امروز : دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ساعت : ۵:۳۸ AM
یادداشت روز عبارت
نقدی بر عملکرد ضعیف رئیس اداره روابط عمومی استانداری مازندران؛

«هولدن کالفیلد» و احمد مظفری /گوشی دستت نیست آقای رئیس!

احمد مظفری - سایت عبارت
    -     کد خبر: 7740
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۶/۲۶|۲۲:۴۰
هومن حکیمی: شاید قیاس مع‌الفارق به نظر بیاید اما اگر روزی خواستید هولدن کالفیلد رسانه‌های مازندران باشید به من اطلاع دهید تا یک نسخه از این کتاب را به شما قرض بدهم. شماره‌ام را که حتما دارید جناب آقای مظفری؟!

عبارت ـ هومن حکیمی: کسی یک مدیر روابط عمومی را می‌شناسد که مثلا در طول مدت چهار تا پنج سال به یک یا چند سردبیر یا مدیرمسئول نشریات یا سایت‌های مجازی که اتفاقا مرتبط با حوزه‌ی فعالیتش نیز هستند زنگ نزده باشد؟ جویای احوالشان که نه، دست‌کم درباره‌ی کار مطبوعاتیشان هم حرف نزده باشد؟ اصلا برایش مهم نباشد که آن رسانه مانیفستش چیست، اعتقادش چیست، دردش چیست؟

من یک نفر را می‌شناسم. نامش «احمد مظفری» و رئیس اداره روابط عمومی استانداری مازندران است. یعنی یکی از مهم‌ترین وجوه کارش ارتباط مستمر با رسانه‌های استان است و جزو ویژگی‌های کارش هم باید این باشد که برایش منتقد یا موافق بودن آن رسانه با نهاد مرتبط با کارش مهم نباشد. باید فراجناحی و فراسلیقه‌ای عمل کند، حتی اگر - روی این اگر تاکید می‌کنم - رسانه‌ی موردنظر به زعم وی منتقد استانداری باشد.

دقت کنید، تازه و در بهترین وجه، منتقد استانداری و نه منتقد شخص آقای مظفری. من  حدود پنج سال است  که در مازندران مشغول به فعالیت رسانه‌ای هستم. در خیلی جاهای کشور هم شاهد بوده‌ام که برخی مدیران برخی از رسانه‌ها را برنمی‌تابند. این البته تنها مربوط به ایران هم نمی‌شود اما تا این حد بی‌تفاوتی و سهل‌انگارانه رفتار کردن، آن هم از جانب فردی که مسئولیتی مهم در استانداری مازندران دارد، نسبت به مطبوعات و رسانه‌های استان جای شگفتی دارد. حالا اینجا نمی‌خواهم وارد بحث گزینشی رفتار کردن این مدیر محترم درباره‌ی رسانه‌های مازندران بشوم که خود حکایتی مفصل است، اما برایم جالب است که ایشان در طی این مدت تنها یک‌بار با من تماس گرفتند، آن هم زمانی که یکی از تیترهای نشریه‌ی ما مورد قبولشان واقع نشده بود! و البته بسی جای خوشبختی است که همان تیتر موردنظر باعث شد تا من سعادت داشته باشم و یکی دوساعتی به شکل حضوری با مدیر روابط عمومی استانداری مازندران همکلام شوم.

در این بازه‌ی زمانی حدود چهارساله که تیم جدید مدیریتی در استانداری مازندران حضور دارند، به دفعات شاهد سلیقه‌ای رفتار کردن آنها با رسانه‌های استان بوده‌ایم. در دعوت از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران برای حضور در جلسات خاص گرفته تا به‌طور‌کلی نحوه‌ی تعامل با آنها که این مسئله فرسنگ‌ها فاصله دارد با شعار تدبیر و امید دولتی که این دوستان وامدار آن هستند. مفهوم «روابط عمومی» کاملا در نامش هویدا است؛ ایجاد روابط حسنه و حرفه‌ای با عمومی که شامل حوزه‌ی کاری مرتبط هستند.

منظورم این نیست که آقای مظفری حق مخالفت با دیدگاه برخی از رسانه‌ها را ندارد که اتفاقا منظورم این است که ایشان می‌بایست از دیدگاه‌های به‌زعم خود اشتباه انتقاد و از اهداف و برنامه‌هایش دفاع کند، ولی این مسئله تنها با ایجاد ارتباط میسر خواهد شد نه با جزیره‌ای رفتار کردن و منتقدان را از خود راندن. و نه با جواب تلفن‌های برخی را ندادن. اصلا یک سوال واضح از این مدیر روابط عمومی غیرقابل دسترس دارم؛ آقای مظفری! برای شما تالیفی بودن و تولید محتوا کردن یک نشریه‌ی محلی چه ارزش و جایگاهی دارد؟ البته که منظورم در این دوره و زمانه‌ای که اغلب، معنای ارزش و جایگاه را تنها در مسائل مالی و گرفتن رپرتاژ آگهی می‌بینند، به هیچ وجه چنین چیزی نیست ولی واقعا رسانه‌های مولف؛ ولو منتقد، از نظر شما که قاعدتا در این کار حرفه‌ای هستید، چه نقشی دارند؟ شمایی که منتقد هشت سال فضای بسته‌ی مطبوعاتی در دولت‌های قبلی بودید، در زمان خودتان چه تلاشی برای ایجاد فضای بهتر و بازتر؛ دست‌کم در حوزه‌ی اختیاراتتان انجام داده‌اید؟

