ییلاق‌شان در دولتکده را ترمیم کند. ابتدا با مخالفت‌هایی مواجه شد، اما کم‌کم کار را آغاز کرد و به سرانجام رساند.

تَکا؛ روایت عشق جوان هنرمند دهه هفتادی به فرهنگ بومی

همه این‌ها را باید به امروزی بودن این جوان نیز پیوست کرد. تحصیلات خود را ادامه داده و اکنون در دانشگاه حقوق می‌خواند. در فضای مجازی هم حضور پررنگی دارد و اتفاقا صفحه‌اش در اینستاگرام بیش از ۱۳ هزار نفر دنبال‌کننده دارد. هنرمندی شناخته شده در موسیقی مازندران است که می‌تواند صرفا در همین مسیر فعالیت کند. اما عاشق دامداری سنتی به شیوه اجدادی‌اش است و همراه با دایی و پسردایی‌اش طی سال‌های اخیر اجازه نداده این سبک دامداری از خاندان آن‌ها حذف شود.

به عبارتی سوژه برای شما صرفاً زندگی بومی دامداران کوچ‌رو نیست.

درست است. رویکرد اصلی مستند این است که پیوند بین آواها و نواهای چوپانی و تاثیر فرهنگ دامداری در پویش و پالایش یک جوان امروزی که باید زندگی و شغل مدرن‌تری داشته باشد و به این شغل گرایش پیدا کرده را نشان دهیم. در این مستند چهارفصل تلاش می‌کنیم تاثیر آواها و نواهای موسیقی مازندرانی و به ویژه موسیقی چوپانی را در بخش هنری زندگی مهدی کارگر برررسی کنیم. به همان نسبت هم تغییرات فرهنگ دامداری را بسته به الزاماتی که وجود دارد به ویژه تاثیر مدرنیته را بررسی و ثبت می‌کنیم.

تَکا؛ روایت عشق جوان هنرمند دهه هفتادی به فرهنگ بومی

منظورتان از مستند چهارفصل یعنی یک سال کامل از فعالیت دامداری این جوان را ضبط خواهید کرد؟

بله. ما ضبط را از ۱۹ فروردین آغاز کردیم و تا پایان سال جاری که گله دام از ییلاق به قشلاق برگردد تصویربرداری از مراحل مختلف کار ادامه خواهد داشت. یعنی با نگاهی به ویژگی‌های هنری سوژه اصلی، یک سال کامل از آداب و رسوم و الزامات دامداری سنتی و کوچ‌رو را در این مستند ۶۰ دقیقه‌ای به تصویر می‌کشیم.

صرفا به زندگی دامداری سوژه پرداخته می‌شود یا حلقه‌های ارتباطی او با زندگی امروزی‌اش هم را مد نظر دارید؟

هدف همین است که این حلقه‌ها در کنار هم قرار بگیرند. چون چندان جدا از هم نیستند. قشلاق مهدی کارگر روستای واسکس در نزدیکی قائمشهر است. در کنار زندگی به روزشان در حاشیه روستا آغل گوسفند هم دارند. هنگام کوچ برخی اهالی واسکس حتی جوان‌ها و کودکان در روستا گله را همراهی می‌کنند.

بخشی از نگاه ما دقیقا به همین اجزای زندگی سوژه است. مادرش یکی از شخصیت‌های اصلی مستند است که به عنوان یک مادر تحصیل‌کرده امروزی با شغلی اداری و به روز به طور جدی برای پیشرفت فرزندش در هنر تلاش می‌کند. از طرفی ضمن این که دوست ندارد فرزندش چوپانی کند، اما عشق مادرانه باعث می‌شود دائم همراه او باشد. حتی در سختی‌های کوچ گوسفندها با او همراه می‌شود. از واسکس به منطقه دوگَل گوسفندها را با کامیون منتقل می‌کنند و پس از آن در مسیری کوهستانی پس از چندین ساعت پیاده‌روی از دل کوه‌ها و دره‌ها، مرتع دولتکده می‌رسند. آن‌جا چند دامدار به دور از هر نشانه‌ای از زندگی امروزی به سبکی کاملا سنتی مشغول پرورش دام هستند و با چنگ و دندان با شرایط سخت و عشق وافر سعی در حفظ این شغل بومی با ساختارهای سنتی آن دارند.

تَکا؛ روایت عشق جوان هنرمند دهه هفتادی به فرهنگ بومی

نو شدن ساختار، ابزار زندگی و حمل‌ونقل و شرایط زندگی در شهر و روستا می‌طلبد که شیوه‌های معیشت، درآمد دامداری و کشاورزی نو شود که در بسیاری از روستاها این اتفاق افتاد. این اتفاق در گله‌داری دامداران هم دیده می‌شود. اما سعی سوژه مستند تَکا این است که حلقه وصل مدرنیته به سنت باشند و با تسلط بسیار عالی در واژه‌ها و اصطلاحات، اشعار، ابزارهای دامداری، رنگ‌بندی و نامگذاری دام و شیوه نگهداری آن‌ها همچنان به شیوه‌ای سنتی سعی در حفظ این سبک دامداری و تولید شیر، پشم، گوشت و فراورده‌های دامی با سیاق گذشتگان داشته باشد.

علاوه بر ثبت رویدادها و جریان این سبک زندگی، به دغدغه‌های آن‌ها نیز توجه دارید؟

اتفاقاً این بخش از ماجرا هم مورد توجه است. برای مثال چند سال است که به دلیل تغییرات زندگی امروزی و از بین رفتن بافته‌های اصلی بومی، پشم گوسفندان از آن‌ها خریداری نمی‌شود و ناچارند که پشم‌های چیده شده از گوسفندان را بسوزانند. حتی پشم گوسفند را رایگان هم می‌دهند، اما کس نیست که بخواهد و از آن استفاده کند. این خطری بزرگ برای اصالت بافته‌های بومی مازندران است. قصد داریم با تولید این مستند در جشنواره‌های داخلی و خارجی بخشی از دغدغه‌ها، اجزا و داشته‌های فرهنگ بومی چوپانی مازندران و همچنین موسیقی چوپانی را به واسطه عشق و علاقه یک جوان نسل امروز به فرهنگ و اصالت زندگی بومی اجدادش به مخاطبان سینمای مستند ارائه کنیم./ایرنا

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال