امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ ساعت : ۱۲:۵۱ AM
اختصاصی عبارت
همزمان با آغاز فصل سرما پرندگان مهاجر وارد مازندران شدند؛

شلیک به قلب حیات وحش در مازندران

شکارچیان غیرمجاز+عبارت
    -     کد خبر: 66517
    -     تاريخ انتشار : ۱۴۰۰/۷/۲۱|۱۰:۵۰
متاسفانه در چند سال گذشته با وجود برخورد شدید محیطزیست و برخی دستگاههای نظارتی دیگر با شکارچیان غیرمجاز ، همچنان شکار پرندگان وحشی مهاجر در صدر تخلفات زیست محیطی در استان مازندران قرار دارد و تاکنون راهکارهای برای کاهش شکار و حفاظت از پرندگان به خصوص گونه های تحت حفاظت و انقراض نیز به دلیل مقطعی بودن برخوردها و کناره گیری برخی دستگاههای نظارتی در میانه راه چندان موفقیت آمیر نبود.

عبارت - گروه جامعه: باز هم پائیز از راه رسید و گذر پرندگان مهاجر به مازندران افتاد. سرزمینی که برای سالیان طولانی محلی برای اجتماع آنان در فصول سرد سال بوده و هست و مردم این دیار نیز به حضور آنان در این موقع از سال در آبگیرهای شان خو گرفته اند. اما هرچه گذشت این استان برای مهاجران کوچکش ناامن و ناامن تر شد تا جایی که در سالهای اخیر و در بعضی رسانه های خارجی به آن لقب "قتلگاه پرندگان" دادند.

مازندران با داشتن تالاب های بین المللی میانکاله و چندین تالاب محلی چون سرخرود و لپو و ۸۰۰ آببندان همه ساله میزبان حدود ۱۳۰ تا ۱۵۰ گونه از پرندگان مهاجر زمستان و بهار گذر با جمعیت ۱.۵ میلیونی است که طبق آمار اعلامی از سوی فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور سالانه یک پنجم از این پرندگان به صورت غیر مجاز شکار می شوند.

در مازندران براساس آمار غیر رسمی حدود ۲۰  هزار قبضه تفنگ شکاری دارای مجوز وجود دارد که پیش بینی می شود با احتساب تفنگ های غیر مجاز این آمار به ۱۰۰ هزار قبضه نیز برسد. طبق آمار محیط زیست مازندران فقط در سال گذشته تعداد شکار غیرمجاز انجام شده توسط تفنگداران بدون پروانه نسبت به مجازها سه برابر بود .

اگر چه محیط بانان و حافظان طبیعت با برخورد گاه و بیگاه خود با شکارچیان متخلف به دنبال کاهش اثرات مخرب ناشی از شکار هستند، ولی کمبود نیرو، وسعت زیاد مناطق حفاظتی ، وجود بازارهایی با سود بالا برای خرید گوشت پرندگان در بازارهای محلی و بیرون از استان بخصوص در رستوران ها و تاسف بار تر از همه حمایت بخشی از مردم بومی منطقه از شکار سبب می شود تا تخلفات زیست محیطی رشد قارچی داشته باشد.

چند سال پیش نشریه معتبر ساینس، آماری تكان‌دهنده از كشتار پرندگان مهاجر در تالاب‌های فریدونكنار منتشر كرد: «یك میلیون پرنده مهاجر در فصل مهاجرت فقط در یك نقطه از ایران كشته می‌شوند؛ به‌عبارتی، افراد محلی روزانه جان 3000 پرنده را می‌گیرند.» آبگیرهای فریدونكنار، اِزباران و سرخ‌رود، قتلگاه پرندگان مهاجرند و بدنامی‌شان اینك از مرزهای ایران نیز فراتر رفته است.

شوربختانه ایران در زمینه پرنده‌ کشی در جهان رتبه دوم را دارد و بنابه آمار موجود بیش از ۳۰ درصد پرندگان مهاجر به کشور شکار می‌شوند. از ۱۰ هزار گونه پرنده موجود در جهان، تنها ۵۵۰ گونه در ایران زندگی می‌کنند که از این تعداد نیز نزدیک به ۷۰ درصد، پرندگان مهاجر هستند.

در خصوص آمار شکار در استان مازندران نیز اطلاعات دقیقی در دست نیست اما  در سال گذشته ۲ هزار شکارچی غیر مجاز در هنگام شکار در مناطق حفاظتی و شکار ممنوع استان دستگیر شدند.

متاسفانه در چند سال گذشته با وجود برخورد شدید محیطزیست و برخی دستگاههای نظارتی دیگر با شکارچیان غیرمجاز ، همچنان شکار پرندگان وحشی مهاجر در صدر تخلفات زیست محیطی در استان مازندران قرار دارد و تاکنون راهکارهای برای کاهش شکار و حفاظت از پرندگان به خصوص گونه های تحت حفاظت و انقراض نیز به دلیل مقطعی بودن برخوردها و کناره گیری برخی  دستگاههای نظارتی در میانه راه چندان موفقیت آمیر نبود.

در راستای همین تلاش ها مدتی قبل محیط زیست مازندران در اطلاعیه ای اعلام کرده بود "هرگونه تیراندازی و شکار در عرصه‌های جنگلی شمال کشور برای حراست از گونه‌های متنوع حیات وحش به مدت پنج سال ممنوع شده است."

در این رابطه باید گفت که هرچند این دست اقدامات برای حفظ همین گونه های موجود حیات وحش مازندران ضروری به نظر می رسد اما بدون شک مکفی نیست. تالاب ها و صحراها از دیگر مکان های مورد علاقه شکارچیان است که در این سال ها با نظارت محدود روی آن ها تبدیل به بهشت شکارچیان غیرمجاز در استان نیز شده است و با وجود اینکه بر اساس ماده ۲۵ قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز ، شکار هرگونه پرنده وحشی مهاجر یا بومی و خرید و فروش زنده یا کشته آن ممنوع است، اما شکار و فروش لاشه پرندگان مهاجر به تجارتی پرسود در یک دهه اخیر تبدیل شده است که حتی توسط مسئولان استانی نیز دیگر قابل کنترل نیست.

یکی از روش های جلوگیری از شکار و فروش پرندگان وحشی مهاجر در دنیا وضع جریمه های سنگین است تا شکارچیان و تجار این حوزه را منصرف کند. اما به دلیل عدم همخوانی میزان جریمه نقدی و غیرنقدی شکار پرندگان با نرخ فروش آنها در بازار، باعث شده همواره این مسئله در ایران و بخصوص مازندران نتیجه ای دربر نداشته و نتوانسته مانع شکار شود. به عبارتی هرچند که در سال گذشته جریمه های شکار افزایش 50 تا 100 درصدی را تجربه کرد اما این ارقام در برابر میزان افزایش قیمت گوشت پرندگان ناچیز محسوب می شود و نمی تواند بازدارندگی لازم در این زمینه را ایجاد نماید.

برای مثال جریمه برخی از آنها که بیشترین شکار و فروش در مازندران را به خود اختصاص می دهند عبارت اند از انواع حواصیل ۳۰۰ هزار تومان ، کبک ، چنگر نوک سرخ ، اردک تاجدار  و اردک چشم طلایی که ۳۰۰ هزار تومان تعیین شده است. همچنین برای شکار انواع خوتکا ، غاز خاکستری، انواع مرغابی ها و چنگر که به وفور در بازار پرندگان مازندران یافت می‌شود  ۱۵۰ هزار تومان جریمه در نظر گرفته شد.

مصداق های فراوانی در گذشته از بی تاثیری چنین تصمیماتی وجود دارد؛ به عنوان مثال به رغم وجود موارد متعدد از کشتار پلنگ، یکی از شاخص ترین گونه های بومی حیات وحش کشور که حالا رفته رفته با تهدید انقراض روبه رو می شود، تاکنون حتی یکی از متهمان به پرداخت جریمه ۸۰ میلیون تومانی کشتار پلنگ محکوم نشده اند. دلیل این عدم محکومیت، عموما جریمه سنگین شکار پلنگ و بضاعت اندک متهمان که عموما کشاورزان و دامداران منطقه هستند تلقی می شود؛ کشاورزانی که به جای هزینه کردن برای ایمن سازی مزارع در برابر ورود گراز، در داخل جنگل، تله سیمی نصب می کنند و علاوه بر گراز، مرگی دردناک را برای سایر گونه های حیات وحش از قبیل خرس و پلنگ رقم می زنند یا دامدارانی که بدون پروانه چرا و بدون پرداخت حق بیمه دام هایشان و حتی بدون به کارگیری چوپان، گله هایشان را به زیستگاه حیات وحش وارد کرده و به منظور حفاظت از آنها با استفاده از تله فلزی، اسلحه و حتی سنگ و چوب، گونه های ارزشمندی چون پلنگ را از پای درمی آورند اما دلسوزی در حق این متهمان به رواج قانون گریزی در منطقه و گسترش تخلفات محیط زیستی به ویژه کشتار وحوش منجر شده و در صورت عدم تغییر رویه، سرنوشت تلخ ببر مازندران و شیر ایرانی یعنی انقراض را برای سایر گونه های حیات وحش هم رقم خواهد زد.

این اعمال نشان از گسترش فرهنگ سودجویی از منابع طبیعی و سواستفاده از سرمایه های ملی در بین این قشر از جامعه دارد. افرادی که در نظرسنجی ها دلایل علاقه خود به شکار را اغلب ورزش یا تفریح بیان می کنند اما رفته رفته سود حاصل از این کار آنان را به قاتلین این جانواران بی دفاع تبدیل می کند.

در آخر همانطور که گفته شد افزایش جریمه های صید و شکار و یا تمدید ممنوعیت آن در جنگلهای مازندران به تنهایی نمی تواند در کاهش وقوع این تخلف موثر باشد و در این خصوص نیازمند به همکاری قوه قضاییه برای پیگیری جدی پرونده های مربوط هستیم. اتفاقی که البته در سال های اخیر روند آن بهتر شده است و کمتر مانند گذشته شاهد هستیم که شکارچیان غیرمجاز در دادسراهای کشور تبرئه شوند و چالش های یگان حفاظت با دستگاه قضایی در این زمینه کمتر شده است.

اما در کنار بالا رفتن مبلغ ضرر و زیان گونه های حیات وحش و قاطعیت دستگاه قضا در برخورد با شکارچیان غیرمجاز، افزایش مشارکت و همراهی مردم با یگان حفاظت محیط زیست مهم ترین راهکاری است که می تواند در کاهش آمار شکار غیرمجاز موثر باشد. در این زمینه یگان حفاظت با توجه به تعداد محدود نیروهایی که در اختیار دارد، به همکاری هموطنان نیازمند است تا شکارچیان متخلف در زیستگاه های گوناگون احساس امنیت نکنند و از این که هر کدام از شهروندان این کشور شاهد وقوع تخلف آنها باشد، احساس ترس داشته باشند. بنابراین برای این که طبیعتی عاری از شکار و صید غیرمجاز داشته باشیم، بیش از هرچیز به این نیاز داریم که هر ایرانی یک محیط بان باشد.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال