امروز : دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ساعت : ۷:۳۵ AM
اختصاصی عبارت
وضعمان از آبان ۹۸ چقدر بدتر شده است؛

یارانه امشب مازندرانی ها ۳۵ هزار تومان ارزش دارد

قدرت خرید مردم + عبارت
    -     کد خبر: 65373
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۷/۱۱|۰۹:۴۱
مثلا زوجی جوان که تازه چند سالی است زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اند و یارانه‌ی ۱۰۳ هزار تومانی دریافت می‌کنند، درواقع معادل ۶۰هزار تومان در آبانماه ۹۸ قدرت خرید دارند. آبان ۹۸ از این جهت برای مقایسه انتخاب شده که حکم گسلی بزرگ در اقتصاد ایران را دارد و بسیاری از خانوارهای ایرانی بعد از گران شدن بنزین، یک شبه فقیر شدند.

عبارت ـ گروه اقتصاد: فردا روز صف کشیدن طبقه ضعیف و متوسط در برابر عابربانک‌هاست. روزی که به روشنی نشان می‌دهد چگونه می‌توان ملتی را که خُمس مال خود را هرماه به فقرا می‌داد بدل به نیازمندانی کرد که 45هزارو500 تومان را دودستی بچسبند.

اگـر تا یک دهه‌ی پیش سخن گفتن درباره‌ی طبقه‌ی متوسط شهری و روستایی محلی از اعراب داشت، حالا حرف زدن پیرامون آنها ، حکم تعریف افسانه‌ای اساطیری را دارد، زیرا عملا این طبقه در حال از میان رفتن کامل و سقوط به زیرزمین فقر است. این دوطبقه را نواری باریک و شکننده به اسم «خط فقر» از یکدیگر جدا می‌ساخت که این نوار مدت‌هاست از هم گسسته است و تنها اندکی از ساکنان این طبقه باقی مانده‌اند که با طرفه‌الحیلی به هرچه می‌توانند چنگ می‌زنند تا آنها نیز به سیاهچاله‌ی فقر سقوط نکنند.

اگرچه باورش در نگاه نخست دشوار به‌نظر می‌رسد، اما حقیقت این است که یارانه‌ی امشب مازندرانی‌ها کمی بیشتر از 30هزار تومان ارزش ندارد. بهای یارانه‌ای که قرار است به حساب سرپرستان خانوار واریز شود تقریبا نیمی از ارزش خود را نسبت به محاسبات روزهای نخست پرداخت یارانه‌ها در دولت محمود احمدی نژاد از دست داده است.

بر اساس آخرین اطلاعات منتشر شده توسط مرکز آمار ایران و بررسی‌های اکوایران؛ شاخص قیمت مصرف‌کننده از پاییز سال 1398 تا شهریور1400 حدود 2 برابر شده است. با این حساب 55هزار تومان در مهرماه سالجاری؛ معال 30هزار تومان در آبان 98 است، که به معنای کاهش قدرت خرید مازندرانی‌هاست. اگرچه میزان تورم در این استان نسبت به متوسط کشوری کمتر است و در شرایط فعلی مازندرانی‌ها تورم کمتری را نسبت به درآمد سرانه‌ی خود تجربه می‌کنند اما نباید فراموش کرد موقعیت جغرافیایی، بهره‌مندی‌های طبیعی، میزان بهره‌برداری از منابع طبیعی، نیروی انسانی ماهر و تنوع محصولات غذایی در استان نسبت به بسیاری از مناطق کشور بیشتر است و با این حساب تورم کمتر در این استان نسبت به بسیاری از استان‌های کشور بیش از آنکه ربطی به دولت‌ها و مسئولان داشته باشد، نتیجه طبیعی زیست بوم و اقتصاد کشاورزی و خدماتی مازندران است.

بررسی‌های دقیق در 1دهه اخیر نشان می‌دهد که اگر در این مدت مازندران به حال خود رها شده و اصلا هیچ مدیری بر سر کار نمی‌آمد، وضعیت اقتصادی مردم به مراتب بهتر از امروز بود، به خصوص اگر محافظت از منابع طبیعی به عنوان اصلی مردمی و خدشه ناپذیر به اجرا درمی‌آمد.

با این حال وضعیت مازندرانی‌ها نیز سال به سال بدتر شده و حالا کار به جایی رسیده است که نرخ تورم ، قدرت خرید یارانه‌ای مردم استان را نیز کاهش داده است که این به معنای رنج بیشتر برای طبقات ضعیف جامعه به ویژه کشاورزان خرده‌پا، کارگران و فروشندگان دوره‌گرد یا دارای سرمایه‌ی خرد است.

مثلا زوجی جوان که تازه چند سالی است زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اند و یارانه‌ی 103 هزار تومانی دریافت می‌کنند، درواقع معادل 60هزار تومان در آبانماه 98 قدرت خرید دارند. آبان 98 از این جهت برای مقایسه انتخاب شده که حکم گسلی بزرگ در اقتصاد  ایران را دارد و بسیاری از خانوارهای ایرانی بعد از گران شدن بنزین، یک شبه فقیر شدند.

این کاهش قدرت خرید بیش از همه گریبان کسانی را می‌گیرد که از امکانات رفاهی جانبی نظیر خودرو، زمین، طلا یا دلار بی‌بهره هستند. این فقیرتر شدن مازندرانی‌ها و کاهش قدرت خرید یارانه‌ای آنها از عدم اجرای سیاست‌های پولی در سطح کلان و بی‌توجهی مسئولان استانی به همراهی سیاست‌های مالی و رفاهی است. درواقع آمارها به روشنی نشان می‌هد که از سال 98 تا به حال، مسئولان استانی به ویژه استانداری مازندران هیچ برنامه‌ای برای تعادل بخشی مالی نداشته است و اساسا هیچ طرح آمایشی درکار نبوده تا روشن کند چگونه می توان طبقات مختلف را در وضعیت‌های شکننده حفظ کرد.

افزایش تورم در محصولات غذایی منجر شده مازندرانی‌ها که خود یکی از اصلی ترین تولیدکننده‌گان برنج در کشور هستند از خرید این محصول غذایی مهم ناامید شوند ، چرا که نرخ برنج در این دو سال حدودا دو برابر شده و حتی در برخی از ارقام به کیلویی 60 هزار تومان رسیده است. این یعنی یک خانواده متوسط باید یارانه ماهانه دو عضو خود را برای خرید برنجی پرداخت کند که برای 10 روز یک خانواده 4 نفره هم کافی نیست. با اینحال هیچ اظهار نظری از مسئولان ارشد استانی یا مدیران حوزه اقتصاد مازندران شنیده نمی شود.

درواقع آنها راه فرار را یاد گرفته اند و تمام این بدبختی‌ها و ناکامی‌های اقتصادی را به پای سیاست‌های کلان و ملی می‌نویسند و پای خود را از گلیمی که بافته‌اند بیرون می‌کشند. اما کافی است سری به زندگی خود آنان بزنید تا متوجه شوید یارانه ماهاینه‌ای که برای یک خانواده همه چیز است برای آنها حکم پول خردی را دارد که اصلا به چشم نمی‌آید.

ادامه این سیاست در دولت رییسی و استاندار بعدی مازندران نه تنها بیش از گذشته به کاهش توانمندی اقتصادی استان می‌انجامد، بلکه به افزایش تخریب محیط زیست، رشد جرایم و بیشتر شدن طلاق و آسیب‌های اجتماعی در استان منتهی خواهد شد. آنوقت است که "چو پر شد نشاید گرفتن به پیل"

 

استفاده از این محتوا با ذکر منبع عبارت بلامانع است.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال