امروز : سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت : ۱:۲۶ AM
اختصاصی«عبارت»
به بهانه هفتاد و ششمین سالروز میلاد استاد «محمدرضاشجریان»

نگاهی دقیق به زمینه و زمانه خسرو ‌آواز ایران/از سیاوش بیدگانی تا محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان-سایت عبارت
    -     کد خبر: 7797
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۷/۱|۰۸:۲۴
در همین سال و در مراسم درگذشت مادرش، پس از ۳۰ سال، دعای ربنا را دوباره خواند. شجریان اکنون به همراه پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی می‌پردازد.

عبارت ـ گروه فرهنگ و هنر/ بهزاد مقوم: تولد یک کودک در نخستین روز پاییز 1319 در مشهد مقدس، چه با نام "محمد رضا شجریان" و چه "سیاوش بیدگانی" لطف الهی برای دوستداران هنر آواز اصیل ایران زمین بوده است.
هرگز در مخلیه انسان های نیم قرن گذشته نمی گنجید که کسب عنوان برتر در مسابقات قرآن کریم و سایر رقابت های فرهنگی هنری و حتی ورزشی توسط یک نوجوان منجر به ظهور هنرمندی شود که امروزه روز از او به عنوان استاد و گل سرسبد آواز ایرانی یاد می کنند.
آواز ایرانی که پیشینه ای درخشان و طلایی را در تاریخ موسیقی ایران به ثبت رسانده، اکنون با گذشت زمان و از دست دادن استادان بزرگ و تغییر و تحولات اجتماعی، دوران بی مهری را سپری می کند.
براستی اگر نبودند بزرگانی چون "ابوالحسن اقبال آذر"، "جلال تاج اصفهانی"، "اسماعیل ادیب خوانساری"، "محمود محمودی خوانساری"، "غلامحسین بنان"، "حسین قوامی"، "محمد رضا شجریان" و... شاید امروزه دیگر اثری از آواز ایرانی نمی ماند.
شهرت و محبوبیت استاد شجریان توضیح واضحات است اما رسیدن به این جایگاه از جمله مواردی است که در یک مقال نمی گنجد و باید از همه جوانب مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
تقسیم بندی هنر به هنر عامه پسند ( Popular Art ) و هنر متعالی ( Fine Art ) از مهم ترین مواردی است که در تشخیص جایگاه یک هنرمند باید بدان پرداخت و اگر بخواهیم در این عرصه به دنبال استاد شجریان بگردیم بی شک باید به سراغ هنر متعالی و حتی سنبل های آن برویم.
اما به رغم اینکه موسیقی شجریان، موسیقی نخبگان و موسیقی متعالی ارزیابی شده ، در عین حال در بین مردم هم رواج داشته و مورد پسند عامه نیز است و تقریبا در آرشیو هنری همه افراد با سلایق گوناگون جای دارد.
از سویی نصب پوستر هنرمندانی چون "علینقی وزیری"، "ابوالحسن صبا"، بنان و شجریان بلا استثنا در همه آموزشگاه های موسیقی کشورمان نشان از آموزش جدی هنر موسیقی در این مراکز دارد که امید است در عمل نیز چنین باشد.
شهرت شجریان و استقبال عمومی از هنر او نشانگر بازتاب خواسته ها و کنش های درونی مخاطبان است و این موقعیت را در طول سال های پس از انقلاب به رغم همه فراز و فرود ها حفظ کرده است.
طیف مخاطبان وی از یک گروه و طبقه اجتماعی فراتر است و نظیر او را تنها می توان در چند هنرمند انگشت شمار مشاهده کرد.
ناگفته پیدا است که تاثیر حضور شجریان در موسیقی سنتی ایرانی به افزایش مخاطبان این ژانر از هنر منجر شد ، چرا که بسیاری از جوانان کشورمان این موسیقی را مغایر با شور جوانی دانسته و از آن فاصله می گرفتند و بعضی نیز این موسیقی را غمگین و حتی گوش دادن به آن را عامل ابتلا به خطر افسرگی می دانستند.
اما امروزه چنانچه مشاهده می شود اغلب مخاطبان و شرکت کنندگان در کنسرت ها ی استاد شجریان، جوانند و برای رسیدن به این برنامه ها از نیروی جوانی مایه می گذارند.
شجریان آن هنگام که سخن از موسیقی، معنا و شعر به میان می آید، فضای احساسی و عاطفی خود را خلق می کند و با انتخاب شعر مناسب ، از موسیقی مدد می گیرد و تصویری ذهنی، مطابق با منظور و اندیشه خاص خود برای شنونده ترسیم می کند، صدایی که علاوه بر رعایت ردیف های آوازی و نوآوری ها و بدعت ها، به اصول اخلاقی شایسته منزلت هنرمند متعهد پای بند و میراث دار تبار بزرگان تاریخ موسیقی و آواز ایرانی است.
موسیقی ، سنبل غیر قابل انکار تاریخ، تمدن و فرهنگ ملت ها است و هر قوم هرچقدر هم از بیان گذشته خود پرهیز کند چون به این عرصه پای می نهد ، دیگر قادر به پرده پوشی نیست و نا خواسته بخشی از گذشته های خود را در قالب این هنر بیان می کند.
استاد شجریان اعتقاد دارد " موسیقی زبان مردم است و همواره باید در خدمت مردم باشد". او نخستین هنرمندی بود که برای خواندن آواز ایرانی از قالب های گذشته پافراتر نهاد و بجز استفاده از غزل های شاعرانی چون "حافظ"، "سعدی"،"مولوی"،"عراقی"، "صائب تبریزی"، "عطار نیشابوری " و ... ، از شعر نو شاعرانی چون " نیما یوشیج "، " اخوان ثالث " و " فریدون مشیری " بهره برد که "دار وک "( Dar Vak) ، " زمستان " و " پرکن پیاله را " از آن جمله هستند.
مردمی بودن از ویژگی های غیر قابل انکار این هنرمند و یکی از عوامل مهم در محبوبیت وی است و خود در این باره می گوید: من "استاد شجریان" را نمی شناسم و قبول ندارم و خودم را فقط به عنوان یک انسان معمولی و جزیی از مردم و شریک غم، رنج و شادی های آنان می شناسم.
حضور شجریان در نخستین ساعات وقوع بلایای طبیعی مانند زلزله " رودبار " و " بم " به ترتیب در سال های 1369و 1382و همدردی خالصانه و به دور از هرگونه ریا و تظاهر با مردم مصیبت زده ، از مواردی است که در کارنامه اجتماعی این هنرمند شهیر برای آیندگان ثبت خواهد شد و اینچنین بود که در کنسرت " همنوا با بم " به یاد هموطنان از دست رفته اینگونه آواز سر داد:
  "بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود ------ داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود " .


استاد شجریان در پیام تسلیتی که برای واقعه بم منتشر کرده بود ، با دلی مالامان از غم و اندوه خطاب به عموم هموطنان نوشته بود : این نخستین بار نیست که هم میهنان خود را در حادثه ای چنین خانمان سوز از دست می دهیم و چه تلخ می اندیشیم که آخرین بار هم نخواهد بود.
ایستادن در بلندای خرابه های ارگ بم با چشمان گریان ، نشان از عشق این هنرمند فرهیخته به فرهنگ و تاریخ کشورش دارد که ای کاش این صحنه در میان هزاران عکسی که از استاد گرفته شد ، وجود داشت.
باری ، عشق به استاد شجریان و هنرش را همچنین می توان در باجه های فروش بلیت کنسرت های وی به وضوح مشاهده کرد ، آنجا که مردم از اقصی نقاط کشور با تحمل زحمت و مرارت و هزینه های بسیار خود را به محل برگزاری کنسرت می رسانند و حاضرند با پرداخت ده ها برابر قیمت رسمی ، بلیت تهیه کرده و جایی برای خود در میان مستعمین استاد بیابند.
به طور طبیعی هجوم و ازدحام دوستداران صدای استاد شجریان برای شرکت در کنسرت هایش ، روایت هایی را در این باره نه تنها باور پذیر می کند بلکه عادی جلوه می دهد، مانند روایت آن مادری که گردنبند طلایش را فروخت تا برای فرزند معلولش بلیت شرکت در کنسرت استاد را تهیه کند و یا آقای کارمند یکی از ادارات شهرستان قم که با وام گرفتن دو میلیون و پانصد هزار ریالی از صندوق قرض الحسنه اداره اش ، هزینه تهیه بلیت و حضور در کنسرت استاد آواز ایران را فراهم کرد.

 


** شجریان از زبان خودش **


برای ورود به عرصه موسیقی زحمات و سختی های بسیاری را متحمل شدم و مواردی سر راهم بود که علاقه ای به راه یافتن در آن ها را نداشتم و نیز مسائلی در رادیو و تلویزیون وجود داشت که مزاحم کار من می شد.
برای معرفی خود به شورای موسیقی رادیو رفتم و اعضای شورا به تصور اینکه من خواهان حقوق و دستمزد هستم مرا رد کردند و نوازندگان نیز با بیان اینکه بچه های شهرستانی خارج می خوانند و ساز ما را خراب می کنند، از نواختن با من سر باز زدند.
زنده یاد " جواد بدیع زاده " که پیشتر کارم را شنیده بود مرا به نزد استاد " داوود پیرنیا " برد و ایشان پس از شنیدن صدایم اظهار خشنودی و رضایت کرد و فردای آن روز به دستور این هنرمند با سنتور روانشاد "رضا ورزنده " قطعاتی را در آواز افشاری با غزلی از حافظ تحت عنوان " ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم " خواندم که در قالب برگ سبز شماره 216 ضبط و در چهار ماه بعد در آذر 1345با نام "سیاوش بیدگانی" از رادیو پخش شد.
پدرم به عنوان یک چهره مذهبی در مشهد از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار بود لذا به احترام ایشان ترجیح دادم برای فعالیت موسیقایی از نام مستعار استفاده کنم.
99 برنامه گلها اجرا کردم و پس از اجرای نخستین برنامه زادگاهم را ترک و به تهران عزیمت کردم. همواره در خواندن تحت تاثیر پدرم بودم و او از آنجایی که در قرائت قرآن در مشهد همتا نداشتم، به من افتخار می کرد و از نقل مکانم به تهران بسیار ناراحت بود.
پس از درگذشت پدرم ، احساس کردم به او بدهکارم و از این بابت بشدت رنج می بردم لذا تصمیم گرفتم یک نوار مذهبی نیز منتشر کنم.
دو اتاق در قالب یک خانه محقر در خیابان جابری تهران اجاره و به اتفاق همسر و دو دخترم در آن زندگی می کردم و روزها در داخل کمد به خواندن می پرداختم و جمعه ها به کوه می رفتم.
تقریبا با تمام هنرمندان و استادان موسیقی کار کردم اما در کنار رابطه پدر و فرزندی که با استاد " احمد عبادی " داشتم، از مرحوم " جلیل شهناز " همیشه به عنوان موثرترین هنرمند در کارم یاد می کنم.
پخش موسیقی از رادیو و تلویزیون بر اساس خواسته کاباره داران بود و تنها سالی یک بار برای جشن هنر شیراز به سراغ هنرمندان بزرگ کشور می آمدند.
در هشت دوره از 11دوره جشن هنر شیراز برنامه اجرا کردم و بعد به دلیل اعتراض از شرکت در این رویداد سر باز زدم.
جشن هنر شیراز از سال 1346همه ساله در شهریور ماه با حضور هنرمندان ایرانی و خارجی در کنار مقبره حافظ اجرا می شد.

 


** موسیقی از دیدگاه شجریان **


استاد شجریان موسیقی را هنر متعالی می داند و معتقد است : همه هنرها وام دار موسیقی بوده و برای رسیدن به تعالی و بهتر جلوه کردن از آن بهره می گیرند.
وی با بیان اینکه موسیقی ایرانی قابلیت تعامل با هر ژانر از این هنر را دارد، بر این باور است : موسیقی کشور ما شناخته شده اما به دلیل عدم معرفی، فراگیر نشده است.
او با تاکید به افزایش همنوازی ها ، گفت : برای معرفی این هنر به جهانیان باید از متخصصان و کارشناسان خودمان استفاده کنیم.
استاد شجریان در باره ابداع و ساخت سازهایی از قبیل "ساغر"، "صراحی"، "شهرآشوب"، "کرشمه" و "تندر" هدف از این کار را ایجاد تنوع بیشتر و افزایش رنگ صداهای گوناگون در ارکستر عنوان کرد و یاد آور شد: از ساغر به جای "تار باس" و "رباب" و از صراحی به جای "ویولنسل" در ارکستر استفاده می شود.
از نگاه استاد شجریان ، مخاطبان محور و مهم ترین وجه اثرگذار در موسیقی هستند و به همین دلیل معتقد است که سلایق گوناگون مردم را باید در ارائه موسیقی در رسانه ها و کنسرت ها در نظر گرفت ، در عین حال  نباید آنقدر سطح موسیقی پایین بیاید که به ابتذال کشیده شود.
اما استاد در باره موسیقی ایده آل این چنین می گوید : موسیقی مطلوب من آن است که هم مردم بتوانند از آن بهره ببرند و هم مورد تایید اهل فن باشد.
یکی از ویژگی ها استاد آواز ایران بر خلاف بسیاری از اهالی موسیقی سنتی ایران ، توجه ویژه اش به نوآوری است و بر این اعتقاد است که نبود نوآوری عملا موجب محدودیت موسیقی و یا هر هنر دیگر می شود؛ " موسیقی ایرانی را باید فراگیر کرد و این کار با تنوع و گستردگی امکان پذیر است".
استاد شجریان می گوید : همواره می خواهم کاری عالی عرضه کنم و اگر موفق به انجام این کار شوم، این موسیقی مورد پسند مردم قرار می گیرد و در عین حال ارزش های موسیقایی خاص خود را دارد. تلاشم این نیست که موسیقی عامه پسند باشد برعکس من به معیار این هنر فکر می کنم تا به ارتقاء موسیقی کشورم بینجامد.
موسیقی از نگاه استاد شجریان یکی از ابزارهای مهم کمال انسان است و به اعتقاد او انسان بدون موسیقی به کمال نخواهد رسید. " هرچه موسیقی نیروی تفکر و اندیشه را بیشتر تقویت کند و نهادهای خفته را بیدار و رستخیزی در وجود انسانی به وجود آورد، فرایند بیشتری به سوی کمال داشته ، هدف عالی تری را دنبال کرده و بشر را به سوی کمال رهنمون می کند".