شخصیت «هولدن کالفیلد» در رمان بی‌نظیر «ناتورِ دشت» - دقت کنید و با کسره‌ی زیر «ر» بخوانید - یک شخصیت ماندگار جذاب در دنیای ادبیات است و خودش را نگاهبان یک دشت تقریبا خیالی می‌داند. شخصیتی با رفتاری خلاف قاعده اما دلنشین. آقای مظفری، نمی‌دانم این رمان را خوانده‌اید یا نه ولی به نظرم شما هم به نوعی و براساس وظیفه‌ی سازمانی‌تان باید ناتورِ دشت رسانه‌های مازندران باشید. به نظرتان هستید؟ اصلا دلتان می‌خواهد که باشید؟ یا دلخوشید به یک سری نشست‌ها و گفتارهای کلیشه‌ای که خیلی‌ها قبل از شما برگزار کردند و گفتند و خیلی‌ها بعد از شما هم برگزار خواهند کرد و خواهند گفت که هرگز هم نتیجه‌ی مثبتی به همراه نداشته و نخواهد داشت.

حالا شاید قیاس مع‌الفارق به نظر بیاید اما اگر روزی خواستید هولدن کالفیلد رسانه‌های مازندران باشید به من اطلاع دهید تا یک نسخه از این کتاب را به شما قرض بدهم. شماره‌ام را که حتما دارید جناب آقای مظفری؟!

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

مهدی
سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۹
سلام هومن خان. نبوغت قابل ستایشه.البته اینجا کسی از این انتقادها ککش هم نمیگزه ولی ادامه بده به نوشتن. لدت بردم.
مهدی آشنا
یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۴:۳۴
سلام و علیکم ؛ آقای نویسنده ی عزیز ؛ امید وارم که دست دوستی و برادری که شما از زبان یک شخصیت ادبی زدید ، و به نوع او را فهماندید و متوجه ساختید که بخاطر آینده دولت تدبیر و امید هم که شده ؛ دیگر بیشتر از این به بیراه نره ؛ که اول دودش به چشم مردم بیچاره که امید به تدبیرهای دولت داشتند، نره ؛ و دوم اینکه آقای حاج احمد مظفری عزیز راهی که تو می روی به گرجستان است ؛ اقای مظفری این مقاله نیست؛ این یک راهکار ادبی در جهت تبیین شدن افکار بسته شما به رسانه هاست؛ آقای مظفری عزیز همراهانتان را جا نگذار؛ ما را زدوستان دست یاری خواستیم ؛ هدف ما یکی است و آن این است که دولت دست نا اهلان نیفتد (مهدی آشنا)
حرف راست از دل ما زدید
یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۴:۰۴
متاسفانه آقای مورد نظر ؛ از حوزه روابط عمومی و وظایف آن کاملا" خارج زده که نه برای خود و زیر مجموع و دولت خویش تدبیری چاره کرده و مردم که نتایج انتخابات آتی ریاست جمهوری را تبیین می کنند ،؛ امید را در این دولت از دست داده اند و مطمن باشید که پس از سی سال انقلاب شکوهمنده جمهوری اسلامی ایران ؛ دولت تدبیر و امید ؛ نخستین دولتی خواهد بود که مردم جواب نه ؛ خواهند گفت ؛ غیره از اینکه با ز آیت ا... هاشمی رفسنجانی تمام قد لخت شود و پای به میدان بگذارد که ؛ بعید می رسد مردم به دولتی که به آنان پشت کرده است و فقط درصدد بزرگ کردن نیروهای خود در حوزه شخصی هستند ؛ که امثال اینو آدم ها هم کم نیست ؛ پای صندوق به این دولت و حسن روحانی رای دهند؛ خداحافظ دولت تدبیر و امید
لیلا
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۱
بسیار بسیار عالی نوشتید آقای حکیمی ....کاش تلنگری بشه برای به خود اومدن..که معمولا هم ابنطور نخواهد بود و همیشه توجیه برای کارهاا وجود داره ...قلمتون همیشه پایدار
شیوا
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۳
مرسی آقای حکیمی. مـثل همیشه عالی. شاید این مطلب باعث بشه این دوستمون بالاخره دست به قلم بشن ((:
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۸
مرحبا اقای حکیمی. خیلی خوب نوشتید. ساده روان و محترمانه. خسته نباشی
خبرنگاری از رامسر
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۷
حرف دل مارو زدید همکار رسانه ای محترم
م
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۷
وقتی آدم انسانهایی بدون تخصص را دور خودش جمع کنه همین میشه. فلاح خودش خوبه ولی اطرافیانش نه
خبرنگار
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۶
عالی بود عبارت جان عااااالی
ترابیان
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۵
خیلی خوب نوشتید اقای حکیمی استانداری مازندران اگر دستاوردی هم داشته باشه که بعید میدونم به واسطه همین روابط عمومی و از طریق رسانه ها باید اون رو انعکاس بده. دلم برای اقای فلاح میسوزه با این اطرافیانش