 


** شجریان ، سنت و اصالت **


استاد شجریان بین سنت و اصالت تفاوت قائل است و معتقد است : سنت بسته و ساکن اما اصالت گسترده و جاری است و می تواند سنت های متفاوتی را ارائه دهد.
وی می گوید : وقتی می گوییم موسیقی سنتی اجرا می کنیم یعنی ابتدا پیش درآمد نواخته می شود بعد یک نفر تکنوازی می کند و سپس آواز می آید و در پایان بایک تصنیف و رنگ Reng پایان می پذیرد که در این حالت آواز هم بر اساس همان ردیف دستگاه ها و مقام ها خوانده می شود. اما بر اساس اصالت می توانیم به عنوان مثال آواز سگاه و یا هر آواز دیگر را با فرم اجرایی جدید تری ارائه دهیم.
او با تاکید بر سنت شکنی به منظور بیان معنا، می افزاید : سنت تا آنجا که اجازه بیان معنا می دهد پایدار می ماند و وقتی این قالب تنگ شد و اجازه نداد که معنای زمانه ما بیان شود، باید آن را شکست.
استاد شجریان یادآور می شود : اگر قالبی اجازه نمی دهد که هنرمند ایده، منظور و احساسش را بیان کند، باید آن را کنار گذاشته و قالب هایی را برای انتقال حس زمانه انتخاب کرد.
وی اعتقاد دارد : موسیقی سنتی معطوف به مرجع است در حالی که موسیقی اصیل بیشتر به مخاطب و نیاز های روز توجه دارد. اما این روند همیشه وجود نداشته زیرا در طول تاریخ با محدودیت های زیادی رو به رو بوده و اجازه نیافت به سوی کمال سوق یابد.
استاد شجریان می گوید : چه بسا هنرمندانی که نتوانستند هنر خود را به صورت کامل عرضه کنند و با مرگ آنان بخشی از موسیقی ما به بایگانی پیوست و یا همراه مبدعشان دفن شد.
شجریان با اشاره به اینکه سنت شکنی همیشه مسیر مثبتی نداشته است و امکان دارد راه منفی را پیش گرفته باشد، اضافه می کند : بعضی از سنت شکنی ها مخرب و مانع کمال موسیقایی هستند.
این استاد آواز می گوید : سنت شکنی به معنای از بین بردن اصالت ها نیست بلکه با توجه به آنها باید سنت ها متحول شوند.
استاد شجریان تاکید می کند : در مورد شاگردان خود نیز چنین توقعی داشته و انتظار دارم با سنت شکنی از من پا فراتر بگذارند، زیرا در غیر این صورت در جا زده و در نهایت همان تکرار شجریانند.
وی با اشاره بر اینکه شاگردان باید از استادشان پیشی گیرند، معتقد است : متاسفانه امروزه شاگردان از استادشان عقب ترند که این امر برای آینده آواز ایرانی نگران کننده است.
او با نظر بعضی مبنی بر اینکه موسیقی ایرانی را برای تکامل باید با سایر موسیقی ملل در هم آمیخت سخت مخالف است و می گوید: نگرانم تا مبادا هویت موسیقی میهنمان از بین برود. ما ضمن حفظ این هنر و با ابزار خودمان باید پاسخگوی نیاز مردم نیز باشیم.
استاد شجریان با تاکید بر اینکه بر روی موسیقی اصیلمان سرمایه گذاری کنیم، یاد آور می شود : موسیقی ایرانی به حس درونی و سلیقه شنوندگان ایرانی نزدیکتر بوده و با تاریخ این سرزمین عجین شده است.
او سرمایه گذاری آموزشی را بسیار مهم ارزیابی و تاکید می کند : ما مدرسه موسیقی، دانشکده موسیقی و کلاس موسیقی به حد کافی نداریم و استاندارد آموزشی آموزشگاه هایمان نیز پایین است.

 


** زندگینامه شجریان **


محمدرضا شجریان، یکم مهر 1319 خورشیدی در مشهد زاده شد. خواندن را از خردسالی با لحن کودکانه آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش تحت تعلیم پدر که خود قاری برجسته قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد و در سال 1331 هنگامی که 12سال بیش نداشت برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن او از رادیو خراسان پخش شد.
وی در سال 1337 به رادیو خراسان رفت و در رشته آواز مشغول فعالیت شد. سپس به دعوت استاد "داوود پیرنیا" برای اجرای برنامه‌های گلها به تهران رفت در حدود یکصد برنامه از این سری شامل "گلهای رنگانگ"، "گلهای تازه"، "یک شاخه گل"، "گلهای جاویدان" و "برگ سبز" حضور یافت و به احترام پدر که بسیار متدین و از قاریان برجسته استان خراسان بود ترجیح داد تا از نام "سیاوش بیدگانی" استفاده کند.
در سال 1338 به دانشسرای مقدماتی در مشهد رفت و پس از دریافت دیپلم دانشسرای عالی، به استخدام آموزش و پرورش در آمد و به تدریس اشتغال یافت و در همان زمان نواختن سنتور را نزد "جلال اخباری" آموخت.
شجریان در سال 1340 با فرخنده گل افشان ازدواج کرد که حاصل آن سه دختر و یک پسر (همایون) بود.
او در سال 1346 به تهران رفت و با استاد "احمد عبادی" آشنا شد و از سال 1346 در کلاس استاد "اسماعیل مهرتاش" شرکت نمود. همچنین برای آموختن خوشنویسی در انجمن خوشنویسان نزد ابراهیم بوذری رفت. از سال 1347، خوشنویسی را نزد استاد "حسن میرخانی" ادامه داد و در سال 1349 درجه ممتاز را در خوشنویسی به دست آورد.
شجریان تا سال 1350 با نام مستعار "سیاوش بیدکانی" با رادیو همکاری می‌کرد، ولی بعد از آن از نام خود استفاده کرد.
وی همچنین در 1350 با استاد "فرامرز پایور" آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف‌های آوازی را نزد وی دنبال کرد.
استاد شجریان در سال 1351 در برنامه گلها با "نورعلی خان برومند" آشنا شد و به آموختن شیوه آوازی "حسین طاهرزاده" نزد او پرداخت.
وی از سال 1352 نزد "عبدالله دوامی" کلیه ردیف‌های موسیقی و شیوه‌های تصنیف‌خوانی را فرا گرفت. در همین سال به همراه گروهی از هنرمندان چون "محمدرضا لطفی"، "ناصر فرهنگ‌فر"، "حسین علیزاده"، "جلال ذوالفنون" و "داوود گنجه‌ای" مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی " داریوش صفوت " بنا نهاد.
استاد شجریان شیوه‌های آوازی " اقبال‌السلطان "، "تاج اصفهانی"، "میرزا ظلی"، "ادیب خوانساری"، "حسین قوامی" و "غلامحسین بنان" را روی صفحات و نوارها به‌دقت دنبال کرد. از سال 1354، تدریس هنرجویان را در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1358 با تعطیلی این رشته کار تدریس خود را پایان داد.
وی در سال 1357 به‌همراه "هوشنگ ابتهاج" (سایه) و برخی هنرمندان دیگر از رادیو کناره‌گیری کرد. شجریان در اسفندماه سال 1356شرکت دل‌آواز را بنیان‌گذاری کرد. همچنین در سال 1356 در مسابقه تلاوت قرآن کشوری رتبه نخست را به دست آورد.
شجریان در 1357 چندین سرود میهنی و انقلابی اجرا کرد و همانند بسیاری از هنرمندان آن زمان همکاری خود را با سازمان‌های دولتی ادامه نداد. او در آن زمان با " کانون چاووش " که زیر نظر هوشنگ ابتهاج فعالیت داشت، همکاری می کرد.
وی در آن زمان به همراه "شهرام ناظری" چند آلبوم مشترک اجرا و به بازار عرضه کرد که محتوای آن ها بیشتر انقلابی بود. از میان آلبوم های مشترک شجریان و ناظری می توان به چاووش 7 اشاره کرد.
تصنیف معروف سپیده با شعر " ایران ای سرای امید " در همان دوران اجرا شد. او از آن زمان به بعد در خانه به تحقیق و تدوین ردیف‌های آوازی پرداخته و به آموزش شاگردان قدیمی‌اش همت گماشت.
شجریان در فاصله سال‌های دهه شصت همکاری گسترده‌ای را با "پرویز مشکاتیان" آغاز کرد که حاصل آن آلبوم‌هایی چون بیداد، آستان جانان، سر عشق (ماهور)، نوا، دستان، گنبد مینا و جان عشاق بود. در این سال‌ها به همراه گروه عارف به سرپرستی مشکاتیان کنسرت‌هایی را در خارج از ایران هم اجرا کرد.
استاد آواز ایران پس از سال 1368 به همراه "داریوش پیرنیاکان" و "جمشید عندلیبی" به اجرای کنسرت در آمریکا و اروپا پرداخت. این گروه در سال بعد، کنسرت‌هایی را برای جمع‌ آوری کمک مردم دنیا به زلزله‌زدگان رودبار اجرا کرد. آلبوم‌های دل مجنون، سرو چمان، یاد ایام و آسمان عشق با همکاری گروه آوا و نیز دلشدگان با آهنگسازی حسین علیزاده در این سال‌ها منتشر شد.
شجریان در سال 1374 کنسرت‌هایی در شهرهای اصفهان، شیراز، ساری، کرمان و سنندج اجرا کرد و در همین سال، آلبوم چشمه نوش را با محمدرضا لطفی و مدتی بعد، در خیال را با همکاری مجید درخشانی منتشر نمود. وی در سال 1377، آلبوم شب، سکوت، کویر را با آهنگسازی "کیهان کلهر" منتشر کرد.
این استاد در سال 1378 جایزه پیکاسو را از طرف سازمان یونسکو دریافت کرد. از سال 1379 با حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرش همایون به اجرای کنسرت پرداخت که حاصل آن آلبوم‌های زمستان است، بی تو به سر نمی‌شود، فریاد، ساز خاموش و سرود مهر بود. در زمستان سال 1382، به همراه همین گروه برای کمک به زلزله‌زدگان بم کنسرتی در تهران با نام هم‌نوا با بم اجرا کرد.
از سال 1386، شجریان به همکاری با گروه آوا پرداخت و کنسرت‌هایی در تهران، اصفهان، اروپا، آمریکا و کانادا اجرا کرد. در این دوران دو اثر به نام‌های غوغای عشق‌بازان (آلبوم صوتی) و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا (آلبوم تصویری) به همراه گروه آوا اجرا و به بازار عرضه شد.
در همین سال و در مراسم درگذشت مادرش، پس از 30 سال، دعای ربنا را دوباره خواند. شجریان اکنون به همراه پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی می‌پردازد.
محمدرضا شجریان در سال 1387 یک گروه موسیقی بنیان‌گذاری کرد و آن را به افتخار "جلیل شهناز" (نوازنده نامی تار)، گروه شهناز نامید. از جمله اعضای این گروه می‌توان به مژگان شجریان (دخترش) اشاره کرد. از آن زمان به بعد محمدرضا شجریان با این گروه فعالیت داشته است.
یکی از ویژگی‌های مهم این گروه موسیقی استفاده از سازهای ابداعی محمدرضا شجریان است که به دست خودش ساخته شده‌اند است.
در این مدت دو آلبوم صوتی رندان مست و مرغ خوش‌خوان و آلبوم تصویری کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی اجرا و به بازار عرضه شد.
استاد شجریان به همراه گروه شهناز در سال 1389 یک تور کنسرت جهانی برگزار کرد که دو مورد از این کنسرت‌ها منتشر شده‌اند. کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی که نامش دربالا آمده بود یکی از همین کنسرت هاست و اثر دیگر کنسرت در لندن می‌باشد و به صورت رسمی توسط بی‌بی‌سی پخش شد.
"مجید درخشانی" سرپرست گروه شهناز این دو کنسرت را از موفق ترین کنسرت‌های این گروه می‌داند و می گوید: تشکیل این گروه از نوازندگان جوان انتقاد بسیاری از اهالی موسیقی را در پی داشت زیرا آنان اعتقاد دارند شجریان با چنین جایگاه باید با پیشکسوتان به روی صحنه برود نه جوانان.
اما استاد شجریان ضمن اظهار رضایت از اعضای گروه عقیده دارد که باید فرصت کافی را برای رشد و تعالی جوانان در اختیارشان گذاشت.
شجریان پس از مدتی با برادران پورناظری (تهمورس پورناظری و سهراب پورناظری) همکاری کرد که حاصل آن آلبوم رنگ‌های تعالی است. البته این اثر به صورت رسمی منتشر نشده بلکه بر روی اینترنت پخش شد.
استاد شجریان بعد از آن همکاری با برادران پورناظری را قطع کرد و در سال 1393 یک بار دیگر به همراه گروه شهناز یک تور کنسرت جهانی برگزار می‌کند.
از شاگردان سرشناس استاد شجریان می توان از "حسام الدین سراج"، "قاسم رفعتی"، "همایون شجریان"، "ایرج بسطامی"، "محسن کرامتی"، "علی جهاندار"، "حمیدرضا نوربخش"، "علیرضا قربانی"، "سینا سرلک" و "مظفر شفیعی" نام برد.
"شهرام ناظری"، "علیرضا افتخاری" و "علی رستمیان" نیز مدتی نزد او ردیف‌های آوازی کار کرده‌اند.
گلبانگ، پیغام اهل راز، بیداد، آستان جانان، سرعشق، دستان، دود عود، سرو چمان، پیام نسیم، دل مجنون، خلوت گزیده، دل شدگان، آسمان عشق، یاد ایام، چشمه نوش، جان عشاق، گنبد مینا، ساز قصه گو، در خیال، عشق داند، رسوای دل، شب وصال، معنای هستی، چهره به چهره، شب، سکوت، کویر، آرام جان، تلاوت، آهنگ وفا، سروچمان، پیان نسیم و... از جمله آثار این استاد است.
وی در طول فعالیت هنریش با هنرمندان بسیاری همکاری کرد که از آن جمله می توان به استادان "علی تجویدی"، "حبیب الله بدیعی"، "رحمت الله بدیعی"، "پرویز یاحقی"، "همایون خرم"، "شاپور نیامان"، "اسدالله ملک"، "اصغر بهاری"، "حسن کسایی"، "محمد موسوی"، "فرامرز پایور"، "منصور صارمی"، "لطف الله مجد"، "احمد عبادی"، "جلیل شهناز"، "فرهنگ شریف"، "حسین علیزاده"، "محمدرضا لطفی"، "کیهان کلهر" و بسیاری دیگر اشاره کرد.

عبارت با اظهار خوشوقتی از بازگشت استاد بعد از دوره درمانی به ایران، آرزو می کند این حنجره تکرار نشدنی از شر مریضی خلاص شده و با زهم بر صحنه های موسیقیایی بدرخشد

 

استفاده از این مطلب با ذکر نام عبارت مجاز می باشد

 

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال

نظرات ارسال شده

محمد
شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۳۷
قلم استاد بهزاد مقوم شیرین است و خواندنش لذتبخش .
سالار
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۳
به امید سلامتی استاد آواز ایران
ناهید
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۵
ما با صدای شما زندگی کردیم استاد. برادرم مهران که 4 سال است به خارج رفته دیوانه شما بود. هنوز هم وقتی دلم برایش تنگ می شود بیداد شما را گوش می دهم. تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
احمد میری
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۵
تولدتون مبارک استاد جاااااان خدا سایه بلندتونو تا ایران و ایرانی هست بر سرمون حفط کنه.
شکیبافر
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۸
خداوند سایه خسرو آواز ایران رو از سرمون کم نکنه. استاد دوست داریییییییم
پورستار
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۸
خدا را شکر شیطان بزرگ حنجره ایران را از مرگ نجات داد، وگرنه به سرنوشت آقای سینمای ایران یعنی عباس کیارستمی بزرگ دچار می شد. واقعا مایه خجالت است که مردم از طریق صداوسیمای میلی از صدای این ابرمرد موسیقی کشورمان بی نصیب باشند. عبارت چرا کامنت آدمایی که حتی اسمشون هم علامت سوال رو منتشر می کنی. به نظرم نلباید هر کامنتی رو منتشر کرد، این به معنای دموکراسی نیست. ایشون به آقای شجریان توهین کرده که به نظرم به خانواده و تربیتش برمی گرده
امیرعلی حیدری
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۹
منظورتون از شیطان بزرگ چیه؟؟ امریکا یعنی؟ :)))
سالار.
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۴
پ.ن.پ منظورش عمه جان اقای استاد ده نمکیه :))))
؟؟؟
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۷
تو با این ادبیات بی ادبانه زنی؟ اوه اوه چه عصبی چه بی ادب ؟ چته ؟ دیگه ننجون کروبی هم میدونه بی بی سی أنگلستان دشمن ایرانه اصن أنگلستان دشمن ایران و ایرانیه حالا همین شجر جون شما رفته تو بغل اون وطن فروشای بخش فارسیش اون مصاحبه آبدار رو بر علیه کشورش انجام داده. دم این جمهوری اسلامی گرم که به مخالفین خودش اجازه زندگی تو بهترین نقاط کشورش رو میده. ضمناً از سرعت بالای جواب دادن به کامنت بنده معلوم شد که شیلا یکی از عوامل خود عبارته نه یکی از بیرون
روحی
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۱
لطفا این مطلب تخصصی رو به گند سیاست نکشید. اصلا شما خوندین که چه مراحلی رو طی کرده که تا شجریان بشه. حالا مظرش به یک عده فرق می کنه، بی دین که نیست قران و ربان خونده. تازه اگرم بی دین باشه قانون اساسی می گه می تونه تو ایران زندگی کنه. خیلی هم خوشحال شدیم که جمهوری اسلامی به مخالفاش اجازه زندگی در بهترین نقاط!!! رو می ده.
کروبیان ساروی
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۲
زرنگ خان بی جرعت اسمتو هم خجالت میکشی بنویسی نه؟ استاد انقدر کشته مرده و دلباخته داره که جواب تو بی شخصیت رو در لحظه بدن. برو خجالت بکش حیف ایرانی که به شماها بگن. ادمایی مث تو که اینجور با نفرت از مفاخر کشورش یاد میکنه عربه نه ایرانی. اونم نه عرب های عزیز کشورمون عرب مارمولک خور عربستان.
سالار
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۵
الان شما واقعا نفهمی یا خودتو زدی به نفهمی؟ مزخرف گفتن جاش اینجا نیست. حداقل به فرهنگ مملکتت احترام بذار
گروه موسیقی سوئیچ
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۲
دعای یک ملت پشت شماست. استاد. همیشه صدایت رسا و نامت جاودان. تولدتان مبارک
مهدوی
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۰
خداوند گروه های با استعداد و با شخصیت و هنرمندی مث شما روهم حفظ کنه
؟؟؟
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۹
حتی آدمی مث شجریان که استاد وطن فروشی و خسروی آواز بی بی سی فارسیه به احترام باباش که آدم مذهبی بود و برای اینکه وجهه مذهبی پدرش تو مشهد از بین نره با اسم مستعار تو رادیو کار می کرد. میفهمین برای حفظ حرمت بابای مذهبیش. اونوقت خاک بر سر بعضیا تو این مملکت که برای حریم امام رضا حرمت قائل نیستن.
شیلا
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۰
نمردیم و معنی وطن فروش رو هم فهمیدیم. وطن فروش کسایی هستن که با مزخرفات مدیریت جهان هرچی تو مملکت بود رو به باد دادن، جوونا رو به جایی رسوندن که مهاجرت به آرزوی همشون بدل شد. شماها اصلا شعور موسیقی رو ندارین و به طور کلی با زیبایی مخالفین . به نظرم باید یک رشته تو پزشکی بذارن به اسم «جراحی زشتی» اونموقع آدمایی شبیه تو که خدا روشکر تو مملکت زیاد نیستن تو صف وای میسن به عنوان الگوی جراحی و یک مدل طبیعی. برو دهنتو آب بکش وقتی درباره شجریان حرف می زنی
نوروزی
پنج شنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۸
حرف حساب شما دیوانه ها چیه؟ چطور می تونین صدایی به این زبایی رو بنشوین و کتمانش کنین. آقا این آدم یک نظرات اجتماعی و سیاسی هم داره دیگه. مگه واسه همین انقلاب نکردیم. انقلاب یعنی جذب مخالفان و افزایش تعداد موافقان. شنا اگه خیلی مردی پای مطالب سعید مرتضوی کامنت بذار
پربازدیدترین

وزیر آموزش و پرورش: در صورت ادامه تعطیلات، دانش آموزان مجازی آموزش می بینند

مردم در اولین مجلس گام دوم انقلاب به ائتلاف اصولگرایان اعتماد کردند/ این پیروزی شیرین و بزرگ را به رهبر معظم انقلاب اسلامی و همه منتخبین مردم تبریک می گوییم

وقتی دن کورلئونه باید برود جلو، بوق بزند! / دچار ویروس کرختی شده‌ایم

از اظهار ندامت خبرنگار به خاطر رای دادن به روحانی تا حمله شدید بنزینی به حسن نژاد

جیب خالی و پز عالی / چرا دیوار کوتاه CIS برای ما بلند است

لطفا به قانون و شعور مردم مازندران توهین نکنید! / مردم فریب این پروپاگاندا را نمیخورند / شک نکنید همین طرح باعث شکست شما خواهد شد

مدارک جنجالی و دردسر ساز مسئولین کشوری / از خاتمی و هاشمی تا رحیم مشایی و روحانی + عکس و جزئیات

دو نامزد قطعی اصلاح طلبان در استان کیستند / از رایزنی شیخ در شرق تا ترس از تکرار نفاق در نوشهر

قم با ۴۰ دقیقه در صدر است ، مازندرانی ها ۲۲ دقیقه در روز مطالعه می کنند / مردم اهل مطالعه اند ما بلد نیستیم نسخه بپیچیم / با اعلام این اعداد به مردم ظلم می کنیم / عرق شرم بر پیشانی مردم یا مسئولان؟

رئیس سازمان جنگل‌ها بازداشت شده است؟

آرشیو